زبانشناسی
سید حسین پیری؛ محمد دبیرمقدم؛ ویدا شقاقی؛ مجتبی منشی زاده
چکیده
زبان فارسی جزو زبانهای فعلپایانی است. بند در فارسی، مانند زبانهای دیگر، علاوهبر عناصر اصلی، عناصر غیراصلی نیز دارد که نبود آنها بند را غیردستوری نمیکند. در پژوهش حاضر، سعی شده است تا وضعیت جایگاه پسافعلی عناصر غیراصلی بند در سیاق محاورهای در پیکرة منتخب شامل رمانهای «مربای شیرین»، «دا»، «چراغها ...
بیشتر
زبان فارسی جزو زبانهای فعلپایانی است. بند در فارسی، مانند زبانهای دیگر، علاوهبر عناصر اصلی، عناصر غیراصلی نیز دارد که نبود آنها بند را غیردستوری نمیکند. در پژوهش حاضر، سعی شده است تا وضعیت جایگاه پسافعلی عناصر غیراصلی بند در سیاق محاورهای در پیکرة منتخب شامل رمانهای «مربای شیرین»، «دا»، «چراغها را من خاموش میکنم» و «خمره» مطالعه شود و به عوامل ناظر بر قرارگیری این عناصر در جایگاه قبل و بعد از فعل پرداخته شود. به این منظور، از تعداد کل 9105 بند در پیکره، تعداد 893 مورد جمعآوری گردید که عناصر غیراصلی در آنها به جایگاه پسافعلی مقلوب شده بودند. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که در پیکرة مطالعهشده تنها افزودههای مکانی و مقصد در جایگاه پسافعلی قرارگرفتهاند و این جایگاه بهطور عمده جایگاه اطلاع مفروض و غیرتأکیدی است. همچنین، حذف پیشاضافه ویژگی جایگاه پسافعلی است که بیشتر همراه با افزودۀ مکانی مشاهده میشود. قرارگرفتن این افزودهها قبل و بعد از فعل در پیکره اتفاقی نیست و عواملی از قبیل نوع سیاق متن، نوع فعل، وجود یا نبود تأکید، تعداد افزودههای موجود در بند، تأکید بر عناصر دیگر بند، نوع بند و در نهایت، نوع افزودۀ مقصد و مکانی برآن ناظر است. علاوهبر این، عناصر اصلی بند در پیکرة مطالعهشده در جایگاه پسافعلی قرار گرفتهاند.
زبانشناسی
محمدمهدی زمانی؛ سمیه آقابابایی؛ نعمت الله ایران زاده
چکیده
با توجه به اهمیت آثار ادبی فارسی در مطالعات زبانشناختی، مطالعۀ آثار علمیای که برای معرفی یا نقد آثار ادبی فارسی برجسته تألیف شدهاند، قابلتوجه است. البته، این آثار علمی در موارد بسیاری بهسبب اشکال در کاربرد گونۀ علمی زبان فارسی از هدف خود، یعنی شناساندن آثار ادبی مهم، دور شدهاند. پژوهش حاضر به مطالعۀ کاربرد زبان علم ...
بیشتر
با توجه به اهمیت آثار ادبی فارسی در مطالعات زبانشناختی، مطالعۀ آثار علمیای که برای معرفی یا نقد آثار ادبی فارسی برجسته تألیف شدهاند، قابلتوجه است. البته، این آثار علمی در موارد بسیاری بهسبب اشکال در کاربرد گونۀ علمی زبان فارسی از هدف خود، یعنی شناساندن آثار ادبی مهم، دور شدهاند. پژوهش حاضر به مطالعۀ کاربرد زبان علم در آثاری از مؤید شیرازی، پورنامداریان، زرینکوب و خرمشاهی میپردازد که به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی در سالهای 1360 تا 1370 انتخاب شدند. این پژوهش بر آن است که به این پرسش پاسخ دهد که چه اشکالاتی در کاربرد زبان علم در پژوهشهای ادبی فارسی وجود دارد. بدین منظور، پژوهشگران با ترکیب جنبههایی از روش تحقیق کیفی و کمّی به استخراج اشکالات مختلف از خود این آثار میپردازند و گسترۀ این موارد را نشان میدهند. بررسی این آثار نشان میدهد که ویژگیهایی چون قاعدهکاهی معنایی، قاعدهکاهی زمانی، قاعدهکاهی سبکی، قاعدهافزایی، نقل از متون ادبی برای تقویت نقش ادبی زبان، تشبیه، کنایه، واژههای مبهم، حشو و داوری ارزشی در این آثار مشاهده میشود.
