Document Type : Research Paper

Authors

1 Assistant Professor, Department of Computational Linguistics, Regional Information Center of Science and Technology, Shiraz, Iran

2 M.A. in Linguistics, Fars Science and Research Branch, Islamic Azad University, Shiraz, Iran

Abstract

The aim of this research was to study language functions of the right hemisphere of the brain in the left hemisphere–damaged patients and compare them with healthy people. In this research, which is kind of Descriptive-Analytical, upon random sampling, two groups of the left hemisphere–damaged patients (20 men &10 women) were selected among people referred to Imam Reza Neuro Clinic, as well as 30 healthy people. Then tests of Right Hemisphere Language Collection (Brian, 1995) and test of Application Acts &Competency of Language (Mehri, 1381) were used, to compare patients' language functions with those of healthy people. The results of the research were analyzed. Analysis of data includes two parts: Descriptive Statistics and Inferential Statistics. The results of the research show that there are no significant differences between healthy and damaged people in view of sex, but there are significant differences between healthy and damaged people in 1-Metaphire test, 2-Written Metaphor test, 3-Comprehension of inferred meaning, 4-Appreciation of humor, 5-Lexical-semantic test, 6-Methapor production test, 7-Written proverb test, 8-Proverb production test, 9-Indirect speech acts test. These results indicate that abilities are not specific to the right hemisphere because people whose left hemisphere is damaged suffer from these disorders, too.

Keywords

  1. مقدمه

رابطۀ زبان و مغز از جمله مباحث پر رمز و راز و پرطرفدار در تاریخ علم، به شمار می­رود. عنوان­های «زبان‌شناسی بالینی»[1] «آواشناسی بالینی»[2]، «آسیب‌شناسی زبان»[3] و «عصب­شناسی زبان» همگی به حوزۀ مطالعات بین رشته‌ای زبان­شناسی و علوم اعصاب مربوط می‌شوند. زبان­شناسی بالینی و آسیب­شناسی زبان را می‌توان شاخه‌ای از دانش عصب‌شناسی زبان دانست که در آن با واقعیت‌های عصبی ـ زبانی سروکار داریم و به مطالعۀ انواع زبان‏پریشی و اختلال‌های زبانی با منشأ عصبی می‌پردازیم. در بررسی‌های آسیب‌شناسی زبان و عصب‌شناسی، دو هدف اصلی می‌تواند در پیش باشد: هدف نخست، بررسی رابطۀ بین زبان و مغز و شیوه­های یادگیری و بازنمایی زبان در مغز برای هدف‌های علمی و هدف دوم بررسی و ارزیابی ناهنجاری‌های زبانی برای پیداکردن راهکارهای درمانی مورد نظر. باور بر این است که همان­طور که ساخت دستوری زبان‌های مختلف بشری یکسان نیست و دستگاه آوایی[4]، صرفی[5]، نحوی[6]، معناشناختی[7] و کاربردشناسی[8] یک زبان از زبان دیگر متفاوت است و نیاز به مطالعۀ جداگانه دارد، بدین‌ترتیب نمودهای اختلال‌های زبانی و زبان‏پریشی هم در همۀ زبان‏ها یکسان نیست و نیاز به بررسی­های جداگانه دارد. بررسی و شناسایی پیوند یا رابطۀ بین زبان و مغز انسان به نظر برخی از دانشمندان یکی از پیچیده­ترین مشکلات و مسائل دنیای علمی امروز است. در طول تاریخ علم، تلاش­های بسیاری از دیدگاه‌های متفاوت، برای بررسی رابطۀ زبان و مغز و شناسایی ماهیت آن شده است (نیلی­پور، 1380).

توجه به نیم­کره­های زبان و تقسیم وظایف در دو نیم­کره، از اساسی­ترین محورهای بحث در مورد رابطۀ زبان و مغز به­شمار می­رود. هنگامی که صحبت از نیم­کرۀ غالب یا مغلوب به میان می­آید، مبنای تشخیص، وجود مراکز تکلم در نظر گرفته می­شود. برتری نیم­کره­ای در مورد زبان و عملکردهای خاص مراکز زبان، با روش­های خاصی از جمله با مطالعه روی افراد زبان­پریش، مشخص می­شود (2000 Hudson,). دیدگاه سنتی دربارۀ رابطۀ بین مغز و زبان، نیم­کرۀ چپ را نیم­کرۀ غالب و پردازش‌گر اطلاعات مختلف زبانی از جمله اطلاعات نحوی می‌داند. اما مطالعات اخیر نشان می‌دهد که در این زمینه نیم­کرۀ راست نقشی به­مراتب مهم‌تر از آنچه تاکنون تصور می‌شده، برعهده دارد (منصوری و رقیب‌دوست، 1387). پژوهش‌های گسترده‌ای که در دهۀ گذشته دربارۀ کارکردهای تخصصی نیم­کره‌های مغز انجام شده است، نقش‌های متفاوتی برای هر دو نیم­کره، بیان می‌کند. شواهد فراوان حاکی از آن است که در اکثر افراد، پردازش جنبه‌های اصلی دستور به­وسیله­ی نیم­کرۀ چپ، صورت می‌گیرد و در مقابل، نیم­کرۀ راست در رابطه با تحلیل و درک جنبه‌های فرازبانی و عمل‌گرایانه، حائز اهمیت است. مطالعات روی بیماران آسیب‌دیدۀ مغزی نیز نشانگر آن است که افرادی که نیم­کرۀ چپ آن­ها آسیب می‌بیند، اغلب به زبان‏پریشی مبتلا شده و در سطوح واجی، نحوی و معنایی زبان، دچار اختلال می‌شوند، درحالی­که بیماران آسیب­دیدۀ نیم­کرۀ راست، به ظاهر مشکلی در سطوح اصلی زبانی ندارند، اما در سطح عالی‏تر زبانی، به­ویژه در سطح گفتار، نقایصی را نشان می‌دهند. به باور استویانوف، دچووا، پاشلوا و نیکولوا[9] (2012) پردازش­های کلامی سطح بالا از جمله درک شوخی و شوخ­طبعی و همچنین درک هیجانات مثبتی همچون شادکامی نیز جانبی شده­اند. مسئول پردازش شادکامی، نیم­کرۀ چپ و مسئول پردازش شوخ­طبعی، نیم­کرۀ راست است.

کنترل بیان هیجانی و رفتارهای مرتبط، به­طور عمده در نیم­کرۀ راست صورت می­گیرد و همچنین نیم­کرۀ راست، مسئول هیجانات منفی است، درحالی­که نیم­کرۀ چپ، مسئول هیجانات مثبت است (Silberman & Weingartner, 1989; Ahern & Schwartz, 1979؛ به‌نقل از خالقی دلاور و علی­پور، 1392). از نظر اشمیت، دیباس و سگر[10] (2007)، نیم­کرۀ راست در پردازش استعاره­ها نقش دارد، اما مشخص نیست این نقش در نتیجۀ پردازش استعاره است یا جنبه­­های دیگر معنایی. همچنین این نیم­کره در پردازش جملات ناآشنا با مضامین دارای روابط معنایی دور، کاربرد دارد. هیدکو و آیکو[11] (2003: 16) در بین افراد آسیب­دیدۀ نیمکره­های چپ و راست، در درک اصطلاحات توسط آنان، تفاوت معنی‌داری ندیدند. پاپانو و کاپورالی[12] (2007) به بررسی درک اصطلاحات در افراد آسیب‌دیدۀ نیم­کره­های چپ و راست پرداختند و دریافتند که هر دو گروه از بیماران، اصطلاحات را به‌صورت تحت­اللفظی تفسیر می­کنند. البته بیماران آسیب دیدۀ نیم­کرۀ راست، وضعیت به مراتب بهتری نسبت به بیماران گروه مقابل داشتند. زمپلینی، هارورکورت، رنکن و استو[13] (2007)، از پژوهش خود نتیجه گرفتند که هر دو نیمکره در پردازش اصطلاحات نقش دارند، اما به نظر می­رسد نیمکرۀ راست در پردازش اصطلاحات مبهم، نقش بیشتری داشته باشد. بورن، آلتمن و یاکوبس[14] (2012) در پژوهش خود دریافتند که نیم­کرۀ راست، برتری ویژه­ای نسبت به نیم­کرۀ چپ در پردازش استعاره­ها و اصطلاحات ندارد. شکرآمیز و رقیب­دوست (1394) نیز در پژوهشی دریافتند که نیم­کرۀ راست، نقش انحصاری در پردازش اصطلاحات ندارد.

