Document Type : Research Paper
1. مقدمه
یکی از موضوعات کاربردی در زبانشناسی بالینی[1] و عصبزبانشناسی، عملکرد مغز هنگام پردازش گفتار است. گفتار زنجیرهای آوایی و حامل پیامهای زبانی است (Whiteside, 1993). گرچه این پیامها در همۀ زبانها از همنشینی ارکان صرفی، نحوی، معنایی، آوایی و واجی ساخته میشوند، دارای ویژگیهای زبانویژهای[2] هستند که آنها را از نظر زبانشناختی و ردهشناختی[3] متمایز میکند. چنین تمایزهایی ممکن است در سطوح شناختی، عصبشناختی و پردازشی نیز قابل ردیابی باشد (Wei et al., 2023). مطالعۀ این تمایزها میتواند نهتنها در ارزیابیهای شناختی که در تشخیص و درمان اختلالات زبانی نیز نقش داشته باشد.
فرایند پردازش شنیداری حاصل تعاملات پیچیده میان حوزههای مختلف زبان از جمله حوزۀ واژگان است و به گویشوران امکان درک پیامهای مستتر در گفتار را میدهد. مقولۀ اسم از کلیدیترین عناصر پردازش گفتار و یکی از مفاهیم پایهای در مطالعات زبانی است و نقش بنیادینی در انتقال مفاهیم نهفته در پیامهای زبانی و شناسایی جهان خارج ایفا میکند (van der Auwera, 1985). یافتن نواحی فعال در مغز هنگام پردازش و درک این فرایند یکی از جنبههای اصلی عملکرد مغز است.
2. پیشینه پژوهش
پژوهش در این حوزه با تمرکز بر بیماریها و اختلالات آغاز شده است. مطالعۀ تولید و پردازش اسم (Friedmann et al., 2000)، تفاوت واژگانی از منظر معنایی (Bird et al., 2000)، تغییرات در روند تولید و پردازش اسم ناشی از آسیب در لوب گیجگاهی[4] (Cappa & Perani, 2003; Glosser & Donofrio, 2001) و پژوهش اکبریان و همکاران[5] (2025) با تمرکز بر نقش واژگان بویایی در پردازش استعاری[6] از آن جملهاند. با این حال، در سالهای اخیر پردازش زبانی در افراد سالم نیز مورد توجه قرار گرفته است و برخی نواحی فعال مغز مشخص شدهاند. در یکی از قدیمیترین مطالعات، قشر پیشانی[7] و عقدههای قاعدهای[8] مسئول پردازش قاعدههای صرفی و نحوی شناخته شده است (Ullman, 1998). در مقالۀ مروری ماریان[9] و همکاران (2014) نقش مخچۀ راست[10] در پردازش زبان مطالعه شده است. بسیاری از پژوهشهای پیشین نشان میدهند که لوب گیجگاهی میانی[11]، فوقانی[12] و تحتانی چپ[13] در پردازش اسم نقش دارند (Friederici et al., 2006; Gor, 2018; Meykadeh et al., 2021; Momenian et al., 2018; Momenian et al., 2016). در یکی از پژوهشهای اخیر fMRI، از شکنج گیجگاهی فوقانی[14] ، قشر پیشپیشانی[15]، شکنج زاویهای[16]، قشر قدامی گیجگاهی[17] و نواحی بروکا[18] و ورنیکه[19] نیز بهعنوان نواحی مهم در پردازش ابعاد مختلف اسم و فعل نام برده شده است (Ranjan & Singh, 2025). شکنج پیشانی میانی تحتانی چپ[20]، شکنج آهیانۀ تحتانی[21]، شکنج گیجگاهی فوقانی چپ[22]، اینسولا[23] و نواحی مرکزی و پیشمرکزی[24] از دیگر نواحی فعال در پردازش پیچیدگیهای نحوی اسم و فعلاند (Bozic & Schwarz, 2025; Feng et al., 2020; Moseley & Pulvermüller, 2014; Russo et al., 2021; Slioussar et al., 2014). نتایج مطالعات دربارۀ وند در زبانهای مختلف نیز نشان میدهد که افزودن این عنصر زبانی موجب بار شناختی[25] بیشتری میشود (Clahsen, 2006; Lehtonen, Vorobyev et al., & Laine, 2006; Russo et al., 2021). برخی مطالعات نیز نشان میدهند که شدت فعالسازی قشر پیشپیشانی در پردازش واژههای مشتق نسبت به انواع دیگر بیشتر است و میان این مقدار و میزان پیچیدگی ساختواژی کلمات رابطۀ مستقیمی وجود دارد (Pliatsikas et al., 2014).
