Document Type : Research Paper

Authors

1 Master's degree in Persian language teaching to non-Persian speakers, Department of Linguistics, Faculty of Literature, Alzahra University, Tehran, Iran

2 Associate Professor of Linguistics, Department of Linguistics, Faculty of Literature, Alzahra University, Tehran, Iran

Abstract

The present study examines the word-formation processes in 121 Persian-speaking children between 2-6 years of age from Tehran. The research data were collected through observation, interview with children and their parents, and questionnaire, and were then classified and analyzed based on the framework presented in Booij (2007). The results indicated that among the word-formation processes, derivation has the most frequent usage, and reduplication has the least one. Among the word-creation processes, shortening has been used more than blending. Moreover, among all the processes observed, coinage with 26% is the most frequent. According to the other findings of the research, it seems that the type of words made is directly related to the age of the child. Coinage has the most frequent usage among two-year-old children and with the increase of their age, processes like coinage and shortening are replaced with morphological processes, so that at the ages of 4 to 6 years old, the frequency of compounding and derivation increases in formation of the new words. One of the most important reasons for this can be the children’s cognition and awareness of morphological processes, which improves with the increase of their age.

Keywords

  1. مقدمه

یکی از جالب‌ترین و موردتوجه‌ترین بخش‌های صرف، فرایندهای مربوط به ساخت واژه­های جدید است که در زبان‌های مختلف جهان متنوع و بعضاً بسیار متفاوت است. از آنجا که کودکان خالقان بی‌نظیر واژه‌ها هستند، می‌توانند بستر مناسبی برای تحقیق و پژوهش دربارۀ فرایندهای ساخت واژه مانند اشتقاق[1]، ترکیب[2]، تبدیل[3]، ابداع[4]، آمیزش[5]‌ و ‌بسیاری دیگر باشند. کودکان برای پر کردن خلأ زبانی و با توجه به نقش ارتباطی زبان خود واژه‌های جدیدی را خلق می‌کنند و به‌کار می‌گیرند. به نظر می‌رسد که ابزارهایی را که آن‌ها برای ایجاد واژه‌های جدید به‌کار می‌گیرند، از قبل برایشان شناخته شده است (Clark, 1989).

هدف از انجام این پژوهش بررسی انواع فرایندهای ساخت واژه در کودکان 2 تا 6 سالۀ فارسی‌زبان تهرانی و میزان کاربرد آنهاست. داده‌های این پژوهش از طریق مشاهدۀ عینی، و مصاحبه با 121 کودک و والدین آنها و پرسش‌نامۀ کتبی جمع‌آوری و به پیروی از بوی[6] (2007) دسته‌بندی شده است. در بخش تحلیل داده‌ها، به شرح و تحلیل فرایندها و میزان کاربرد آن‌ها از طریق تحلیل آماری پرداخته می‌شود و در پایان نیز نتایج و یافته­های پژوهش ارائه خواهد شد.

  1. پیشینه پژوهش

از آن­جایی که اکثر مطالعات زبانی صورت‌گرفته بر روی کودکان پیش‌دبستانی به صورت موردی است و توجه خاص پژوهشگر بر روی رشد زبانی کودکان بوده است، در رابطه با پژوهش حاضر که به توصیف و تحلیل واژه‌های ساخته‌شده توسط کودکان 2 تا 6 ساله می‌پردازد مطالعات زیادی صورت نگرفته است. در این بخش، به معرفی برخی از پژوهش‌های انجام‌شده در حوزۀ واژه‌آفرینی و واژه‌سازی در زبان فارسی، و نیز در برخی زبان‌های دیگر، می‌پردازیم.

سمیعی گیلانی (1379) فرایندهای اشتقاق و ترکیب را دو فرایند عمده در واژه‌سازی معرفی کرده و بر این باور است که اقتضای هر زبان راه و نوع واژه‌سازی را مشخص می‌کند. وی راه‌های متعدد دیگری برای واژه‌سازی به منظور پیام‌رسانی آسان را مشخص می‌کند، از جمله دورگه‌سازی، وام‌گیری از زبان‌های بیگانه با تصرف زبانی، وام‌گیری از زبان‌های مردۀ هم‌خانواده، وام‌گیری از گویش‌ها، و برساختن واژه بی‌توجه به اصالت ریشه (همان: 13).

ابراهیمی پارسا (1390) به بررسی مواردی از واژه‌سازی در سنین پیش از دبستان می‌پردازد. در این پژوهش، 60 واژۀ تولیدشده توسط یک دختر فارسی‌زبان از سن دو سال و شش‌ماهگی تا 5 سالگی جمع‌آوری شده است و از لحاظ فرایندهای ساخت‌واژی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که پربسامدترین فرایندی که در ساخت این 60 واژه استفاده شده ترکیب است و اولین فرایندی که کودک از آن برای ساخت واژه‌های جدید استفاده کرده، اشتقاق با پسوند «-ی» بوده است. زایاترین فرایند نیز در ساخت نوواژه‌های این کودک، ترکیب است. پربسامدترین نوع ترکیب نیز «اسم + بن فعل» است. اولین فرایند کودک در 14 ماهگی اشتقاق بوده است، که این بر خلاف اصل زایایی کلارک است که می‌گوید کودک ابتدا زایاترین فرایندهای ساخت واژه را یاد می‌گیرد، زیرا کودک فارسی‌زبان مورد مطالعه در این پژوهش قبل از دوسالگی از اشتقاق استفاده کرده است.

رضوی و قطره (1394) در مقالۀ خود به بررسی و تحلیل واژه‌هایی می‌پردازند که معمولاً در گفتار به‌کار می‌روند و حاصل واژه‌آفرینی هستند. ایشان به پیروی از بوی (2007)، ‌‌‌بر اساس نوع فرایندهای واژه‌آفرینی شامل کوتاه‌سازی، آمیزش، ابداع، قیاس[7]، وام‌گیری، گسترش استعاری[8] و تبدیل عبارت به واژه، واژه‌ها را در چهار مقولۀ اسم، فعل، صفت و قید طبقه‌بندی و بررسی‌کرده‌اند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهند که از میان فرایندها و شیوه‌های یادشده، کوتاه‌سازی با بیشترین کاربرد و تبدیل عبارت به واژه با کمترین کاربرد در واژه‌سازی نقش داشته‌اند.