تحقیقات نشان داده است که آسیب به نیم­کرۀ راست سبب نقص فضایی- دیداری[15] شده و جنبه‌هایی از زبان به دنبال آن دچار اختلال می‏شوند، مانند پردازش معنایی ـ واژگانی[16]، پردازش سطح بالای زبان و عناصر هموندی یا زبرزنجیری، و آسیب به نیم­کرۀ چپ مغز، سبب زبان‏پریشی[17] می­شود (1995، Bryan).

مسأله اساسی، میزان دخالت نیمکره­های چپ و راست در پردازش زبان ادبی و استعاری است. مطالعات عصب­شناختی ـ روان­شناختی بر روی بیماران آسیب مغزی، اصولاً این فرضیه را تقویت می­کند که نیمکرۀ راست نقش کلیدی در درک زبان ادبی دارد، هرچند این فرضیه از سوی مطالعات تصویربرداری عصبی[18] چندان تأیید نمی­شود (Cardillo et al, 2018).

پرسش اصلی این پژوهش این است که آیا ویژگی­های زبانی منسوب به نیم­کرۀ راست را می­توان به نیم­کرۀ چپ نیز نسبت داد.

 پژوهش حاضر درپی محک زدن و بررسی فرضیه­های ذیل است:

فرضیۀ اول: درک تصویری استعاره در زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، تفاوت معنادار دارد.

فرضیۀ دوم: درک نوشتاری استعاره در بین زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، تفاوت معنادار دارد.

فرضیۀ سوم: بیان استعاره در افراد آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، تفاوت معنادار دارد.

فرضیۀ چهارم: درک نوشتاری ضرب‌المثل در بین افراد آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، تفاوت معنادار دارد.

فرضیۀ پنجم: بیان ضرب‌المثل در زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، تفاوت معنادار دارد.

فرضۀ ششم: درک جملات طنزآمیز در زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، تفاوت معنادار دارد.

فرضیۀ هفتم: درک استنباط معنی در افراد آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، تفاوت معنادار دارد.

فرضیۀ هشتم: پردازش واژگانی ـ معنایی بین زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، تفاوت معنادار دارد.

فرضیۀ نهم: درک کنش‌های گفتاری غیرمستقیم بین افراد آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، تفاوت معنادار دارد.

  1. روش‌شناسی

این پژوهش از نوع توصیفی ـ تحلیلی است. جامعۀ آماری این پژوهش بیمارانی بودند که در محدودۀ زمانی بهمن­ماه 1395تا تیرماه 1396 طی مدت 6  ماه به بخش مغز و اعصاب درمانگاه امام رضا (ع) شیراز، مراجعه کرده­اند. این بیماران به‌صورت کاملاً تصادفی و با تشخیص پزشک و بررسی MRI،  مورد بررسی قرار گرفتند و تعداد 20 نفر مرد و10 نفر زن آسیب‏دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز به‌عنوان نمونۀ آزمودنی، انتخاب شدند. در این پژوهش سعی بر آن شد که بیماران ترجیحاً در مرحلۀ فعال علائم بیماری باشند، به این معنا که مدت زمان زیادی از بیماری یا زمان بستری شدن آن­ها، نگذشته باشد. بیماران، پس از اعلام رضایت آگاهانۀ خود و خانواده­هایشان، وارد مطالعه شدند. در این مطالعه، 30 فرد سالم نیز به‌عنوان گروه کنترل در همان دامنۀ سنی افراد بیمار، با روش نمونه­گیری در دسترس و از جامعۀ بزرگسالان ساکن در شهر شیراز، انتخاب شدند و مورد آزمون قرارگرفتند. سواد خواندن و نوشتن، راست­دستی، تک­زبانه بودن (فارسی­زبان) و همچنین، عدم ابتلا به بیماری خاصی که مانع از همکاری فرد در گردآوری داده­ها باشد، ازجمله معیارهای ورود به پژوهش بود. در این پژوهش از پرسش­نامۀ اطلاعات فردی برای ثبت معیارهای ورود آزمودنی­ها در پژوهش، و همچنین از آزمون­های مجموعۀ زبان نیم­کرۀ راست برایان[19] (1995) و آزمون کنش‏ها و توانش‏های کاربردی زبان مهری (1381) استفاده شد. از بخش‌هایی از این آزمون که شامل درک استنباط معنی و پردازش واژگانی ـ معنایی است و توسط خادمی (1391)، ترجمه و روایی و پایایی آن سنجیده شده است، برای مقایسۀ برخی عملکردهای زبانی نیم­کرۀ راست مغز در بیماران مبتلا به آسیب نیم­کرۀ چپ و افراد سالم، بهره گرفته شد. در ذیل به معرفی مختصر این آزمون­ها می­پردازیم:

2ـ1. آزمون درک استعارۀ تصویری

در این آزمون، به‌ترتیب فهرستی از 11 جمله که هر یک شامل یک استعارۀ رایج هستند، ارائه شده است. در این آزمون برای هر جمله، 4 تصویر در یک صفحه، در نظر گرفته شده ­است که محل قرارگرفتن جملۀ هدف، کنترل شده و بقیۀ تصاویر به‌صورت تصادفی در صفحه، جای داده شده­اند. مهری (1381) این آزمون را بر اساس مجموعۀ زبان نیم­کرۀ راست برایان (1995)، به فارسی برگردانده است. این آزمون شامل موارد زیر ‏است: 1ـ معنای صحیح استعاره، 2ـ معنای لفظی استعاره، 3ـ دو تصویر انحرافی (گواه) که جنبه­های دیگری از جمله را شرح می­دهند. از میان 11 جملۀ درنظرگرفته‌شده، 1 جمله به‌عنوان تمرین (که در ابتدای آزمون انجام می­شود) و 10 جمله به‌عنوان آزمون، اجرا شد.

2ـ2. آزمون درک استعارۀ نوشتاری

این آزمون با استفاده از مطالب نوشتاری، برای مقایسۀ کنش و اطمینان‌یافتن از این­که هر نوع نقصی در آزمون تصویری استعاره به‌دلیل ماهیت تصویری آزمون نیست، طراحی شده است. برایان (1995) آزمون استعاره­های نوشتاری را برپایۀ گزارش وینر و همکاران (1976) طراحی نموده است. مهری (1381) نیز آن را به فارسی برگردانده است. این آزمون شامل 11 استعارۀ رایج است که در 11 بافت زبانی کوتاه، گنجانده شده است به­طوری که هر جمله در یک صفحه­ی مجزا، به‌همراه 3 گزینه که معانی ممکن استعارۀ مورد نظر را در خود دارند به‌صورت تصادفی قرار داده شده است. این گزینه‏ها شامل موارد زیر است: 1ـ معنای حقیقی استعاره، 2ـ معنای لفظی استعاره، 3ـ یک گزینۀ انحرافی به‌نحوی که معنی لفظی استعاره را با توجه به جنبه­های دیگر جمله، بیان می­کند. از میان 11 جملۀ درنظرگرفته‌شده، 1 جمله به‌عنوان تمرین (که در ابتدای آزمون انجام می­شود) و 10 جمله به‌عنوان آزمون، اجرا می­شود.