در مطالعات مربوط به فارسی نیز، لوب پیشانی تحتانی بیشترین میزان فعالیت را هنگام پردازش مشخصههای صرفی ـ نحوی داشته است. این ناحیه در پژوهشهای مربوط به دوزبانگی[26] نیز مسئول پردازش پیچیدگیهای ساختاری معرفی شده است (Meykadeh et al., 2021; Momenian et al., 2018; Momenian et al., 2016). میکده و همکاران[27] (2024) نقش مخچه را در قضاوت دستوری دوزبانهها بررسی کردهاند. با این حال، به نظر میرسد که شناسایی نواحی فعال در پردازش اسم در مواجهه با محرکهای صرفاً شنیداری چندان مورد توجه نبوده است. یافتن این نواحی یکی از پازلهای نقشۀ مغزی گویشوران هر زبان، از جمله زبان فارسی، است. از اینرو، چنین مطالعاتی میتوانند مسیر درک عملکرد مغز گویشوران این زبان را هنگام پردازش گفتار هموار کنند و با ارائۀ نقشۀ مغزی زبانی مقایسۀ عصبزبانشناختی زبانهای متعلق به خانوادهها و ردههای مختلف را امکانپذیر سازد.
هدف پژوهش حاضر، یافتن نواحی فعال مغز هنگام پردازش شنیداری انواع ساختواژی اسم در فارسی با توجه به مشخصۀ تصریفی شمار[28] است. بر این اساس، طرح دو پرسش ضروری به نظر میرسد: هنگام پردازش شنیداری اسمهای بسیط و غیربسیط (مشتق و مرکب) زبان فارسی کدام نواحی مغز فعال میشود؟ وجود یا عدم وجود وندهای تصریفی جمع (ـها/ـان) چه تغییری در نواحی فعالشده ایجاد میکند؟ در پاسخ به این پرسشها، تکلیفی ششبلوکی برای استفاده در دستگاه تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) طراحی شد. علت انتخاب این روش، امکان تصویربرداری و ثبت نواحی فعال مغز با وضوح مکانی بالا بهصورت غیرتهاجمی[29] (Ogawa et al., 1993) بود. محرکهای مورد بحث شامل اسمهای بسیط، مشتق و مرکبی بود که یک بار در حالت مفرد و بار دیگر همراه با وند تصریفی جمع بهصورت شنیداری ارائه و بهطور تصادفی بین سایر بلوکها توزیع شد.
3. روش
دادههای این پژوهش در بهار و تابستان 1404 در آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز ، واقع در شهر تهران، ثبت شد. در این بخش جزئیات و اطلاعات مربوط به شرکتکنندگان، محرکهای آزمایش و شیوۀ اجرای آن، ثبت دادهها، پروتکلهای تصویربرداری ساختاری و عملکردی ، پیشپردازش[30] ، پردازش تصاویر و تحلیل آماری شرح داده میشود.
3ـ1. شرکتکنندگان
شرکتکنندگان از طریق فراخوان و با توجه به چند شرط در پژوهش حاضر شرکت کردند. معیارهای ورود[31] عبارت بود از: سلامت عمومی، بازۀ سنی 20 تا 50 سال، راستدستی، تحصیلات دانشگاهی و زبان مادری فارسی؛ به این معنی که پیش از هفت سالگی در معرض زبانی غیر از زبان فارسی قرار نگرفته باشند (Krashen, 1973). معیارهای خروج[32] نیز عبارت بود از: وجود فلز در بدن، ترس از فضای بسته، اختلالات شنوایی، زبانی، عصبی و یا روانپزشکی. با توجه به غربالگری دقیقی که پیش از شروع آزمایش انجام گرفت، هیچ دادهای بهدلیل مغایرت با شروط پژوهش حذف نشد.