زبانشناسی
فاطمه بهرامی
چکیده
افعال ملکی بهرغم دوظرفیتی بودن، در مراتب بالای گذرایی نیستند؛ زیرا غیرکنشی بودن فعل و به تبعِ آن، نقش معنایی موضوعها که نه بر کنشگر و کنشپذیر، که بر مالک و مملوک دلالت دارند، از میزان گذرایی چنین افعالی بهشدت میکاهد. بازتاب این وضعیت در رمزگذاری روابط دستوری مشهود است؛ جستار حاضر نشان میدهد که در فارسی دو فعل ملکی ...
بیشتر
افعال ملکی بهرغم دوظرفیتی بودن، در مراتب بالای گذرایی نیستند؛ زیرا غیرکنشی بودن فعل و به تبعِ آن، نقش معنایی موضوعها که نه بر کنشگر و کنشپذیر، که بر مالک و مملوک دلالت دارند، از میزان گذرایی چنین افعالی بهشدت میکاهد. بازتاب این وضعیت در رمزگذاری روابط دستوری مشهود است؛ جستار حاضر نشان میدهد که در فارسی دو فعل ملکی «داشتن» و «بودن» فاعل و مفعول خود را به عنوان موضوعهای غیرسرنمونی تلقی کرده و آنها را به گونهای متفاوت در نظام حالت و مطابقه وارد میکنند و به این ترتیب، نشانداریِ معناییِ موضوعها در آینۀ ساخت نحوی منعکس میگردد. با توجه به اینکه سازمانبندی روابط دستوری در دو جملۀ متناظر ملکی نظیر «لقمان سه پسر داشت.» و «لقمان را سه پسر بود.» متفاوت است، ضروری مینماید تفاوت رفتاری این دو فعلِ مترادف از نظر معنا و متناظر از نظر ساخت موضوعی، اما نامتناظر از نظر روابط دستوری تبیین شود. پاسخ را میتوان در نقشهای معنایی غیرسرنمون موضوعهای نحوی یافت که اجازه میدهد هر یک از دو موضوع به صورت بالقوه امکان قرارگرفتن در جایگاه فاعل نحوی را بیابند. همچنین، تأثیر سلسلهمراتب نظامهای مطابقه و حالتنمایی که در جهت معکوس عمل میکنند، موجب میشود هر کدام از این افعال، یکی از ابزارهای مطابقه یا حالتنمایی را به عنوان راهکار ترجیحی برای رمزگذاری نشاندار ساخت برگزینند. رمزگذاری ناقص موضوعها نیز میتواند ابزار مکملی برای نشاندار کردن ساخت باشد.
زبانشناسی
عبدالخلیل تباسیده؛ ناهید یاراحمدزهی؛ مهدی صفایی قلاتی
چکیده
مسئلة پژوهش حاضر بررسی و توصیف انواع فعل مرکب انضمامی در بلوچی ساحلی رایج در جنوب بلوچستان ایران، بر اساس اجزای ساختاری و شیوة تشکیل آنهاست. بهاینمنظور، ابتدا افعال مرکب بلوچی ساحلی از جلد اول فرهنگ لغت بلوچی ـ فارسی جهاندیده گردآوری شده و سپس، با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته، با کمک مشارکانی از این گونۀ زبانی ...
بیشتر
مسئلة پژوهش حاضر بررسی و توصیف انواع فعل مرکب انضمامی در بلوچی ساحلی رایج در جنوب بلوچستان ایران، بر اساس اجزای ساختاری و شیوة تشکیل آنهاست. بهاینمنظور، ابتدا افعال مرکب بلوچی ساحلی از جلد اول فرهنگ لغت بلوچی ـ فارسی جهاندیده گردآوری شده و سپس، با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته، با کمک مشارکانی از این گونۀ زبانی بررسی و تحلیل شدهاند. نتایج بهدستآمده نشان داده که افعال حاصل از فرایند انضمام در بلوچی ساحلی لازم هستند و پس از انضمام، فعل هویت واژگانی و شفافیت معنایی خود را حفظ میکند. در این گونه از بلوچی نیز همانند فارسی، برخی از گروههای حرفاضافهای با نقش قید مکان به فعل منظم شده و در نتیجة این امر، حرفاضافه حذف میشود. بااینحال، ساختهای انضمامی در بلوچی در دو ویژگی اصلی با ساختهای انضمامی در فارسی تفاوت نشان داده و مانند فعلهای غیرانضمامی عمل میکنند؛ به این ترتیب که بهرغم حذف حرفاضافه، نشانگر حالت غیرفاعلی -a همچنان همراه اسم باقی میماند و نیز حضور ضمیرهای پیبستی فاعلی در میان اجزای فعل مرکب انضمامی باعث بدساختی جملات نمیشود. این امر میتواند نشانهای بر وجود نوعی دورة گذار از ساختهای غیرانضمامی به انضمامی در این زبان باشد.