2ـ3. آزمون درک استنباط معنی

این آزمون توانایی درک جنبه­هایی از معنای استنباطی یا تلویحی را در سه بند کوتاه ارزیابی می­کند. هر یک از این سه بند کوتاه، در یک صفحۀ جداگانه چاپ شده است. این متن­ها شامل 52 تا 64 واژه هستند و فقط دارای ساخت­های نحوی ساده هستند. یک متن مکالمه­ای، یک متن داستانی و یک متن عاطفی برای این آزمون در نظر گرفته شده است که در انتهای هر متن، پرسش­هایی در رابطه با آن متن قرار دارد. همۀ پاسخ­ها نیاز به درک اطلاعاتی دارد که در متن به آن­ها اشاره نشده است. در این پژوهش، از ترجمۀ این متن­ها به زبان فارسی، با رعایت موارد فوق استفاده شد. این آزمون شامل 4 متن است که 1 متن به‌عنوان تمرین و 3 متن به همراه پرسش­های مربوط، برای آزمون استفاده شد.

2ـ4. آزمون درک طنز

آزمون درک طنز، آزمونی است مشتمل بر 5 پرسش که به دنبال آن، پایان طنزآمیز آمده است و 5 پرسش که به دنبال آن، پایان عادی و با معنای خبری، عاطفی و یا پرسشی استفاده شده است. آزمودنی باید از میان این جملات، آن‌هایی  را که حالت طنز و شوخی دارند یا به‌عبارتی لطیفه هستند، مشخص نماید. در این آزمون یک گزینۀ تمرین و 10 گزینه به‌عنوان آزمون، استفاده می‏شود.

2ـ5. آزمون واژگانی ـ معنایی

این بخش از آزمون نیز بر اساس الگوی گودگلاس و بیکر[20] (1967) طرح­ریزی شده است که خادمی (1391) آن را ترجمه و روایی و پایایی آن را سنجیده است. این آزمون شامل 21  اسم پربسامد (20 مورد آزمونی و یک مورد تمرینی) است. در آزمون مورد استفاده در این پژوهش، 11 اسم از حوزه­های معنایی مختلف، انتخاب و برای هر واژه علاوه بر تصویر واژۀ هدف، تصویر 5 واژۀ مربوط نیز ارائه شده است که عبارتند از: 1ـ دو واژۀ هم­پایۀ معنایی، 2ـ یک عملکرد مربوط به واژۀ هدف، 3ـ یک واژۀ هم­پایۀ آوایی، 4ـ یک واژۀ هم­پایۀ بصری. واژۀ کنترل بصری برای بررسی این نکته است که خطاهای آزمودنی ادراکی نیستند، بلکه زبان­شناختی هستند. این تصاویر کنترل بصری، به‌صورت تصویری از اشیائی است که به‌ظاهر شبیه به واژۀ هدف هستند. در آزمون مورد استفاده در این پژوهش، برای هر واژۀ هدف، تصویر6 واژه به‌صورت سیاه و سفید در یک صفحه، ترسیم شده است. محل قرارگیری تصویر واژۀ هدف، همانند آزمون برایان (1995)، کنترل شده است (برای کنترل غفلت یک­جانبه­ای) و بقیۀ ­گزینه­ها به‌طور تصادفی در این جدول 6 خانه­ای، قرار گرفته­اند. از میان 11 واژۀ در نظر گرفته شده، 1 واژه به‌عنوان تمرین (که در ابتدای آزمون انجام می­شود) و 10 واژه به‌عنوان آزمون، اجرا می‌شود.

2ـ6. آزمون تعبیر استعاره

این آزمون شامل 11 جملۀ حاوی یک استعارۀ رایج است. در این بخش، آزمودنی باید معنای استعارۀ به‌کاررفته در هر جمله را بیان نماید. هدف این آزمون این است که آیا آزمودنی می­تواند معنای حقیقی جملۀ استعاری مورد نظر را بیان نماید یا صرفاً به معنای لفظی استعاره اشاره می­کند. این آزمون که توسط مهری (1381) ساخته شده، از 11 جمله تشکیل شده است، 1جمله به‌عنوان تمرین (که در ابتدای آزمون انجام می­شود) و 10 جمله به‌عنوان آزمون، اجرا شد.

2ـ7. آزمون درک ضربالمثل نوشتاری

در این پژوهش، 11ضرب­المثل رایج در 11 بافت زبانی کوتاه، گنجانده شده است، به­طوری که هر جمله در یک صفحۀ مجزا به‌همراه 3 گزینه که معانی ممکن ضرب­المثل مورد نظر را در خود دارند، به‌صورت تصادفی قرار داده شده است. این گزینه­ها شامل موارد زیر است: 1ـ معنای حقیقی ضرب­المثل، 2ـ معنای لفظی ضرب­المثل، 3ـ یک گزینۀ انحرافی به‌نحوی که معنی لفظی ضرب­المثل را با توجه به جنبه­های دیگر جمله بیان می­کنند. از میان 11 جملۀ در نظر گرفته شده، 1 جمله به‌عنوان تمرین (که در ابتدای آزمون انجام می­شود) و 10جمله به‌عنوان آزمون، اجرا شد.

2ـ8. آزمون تعبیر ضرب‎المثل

این آزمون شامل 11 جمله حاوی یک ضرب­المثل رایج است که  توسط مهری (1381) طراحی شده است. در این بخش آزمودنی باید معنای ضرب‏المثل به‌کاررفته در هر جمله را بیان نماید. هدف این آزمون این است که آیا آزمودنی می­تواند معنای حقیقی ضرب‌المثل مورد نظر را بیان نماید یا صرفاً به معنای لفظی ضرب‏المثل اشاره می­کند. از میان 11جمله در نظر گرفته شده، 1 جمله به‌عنوان تمرین (که در ابتدای آزمون انجام می­شود) و 10جمله به‌عنوان آزمون اجرا شد.

2ـ9. آزمون درک کنش­های گفتاری غیرمستقیم

در این آزمون که توسط مهری (1381) طراحی شده است، 11 کنش گفتار غیرمستقیم رایج در زبان، استفاده شده ­است که هر یک از این 11 کنش، در یک بافت زبانی ‌به‌کاررفته است. کنش گفتارهای غیرمستقیم، شامل درخواست‌کردن، آرزو داشتن، تقاضاکردن، امرکردن و به­دست‌آوردن اطلاعات است. در این پژوهش هریک از جملات در صفحه­ای جداگانه، چاپ شده­اند و برای هر جمله، 3 گزینه در نظر گرفته شده است که عبارتند از: 1ـ معنای حقیقی کنش گفتار غیرمستقیم، 2ـ معنای لفظی کنش گفتار غیرمستقیم، 3ـ یک گزینۀ انحرافی که جنبۀ ­دیگری از جمله را شرح می­دهد. از میان 11 جملۀ در نظر گرفته شده، 1 جمله به‌عنوان تمرین (که در ابتدای آزمون انجام می­شود) و 10 جمله به‌عنوان آزمون، اجرا شد.