میرنژاد (1394) در پژوهش خود یادگیری انواع واژه‌ها را در کودکان فارسی‌زبان مورد بررسی قرار داده است. یافته­های این مطالعه نشان می‌دهند که واژۀ بسیط، عنصر پایه در ساخت انواع واژه به شمار می‌آید و از روی واژه‌های بسیط می‌توان صورت‌های غیربسیط همچون صورت‌های اشتقاقی یا ترکیبی را ساخت. همچنین، کودکان وندهای تصریفی را پیش از وندهای اشتقاقی و حتی پی‌بست‌ها یاد می‌گیرند. در نهایت، تعداد واژه‌های دارای پسوند یا پسوندهای تصریفی بیشتر از تعداد واژه‌های دارای پسوند اشتقاقی است.

در میان پژوهش‌های غیرایرانی، هامان[9] و همکاران (2009) در مطالعۀ خود به بررسی توانایی‌های واژه‌سازی کودکان در فرایندهای ترکیب و اشتقاق پرداخته‌اند و آن را با کاربران بزرگ­سال زبان مقایسه کرده‌اند. یافته‌های آن‌ها نشان می‌دهد که کودکان پیش‌دبستانی برای ابداع واژه از الگوهای کلی‌ای که متناسب با زبان مادریشان است بهره می‌گیرند و مهارت‌های واژگانی خود را در سنین قبل از دبستان بهبود می‌بخشند، اما برای رسیدن به مهارت‌های بالاتر به تجربۀ بیشتری نیازمند هستند.

نوآکا و گریوز[10] (2009) در پژوهش خود واژه‌های ابداع‌شده توسط دو کودک انگلیسی 5 و 6 ساله را طی یک دورۀ چهار هفته‌ای بررسی کردند. آن‌ها دستگاه ضبط صدا را مخفیانه در حمام گذاشتند و صدای آن‌ها را در حمام ضبط کردند. هر واژۀ جدید از کودکان به عنوان یک واژۀ ساده، یک واژۀ مرکب، یا یک واژه مشتق مرکب در نظر گرفته شده است. نتایج آن‌ها نشان داد که در بیش از نیمی از جلسات (25 جلسه) هر دو کودک واژه‌های خلاقانه‌ای را ساخته‌اند، و تقریباً تمام واژه‌های ساخته‌شده از طریق فرایند ترکیب ساخته شده بود. تعداد واژه‌های ساخته‌شدۀ کودکان در این پژوهش بیشتر از پژوهش‌های مشابه قبلی بود. این نتیجه به تعامل بین کودکان هم­سال در یک بازی طبیعی نسبت داده شده است، زیرا تبادل و ساخت واژه‌ها بخشی از روند بازی و یادگیری زبان است.

آلتینسوی و بویراز[11] (2017) در مقاله‌ای با هدف کشف نحوۀ شکل‌گیری نوواژه‌ها در کودکان، به بررسی واژگان خلق‌شدۀ کودکان 3 تا 6 سالۀ ترک پرداخته‌اند. آن‌ها داده‌های خود را از 20 کودک با پس‌زمینۀ اجتماعی ـ اقتصادی مشابه با استفاده از روش سنجش تصویر (پرسش در مورد تصویر) جمع‌آوری کرده‌اند. آن‌ها تصاویری را به کودکان نشان دادند و از آن‌ها خواستند تا نام آن­­چه را که می­بینند بیان کنند. یافته‌های آن‌ها با فرضیه­های مطرح‌شده توسط کلارک[12] (1981) تطابق داشت، و نشان داد که کودکان به غیر از راهبردهای معمول در واژه‌آفرینی از راهبردهای دیگری نظیر جانشینی[13]، ابداع و اختصار[14] نیز استفاده می‌کنند.

  1. چارچوب نظری پژوهش

همان­گونه که گفته شد، این مقاله به بررسی فرایندهای واژه‌آفرینی و واژه‌سازی در کودکان دو تا شش سالۀ فارسی‌زبان تهرانی بر اساس طبقه‌بندی ارائه‌شده توسط بوی (Booij, 2007) اختصاص دارد. بوی از نخستین کسانی است که میان فرایندهای واژه‌سازی[15] و واژه‌آفرینی[16]  تمایز قائل شده است. او واژه­سازی را شامل فرایندهایی مانند اشتقاق وترکیب می­داند و فرایندهایی مانند آمیزش، الفبایی‌سازی[17]، سرواژه‌سازی[18]، اختصارسازی[19] و کوتاه‌سازی[20]  را واژه‌آفرینی می­نامد، که به باور او یکی از ویژگی­هایشان استفاده از کاهش برای خلق نوواژه‌ها بر خلاف صرف طبیعی است. در نتیجه، معنی واژه را نمی‌توان به طور مستقیم دریافت کرد و بنابراین، واژۀ خلق‌شده فاقد شفافیت معنایی است (Booij, 2007: 21). برای مثال، در واژۀ brunch که از آمیزش breakfast‌‌ و lunch به دست می‌آید، نمی‌توان به طور شفاف معنی را در نگاه اول تشخیص داد. از نگاه بوی، نظام صرفی‌ای که واژه‌سازی در آن گنجانده شده است، تنها روش ساخت واژۀ جدید نیست، بلکه واژه‌آفرینی، وام‌گیری[21] و تبدیل عبارت به واژه[22] روش‌های دیگری برای گسترش واژگان هستند. در بخش بعدی، به معرفی فرایندهای واژه‌آفرینی و واژه‌سازی از نظر بوی خواهیم پرداخت.

3ـ1. فرایندهای واژه‌آفرینی

بوی (2007) فرایندهای واژه‌آفرینی را در چند ‌دسته معرفی می‌کند. این فرایندها به شرح زیرند.