زبانشناسی
شادی داوری
چکیده
فرایند «مقایسه»، عملکردی ذهنی است که از رهگذر آن، دو یا چند هستار به منظور کشف شباهتها و تفاوتهای میانشان به بوتۀ آزمایش کشیده میشوند. بر اساس مطالعات، بیان «مقایسه» بهعنوان ساختی دستوری، در زبانهای دنیا غالباً بر عهدۀ ساختهای صرفی است، با وجود این در بسیاری از زبانهای دنیا ساختهای نحوی فراوانی نیز، ...
بیشتر
فرایند «مقایسه»، عملکردی ذهنی است که از رهگذر آن، دو یا چند هستار به منظور کشف شباهتها و تفاوتهای میانشان به بوتۀ آزمایش کشیده میشوند. بر اساس مطالعات، بیان «مقایسه» بهعنوان ساختی دستوری، در زبانهای دنیا غالباً بر عهدۀ ساختهای صرفی است، با وجود این در بسیاری از زبانهای دنیا ساختهای نحوی فراوانی نیز، بیان این مفهوم دستوری را بر عهده دارند. در این مقال برآن بودیم تا بر اساس انگارۀ شناختی طرحوارههای رویداد هاینه، الگوهای زبانی بیان «ساخت برتر» در فارسی را به نمایش بگذاریم. ساخت «برتر»، یکی از زیرساختهای مفهوم مقایسه، ساختی است که از رهگذر آن، «بیش» یا «کم» بودگی یک هستار در دارابودن صفتی مشخص، نسبت به هستاری دیگر رمزگذاری میشود. در این انگاره، هشت طرحوارۀ رویداد منبع از جمله کنش، مکان، منبع، هدف، قطبیت، توالی، تشبیه و مبتدا برای بیان ساخت «برتر» معرفی شدهاند. دادههای فارسی حاکی از آنند که در بیان مفهوم «برتری» در فارسی، تمام هشت طرحوارۀ رویداد منبع از سوی گویشوران به خدمت گرفته میشوند. علاوهبرآن، مشاهده گردید که هفت طرحوارۀ منبع دیگر یعنی اندامواژه، معرفه، اضافی، حیوانات، محمول دوگانه، اصطلاحی و وجهی که در دیگر زبانهای دنیا مستند نشدهاند، در فارسی بیان ساخت برتر را برعهده دارند. این پژوهش نشان میدهد که مفهوم دستوری «برتری» حاصل دستوریشدگی ساختهای فوقالذکر است، چرا که در این روند تحول، آنگونه که بسیاری از نظریهپردازان دستوریشدگی بر آن معتقدند، ساختی مشتمل بر چند واژه (که میتوانند معانی واژگانی داشته باشند) برای بیان مفهومی دستوری و غیرواژگانی به خدمت گرفته میشود.
زبانشناسی
ایوب بادوام
چکیده
متون ادبی بازتاب باورها، فرهنگ و جهانبینی گذشتۀ یک ملت است. دشواری در درک و فهم این متون سبب بازنویسی آنها شده تا مفاهیم به خوانندگان امروزی به سادگی منتقل شود. ازاینرو، بررسی و نقد بازنویسیها، بهعنوان نمایندۀ متون اصلی، از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر این است که مشخص کند طرح نقد نظاممند ترجمۀ کورش صفوی که برای ...