  1. یافته­های پژوهش

در هر دو گروه مورد مطالعه، 7/66 مرد و بقیه زن بودند. با توجه به میزان خی‌دو به­دست‌آمده از آزمون تفاوت معنی‌داری بین جنسیت و وضعیت بیماری (0=2x)، تفاوت معنی‌داری بین افراد سالم و آسیب‌دیده از نظر جنسیت وجود نداشت. 4/53 درصد افراد شرکت‌کننده در آزمون، بیش از 54 سال سن داشتند. نتایج مقایسۀ گروه‌های مختلف سنی در دو گروه مورد مطالعه، تقریباً یکسان بود و تنها در دو گروه سنی 60ـ64 و 70ـ73 سال، تفاوت جزئی مشاهده شد. نتایج حاصل از آزمون تی نشان داد که میانگین سنی افراد سالم 77/55  و افراد آسیب‌دیده 33/55 بود که تفاوت جزئی داشتند و این تفاوت با توجه به میزان تی به‌دست‌آمده (15/0=T)‌ معنی‌دار نبود. بنابراین، دو گروه مورد مطالعه از نظر سنی با هم تفاوت معنی‌داری نداشتند.  سطح تحصیلات دو گروه مورد مطالعه تفاوت چندانی نداشت؛ به‌طوری که سطح تحصیلات 3/43 درصد از افراد سالم، ابتدایی و دیپلم بود و این میزان برای افراد بیمار، 40 درصد بود. میزان خی‌دو به­دست‌آمده از آزمون معنی‌داری تفاوت تحصیلات در دو گروه مورد مطالعه، 19/1 بود که معنی‌دار نیست. با توجه به تشابه سنی، جنسی و تحصیلی در دو گروه مورد مطالعه، می‌توان انتظار داشت که اگر تفاوتی بین مقوله‌های عملکرد زبانی در دوگروه مشاهده شده، به دلیل آسیب‌دیدگی ناشی از سکتۀ مغزی در نیم­کرۀ چپ مغز باشد.

با در نظر گرفتن این موضوع که کلیۀ داده‌های بخش­های مختلف آزمون­ها، از توزیع نرمال برخوردار نبودند، برای بررسی فرضیه‌ها لازم بود به­جای استفاده از آزمون تی مستقل، از آزمون ناپارامتریک یو ـ من ـ ویتنی استفاده شود.

در راستای بررسی فرضیۀ اول پژوهش، یعنی مقایسۀ درک تصویری استعاره در زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، همان­طور که نتیجه­ی حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان داد (جدول 3-1)، میانگین رتبه‌ای افراد سالم از این خرده‌آزمون، 08/44 و برای افراد آسیب‌دیده، 92/16 است. این تفاوت با توجه به میزان z به­دست آمده، معنی‌دار است و این نتیجه که عملکرد زبانی نیمکرۀ چپ مغز از مقوله­ی درک تصویری استعاره در افراد سالم، بهتر از افراد آسیب‌دیده است، قابل تعمیم به کل جامعۀ آماری است.

جدول 1. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز افراد سالم و آسیب‌دیده از مقولۀ درک تصویری استعاره

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

میزان z

سطح معنی‌داری

سالم

آسیب‌دیده

67/9

73/4

08/44

92/16

33/6-

000/0

با توجه به این­که توزیع داده‌ها در این خرده‌آزمون و در سایر خرده‌آزمون‌های عملکرد زبانی، نرمال نبود، برای آزمون فرضیه‌ها از آزمون ناپارامتریک کراسکال والیس و آزمون تکمیلی یو ـ من ـ ویتنی استفاده شد.

مردان سالم با میانگین امتیاز 8/9، نسبت به سایرگروه‌ها از وضعیت بهتری از نظر درک تصویری استعاره، برخوردار بودند، مردان آسیب‌دیده با میانگین عددی 65/4 بدترین وضعیت را داشتند. نتیجۀ حاصل از آزمون کراسکال والیس نشان داد که میانگین رتبه‌ای گروه‌های مورد بررسی از آزمون درک تصویری استعاره از حداقل 4/16 تا حداکثر 3/45 در نوسان بود. این تفاوت‌ها با توجه میزان خی‌دو به­دست آمده (6/36=2x)، در سطح 95 درصد، معنی‌دار است.

جدول 2. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین زنان و مردان از خرده‌آزمون درک تصویری استعاره

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

8/9

65/4

4/9

9/4

3/45

4/16

7/44

18

-

33/5-

*36/1-

5/4-

0/000

-

4-

*33/0-

*0/17

0001/0

-

4/3-

0/000

*74/0

0007/0

-

* ارقام زیر قطر، میزان z و ارقام بالای قطر، سطح معنی‌داری است. S.N    *      000/0=sig            6/36=2x

در راستای بررسی فرضیۀ دوم، یعنی مقایسۀ درک نوشتاری استعاره بین زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، همان­طور که نتیجۀ حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان می‌دهد (جدول 3-3)، میانگین رتبه‌ای افراد سالم، 03/40 است، درحالی که این میانگین برای افراد آسیب‌دیده، 97/20 است. میزان z به­دست‌آمده از این آزمون، 97/4- است که معنی‌دار بوده و این نتایج قابل تعمیم به کل جامعۀ آماری است.

جدول 3. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز افراد سالم و آسیب‌دیده از مقولۀ درک نوشتاری استعاره

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

میزان z

سطح معنی‌داری

سالم

آسیب‌دیده

9/9

4/7

03/40

97/20

97/4-

000/0

جدول 3 نشان می­دهد، مردان سالم به تمامی پرسش­های این خرده‌آزمون پاسخ صحیح داده‌اند. زنان آسیب‌دیده با میانگین عددی 9/6 بیشترین مشکل را در این مقوله داشتند. نتایج حاصل از آزمون کراسکال والیس نشان داد که میانگین رتبه‌ای مردان سالم از این خرده‌آزمون 41 بود که بیش از سایر گروه‌هاست، این میانگین برای زنان آسیب‌دیده، 6/16 بود که کمتر از سایر گروه‌هاست. این نتایج با توجه میزان خی‌دو به‌دست‌آمده (19=2x) در سطح 95 درصد، معنی‌دار است.

جدول 4. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین زنان و مردان از درک استعاره نوشتاری

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

10

65/7

7/9

9/6

41

15/23

1/38

6/16

-

4-

*41/1-

5/4-

0/0001

-

42/0-

*08/0-

*0/16

02/0

-

3-

0/000

*3/0

0028/0

-

* ارقام زیر قطر، میزان z و ارقام بالای قطر، سطح معنی‌داری است. =N.s    *      000/0=sig            19=2x

در راستای بررسی فرضیۀ سوم، یعنی مقایسۀ بیان استعاره در افراد آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، همان­گونه که نتیجۀ حاصل از آزمون یو- من- ویتنی نشان می‌دهد (جدول 5)، میانگین رتبه‌ای افراد سالم از این خرده‌آزمون، 5/40 و میانگین رتبه‌ای امتیاز افراد آسیب‌دیده، 5/20 است. این تفاوت با توجه به میزان z به­دست‌آمده از آزمون ناپارامتریک یو ـ من ـ ویتنی، 3/5- است که معنی‌دار بوده و این نتیجه که افراد آسیب‌دیده در نیمکرۀ چپ مغز در بیان استعاره وضعیت بدتری نسبت به افراد سالم دارند، قابل تعمیم به کل جامعۀ آماری است.