3ـ1ـ1. آمیزش

آمیزش یعنی ترکیب بخشی (معمولاً ابتدایی) از یک واژه با بخشی (معمولاً پایانی) از واژه‌ای دیگر؛ برای مثال، واژۀ stagflation که از آمیزش دو واژۀ  stagnationو inflation به وجود آمده است. این فرایند از زایایی بالایی برخوردار نیست و الگوهای دیگری نیز در ساخت واژه‌های موجود زبان یافت می‌شوند. به دلیل این که نمی‌توان با مطالعۀ ساختار واژه‌های آمیخته، به الگو یا الگوهای منظمی دست یافت، از این رو این فرایند را از فرایندهای زایای ساخت واژه محسوب نمی‌کنند (شقاقی، 1393: 110).

3ـ1ـ2. کوتاه‌سازی

 کاهش یک یا چند هجا از یک واژۀ پایه کوتاه‌سازی نامیده می‌شود (Booij, 2007: 20). برای مثال، واژۀ lab صورت کوتاه‌شدۀ واژۀ laboratoire در زبان فرانسه به معنای آزمایشگاه است.

3ـ1ـ3. الفبایی‌سازی

این فرایند به ترکیبی از حروف اول واژه‌ها، به صورت تلفظ‌شده با ارزش آوایی این حروف در الفبا، اشاره دارد (Booij, 2007: 20) .برای مثال می­توان به واژۀ CD در زبان انگلیسی اشاره کرد که از ترکیب حروف اول واژه‌هایcompact disc  ساخته شده است (Booij, 2007: 20).

3ـ1ـ4. پسین‌سازی

پسین‌سازی یعنی اشتقاق معکوس از واژۀ پیچیده، که در آن واژۀ کمتر پیچیده با حذف بخشی از واژۀ پیچیده‌تر ساخته می‌شود (Booij, 2007: 40). نمونۀ معروف زبان انگلیسی، to sculpt به معنای مجسمه‌ساختن است که از sculptor به معنای مجسمه‌ساز گرفته شده است (Booij, 2007: 40).

3ـ1ـ5. سرواژه‌سازی

ترکیبی از حروف اول‌ واژه‌ها در یک توالی واژه‌ای به گونه­ای که این توالی به شکل یک واژه تلفظ شود، سرواژه‌سازی نامیده می‌شود (Booij, 2007: 20). به عنوان مثال، می‌توان به واژۀ NATO اشاره کرد که از ترکیب حروف اول North Atlantic Treaty Organization ساخته شده است (Booij, 2007: 20).

3ـ2. فرایندهای واژه‌سازی

از راه‌های متداول ساخت واژه و بسط و گسترش آن‌ها در فهرست واژگان، فرایندهای واژه‌سازی نظیر اشتقاق و ترکیب و دوگان­سازی هستند. در این بخش به معرفی این فرایندها خواهیم پرداخت.

3ـ2ـ1. اشتقاق

بوی اشتقاق را یکی از فرایند‌های مرسوم واژه‌سازی معرفی می‌کند که در آن با اضافه شدن وندهای اشتقاقی به پایه، واژۀ مشتق ساخته می­شود (Booij, 2007: 5). دو روش اصلی و متدوال در اشتقاق پسوندافزایی و پیشوندافزایی هستند. این فرایند می‌تواند مقولۀ واژه را نیز تغییر دهد. برای مثال واژۀ با‌ادب از با- به عنوان پیشوند به اضافۀ ادب ساخته شده است. ادب دارای مقولۀ اسم است و با اضافه شدن با- به صفت تبدیل شده است.

3ـ2ـ2. ترکیب

ترکیب از رایج‌ترین فرایندهای ساخت واژه است، که در آن معمولاً از ترکیب دو واژه یک واژۀ بزرگ‌تر ساخته می‌شود. برای مثال، در زبان فارسی واژۀ گلاب دارای ساختار دوبخشی است و از ترکیب گل و آب ساخته‌شده است. در اکثر زبان‌ها، فرایند ترکیب‌ به دلیل شفافیت معنایی از زایایی بالایی برخوردار است (Booij, 2007: 75).

3ـ2ـ3. ترکیب­ـ ­اشتقاق

گاه هر دو فرایند ترکیب و اشتقاق برای ساختن واژۀ جدید به‌کار می‌روند. این فرایند به دو نوع پایگانی و ناپایگانی تقسیم می‌شود. چنانچه فرایند اشتقاق وندی را به واژۀ مرکب بیفزاید و واژۀ جدیدی بسازد، و یا یک واژۀ مشتق با یک واژۀ دیگر (ساده یا مشتق) ترکیب شود، فرایند دخیل در این نوع واژه‌سازی را ترکیب و اشتقاق پایگانی، و در صورتی که دو فرایند ترکیب و اشتقاق به طور هم‌زمان و به یکباره، واژه‌ای را بسازند، فرایند ترکیب و اشتقاق ناپایگانی نام دارد (شقاقی، 1393: 98).

 

3ـ2ـ4. دوگان‌سازی

یکی از انواع خاص واژه‌سازی که یک پایه یا بخشی از آن به عنوان وند تکرار می‌شود، دوگان‌سازی[23] نام دارد (Booij, 2007: 35). دوگان‌سازی به دو صورت ساخته می‌شود: 1) دوگان‌سازی کامل[24] که پایه به طور کامل تکرار می‌شود، مانند کم­کم؛ 2) دوگان‌سازی جزئی[25] که بخشی از پایه و نه تمام آن تکرار می‌شود، مانند مزمزه.

3ـ3. سایر فرایندهای ساخت واژه

به باور بوی علاوه بر فرایندهای واژه­سازی و واژه­آفرینی، شیوه­های دیگری نیز برای ساخت واژه­ وجود دارد که دو مورد از آنها یعنی قیاس و ابداع در داده­های این پژوهش نیز مشاهده شد و بر این اساس در ادامه به معرفی آنها پرداخته می­شود.