با توجه به این نکته که حجم نمونه در پژوهشهای fMRI باید حداقل 15 نفر باشد (Friston, 2012)، دادههای 21 نفر ثبت شد؛ اما بهدلیل اجرا نشدن تکلیف، دادههای یک نفر حذف و تحلیل نهایی بر اساس دادههای 20 نفر (14 زن و 6 مرد) انجام شد. همۀ شرکتکنندگان دانشجو یا دانشآموختۀ مقاطع تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا بودند و در ردۀ سنی 21 تا 47 سال (میانگین = 85/30 و انحراف معیار = 78/7) قرار داشتند. همۀ افراد سالم و فارسیزبان بودند و راستدستی آنان از طریق کسب 10 امتیاز در آزمون دستبرتری ادینبورگ[33] تأیید شد. هیچ یک از آنان، طبق خوداظهاری کتبی، سابقۀ ابتلا به اختلالات شنوایی، زبانی و بیماریهای عصبی و روانپزشکی نداشتند. گفتنی است که با توجه به همگنی جامعۀ آماری، اهداف پژوهش و عدم نیاز به گروه کنترل، به گزارش ویژگیهای مردمشناختی[34] مطرحشده اکتفا شد و ضرورتی برای بررسی آماری شاخص چهارعاملی وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی هالینگزهد[35] (1975) دیده نشد.
این پژوهش مطابق اعلامیۀ هلسینکی در کمیتۀ اخلاق دانشگاه علوم پزشکی تهران با شناسۀ IR.IUMS.REC.1404.367 تصویب شده است. شرکتکنندگان رضایتنامۀ کتبی شرکت در پژوهش را پیش از شروع آزمایش مطالعه و امضا کردند. اطلاعات فردی و بالینی هر فرد از طریق پرسشنامههای استاندارد ارائهشده در آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز گردآوری و سلامت عمومی آنان نیز از سوی پزشک مستقر در همان مرکز تأیید شد. در پایان، از شرکتکنندگان برای مشارکت در پژوهش حاضر قدردانی شد.
3ـ2. محرکهای آزمایش
برای یافتن نواحی فعال مغز هنگام پردازش شنیداری اسم در زبان فارسی، شرکتکنندگان در معرض شش بلوک متشکل از شش گروه محرک شنیداری قرار گرفتند. هر یک از گروهها به یکی از انواع ساختواژی اسم (بسیط، مشتق، مرکب) یک بار در حالت مفرد و بار دیگر در حالت جمع (همراه با پسوند تصریفی ـها یا ـان) اختصاص یافت. مبنای انتخاب کلماتِ هدف، وضعیت ساختواژی مطرح در پرسشهای پژوهش و تأثیر مشخصۀ شمار بود. بر این اساس، 18 کلمه انتخاب شد. با لحاظ کردن دو حالت مفرد و جمع، درنهایت از 36 کلمۀ هدف، در تکلیف fMRI استفاده شد. این کلمات با صدای یک گویشور زن فارسیزبان و با لحن و سرعت طبیعی خوانده و در اتاق آکوستیک آزمایشگاه آواشناسی دانشگاه الزهرا با دستگاه ضبطصوت زوم شش (فرمت WAV، با نرخ نمونهگیری 16 بیت و 44000 هرتز، در فاصلۀ 25 سانتیمتری از دهان گوینده) ضبط شد. فایل صوتی حاصل با توجه به تعداد و مدت زمان بلوکهای تعریفشده در تکلیف fMRI در نرمافزار پرات[36] تقطیع و زمانبندی شد. سپس، برای بهبود کیفی محرکهای ضبطشده و افزایش سازگاری آنها با دستگاه MRI از نرمافزار اوداسیتی[37] استفاده شد. تنظیمات لازم برای فرایند گفتهشده به قرار زیر است: کاهش نوفه[38]، نرمالسازی[39] (1- دسیبل)، نرمالسازی بلندی[40] (23- )، برابرسازی (EQ)، کاهش فرکانسهای کمتر از 100 هرتز و درنهایت، فشردهسازی محدودۀ دینامیکی[41] برای افزایش وضوح محرکها در برابر نوفههای محیط MRI.