جدول 5. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز افراد سالم و آسیب‌دیده از مقولۀ بیان استعاره

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

میزان z

سطح معنی‌داری

سالم

آسیب‌دیده

10

47/7

5/40

5/20

3/5-

000/0

زنان و مردان سالم به کلیۀ پرسش­های این خرده‌آزمون پاسخ درست داده‌اند. مردان آسیب‌دیده با میانگین 85/6 ضعیف‌ترین عملکرد را در این خرده‌آزمون داشتند، نتایج حاصل از آزمون کراسکال والیس نشان داد که میانگین رتبه‌ای امتیاز مردان و زنان سالم 5/40 بود؛ میانگین رتبه‌ای امتیاز مردان آسیب‌دیده 5/17 بود. این تفاوت با توجه به میزان خی‌دو به‌دست‌آمده (4/21=2x) در سطح 95 درصد، معنی‌دار است. نتایج حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان داد که در این خرده‌آزمون نیز بین مردان و زنان سالم و همچنین مردان و زنان آسیب‌دیده، تفاوت معنی‌دار وجود ندارند، اما سایر گروه‌ها با هم، تفاوت معنی‌دار دارند (جدول، 6).

جدول 6. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز زنان و مردان از خرده‌آزمون بیان استعاره

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

10

85/6

10

7/8

40/5

5/17

5/40

5/26

-

67/4-

*0

4/3-

0/000

-

5/3-

*16/0-

*1

0004/0

-

48/2-

0/0007

*11/0

01/0

-

* ارقام زیر قطر، میزان z و ارقام بالای قطر، سطح معنی‌داری است. =N.s    *      000/0=sig            4/21=2x

در راستای بررسی فرضیۀ چهارم، یعنی مقایسۀ درک نوشتاری ضرب‌المثل بین افراد آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، همان­طور که نتیجۀ حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان می‌دهد (جدول 7)، میانگین رتبه‌ای افراد سالم از مقولۀ درک نوشتاری ضرب‌المثل، 48/37 است، در حالی که این میانگین برای افراد آسیب‌دیده، 5/23 است. این تفاوت با توجه به میزان z به­دست‌آمده از این آزمون (98/3-=z)، در سطح 95 درصد، معنی‌دار بوده و این نتیجه که درک نوشتاری ضرب‌المثل در افراد سالم، بهتر از افراد آسیب‌دیده است، قابل تعمیم به کل جامعۀ آماری است.

جدول 7. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین نمره­ی افراد سالم و آسیب‌دیده از مقولۀ درک نوشتاری ضرب‌المثل

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

میزان z

سطح معنی‌داری

سالم

آسیب‌دیده

9/9

96/7

48/37

5/23

98/3-

000/0

مردان سالم به تمامی پرسش­های خرده‌آزمون درک نوشتاری ضرب‌المثل، پاسخ صحیح داده‌اند. زنان آسیب‌دیده با میانگین عددی 6/7، ضعیف‌ترین عملکرد را در این خرده‌آزمون داشته‌اند. نتایج حاصل از آزمون کراسکال والیس نشان داد که میانگین رتبه‌ای امتیاز افراد مورد بررسی از این خرده‌آزمون، از 9/22 تا 5/38 در نوسان بود. این تفاوت­ها با توجه میزان خی‌دو به­دست‌آمده (8/9=2x) در سطح 95 درصد، معنی‌دار است. نتایج حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان داد که عملکرد زنان سالم و مردان سالم و همچنین زنان و مردان آسیب‌دیده با هم، تفاوت معنی‌دار نداشتند. همچنین میزان z به‌دست‌آمده از آزمون کالموگروف ـ اسمیرنوف 15/3 ، است که معنی‌دار بوده و دلالت بر عدم توزیع نرمال داده‌ها دارد، زنان سالم و زنان آسیب‌دیده نیز با هم تفاوت معنی‌دار نداشتند. سایر گروه‌ها با هم تفاوت معنی‌دار داشتند (جدول 8).

جدول 8. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز زنان و مردان از خرده‌آزمون درک نوشتاری ضرب­المثل

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

10

05/8

7/9

6/7

5/38

8/23

5/35

9/22

-

56/3-

*4/1-

4/3-

0/000

-

2-

*28/0-

*0/16

04/0

-

*87/1-

0/0007

*78/0

*06/0

-

* ارقام زیر قطر، میزان z و ارقام بالای قطر، سطح معنی‌داری است. N.S    *      02/0=sig            8/9=2x

در راستای بررسی فرضیۀ پنجم، یعنی مقایسة بیان ضرب‌المثل در زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، همان­طور که نتیجۀ حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان می‌دهد (جدول 9)، میانگین رتبه‌ای افراد سالم از این خرده‌آزمون، 41 و برای افراد آسیب‌دیده، 20 است. این تفاوت با توجه به میزان z به­دست آمده (47/5-=z)، معنی‌دار بوده و این نتیجه که افراد سالم در بیان ضرب‌المثل از وضعیت بهتری برخوردارند، قابل تعمیم به کل جامعۀ آماری است.

جدول 9. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز افراد سالم و آسیب‌دیده از مقولۀ بیان ضرب‌المثل

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

میزان z

سطح معنی‌داری

سالم

آسیب‌دیده

10

87/6

41

20

47/5-

000/0

براساس جدول 10 کلیۀ زنان و مردان سالم به تمامی پرسش­های مقولۀ بیان ضرب‌المثل پاسخ صحیح داده‌اند، زنان آسیب‌دیده با میانگین عددی 6/6 عملکرد ضعیف‌تری نسبت به سایر گروه‌ها از این مقوله داشتند. نتایج حاصل از آزمون کراسکال والیس نشان داد که میانگین رتبه‌ای گروه‌های مورد مطالعه از 13/19 تا 41 در نوسان بود. این نتایج با توجه میزان خی‌دو به­دست‌آمده (84/21=2x) در سطح 95 درصد، معنی‌دار بود. مقایسۀ زوجی میانگین نمرۀ رتبه‌ای گروه‌های مورد مطالعه، نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین عملکرد زنان و مردان سالم و همچنین زنان و مردان آسیب‌دیده، در این خرده‌آزمون وجود نداشت. میانگین سایر گروه‌ها با هم تفاوت معنی‌دار داشتند.

جدول 10. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز زنان و مردان از خرده‌آزمون بیان ضرب‌المثل

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

10

7

10

6/6

41

13/19

41

75/21

-

7/4-

*0

8/3-

0/000

-

5/3-

*11/0-

*1

0004/0

-

8/2-

0/0002

*91/0

005/0

-

* ارقام زیر قطر، میزان z و ارقام بالای قطر، سطح معنی‌داری است. N.S    *      000/0=sig       8/21=2x

در راستای بررسی فرضیۀ ششم، یعنی مقایسۀ درک جملات طنزآمیز در زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، همان­طور که نتیجۀ حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان می‌دهد (جدول 11)، میانگین رتبه‌ای افراد سالم از این خرده‌آزمون، 5/42 و برای افراد آسیب‌دیده، 5/18 است. این تفاوت با توجه به میزان z به­دست‌آمده از این آزمون (02/6-=z)، در سطح 95 درصد، معنی‌دار بوده و این نتیجه که افراد آسیب‌دیده در درک جملات طنزآمیز توانایی کمتری نسبت به افراد سالم دارند، قابل تعمیم به کل جامعۀ آماری است.