3ـ3ـ1. قیاس

بوی (2007: 13) قیاس را موردی از ساخت‌واژه نمونه‌ای با جابه‌جایی یک سازه با سازه‌ای دیگر معرفی می‌کند. در واقع، فرایند قیاس با استفاده از واژه‌های مشابه در زبان به عنوان الگویی برای ایجاد تغییر در واژه‌ها، واژه‌های جدیدی را می‌سازد؛ برای مثال، گویشوران به قیاس با واژه‌ای مانند پدرسالاری، و با توجه به قواعد واژه‌سازی، واژه‌هایی چون فرزندسالاری و قانون‌سالاری را ساخته‌اند که در فرهنگ لغت ثبت نشده بودند (شقاقی، 1394: 133).

3ـ3ـ2. ابداع

ابداع یعنی گویشوران زبان بدون استفاده از فرایندهای رایج در زبان صورتی را بیافرینند که پیش‌تر در زبان  وجود نداشته است (شقاقی، 1393: 103). برای نمونه می­توان به پیرکس در انگلیسی، و خفن در فارسی اشاره کرد. بوی (2007) فرایند ابداع را در هیچ یک از دسته‌های واژه‌آفرینی و واژه‌سازی قرار نمی‌دهد و آن را جزو سایر روش‌ها در نظر می­گیرد.

  1. روش[26]

برای انجام این پژوهش، واژه­های ساخته­شده توسط 121 کودک فارسی­زبان تهرانی (60 دختر و 61 پسر) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. برای این منظور داده­های پژوهش به شیوۀ میدانی، از طریق مشاهدۀ رفتار زبانی این کودکان در مهدکودک و گفتگو و مصاحبه با آنها و والدینشان استخراج شده است. این کودکان از مهدکودک­های غرب تهران انتخاب شدند و سن آنها بین 2 تا 6 سال بود. در انتخاب این کودکان تلاش شد والدین نیز فارسی­زبان تهرانی باشند. پس از استخراج واژه­های ساخته­شده توسط این کودکان، فرایندهای ساخت آنها در چارچوب بوی (2007) دسته­بندی و تحلیل شد و پرکاربردترین و کم­کاربردترین فرایندها مشخص شدند.

  1. تحلیل داده­ها

یکی در این بخش به تحلیل و بررسی داده­های این پژوهش در چارچوب بوی (Booij, 2007) خواهیم پرداخت. داده­های این مقاله در بافت­های متنوعی رخ داده است. برای مثال واژۀ دامنوار در مهدکودک هنگام آموزش لباس­ها  توسط کودک ساخته شده است.[27] واژۀ کاپیه نیز در خانه و هنگام بازی کودک ابداع شده است.[28] لازم به ذکر است که در میان داده‌های گردآوری‌شده از کودکان 2 تا 6 سالۀ فارسی‌زبان تهرانی، از برخی فرایندهای معرفی­شده توسط بوی نمونه‌ای دیده نشد.

 

5ـ1. واژه­های حاصل از فرایندهای واژه‌آفرینی

از میان فرایندهای واژه­آفرینی معرفی­شده توسط بوی (2007)، تنها واژه­های حاصل از دو فرایند آمیزش و کوتاه­سازی در داده­های این پژوهش مشاهده شد که در ادامه بررسی می­شوند.

5ـ1ـ1. آمیزش

همان­طور که پیش از این گفته شد، واژه‌هایی که ماحصل فرایند آمیزش هستند، قبل از آمیزش تحت تأثیر فرایندهای دیگر واژه‌سازی قرار گرفته‌اند و سپس، توسط کودک در قالب این فرایند آمیخته شده‌اند. فرایندهای متداول ساخت واژه در زبان فارسی، فرایندهای ترکیب، اشتقاق، و ترکیب ـ اشتقاق هستند. با توجه به داده‌های این پژوهش، واژه‌هایی که تحت تأثیر فرایند آمیزش قرار گرفته‌اند، پیش از این فرایند با فرایند ترکیب ـ اشتقاق و ترکیب ساخته شده‌اند. در جدول شمارۀ 1، واژه‌های حاصل از آمیزش مشاهده می‌شوند، که همگی از مقولۀ اسم هستند.

جدول 1. واژه‌های حاصل از فرایند آمیزش

واژه

صورت کامل

تلفظ

جنسیت

سن

مابه

ماهی‌تابه

/ mabe /

دختر

2

هن

هم‌زن

/hæn/

پسر

2

سنجلی

سنجاق قفلی

/sændʒli/

دختر

2

ماساب

ماشین حساب

/masab/

پسر

5/2

ساچی

ساعت مچی

/satʃi/

پسر

5/2

بازن

بادبزن

/bazæn/

پسر

3

اُتواب

اتاق خواب

/otovab/

پسر

3

تلراه

تلفن همراه

/telrah/

پسر

3

شیکاسه

کاسۀ شیشه‌ای

/ʃikase/

دختر

3

چونی

چوب بستنی

/tʃuni/

دختر

4

کوزی

کولر گازی

/kuzi/

پسر

4

هپرواز

هواپیما

/hæpærvaz/

پسر

4

 

5ـ1ـ2. کوتاه­سازی

در دادهای این پژوهش ­مقولۀ واژه‌های حاصل از فرایند کوتاه­سازی همانند آمیزش همگی اسم هستند. درون­داد این فرایند واژه­های ساده، مشتق، و مرکب بودند که در جدول­های جداگانه ارائه شده­اند.