تکلیف fMRI با نرمافزار سایکوپای[42] بهصورت بلوکی در 24 بلوک طراحی شد. از این تعداد، با توجه به پرسشهای پژوهش به تحلیل شش بلوک در مقالۀ حاضر بسنده میشود. هر بلوک شامل 20 ثانیه محرک شنیداری (متشکل از شش کلمۀ هدف و پنج سکوت) و پنج ثانیه محرک دیداری (یک علامت جمع سیاهرنگ در مرکز یک صفحۀ سفید) بهعنوان استراحت است. شیوۀ طراحی تکلیف با توجه به هدف پژوهش و ماهیت طراحی بلوکی انتخاب شد (Williams et al., 2014). توزیع کلمات هدف در هر بلوک تصادفی بود. کلمات با ترتیبی یکسان برای هر شرکتکننده پخش شد. بهعنوان مثال، بلوک اول حامل شش اسم بسیط و بلوک دوم حامل شش اسم بسیط + پسوند تصریفی جمع (ـها/ـان) بود.
3ـ3. شیوۀ اجرای آزمایش
در این آزمایش از یک تکلیف ذهنی[43] استفاده شد. به بیان دیگر، طی اجرای تکلیف نیازی نبود شرکتکنندگان با فشار دادن دکمه یا انجام کاری به محرکها پاسخ دهند. از اینرو، هیچگونه پاسخ رفتاری مستقیمی دریافت و ثبت نشد. جهت انجام آزمایش بهصورت دوسوناشناس[44]، دستورالعملها بهگونهای ارائه شد که هدف اصلی مطالعه برای شرکتکنندگان نامشخص باشد. سپس، شرکتکنندگان وارد دستگاه MRI شدند و از طریق یک هدفون روگوشی در معرض محرکهای شنیداری تکلیف fMRI قرار گرفتند. از آنان درخواست شد بدون حرکت و با چشمان باز در دستگاه قرار گیرند و هنگام پخش محرکها، به آنچه میشنوند بادقت گوش کنند و بر آن متمرکز شوند. افزونبر این، قرار شد بهمحض مشاهدۀ یک علامت جمع سیاهرنگ در مرکز یک صفحۀ سفید، دیگر به محرکهای قبلی فکر نکنند و به ذهن خود استراحت دهند. درنهایت، به آنان اطمینان داده شد که در صورت بروز هرگونه احساس ناراحتی یا اضطراب میتوانند با فشار دادن دکمۀ اضطراری با اپراتور ارتباط برقرار کنند و درخواست توقف تصویربرداری و خروج از دستگاه را داشته باشند. هر شرکتکننده یک بار در آزمایش شرکت کرد. هر جلسه حدود 45 دقیقه به طول انجامید. 25 دقیقه از این بازۀ زمانی به ویزیت پزشک، ارائۀ دستورالعمل و آماده شدن شرکتکننده برای ورود به دستگاه و حدود 20 دقیقه از آن به تصویربرداری ساختاری و اجرای کامل تکلیف اختصاص داشت.
3ـ4. پروتکل تصویربرداری
پروتکلهای تصویربرداری با توجه به پژوهشهای پیشین و توصیۀ کارشناسان بخش MRI آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز تعیین شد. تصویربرداری و ثبت دادههای fMRI با اسکنر MRI سه تسلا زیمنس مدل پریزما[45]، کویل سر 20کاناله[46] ، هدفون روگوشی و دکمۀ اضطراری در آن آزمایشگاه ثبت شد. طبق پروتکل (جدول 1)، تصویربرداری ساختاری با وضوح بالا و تصویربرداری عملکردی در حالت استراحت انجام گرفت. در تصاویر ساختاری از توالی سهبعدی T1MPRAGE و در تصاویر عملکردی[47] از تصویربرداری اکوصفحهای[48] (EPI) استفاده شد. تصویربرداری عملکردی (با 23 والیوم و زمان تکرار 2500 هزارمثانیه) حدود 575 هزارمثانیه ادامه یافت. هر والیوم شامل 48 برش بود (جدول 1).