جدول 11. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز افراد سالم و آسیب‌دیده از مقولۀ درک جملات طنزآمیز

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

میزان z

سطح معنی‌داری

سالم

آسیب‌دیده

10

03/7

5/42

5/18

02/6-

000/0

کلیۀ زنان و مردان سالم به تمامی پرسش­های درک جملات طنزآمیز، پاسخ صحیح داده‌اند. زنان آسیب‌دیده با میانگین 7/6 بیشترین مشکل را در درک جملات طنز داشتند. براساس نتایج حاصل از آزمون کراسکال والیس، میانگین رتبه‌ای امتیاز افراد از 5/16 تا 7/19 در نوسان بوده است. میزان خی‌دو به­دست‌آمده از این آزمون، 6/28 است که معنی‌دار است. نتایج حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی حاکی از آن بود که امتیاز زنان و مردان سالم و زنان و مردان آسیب‌دیده، معنی‌دار نیست و سایر گروه‌ها با هم تفاوت معنی‌دار دارند (جدول 12).

جدول 12. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز زنان و مردان از درک جملات طنز

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

مردان سالم

 

مردان آسیب‌دیده

 

زنان سالم

 

زنان آسیب‌دیده

10

2/7

10

7/6

42/5

7/19

5/42

5/16

-

7/4-

*0

9/4-

0/000

-

54/3-

*43/0-

*1

0004/0

-

7/3-

0/000

*67/0

0002/0

-

* ارقام زیر قطر، میزان z و ارقام بالای قطر، سطح معنی‌داری است. N.S    *    000/0=sig       6/28=2x

در راستای بررسی فرضیۀ هفتم، یعنی مقایسۀ درک استنباط معنی در افراد آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، همان­گونه که نتیجۀ حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان می‌دهد (جدول 13)، میانگین رتبه‌ای امتیاز افراد سالم از این خرده‌آزمون، 75/44 و برای افراد آسیب‌دیده، 25/16 است. این تفاوت با توجه به میزان z به­دست آمده، معنی‌دار بوده و 72/6- است، که در سطح 95 درصد، معنی‌دار و این نتایج قابل تعمیم به کل جامعۀ آماری است.

جدول 13. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز افراد سالم و آسیب‌دیده از مقولۀ درک استنباط معنی      

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

میزان z

سطح معنی‌داری

سالم

آسیب‌دیده

9/9

1/5

75/44

25/16

72/6-

000/0

مردان آسیب‌دیده بیشترین مشکل را در درک استنباط معنی داشتند؛ به‌طوری که میانگین امتیاز آنها، 95/4 بود، این میانگین برای مردان و زنان سالم 9/9 بود. نتایج حاصل از آزمون کراسکال والیس نشان داد که میانگین رتبه‌ای افراد از حداقل 9/15 مربوط به زنان آسیب‌دیده تا 95/44 مربوط به مردان و زنان سالم، در نوسان بود. نتایج حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان داد که میانگین امتیاز زنان و مردان سالم و زنان و مردان آسیب‌دیده، معنی‌دار نیست. سایر گروه‌ها با هم تفاوت معنی‌دار داشتند (جدول، 14).

جدول 14. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز زنان و مردان از درک استنباط معنی

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

9/9

95/4

9/9

4/5

44/95

42/16

95/44

9/15

-

4/5-

*46/0

5-

0/000

-

2/4-

*08/0-

*0/65

000/0

-

93/3-

0/000

*93/0

0001/0

-

* ارقام زیر قطر، میزان z و ارقام بالای قطر، سطح معنی‌داری است. N.S    *      000/0=sig            40=2x

در راستای بررسی فرضیۀ هشتم، یعنی مقایسۀ پردازش واژگانی ـ معنایی بین زنان و مردان آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، همان­طور که نتیجۀ حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان می‌دهد (جدول 15)، میانگین رتبه‌ای امتیاز افراد سالم از این خرده‌آزمون، 39 و برای افراد آسیب‌دیده، 22 است. این تفاوت با توجه به میزان z به‌دست‌آمده از این آزمون، 73/4- است، که در سطح 95 درصد، معنی‌دار بوده و این نتیجه که افراد سالم در پردازش واژگانی ـ معنایی از وضعیت بهتری نسبت به افراد آسیب‌دیده برخوردارند، قابل تعمیم به کل جامعۀ آماری است.

جدول 15. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز افراد سالم و آسیب‌دیده از مقولۀ پردازش واژگانی ـ معنایی

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

میزان z

سطح معنی‌داری

سالم

آسیب‌دیده

10

4/7

39

22

73/4-

000/0

زنان و مردان سالم به کلیۀ پرسش­های خرده‌آزمون پردازش واژگانی ـ معنایی، پاسخ درست دادند. این میانگین برای زنان آسیب‌دیده 2/7 بوده و از سایر گروه‌ها کمتر بود. میانگین رتبه‌ای امتیاز گروه‌های مورد بررسی از حداقل 8/20 تا 39 در نوسان بود که این تفاوت با توجه میزان خی‌دو به­دست‌آمده (28/14=2x)، معنی‌دار بود. نتایج حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان داد که در این خرده‌آزمون نیز بین زنان و مردان سالم و همچنین زنان آسیب‌دیده و مردان آسیب‌دیده، تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. سایر گروه‌ها با هم تفاوت معنی‌دار داشتند (جدول 16).

جدول 16. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز زنان و مردان از خرده‌آزمون پردازش واژگانی ـ معنایی

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

10

5/7

10

2/7

39

22

39

8/20

-

8/3-

*0

8/3-

0/0002

-

8/2-

*32/0-

*1

005/0

-

8/2-

0/0002

*75/0

005/0

-

* ارقام زیر قطر، میزان z و ارقام بالای قطر، سطح معنی‌داری است. N.S    *      002/0=sig            28/14=2x

در راستای بررسی فرضیۀ نهم، یعنی مقایسۀ درک کنش‌های گفتاری غیرمستقیم بین افراد آسیب‌دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و افراد سالم، همان­طور که نتیجۀ حاصل از آزمون یو ـ من ـ ویتنی نشان می‌دهد (جدول 17)، میانگین رتبه‌ای افراد سالم از این خرده‌آزمون، 41 و برای افراد آسیب‌دیده، 20 است. این تفاوت با توجه به میزان z به­دست‌آمده از این آزمون (47/5-=z)، در سطح 95 درصد، معنی‌دار بوده و این نتیجه که افراد سالم در درک کنش‌های گفتاری غیرمستقیم نسبت به افراد آسیب‌دیده وضعیت بهتری دارند، قابل تعمیم به کل جامعۀ آماری است.

جدول 17. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز افراد سالم و آسیب‌دیده از مقولۀ درک کنش‌های گفتاری غیرمستقیم

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

میزان z

سطح معنی‌داری

سالم

آسیب‌دیده

10

53/6

41

20

47/5-

000/0

زنان و مردان سالم به تمامی پرسش­های مقولۀ درک کنش‌های گفتاری غیرمستقیم، پاسخ صحیح دادند، اما زنان آسیب‌دیده به‌طور متوسط تقریباً به نیمی از پرسش­ها پاسخ درست ندادند. نتایج حاصل از آزمون کراسکال والیس نشان داد که میانگین رتبه‌ای افراد مورد بررسی از حداقل 75/ 17 (زنان آسیب‌دیده) تا حداکثر 41 (مردان و زنان سالم) در نوسان بود. نتیجۀ حاصل از آزمون تکمیلی یو ـ من ـ ویتنی نشان داد که در این خرده‌آزمون نیز تفاوت معنی‌داری بین زنان و مردان سالم و همچنین بین زنان و مردان آسیب‌دیده، وجود ندارد اما سایر گروه‌ها با هم تفاوت معنی‌دار داشتند (جدول، 18).