جدول­ 2. واژه‌های حاصل ‌از فرایند کوتاه‌سازی واژه­های ساده

واژه

صورت کامل

تلفظ

جنسیت

سن

جقیل

جرثقیل

/dʒeqil/

پسر

3

النگ

الاکلنگ

/ælæŋg/

دختر

3

کلو

کلوچه

/kolu/

دختر

3

قور

قورباغه

/qur/

پسر

3

منگه

منگنه

/mæŋge/

پسر

4

 

برخی از واژه­های کوتاه­شده، حاصل کوتاه­سازیِ واژه­های مشتق هستند که در جدول زیر ارائه شده­اند:

جدول­­ 3. واژه‌های حاصل از فرایند کوتاه‌سازی واژه­های مشتق

واژه

صورت کامل

تلفظ

جنسیت

سن

رن

رنده

/ræn/

دختر

5/2

روسک

عروسک

/rusæk/

دختر

3

نانگی

نارنگی

/na ŋgi/

دختر

4

ایست

ایستگاه

/ist/

دختر

5

در جدول 4 نیز نمونه‌هایی دیده می­شود که حاصل کوتاه­سازیِ واژه­های مرکب بوده­اند:

جدول 4. واژه‌های حاصل از فرایند کوتاه‌سازی واژه­های مرکب

واژه

صورت کامل

تلفظ

جنسیت

سن

آبنی

آب‌نبات

/abni/

پسر

3

آپیما

هواپیما

/apejma/

پسر

3

گلوش

گل‌فروش

/goluʃ/

دختر

4

 

اشتقاق­ـ­ترکیب نیز یکی از فرایندهای مهم و زایا در زبان فارسی است. در جدول زیر، واژه‌هایی که ابتدا با فرایند اشتقاق­ـ­ترکیب ساخته شده‌اند و سپس، تحت تأثیر فرایند کوتاه‌سازی قرار گرفته‌اند، مشاهده می‌شوند.

جدول­ 5. واژه‌های حاصل از فرایند کوتاه‌سازی واژه­های مشتق­مرکب

واژه

صورت کامل

تلفظ

جنسیت

سن

شاپ

شاپرک

/ʃap/

دختر

2

دوچر

دوچرخه

/dotʃer/

پسر

3

آدونی

آدم آهنی

/adoni/

پسر

5

علاوه بر این، در میان این واژه‌ها نمونه­هایی نیز دیده می­شوند که کوتاه­سازی در وام­واژه­ها روی داده است، که این نمونه­ها در جدول­ زیر ارائه شده­اند:

جدول­ 6. واژه‌های حاصل‌ از فرایند کوتاه‌سازی وام­واژه­ها

واژه

صورت کامل

تلفظ

جنسیت

سن

اتوس

اتوبوس

/otus/

پسر

3

کاپه

کاناپه

/kape/

دختر

3

آسانو

آسانسور

/asano/

دختر

4

مارانی

ماکارانی

/marani/

دختر

4

سی پی

سی پی یو

/sipi/

دختر

5

 

5ـ2. فرایندهای واژه‌سازی

در این بخش، به معرفی واژه­های حاصل از فرایندهای واژه­سازی در گفتار کودکان پرداخته می­شود. همان گونه که خواهیم دید، میزان استفاده از این فرایندها با افزایش سن کودک افزایش می­یابد، به گونه­ای که کودکان 5 و 6 ساله تمایل بیشتری به استفاده از فرایندهای اشتقاق و ترکیب دارند، در حالی که این فرایندها در گفتار کودکان 2 ساله اصلاً به کار نرفته است و در کودکان 3 ساله نیز، تنها چند مورد محدود مشاهده شد.

5ـ2ـ1. اشتقاق

هما ن­طور که گفته شد، فرایند اشتقاق از طریق وندافزایی واژه‌های جدیدی را می‌سازد. در زبان فارسی، پیشوندافزایی و پسوندافزایی دو روش متداول اشتقاق هستند. در میان داده­های این پژوهش نیز نمونه­های گوناگونی از فرایند اشتقاق مشاهده شد که در ادامه، ارائه می­شوند.

5ـ2ـ1ـ1. پیشوندافزایی

در میان داده­های این پژوهش، صفت­هایی وجود دارد که با افزوده شدن پیشوند به صفت ساخته شده­اند. برای مثال، واژۀ «بی‌داغ» به معنای سرد، از پیوستن پیشوند «بی­ـ» به صفت «داغ» ساخته شده است. این نمونه­ها در جدول­های زیر ارائه شده­اند:

 

جدول­ 7. صفت‌های حاصل از پیشوندافزایی به صفت

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

بی‌روشن

تاریک

/biroʃæn/

پسر

4

ناشیرین

تلخ

/naʃirin/

دختر

5

نازنده

مرده

/nazende/

دختر

5

نامریض

سالم

/namæriz/

پسر

5

بی‌داغ

سرد

/bidaq/

پسر

6

5ـ2ـ1ـ2. پسوندافزایی

در این بخش به معرفی واژه­هایی پرداخته می­شود که حاصل پسوندافزایی به اسم و صفت هستند. این واژه­ها اسم و صفت­اند.

جدول­ 8. صفت‌های حاصل از پسوندافزایی به صفت

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

گرمو

گرمایی

/gærmu/

پسر

4

کوچیکک

ریز

/kutʃikæk/

دختر

5

خرابناک

داغون

/xærabnak/

دختر

5

ترسوزا

باعث ترس

/tærsuza/

پسر

6

 

جدول­ 9. صفت‌های حاصل از پسوندافزایی به اسم

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

بارانگی

هوای بارانی

/barangi/

پسر

5

کبابسا

کبابی شدن

/kæbabsa/

پسر

5

یکی از کودکان فارسی‌زبان با اضافه کردن پسوند به صفت‌ تیز،  مقولۀ واژه را به اسم تغییر داده است و واژه‌ای جدید با معنایی متفاوت ساخته است.

جدول­ 10. فعل‌های حاصل از پسوندافزایی صفت‌ها

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

شیرینید

شیرین شد

/ʃirinid/

پسر

4

تیزید

تیز شد

/tizid/

پسر

4

شُلود

شل شد

/ʃolud/

دختر

5

 

جدول 11. فعل‌های حاصل از پسوندافزایی به اسم

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

کبابوند

کبابی کرد

/kæbabundæn/

پسر

5

همان­گونه که مشاهده می­شود، در این فعل، کودک پنج­ساله از راه افزودن پسوند
سببی­ساز «-an» به اسم «کباب» فعل ساخته است. این پسوند در کودکان با سن کمتر به کار نرفته است.