بیشتر
متون ادبی بازتاب باورها، فرهنگ و جهانبینی گذشتۀ یک ملت است. دشواری در درک و فهم این متون سبب بازنویسی آنها شده تا مفاهیم به خوانندگان امروزی به سادگی منتقل شود. ازاینرو، بررسی و نقد بازنویسیها، بهعنوان نمایندۀ متون اصلی، از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر این است که مشخص کند طرح نقد نظاممند ترجمۀ کورش صفوی که برای نقد ترجمههای بینزبانی مطرح شده است، چه میزان برای نقد ترجمههای درونزبانی (بازنویسیها) قابلاجرا است. برای نیل به این هدف، در گام اول، متن بازنویسی با متن اصلی مقابله و مقایسه شده و طبق ملاکهای ذکرشدۀ صفوی (افزایش واژگانی، کاهش واژگانی، ترفیع معنایی، تنزل معنایی، نظمافزایی یا نظمکاهی) سنجیده شده است. سپس، مجموعه اطلاعات هر یک از ملاکها از طریق تحلیل مؤلفهای، استخراج و تحلیل شده است. یافتهها نشان میدهد طرح کورش صفوی برای نقد بازنویسیها کاملاً قابلاجرا است؛ بهطوریکه میتوان این طرح را برای نقد علمی هر ترجمۀ درونزبانی اجرا کرد.
زبانشناسی
ناصر حافظیمطلق؛ محمدرضا پهلواننژاد
چکیده
بر اساس فرضیۀ ریاضیات جسمانی، خاستگاه ریاضیات بدنمندی انسان است. در این پژوهش، بر مبنای روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایۀ فرضیۀ ریاضیات جسمانی، نقش و اثر بُعد ارتفاع در شکلگیری طرحوارۀ تصویری فضا و تأثیر آن بر زبان و مفهوم هندسی بُعد سوم در ریاضیات بررسی شده است. با توجه به تأثیرپذیری طرحوارۀ تصویری فضا از نیروی جاذبه و لذا، عدمتقارن ...
بیشتر
بر اساس فرضیۀ ریاضیات جسمانی، خاستگاه ریاضیات بدنمندی انسان است. در این پژوهش، بر مبنای روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایۀ فرضیۀ ریاضیات جسمانی، نقش و اثر بُعد ارتفاع در شکلگیری طرحوارۀ تصویری فضا و تأثیر آن بر زبان و مفهوم هندسی بُعد سوم در ریاضیات بررسی شده است. با توجه به تأثیرپذیری طرحوارۀ تصویری فضا از نیروی جاذبه و لذا، عدمتقارن در ادراک جسمانی انسان از بُعد ارتفاع، نهفقط طرحوارۀ تصویریِ فضا، نیرو و ظرف تحتتأثیر آن هستند، بلکه نقش آن در شکلگیری استعارهها و آمیزههای مفهومی نیز پررنگ است. در این پژوهش، بر پایۀ دادههای هندسی برآمده از بُعد اِعمال نیروی جاذبه در ساختارهای دوبعدی، سهبعدی و چهاربعدی و بر اساس چارچوب نظری معناشناسی شناختی و فرضیۀ ریاضیات جسمانی، کاهش یا افزایش این بُعد هندسی و اثر آن بر طرحوارۀ تصویری فضا و نمود آن در زبان و ریاضیات تحلیل شده است. بر اساس این تحلیل، کاهش یا افزایش بُعد فضایی نهفقط بر نظام مفهومی، که بر ساختار زبانی و مفاهیم ریاضی مرتبط با آن هم مؤثر است.
زبانشناسی
محدثه سلطانی نژاد؛ عباسعلی آهنگر
چکیده
از دهة 1980 میلادی که ابنی ساختار گروه اسمی را مانند ساختار جمله دانست، تاکنون بر سر نوع گروههای نقشی مابین گروه حرف تعریف و گروه پایانی (گروه اسمی) بحثهای زیادی وجود دارد. بنا به نظر زبانشناسان زایشی، این گروههای نقشی بین گروه حالت، جنس، شمار، طبقهنما و کمّیتنما متغیر هستند. در پژوهش حاضر، به تحلیلی برون ـ اسکلتی با استفاده ...