جدول 18. آزمون معنی‌داری تفاوت میانگین امتیاز زنان و مردان از خرده‌آزمون درک کنش‌های گفتاری غیرمستقیم

گروه

میانگین عددی

میانگین رتبه‌ای

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

مردان سالم

مردان آسیب‌دیده

زنان سالم

زنان آسیب‌دیده

10

7

10

6/5

41

1/21

41

75/17

-

5/4-

*0

2/4-

0/000

-

25/3-

*1-

*1

0008/0

-

1/3-

0/000

*31/0

001/0

-

* ارقام زیر قطر، میزان z و ارقام بالای قطر، سطح معنی‌داری است. N.S    *      000/0=sig            94/21=2x

  1. بحث و نتیجه­گیری

نتایج پژوهش نشان داد که بین افراد سالم و بیمار در آزمون­های استعارۀ تصویری، استعارۀ نوشتاری، درک معنای تلویحی یا درک استنباط معنی، درک طنز (شوخی) یا درک جملات طنزآمیز، واژگانی ـ معنایی، بیان استعاره، ضرب‏المثل نوشتاری یا درک نوشتاری ضرب‏المثل، بیان ضرب‏المثل و درک کنش‌های گفتاری غیر مستقیم، تفاوت معنی‏داری وجود داشت. این نتایج بدین معنی است که در همۀ این آزمون­ها، افراد آسیب‌دیده، کارکرد ضعیف­تری از خود نشان دادند، هرچند که این توانایی­های زبانی به نیمکرۀ راست نسبت داده می­شوند. در مقایسۀ عملکرد زنان و مردان آسیب دیده نیز دریافتیم که با وجود این­که زنان بیمار در هفت خرده‌آزمون، نمراتی کمتر از مردان کسب نمودند، اما از نظر آماری، این تفاوت معنی­دار نبود؛ بدین معنی که جنسیت نقشی در شدت اختلالات نداشت.

برخی مطالعات تجربی نشان داده است که بیماران آسیب دیدۀ نیمکرۀ چپ، در انجام تکالیف مربوط به استعاره، ضعیف عمل می­کنند، اما اسمیت[21] (2011) تحقیقی را روی یک بیمار مرد 69 ساله که یک سال و هشت ماه از زمان بیماری او می‌گذشت و مبتلا به زبان‌پریشی همه جانبه بود، انجام دادند. از نظر آنها درمان آسیب نیمکرۀ چپ از طریق تجزیه و تحلیل معنا، یکی از راه‌های مؤثر در بهبود این بیماری است. آنها جمله­هایی را که حاوی استعاره بود برای بیمار می­خواندند وتصاویری را به او نشان می‌دادند و از او می‌خواستند که تصویر را نشان دهد و تجزیه و تحلیل کند. پس از گذشت 7 هفته به این نتیجه رسیدند، که این روش می‌تواند به افرادی که نیم­کرۀ چپشان آسیب دیده است، به بهبودی بیماری آنها کمک کند. هرچند این یافته جای بحث و مقایسه بیشتری دارد.

همچنین شوالتز[22] (2008) تحقیقی را روی یک بیمار 54 ساله مبتلا به زبان­پریشی حرکتی انجام دادند و به این نتیجه دست پیدا کردند که افرادی که نیم­کرۀ چپ آنها آسیب دیده است، اشکالاتی را در درک استعاره دارند. این یافته با نتایج حاصل از پژوهش حاضر هم‌راستا است. در راستای نتایج به‌دست‌آمده در‌ تفاوت بین افراد سالم و بیمار در بیان استعاره، فرگوسن[23] (2010) به روش درمان بیماری از طریق به‌کاربردن استعاره پی برد. کار او بدین‌گونه بود که 5 بیمار مبتلا به آسیب نیم­کرۀ چپ را به‌همراه خانواده و یک آسیب­شناس گرد هم جمع می‌کرد و برای آنها استعاره می‌خواند و بعد از انجام کار، با آنها صحبت می‌کرد، وی پس از گذشت مدتی، به بهبودی بیماران پی‌برد. این یافته با نتایج حاصل از این پژوهش جای بحث و مقایسۀ بیشتر دارد. سیمون[24]  (2003) در پژوهشی نشان داد که بین زنان و مردان آسیب دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و زنان و مردان سالم، در درک جملات طنزآمیز، تفاوت معنی‌دار وجود دارد. وی معتقد بود که طنز، شوخی و خنده، ابزارهای مهمی برای درمان بیماران آسیب دیدۀ نیم­کرۀ چپ هستند. او بیان می‌کند نه‌تنها خنده‌درمانی روشی قابل قبول است، بلکه روشی مهم برای درمان زبان‌پریشی است. او معتقد بود که باید کلینیک‌های خنده­درمانی برای بیماران زبان‌پریش، دایر شود تا روند بیماری آنها از طریق خنده­درمانی بهبود یابد. این یافته با نتایج حاصل از پژوهش حاضر جای بحث و مقایسه‏ دارد. در راستای بررسی تفاوت بین زنان و مردان آسیب دیدۀ نیمکرۀ چپ مغز و زنان و مردان سالم در پردازش واژگانی  ـ معنایی، مهری و همکاران (1390) به بررسی و مقایسۀ توانمندی نامیدن 4 بیمار زبان­پریش روان و ناروان در تکلیف نامیدن تصویر، پرداختند. در این مطالعه، توانمندی نامیدن 2 بیمار زبان­پریش روان و 2 بیمار ناروان توسط آزمون تصویری نامیدن شفاهی، بررسی شد. این آزمون شامل تصویرخطی 109 اسم است. آنها چنین نتیجه گرفتند که افراد زبان­پریش روان، مشکل بیشتری در بازیابی اسامی نسبت به بیماران ناروان داشتند. این یافته با نتایج حاصل از پژوهش حاضر مغایرت دارد.

نتایج برخی از پژوهش­های جدید نیز با نتایج پژوهش حاضر، هم­راستا است. از جمله پژوهش کلیاویچ، ورانس و راسکویچ[25] (2018) که بر روی یک بیمار آسیب­دیدۀ نیم­کرۀ راست به دلیل سکته مغزی، انجام شد. آنان دریافتند که درک استعاره­های فضایی در این بیمار، آسیبی ندیده است. همچنین نتایج پژوهش کاردیلو، مک­کویری و چترجی[26] (2018) نیز هم­سو با نتایج پژوهش حاضر است. آنان دریافتند که بیماران آسیب­دیدۀ نیم­کرۀ چپ، مانند بیماران آسیب­دیدۀ نیم­کرۀ راست، در درک استعاره­ها مشکل دارند. به باور رحمل، براون و پاول[27] (2016)، درک زبان ادبی، بخش­های پیچیده­ای از مغز را درگیر می­کند و نمی­توان به­طور دقیق آن را به نیم­کره­ای خاص نسبت داد. آنان دریافتند که بیمارانی که رابط پینه­ای[28] آنها آسیب دیده بود، در درک ضرب­المثل­ها مشکل داشتند. همچنین نتایج پژوهش سلا، پانزر و لاویدور[29] (2017) نشان داد که در درک اصطلاحات، یک شبکۀ دونیم‌کره­ای[30]  نقش دارند که می­توان حتی نقش نیم­کرۀ چپ را پررنگ­تر دانست. بنابراین به نظر می­رسد علاوه بر پژوهش­هایی که نقش اصلی را در درک زبان ادبی، به نیم­کرۀ راست می­دهند،  از جمله (Cordonier et al., 2017)، پژوهش­هایی نیز صورت گرفته است که نیم­کرۀ چپ را نیز در درک زبان ادبی، دخیل می­دانند.