جدول 12. اسم‌های حاصل از پسوندافزایی به صفت

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

تیزی

چاقو

/tizi/

دختر

6

چرخونک

چرخ و فلک

/tʃærxunæk/

پسر

5

نکته­ای که در این­جا وجود دارد این است که واژۀ «تیزی» در گونۀ خاصی از فارسی نیز کاربرد دارد، و این احتمال وجود دارد که کودک این واژه را از بزرگتر­های خود شنیده باشد.

در جدول­ زیر نیز، اسم‌هایی مشاهده می‌شوند که حاصل پسوندافزایی به اسم هستند:

جدول­ 13. اسم‌های حاصل از پسوندافزایی به اسم

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

سوته

ساعت

/sute/

دختر

4

گوشو

هندزفری

/guʃu/

پسر

4

قبرگاه

ضریح

/qæbrgah/

پسر

5

باربان

کامیون

/barban/

دختر

5

همچنین، در جدول­ شماره 14 اسم‌هایی را می‌بینیم که از اضافه شدن پسوند به افعال ساخته شده‌اند. برای مثال واژه «بینک» از «بین» که بن مضارع دیدن است به اضافه پسوند « َک» ساخته شده است و به معنی «عینک» به کار رفته است.

جدول 14. اسم‌های حاصل از پسوندافزایی به فعل

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

بینک

عینک

/binæk/

دختر

4

کوبه

چکش

/kube/

دختر

6

خورک

سوپ

/xoræk/

پسر

5

همان‌طور که مشاهده می‌شود، استفاده از فرایند اشتقاق برای ساخت واژه‌های جدید، بیشتر در کودکان 4، 5 و 6 ساله دیده می‌شود و هیچ کودک 2 ساله‌ای نیز از این فرایند استفاده نکرده است. بر این اساس، می‌توان گفت میزان استفاده از فرایند اشتقاق در واژه‌سازی کودکان فارسی‌زبان با افزایش سن بیشتر می‌شود.

نکتۀ قابل توجه دیگر این است که در فرایند اشتقاق، پسوندافزایی نسبت به پیشوندافزایی از فراوانی بیشتری برخوردار بوده است، که این امر هم­سو با ساختار صرفی زبان فارسی است که در آن پسوندافزایی بیشتر از پیشوندافزایی کاربرد دارد. تعداد واژه‌های حاصل از پسوندافزایی 18 مورد، و تعداد واژه‌های حاصل از پیشوندافزایی5 مورد بودند.

5ـ2ـ2. ترکیب

فرایند ترکیب در زبان فارسی نیز مانند بسیاری از زبان­های دیگر از جملۀ متداول‌ترین فرایندهای واژه‌سازی است. داده‌های این پژوهش نشان می‌دهد که مقولۀ بیشتر واژه‌های مرکب که کودکان فارسی­زبان ساخته‌اند اسم هستند.

جدول­ 15. اسم‌های حاصل از ترکیب

سن

جنسیت

تلفظ

معنی

نوواژه

3

پسر

/mahipa/

هشت‌پا

ماهی‌پا

3

دختر

/kæʃkaʃ/

آش پرکشک

کشک­آش

4

دختر

/darudʒa/

داروخانه

داروجا

4

دختر

/xabxune/

اتاق خواب

خواب‌خونه

4

پسر

/næmækriz/

نمکدان

نمک‌ریز

4

دختر

/juʃab/

کتری

جوشاب

5/4

دختر

/puldʒa/

عابربانک

پول­جا

5

دختر

/hæmbezæn/

همزن

هم­به‌زن

5

پسر

/torʃab/

آبلیمو

ترشاب

5

دختر

/nunxune/

نانوایی

نون­­خونه

5

دختر

/guʃbænd/

گوشواره

گوش­بند

5

دختر

/dʒuʃab/

کتری

جوشاب

5

پسر

/derazkæfʃ/

چکمه

درازکفش

5

پسر

/ʃujkon/

ماشین لباسشویی

شوی‌کن

5

دختر

/ʃurpatʃ/

نمکدان

شورپاچ

5/5

پسر

/supaʃ/

آش شله قلم‌کار

سوپ­آش

6

پسر

/kifbændmobajl/

کیف کمری موبایل

کیف­بند موبایل

6

پسر

/xodmædad/

اتود

خودمداد

6

پسر

/mastʃoleqælæmkar/

ماست و خیار و نعنا

ماست­شله­قلم‌کار

6

پسر

/derazmahi/

مارماهی

درازماهی

در میان واژه­های مرکبی که کودکان ساخته بودند، تنها یک مورد صفت دیده شد که در جدول زیر ارائه شده است:

جدول 16. صفت­های حاصل از ترکیب

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

بوخوشمزه

خوشبو

/buxoʃmæze/

پسر

4

همان­طور که مشاهده می­شود، استفاده از ترکیب نیز مانند اشتقاق بیشتر در کودکان 4 و 5 و 6 ساله دیده می­شود و هیچ­یک از کودکان دوساله از فرایند ترکیب استفاده نکرده­اند.

5ـ2ـ3. ترکیب ـ ­اشتقاق

در این بخش، واژه‌هایی ارائه می‌شوند که در ساخت آن‌ها از هر دو فرایند اشتقاق و ترکیب استفاده شده‌ است. مقولۀ همۀ این واژه­ها نیز اسم است.

جدول­ 17. واژه‌های حاصل از ترکیب و اشتقاق

سن

جنسیت

تلفظ

معنی

واژه

4

پسر

/mukolahi/

کلاه‌گیس

موکلاهی

4

دختر

/bændgærdæni/

گردنبند

بندگردنی

5/4

دختر

/miznahari/

میزناهارخوری

میزناهاری

5

پسر

/qæzapæzi/

آشپزخانه

غذاپزی

5

دختر

/poʃtkule/

کوله پشتی

پشت‌کوله

5ـ2ـ4. دوگان‌سازی

همانطور که در جدول 18 مشاهده می‌شود، با توجه به داده‌های جمع‌آوری‌شده کودکان فارسی‌زبان از دوگان‌سازی نیز برای ساخت واژۀ جدید استفاده کرده­اند. دوگان‌سازی به دو دستۀ کامل و ناقص تقسیم می‌شود، که درمیان داده­های گردآوری­شده نمونه‌ای از دوگان‌سازی ‌ناقص مشاهده نشد.