جدول 1. پروتکل تصویربرداری
|
تصویر پروتکل |
ساختاری T1_mprage_tra |
عملکردی Ep2d_Main (Bold fMRI) |
|
وکسل |
1/1 × 1/1 × 1/1 میلیمتر مکعب |
3 × 3 × 3/3 میلیمتر مکعب |
|
ماتریس |
224 × 224 |
76 × 76 |
|
اکو |
43/2 میلیثانیه |
30 میلیثانیه |
|
تکرار |
1840 میلیثانیه |
2500 میلیثانیه |
|
برش |
1 میلیمتر |
3 میلیمتر |
|
میدان دید |
224 میلیمتر |
230 میلیمتر |
|
چرخش |
8 درجه |
90 درجه |
3ـ5. پیشپردازش دادههای ساختاری
تصاویر ساختاری برای هر یک از شرکتکنندگان از مجموعهدادۀ BIDS (Esteban et al., 2019) استخراج و باfMRIPre 25.0.0 طی چند مراحل پردازش شد. ابتدا نبود یکنواختی شدت نور با الگوریتم N4BiasFieldCorrection اصلاح شد. از تصاویر بهدستآمده در مراحل بعدی بهعنوان مرجع T1w استفاده شد. با بهکارگیری اسکریپت اصلاحشدۀ antsBrainExtraction.sh در قالب نیپایپ[49]، جمجمه از تصویر مرجع حذف شد. با استفاده از FAST در بستۀ نرمافزاری FSL بافتهای مغزی شامل مادۀ خاکستری، مادۀ سفید و مایع نخاعی بر روی نسخۀ بدون جمجمۀ T1w تقسیمبندی شد. سپس دو سطح قشری و زیرقشری در نرمافزار FreeSurfer 7.3.2 با استفاده از دستور recon-all بازسازی شد. ماسک مغزی حاصل از مراحل پیشین در این مرحله برای افزایش میزان دقت بهکار رفت. برای نرمالسازی مکانی از ابزار antsRegistration استفاده و ثبت غیرخطی تصویر T1w در فضای استاندارد انجام شد. قالب MNI152NLin2009cAsym از مخزن TemplateFlow نسخۀ 24.2.2 فراخوانی و بهعنوان فضای استاندارد بهکار گرفته شد.
3ـ6. پیشپردازش دادههای عملکردی
پیشپردازش هریک از ثبتهای بولد[50] (هر ثبت برای هر شرکتکننده) با نرمافزار fMRIPrep 25.0.0 در چند مرحله انجام شد. برای تصحیح حرکات سر، یک حجم مربع از دادههای بولد با روش اختصاصی fMRIPre تولید شد. پیش از اعمال هرگونه فیلترگذاری زمانی یا مکانی، شش پارامتر مربوط به چرخش و جابهجایی و ماتریسهای تبدیل (پارامترهای حرکت سر) با استفاده از mcflit با تقریب محاسبه شد. سپس، حجم مرجع بولد با استفاده از ابزار bbregister در تصویر مرجع ساختاری بهصورت ثبت مبتنی بر مرز و با شش درجۀ آزادی[51] انجام گرفت. با محاسبۀ چند سری زمانی مزاحم از روی دادههای بولد که پیشپردازش شده بودند، کنترل نوفه از طریق جابهجایی قاببهقاب[52] (FD) صورت گرفت و نوسانات مشتق از سیگنال (DVARS) و سیگنالهای جهانی در نواحی مادۀ سفید و مایع مغزی و در کل مغز اعمال شد. برای حذف نوفههای فیزیولوژیک نیز رگرسورهای نوفهای[53] با روش CompCor استخراج شد. مؤلفههای اصلی در دو نسخۀ زمانی (استخراج مؤلفهها از 2% بالاترین وکسلهای[54] متغیر در ماسک مغز[55]) و ساختاری (تولید ماسکهای CSF، WM و CSF + WM) بعد از فیلتر بالاگذر با فیلتر کسینوسی گسسته با آستانۀ قطع 128 ثانیه تخمین زده شد. پارامتر جابهجایی سر در مرحلۀ تصحیح به دست آمد و در فایلهای confound درج شد. سریهای زمانی مزاحم موردبحث با مشتقات زمانی و ضریبهای درجۀ دو گسترده شدند. قابهایی با مقدار FD بیشتر از 5/0 میلیمتر یا مقدار