با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، به این نکته دست یافتیم که افراد آسیب­دیدۀ نیم­کرۀ چپ نیز در درک زبان ادبی، اختلالاتی را از خود بروز می­دهند؛ ویژگی­­ای که به­طور سنتی به توانایی­های نیمکرۀ راست نسبت داده می­شود. البته باید توجه داشت که اختلال زبانی در بیماران آسیب‏دیدۀ نیمکره‏های چپ و راست، از بیماری به بیمار دیگر می­تواند متفاوت باشد. بدین معنا که ممکن است بیماری در یکی از کارکردهای زبانی، عملکرد خوبی از خود نشان دهد، اما در بخشی دیگر ضعیف عمل کند و گاهی ممکن است یک بیمار در کل عملکردها اختلال داشته باشد. در پژوهش­های آینده می­توان به مقایسۀ عملکردهای زبانی نیم­کرۀ راست مغز در بیماران اسکیزوفرن و زبان­پریش، بررسی دیگر عملکردهای زبانی نیم­کرۀ راست مغز (مانند عناصر زبرزنجیری، تکیۀ تأکیدی، گفتمان) در بیماران سکتۀ مغزی و بررسی و مقایسه­ی عملکردهای زبانی نیم­کرۀ راست مغز در بیماران مبتلا به آلزایمر و اختلال دو قطبی پرداخت.

تعارض منافع

تعارض منافع ندارم. 

 

  1. clinical linguistics
  2. phonetics
  3. language pathology
  4. vocal tract
  5. etymology
  6. syntactic
  7. semantics
  8. pragmatics

 

  1. Stoyanov, Z., Decheva, L., Pashalieva, I., & Nicolova, P.
  2. Schmidt, G. L., Debuse, G. L., & Seger, C. A.
  3. Hidako, Y., & Aiko, T.
  4. Papagno, C., & Caporali, A.
  5. Zempleni, M., Harvekort, M., Renken, R., & Stowe, L.
  6. Bohrn, I., Altmann, U. & Jacobs, A.
  7. visuospatial
  8. lexical-semantic processing
  9. aphasia
  10. neuroimaging
  11. Bryan, K. L.
  12. Goodglass, H., & Baker, E. H.
  13. Schmidt, G. L.
  14. Schwarts, I.
  15. Ferguson, A.
  16. Simmons, N.
  17. Kljajevic, V., Vranes-Grujicic, M., & Raskovic, K.
  18. Cardillo, E. R., McQuire, M. & Chatterjee, A.
  19. Rehmel, J. L., Brown, W. S., & Paul, L. K.
  20. corpus callosum
  21. Sela, T., Panzer, M., & Lavidor, M.
  22. bi-hemispheric network
Ahern, G. L., & Schwartz, G. E. (1979). Differential lateralization for positive versus negative emotion. Neuropsychologia, 17(6), 693–698.
Bohrn, I., Altmann, U. & Jacobs, A. (2012). Looking at the brain behind figurative language: A quantitative meta-analysis of neuroimaging. studies on metaphor, idiom and irony processing. Neuropsychology, 50(11), 2669-2683.
Bryan, K. L. (1995). The Right Hemisphere Language Battery (2nd ed.). London: Publishers LTD.
Cardillo, E. R., McQuire, M. & Chatterjee, A. (2018). Selective metaphor impairments after left, not right, hemisphere injury. Frontiers in Psychology, 9, 1-17.
Cordonier, N., Fossard, M., Bellmann, A., & Champagne-Lavau, M. (2017). Irony comprehension in right-frontal brain-damaged patients: The role of context. 18th International Science of Aphasia Conference, Genève, Switzerland.
Ferguson, A. (2010). Grammatical morphology in aphasia: Evidence from three languages. Cortex, 23(4), 545-574.
Hidako, Y. & Aiko, T. (2003). A comparison of the comprehension of idioms by aphasic patients and right hemisphere damaged patients. Japanese Journal of Communication Disorders, 20, 16-23.
Hudson, G. (2000). Essential Introductory Linguistics. Malden, Massachusetts. Blackwell Publishers.
Khademi, S. (2011). Comparison of some language functions related to the right hemisphere of the brain in patients with schizophrenia and healthy people. [Unpublished MA Thesis]. Islamic Azad University, Fars Science and Research Branch, Shiraz, Iran. [In Persian]
khaleghi delavar, F., & Alipour, A. (2013). Lateralization, sense of humor and happiness: Can we see lateralization in high levels of verbal processing and emotions like happiness? Social Cognition, 2(1), 117-125. [In Persian]
Kljajevic, V., Vranes-Grujicic, M., & Raskovic, K. (2018). Comprehension of spatial metaphors after right hemesphere stroke: A case report. Serbian Journal of Experimental and Clinical Research, 19 (1): 81-87
Mansouri, M. & Raghibdoost, Sh. (2007). Investigating syntactic abilities in patients with left and right cerebral hemisphere damage based on the word insertion test. A collection of papers of the first conference of the Linguistic Society of Iran, By the efforts of Mustafa Assi. Tehran: Linguistic Society of Iran. [In Persian],
Mehri, A. (2002). Comparison of some language skills in hearing-impaired secondary school students of Baghcheban schools with hearing-impaired students in the same region in Tehran. [Unpublished MA Thesis]. Department of Speech Therapy, University of Welfare and Rehabilitation Sciences, Tehran, Iran. [In Persian]
Mehri, A., &Nilipour, R. (2006). Comparison of pragmatic competence and cerformance in two groups of deaf and normal students. Journal of Rehabiliatation, 7(3). [In Persian]
Mehri, A., Ghaemi, H, & Kord, N. (2009). Providing a picture verb naming test and determine its validity in Persian aphasia patients. Modern Rehabilitation, Faculty of Rehabilitation, 3(1 and 2): 6-10. [In Persian]  
Najafi, Abolhasan. (2008). The Basics of Linguistics and its Application in Persian Language (10th ed.). Tehran: Nilufar Publications. [In Persian].
Nilipour, R. (1987). Persian Aphasia Test. Tehran: University of Welfare and Rehabilitation Sciences Publications. [In Persian]
Papagno, C. & Caporali, A. (2007). Testing idiom comprehension in aphasic patients: The modality and the type of idiom effects. Brain and Language, 100, 208-220.
Rehmel, J. L.,  Brown, W. S.,  & Paul, L. K. (2016). Proverb comprehension in individuals with agenesis of the corpus callosum. Brain and Language, Volume 160, 21-29.
Schmidt, G. L., Debuse, G. L. & Seger, C. A. (2007). Right hemisphere metaphor processing? Characterizing the lateralization of semantic processes. Brain and Language, 100(2), 127-141.
Schwarts, I. (2008). A randomized controlled trial of the lidcombe program of each stuttering intervention. British Medical Journal, 20, 77- 93.
Sela, T.,  Panzer, M., & Lavidor, M. (2017). Divergent and convergent hemispheric processes in idiom comprehension: The role of idioms predictability. Journal of Neurolinguistics, Volume 44, 134-146
Shekaramiz, M., & Raghibdoust, S. (2015). Idiom comprehension in Persian aphasic patients. LRR, 6(6):185-200. [In Persian]
Simmons, N. (2003). The role of humor for aphasia. Publishing Models and Article dates explained,751-766
Smitte, J. (2011) Understanding Pragmatics. Oxford University Press Inc: USA.
Stoyanov, Z., Decheva, L., Pashalieva, I. & Nikolova, P. (2012). Brain asymmetry, immunity and handedness. Central European Journal of Medicine, 7(1), 1-8.
Zempleni, M., Harvekort, M., Renken, R. & Stowe, L. (2007). Evidence for bilateral involvement in idiom comprehension. Neuroimage, 34, 1280-1291.