بیشتر
از دهة 1980 میلادی که ابنی ساختار گروه اسمی را مانند ساختار جمله دانست، تاکنون بر سر نوع گروههای نقشی مابین گروه حرف تعریف و گروه پایانی (گروه اسمی) بحثهای زیادی وجود دارد. بنا به نظر زبانشناسان زایشی، این گروههای نقشی بین گروه حالت، جنس، شمار، طبقهنما و کمّیتنما متغیر هستند. در پژوهش حاضر، به تحلیلی برون ـ اسکلتی با استفاده از انگاره بورر از گروه کمّیتنمای زبان فارسی پرداختهمیشود. بر این اساس، گروه حرف تعریف حاوی گروه کمّیتنما، طبقهنما و گروه اسمی است. مفهوم کلیدی در انگارۀ برون ـ اسکلتی بورر نبود هرگونه اطلاعات نحوی از قبیل مقولههای واژگانی در واژگان است. بهعبارتدیگر، در این انگاره، نحو وظیفة تعیین مقولههای نحوی را برعهده دارد و نه واژگان. در واقع، هستة هر گروه نقشی حاوی ارزش بازی است که نیاز به یک واژ مستقل یا یک مشخصۀ هستة انتزاعی دارد تا ارزش آن را تعیینکند. بر این اساس، هستة گروه کمّیتنما (#P) ارزشباز # است که ارزشباز بودن و # مقوله را نشان میدهد. تحلیل برون ـ اسکلتی دادههای پژوهش نشان میدهد که جایگاه گروه کمّیتنما در زبان فارسی بعد از گروه حرف تعریف و قبل از گروه طبقهنماست. همچنین، عناصر زبانی که قادر به ارزشگذاری ارزشباز # هستند عبارتاند از کمّیتنماهایی چون «برخی، بعضی، اندکی، خیلی،...» و اعداد که در جایگاه مشخصگر گروه کمّیتنما قرار گرفته و ارزشباز # را از طریق مشخصگر ـ هسته ارزشگذاری میکنند.
زبانشناسی
گلناز مدرسی قوامی؛ سعید انواری
چکیده
با ورود آثار فلاسفۀ یونانی به جهان اسلام، اسامی و اصطلاحات ایشان در علوم مختلف تمدن اسلامی منعکس گردید. این فرایند با تغییراتی در تلفظ و ثبت اسامی خاص و اصطلاحات در زبان عربی همراه بود که در برخی موارد به تعدد و تنوع شکلهای نگارشی این اسامی منجر شد. پژوهش حاضر با رویکردی زبانشناختی، به بررسی نحوۀ نویسهگردانی اسامی و اصطلاحات خاص ...
بیشتر
با ورود آثار فلاسفۀ یونانی به جهان اسلام، اسامی و اصطلاحات ایشان در علوم مختلف تمدن اسلامی منعکس گردید. این فرایند با تغییراتی در تلفظ و ثبت اسامی خاص و اصطلاحات در زبان عربی همراه بود که در برخی موارد به تعدد و تنوع شکلهای نگارشی این اسامی منجر شد. پژوهش حاضر با رویکردی زبانشناختی، به بررسی نحوۀ نویسهگردانی اسامی و اصطلاحات خاص یونانی در متون عربی دورۀ اسلامی میپردازد و نشان میدهد تغییرات تلفظی و نگارشی اسامی یونانی در زبان عربی ناشی از تفاوت مجموعۀ همخوانهای انفجاری و سایشی بوده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که تغییرات در تلفظ و نگارش این اسامی عمدتاً ناشی از تفاوتهای نظام آوایی زبانهای یونانی و عربی، ویژگیهای نظام نوشتاری عربی، ناآشنایی کاتبان با تلفظ اسامی یونانی و اشتباهات آنها در نگارش اسامی بوده است. گرچه وجود مشکلات خط عربی مانند عدم اعرابگذاری، نقطهدار بودن و دندانهدار بودن برخی از حروف و اشتباه کاتبان در ثبت برخی از اسامی باعث شده است تا در مواردی تشخیص نام اصلی معرّب شده در یونانی با دشواری همراه باشد، این پژوهش با بررسی نمونههای مختلفی از نامهای خاص و اصطلاحات فلسفی، الگوهای مشخصی را در تعریب اسامی یونانی شناسایی کرده است. یافتههای این پژوهش میتواند در مطالعات تاریخی، زبانشناسی تطبیقی و نسخهپژوهی به کار گرفته شود.
زبانشناسی
اصغر اسمعیلی
چکیده
انتقال پیام از راههای ارتباطی جدید مانند وبگاهها یکی از وظایف جدیدی است که زبان عهدهدار آن شده است و گسترش این نوع ارتباطات زبانی، پژوهشهایی بیشتر در اینباره میطلبد. تعدد نویسندگان و نیز مخاطبان وبگاهها، باعث شده خود این وبگاهها بستری برای ترویج الگوهای زبانی معیار یا در مواردی غیرمعیار باشند؛ از اینرو در صورتیکه ...