جدول­ 18. واژه‌های حاصل از دوگان‌سازی کامل

سن

جنسیت

تلفظ

معنی

واژه

3

پسر

/huʃhuʃ/

شیشه‌شور ماشین

هوش­هوش

3

دختر

/mumu/

موی فر

مو­مو

4

دختر

/dundun/

خال‌خالی

دون­دون

5ـ3. واژه­های حاصل از سایر فرایندهای غیرصرفی

از میان سایر فرایندهای غیرصرفی که بوی برای واژه­سازی معرفی می­کند، قیاس و ابداع نیز  در واژه­های ساخته­شده توسط کودکان مشاهده شد که در ادامه معرفی می­شوند.

­5ـ3ـ1. قیاس

در میان داده‌های گردآوری‌شده واژه‌هایی وجود دارند که به قیاس با دیگر واژه‌ها ساخته شده‌اند و مقولۀ همگی آن‌ها اسم است. نکتۀ دیگر این است که این واژه‌ها بیشتر تحت تأثیر فرایند اشتقاق (پسوندافزایی) و ترکیب قرار گرفته‌اند. برای مثال، واژۀ «دامنوار» به قیاس از واژۀ «شلوار» ساخته شده است. در واقع، کودک با افزودن پسوند «ـ­ وار» به واژۀ «دامن» واژۀ جدید «دامنوار» را ساخته است.

جدول­ 19. واژه‌های حاصل از قیاس

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

دامنوار

دامن شلواری

/damænvar/

دختر

5

شوتنگ

تفنگ

/ʃutæŋg/

پسر

5

گوش­بند

گوشواره

/guʃbænd/

دختر

5

خورشیدواره

ماهواره

/xorʃidvare/

پسر

6

لباسگاه

کمد لباس

/lebasgah/

پسر

6

5ـ3ـ2. ابداع

در میان داده­های این پژوهش تعداد قابل توجهی واژۀ حاصل از ابداع مشاهده شد که مقولۀ بیشتر این واژه­ها اسم است. در جدول زیر اسم­های حاصل از ابداع ارائه شده­اند:

جدول­ 20. اسم‌های حاصل از فرایند ابداع

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

ووش

لیموترش

/vuʃ/

دختر

2

له

کلید

/le/

پسر

2

لوقه

حلقه

/luqe/

پسر

5/2

آلام

آنتن

/alam/

دختر

5/2

تریل

دِلِر

/teril/

پسر

5/2

بَشتَک

جعبه

/bæʃtæk/

پسر

5/2

پته

تتو

/pete/

دختر

5/2

ایچ

قیچی

/itʃ/

پسر

3

شینو

گوش

/ʃino/

دختر

3

گری

اجاق گاز

/gori/

دختر

3

دومک

عروسک

/dumæk/

دختر

3

بنه

پرنده

/bone/

دختر

3

دوندوندو

کنترل تلویزیون

/dondondo/

پسر

3

دامون

کامیون

/damun/

دختر

3

لیپاچ

پارچ آب

/lipatʃ/

پسر

3

چاپیپ

چهارپایه

/tʃapip/

پسر

3

دینده

عینک

/dinde/

پسر

3

لیک

کلید

/lik/

دختر

3

باشک

لواشک

/baʃæk/

پسر

3

تلاب

تبلت

/tælab/

دختر

3

کاپیه

کمد

/kapije/

دختر

3

نانیر

زنجیر

/nanir/

دختر

3

زوبو

زنبور

/zubu/

پسر

3

تکای

عصا

/tekaje/

دختر

4

ایشتا

شکلات

/iʃta/

پسر

4

میچی

بلدرچین

/mitʃi/

دختر

4

میبی

موبایل

/mibi/

پسر

4

در میان واژه­های ابداع­شدۀ کودکان، سه مورد صفت و یک مورد قید نیز وجود داشت که در جدول­های 21 و 22 ارائه شده­اند.

جدول­ 21. صفت­های حاصل از ابداع

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

لوده

بزرگ

/lude/

دختر

2

میجی

دوست‌داشتنی

/midƷi/

پسر

2

بَری

غذای تند

/bæri/

پسر

3

 

جدول 22. قید حاصل از ابداع

واژه

معنی

تلفظ

جنسیت

سن

چیمدیک

نزدیک

/tʃimdik/

پسر

4

همان­طور که مشاهده می‌شود، ابداع بیشتر در بین کودکان 2 تا 3 سال مورد استفاده قرار گرفته است. به نظر می‌رسد یکی از دلایل این امر می‌تواند شناخت و آگاهی کمی باشد که کودکان در این سنین نسبت به تکواژها و قواعد واژه‌سازی زبان دارند.

  1. تحلیل آماری داده­ها

در این بخش به تحلیل آماری داده‌های گردآوری­شدۀ پژوهش از کودکان دو تا شش­سالۀ فارسی‌زبان تهرانی، پرداخته می‌شود. فراوانی کاربرد فرایندهای ساخت واژه توسط این کودکان در نمودار 1 نشان داده شده است.

 

 

 نمودار 1. فراوانی و درصد فرایندهای ساخت واژه مشاهده‌شده در کل داده‌ها

همان­گونه که مشاهده می­شود، در میان فرایندهای واژه­سازی اشتقاق بیشترین فراوانی را داشته است و پس از آن ترکیب، ترکیب­ـ­اشتقاق و دوگان‌سازی قرار دارند.

از میان فرایندهای واژه­آفرینی نیز فرایند کوتاه­سازی بیشترین کاربرد را داشته و پس از آن آمیزش قرار دارد. سایر فرآیندهای واژه­آفرینی در گفتار این کودکان مشاهده نشد.