DVARS استانداردشدۀ بیشتر از 5/1 بهعنوان فریمهای پرحرکت علامتگذاری شدند. دیگر سری زمانی مزاحم نیز با استفاده از تحلیل مؤلفههای اصلی بر روی سیگنال موجود در یک نوار باریک از وکسلها در لبۀ مغز استخراج شد. درنهایت، بازنمونهبرداری دادههای بولد به فضای قالب متقارن چپ/راست fsLR با استفاده ازConnectome Workbench (Glasser et al., 2013) انجام شد. فایلهای grayordinates با 91000 نمونه ایجاد شد و بدینترتیب، امکان نگاشت دادههای سطحی به فضای fsLR و دادههای زیرقشری به فضای MNI152NLin6Asym با وضوح 2 میلیمتری فراهم شد. گفتنی است که ترکیب همۀ تبدیلها بهصورت یک مرحلۀ درونیابی[56] واحد با بازنمونهبرداری حجمی با nitransforms و درونیابی cubic B-spline انجام شد.
4. یافتهها
تحلیل دادههای fMRI با کتابخانههای nilearn، nibabel، numpy و pandas در پایتون نسخۀ 3.11.6 و با استفاده از دادههای پیشپردازششده در فضای MNI و ماسک مادۀ خاکستری در سه مرحله انجام شد.
در مرحلۀ اول برای هر شرکتکننده با توجه به بلوکهای آزمایش یک ماتریس طراحی و با استفاده از نوع Glover مدل HRF و نوع Cosine مدل drift مدلسازی انجام شد.
در مرحلۀ دوم برازش[57] مدل خطی عمومی[58] (GLM) با سیگنالهای پیشپردازششدۀ همسو در قالب فضای استاندارد[59] (MNI) انجام شد و سه نوع کنتراست برای هر شرکتکننده محاسبه گردید: هر بلوک در مقایسه با زمان استراحت، بلوک دیگر (جفتی) و همۀ بلوکها. در مقالۀ حاضر، کنتراست سه گزارش نمیشود. جدول 2 نتایج آزمایش یکی از شرکتکنندگان را نشان میدهد که در آن هر یک از بلوکها با حالت استراحت مقایسه شده است. مختصات مکانی دقیق نشان میدهد که بیشترین مقدار فعالسازی برای هر بلوک در کدام وکسل رخ داده است. سپس، نقشههای نواحی فعال استخراج و در نقشۀ خودکار ساختار مغز[60] (AAL) و اطلس برودمن[61] ارائه شد. برای حفظ معنیداری نواحی فعال، مقدار ثابت 3/2 در نظر گرفته شد و مقادیر کمتر حذف گردید
جدول 2. مختصات مکانی مقدار فعالسازی بیشینه (max_z) برای هر بلوک در دادۀ ثبتشده از شرکتکنندۀ سوم
|
بلوک |
مقدار فعالسازی بیشینه |
محور x |
محور y |
محور z |
|
اسم بسیط |
285083/4 |
55 |
57 |
28 |
|
اسم بسیط + وند |
355526/4 |
61 |
66 |
65 |
|
اسم مشتق |
936915/4 |
32 |
25 |
25 |
|
اسم مشتق + وند |
413447/5 |
37 |
22 |
35 |
|
اسم مرکب |
344899/5 |
63 |
23 |
40 |
|
اسم مرکب + وند |
152505/5 |
39 |
75 |
28 |
در مرحلۀ سوم، روش سطح دوم[62] برای تحلیل گروهی دادههای fMRI بهکار رفت تا الگوهای فعالسازی معنیدار همۀ شرکتکنندگان مشخص شود. در این مرحله، مدل خطی تعمیمیافته (GLM) در SecondLevelModel کتابخانۀ Nilearn بهکار برده شد. سپس مدل آماری گروهی ایجاد و میزان معنیداری نواحی فعالشده تعیین گردید. درنهایت، نواحی ساختاری شناساییشده در نقشۀ خودکار ساختار مغز (Rolls et al., 2020) مطابق با اطلس برودمن (Zilles, 2018) نیز برچسبگذاری شد (جدول 3). گفتنی است که همۀ نواحی ثبتشده در جدول موردنظر بهلحاظ آماری معنیدارند (p < 0.05).