بیشتر
انتقال پیام از راههای ارتباطی جدید مانند وبگاهها یکی از وظایف جدیدی است که زبان عهدهدار آن شده است و گسترش این نوع ارتباطات زبانی، پژوهشهایی بیشتر در اینباره میطلبد. تعدد نویسندگان و نیز مخاطبان وبگاهها، باعث شده خود این وبگاهها بستری برای ترویج الگوهای زبانی معیار یا در مواردی غیرمعیار باشند؛ از اینرو در صورتیکه نثر سالم و معیار مبنای نوشتار این وبگاهها باشد، میتوان آنها را ابزار آموزش الگوهای معیار زبانی هم دانست. در این پژوهش، وبگاه خبری تابناک و اخبار آن در بازۀ زمانی فروردین تا شهریور 1401 از نظر کاربرد الگوهای زبانی غیرمعیار فارسی بررسی و نتایج در سه گروه عرضه شده است: 1. ویرایش فنّی، شامل دستور خطّ فارسی، نشانهگذاری؛ 2. ویرایش زبانی، شامل بررسی غیرمعیارها در سه مقولۀ اسم، فعل و حرف؛ 3. ویرایش بلاغی، شامل کلیشههای زبانی، گرتهبرداری و نوآوری کاذب. در هر سه مقوله، غیرمعیارها یافته شده و صورت معیار آن نشان داده شده تا کاربردی بودن آنها تقویت شود. نتایج نشان میدهد الگوهای زبانی غیرمعیار در سطح دوم بررسی، یعنی ویرایش زبانی بسامدی بیشتر از سایر گروهها دارند و از اینرو ضرورت دارد آموزشهای کاربردی بیشتری به گروه هدف، یعنی خبرنگاران و ویراستاران وبگاههای خبری ارائه شود و در بخشهای اول و سوم (فنی و بلاغی) پژوهش هم، میتوان با افزایش نمونههای بررسی، نتایج را تعمیم داد.
زبانشناسی
آزاده میرزائی
چکیده
این پژوهش با تکیه بر دستور نقشگرای نظاممند و با محوریت مفهوم آغازگر، به بررسی ساخت آغازگری در جملات امری زبان فارسی میپردازد. در این دستور، نخستین سازۀ جمله به شرط آنکه یکی از بخشهای تجربه یعنی مشارک، فرایند یا افزودۀ حاشیهای باشد، آغازگر است. این آغازگر میتواند بینشان یا نشاندار باشد. در زبان انگلیسی، آغازگر بینشان در ...
بیشتر
این پژوهش با تکیه بر دستور نقشگرای نظاممند و با محوریت مفهوم آغازگر، به بررسی ساخت آغازگری در جملات امری زبان فارسی میپردازد. در این دستور، نخستین سازۀ جمله به شرط آنکه یکی از بخشهای تجربه یعنی مشارک، فرایند یا افزودۀ حاشیهای باشد، آغازگر است. این آغازگر میتواند بینشان یا نشاندار باشد. در زبان انگلیسی، آغازگر بینشان در جملات خبری، فاعل، در جملات امری، فعل، در جملات پرسشی بله ـ خیر، فعل کمکی و فاعل و در جملات پرسشی پرسشواژهای، خود پرسشواژه است. در زبان فارسی نیز، در بیشتر ساختها آغازگر بینشان وضعیتی مانند جملات خبری دارد. با این حال، جایگاه آغازگر در جملات امری کمتر بررسی شده است. برای ارزیابی این موضوع، ۲۰۹۹ جملۀ امری از پیکرۀ وابستگی نحوی زبان فارسی استخراج و در حدود نیمی از دادهها ساخت آغازگری بررسی شد. فرض پژوهش بر آن بود که در بخشی از این جملات، بهویژه مواردی با افعال حرکتی، فعل میتواند آغازگر بینشان باشد. یافتهها نشان داد که بیش از ۹۰ درصد جملات امری در زبان فارسی ساختار فعلپایان دارند. حدوداً در 10 درصد از جملات فعلِ دارای متمم بندی در ابتدای جمله میآید و متمم آن در پایان جمله ظاهر میشود و از این تعداد، حدود نیم درصد جملات، شامل بندهای سادهای هستند که فعل را در آغاز قرار میدهند. نتایج کلی پژوهش نشان میدهد الگوی آغازگری در جملات امری زبان فارسی تابع الگوی فعلپایانی است.