در کل داده­های این پژوهش و از میان تمام فرایندها، ابداع بالاترین کاربرد را داشته و همان­گونه که پیشتر گفته شد، این فرایند در گفتار کودکان 2 و 3 ساله کاربرد فراوانی دارد. دوگان­سازی نیز تنها 5/2 درصد از داده­ها را شامل می­شد و بر این اساس کم­کاربردترین فرایند مشاهده­شده در این پژوهش بوده است.

همچنین، به لحاظ مقولۀ واژگانی واژه‌های ساخته‌شده توسط کودکان در این پژوهش، با توجه به این که کودکان بیشتر با مفاهیم سروکار دارند تا ویژگی‌های توصیف‌کنندۀ آن مفاهیم، بیشترین نیازشان ساخت اسم برای نام‌گذاری این مفاهیم است، و به همین دلیل بیشتر واژه‌های ساخته‌شده توسط آن‌ها نیز از مقولۀ اسم بوده است.

  1. نتیجه­گیری

در این جستار به بررسی فرایندهای ساخت واژه در 121 کودک ۲ تا ۶ سالۀ فارسی‌زبان، و طبقه­بندی و تحلیل آن­ها بر اساس چارچوب ارائه‌شده در بوی (2007)، پرداخته شد. داده‌های این پژوهش از طریق مشاهدۀ عینی، مصاحبه با کودکان و والدین آن‌ها، و پرسش‌نامه جمع‌آوری شده بود. یافته­های این پژوهش نشان داد که در میان فرایندهای واژه‌سازی، فرایند اشتقاق بیشترین میزان کاربرد و دوگان‌سازی کمترین میزان کاربرد را داشته است. از میان دو فرایند واژه­آفرینی مشاهده­شده در این پژوهش نیز فرایند کوتاه­سازی کاربرد بیشتری نسبت به فرایند آمیزش داشته است. در میان مجموع کل فرایندها نیز، ابداع با 26 درصد بیشترین میزان کاربرد را داراست. با توجه به بررسی‌های انجام‌شده می­توان به این نتیجه رسید که نوع واژه‌های ساخته‌شده با سن کودک ارتباط مستقیم دارد. فرایند ابداع بیشترین میزان کاربرد را در میان کودکان دوساله دارد و با افزایش سن کودک فرایند‌هایی چون ابداع و کوتاه‌سازی جای خود را به فرایندهای صرفی نظیر ترکیب و اشتقاق می‌دهند، به طوری که در سنین 4 تا 6 سال میزان استفاده از فرایند‌های ترکیب و اشتقاق برای ساخت واژه‌های جدید بیشتر شده شد. به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین دلایل این امر میزان شناخت و آگاهی کودک نسبت به فرایندهای صرفی واژه‌سازی است که با افزایش سن او ارتقا می‌یابد.

 

تعارض منافع

تعارض منافع نداریم.

 

[1]. derivation

[2]. compounding

[3]. conversion

[4]. coinage

[5]. blending

[6]. Booij

[7]. analogy

[8]. semantic extension

[9] . Haman

[10]. Nwokah & Graves

[11]. Altinsoy & Boyraz

[12]. Clark

[13]. substitution

[14]. abbreviation

[15]. word formation

[16]. word creation

[17]. alphabetization

[18]. acronym

[19]. abbreviation

[20]. shortening

[21]. borrowing

[22]. phrase becoming word

[23]. reduplication

[24]. full reduplication

[25]. partial reduplication

[26]. method

2.خانوم اون دامنواره مثل شلواره!

  1. بیا بزارش اون تو. تو کاپیه!

 

Altinsoy, E., & Boyraz, S. (2017). Turkish children’s creation of new words in coining agent and instrument nouns. International Journal of Academic Research in Progressive Education and Development, 6(1), 56-67.
Asi, M. (2010). Classification of compound words. Literary text research (Persian language and literature), 46, 71-94. ]In Persian[.
Booij, G. (2007). The Grammar of Words. Oxford: University Press.
Clark, E. V. (1980). Lexical innovations: How children learn to create new words. Papers and Reports on Child Language Development, 18, 1-25.
Clark, E. V. (1998). The lexicon in acquisition. Cambridge: University Press.
Clark, E. V., & Hecht, B. F. (1982). Learning to coin agent and instrument nouns. Cognition 12, 1-24.
Ebrahimi Parsa, F. (2010). "Zeitun Angoshtari", "Asman Sor", "Hess-e Gushaie": a case study of lexical innovations. Journal of Language Research, 2(20), 1-16. ]In Persian[
Haman, E., Zevenbergen, A., Andrus, M., & Chmielewska, M. (2009). Coining compounds and derivations: A crosslinguistic elicitation study of word-formation abilities of preschool children and adults in Polish and English. Polish Psychological Bulletin, 40(4), 21-37.
Katamba, F, & Stonham, J. (2006). Modern linguistics: Morphology. New York: Palgrave Macmillan.
Lieber, R. (2009). Introducing morphology. Cambridge: University Press.
Mirnejad, P. (2014). The process of learning a variety of words in Persian-speaking children. Master's thesis, Tehran: Tarbiat Modarres University. ]In Persian[
Mohammadi, A., Purkhaleghi Hcatrudi, M., Estaji, A. & GH. Saidi (2013). Potential and actual capabilities of Persian language in word formation. Journal of Prose Studies in Persian Literature, 30, 1-16. ]In Persian[
Nwokah, E. E. & Graves, K. N. (2009). Word play: The creation and function of novel words in the pretend play of two siblings. American Journal of Play, 1(4), 429-450.
Razavi, M. & Ghatreh, F. (2014). Word formation processes in the speech variety of Persian language. Research in Persian Language and Literature, 34, 145-167. ]In Persian[
Sadeghi, A. A. (1991). Methods and possibilities of word formation in Persian language. Nashr-e Danesh, 64, 1-7. ]In Persian[
Samie Gilani, A. (2000). Combination and derivation of the two main ways of word formation. Nashr-e Danesh, 3, 13-16. ]In Persian[
Shaghaghi, V. (2014). Just the basics. Tehran: Samt. ]In Persian[
Swan, D. W. (2000). How to build a lexicon: A case study of lexical errors and innovations. First Language, 20, 187-204.