جدول 3. نتایج معنیدار نواحی مغزی در آستانۀ FDR (تصحیحشده) با p < 0.05 و آستانۀ گستردگی 10 وکسل
|
کنتراست |
خوشه |
نواحی فعال |
برودمن |
مختصات |
بیشینۀ مقدار z |
سطح معنیداری |
||
|
x |
y |
z |
||||||
|
بسیط > استراحت |
78 |
پیشانی میانی، پیشمرکزی و پسمرکزی چپ |
3، 4، 6 |
50- |
4- |
54 |
10081/3 |
00193/0 |
|
|
39 |
لوب پیشانی میانی و مثلثی چپ |
10، 46 |
44- |
44 |
20 |
74552/2 |
00604/0 |
|
|
52 |
لوب پیشانی میانی و فوقانی چپ |
9، 10 |
34- |
46 |
28 |
92624/2 |
00343/0 |
|
|
13 |
شکنج دوکیشکل ولوب گیجگاهی تحتانی چپ |
20 |
32- |
12- |
40- |
61222/2 |
009/0 |
|
|
63 |
کروس 2 و لوبول 7ب مخچۀ چپ |
- |
24- |
86- |
44- |
86552/2 |
00416/0 |
|
|
17 |
قطبهای میانی و فوقانی لوب گیجگاهی چپ |
38 |
24- |
20 |
36- |
47582/2 |
01329/0 |
|
|
13 |
لوب پیشانی فوقانی چپ |
10 |
24- |
54 |
0 |
78908/3 |
01543/0 |
|
|
16 |
هیپوکامپ و پاراهیپوکامپ چپ |
34، 28، آمیگدال |
18- |
12- |
20- |
91666/2 |
00354/0 |
|
|
12 |
آمیگدال و هیپوکامپ چپ |
آمیگدال |
18- |
6- |
12- |
89636/2 |
00378/0 |
|
|
54 |
سینگولۀ میانی راست، نواحی حرکتی مکمل راست و چپ |
6، 8، 32 |
8 |
12 |
52 |
85453/2 |
00431/0 |
|
|
16 |
کروس 1 و 2 مخچۀ راست |
- |
18 |
74- |
32- |
50118/2 |
01238/0 |
|
|
38 |
آمیگدال، هیپوکامپ و پاراهیپوکامپ راست |
آمیگدال، 34 |
24 |
6- |
12- |
87663/2 |
00402/0 |
|
|
17 |
لوب پیشانی میانی و فوقانی راست |
10 |
30 |
58 |
6 |
6627/2 |
00775/0 |
|
|
15 |
بخش پیشمرکزی و لوب پیشانی میانی راست |
6، 9 |
42 |
2 |
40 |
55227/2 |
0107/0 |
|
|
17 |
اینسولا و لوب گیجگاهی فوقانی راست |
13 |
46 |
2 |
14- |
87372/2 |
00406/0 |
|
|
14 |
شکنج دوکیشکل، کروس 1 مخچه و لوب گیجگاهی تحتانی راست |
36، 37 |
52 |
40- |
24- |
73122/2 |
00631/0 |
|
بسیط + وند > استراحت |
96 |
لوب گیجگاهی میانی و فوقانی چپ |
21، 22 |
64- |
6- |
2- |
824764/2 |
004732/0 |
|
|
22 |
لوب گیجگاهی میانی چپ |
22 |
62- |
38- |
4 |
804099/2 |
005046/0 |
|
|
28 |
اینسولای چپ |
47، 13 |
32- |
18 |
10- |
741109/2 |
006123/0 |
|
|
24 |
مخچه و شکنج دوکیشکل راست |
- |
32 |
36- |
30- |
18447/3 |
00145/0 |
|
|
18 |
قطب میانی لوب گیجگاهی راست |
21، 38 |
46 |
12 |
34- |
540903/2 |
011057/0 |
|
|
20 |
لوب گیجگاهی تحتانی راست |
20، 37 |
52 |
42- |
24- |
982365/2 |
00286/0 |
|
|
55 |
لوب گیجگاهی فوقانی و میانی راست |
21، 22 |
70 |
26- |
0 |
763386/2 |
005721/0 |
|
مشتق > استراحت |
13 |
لوب پیشانی تحتانی (اپراتور) و مثلثی چپ |
- |
52- |
16 |
2 |
711931/2 |
006689/0 |
|
|
10 |
لوب گیجگاهی تحتانی و شکنج دوکیشکل چپ |
- |
36- |
2- |
2 |
739334/2 |
006156/0 |
|
|
85 |
اینسولای چپ |
13، 47، 45 |
32- |
20 |
8- |
05777/3 |
00223/0 |
|
|
10 |
هیپوکامپ و پاراهیپوکامپ چپ |
- |
30- |
26- |
16- |
461989/2 |
013817/0 |
|
|
34 |
بخش پیشمرکزی و لوب پیشانی میانی راست |
6 |
28 |
6- |
50 |
680057/2 |
007361/0 |
|
|
10 |
اوربیتوفرونتال جانبی و لوب پیشانی میانی راست |
- |
38 |
48 |
12- |
550826/2 |
010747/0 |
|
|
53 |
لوب پیشانی تحتانی (اپراتور) و مثلثی راست |
44، 45 |
52 |
14 |
14 |
729333/2 |
006346/0 |
|
مشتق + وند > استراحت |
24 |
لوب گیجگاهی میانی و فوقانی چپ |
21 |
56- |
16- |
4- |
861508/2 |
004216/0 |
|
|
11 |
ناحیۀ کنار حاشیۀ چپ، بخشهای رولاندیک (اپراتور) و سوپرامارجینال چپ |
40 |
50- |
26- |
20 |
972428/2 |
002955/0 |
|
|
26 |
مخچۀ 2، 7ب و 8 راست |
- |
22 |
76- |
48- |
530678/2 |
011384/0 |
|
|
10 |
بخشهای فوقانی لوب آهیانهای و پسمرکزی راست |
7 |
14 |
50- |
76 |
907183/2 |
003647/0 |
|
|
13 |
لوب پسسری فوقانی راست |
19 |
18 |
92- |
28 |
640904/2 |
008269/0 |
|
|
25 |
بخشهای زاویهای و سوپرامارجینال راست |
- |
50 |
46- |
30 |
533743/2 |
011285/0 |
|
|
26 |
لوب گیجگاهی میانی و فوقانی راست |
21، 22 |
54 |
30- |
2 |
875402/2 |
004035/0 |
|
مرکب > استراحت |
96 |
لوب گیجگاهی میانی و فوقانی چپ |
21، 22 |
64- |
6- |
2- |
824764/2 |
004732/0 |
|
|
28 |
اینسولای چپ |
13، 47 |
32- |
18 |
10- |
741109/2 |
006123/0 |
|
|
24 |
مخچۀ 4، 5 و 6 و شکنج دوکیشکل راست |
- |
32 |
36- |
30- |
18447/3 |
00145/0 |
|
|
18 |
لوب گیجگاهی میانی راست |
21، 38 |
46 |
12 |
34- |
540903/2 |
011057/0 |
|
|
13 |
بخش میانی قطب و تحتانی لوب گیجگاهی راست |
21 |
50 |
12 |
40- |
598605/2 |
00936/0 |
|
|
20 |
لوب گیجگاهی تحتانی راست |
20، 37 |
52 |
42- |
24- |
982365/2 |
00286/2 |
|
|
55 |
لوب گیجگاهی میانی و فوقانی راست |
21، 22 |
70 |
26- |
0 |
763386/2 |
005721/0 |
|
مرکب + وند > استراحت |
222 |
هاچل و فوقانی لوب گیجگاهی میانی و فوقانی چپ |
21، 22، 42 |
62- |
10- |
0 |
299228/3 |
00097/0 |
|
|
49 |
لوب گیجگاهی فوقانی و سوپرامارجینال چپ |
13، 41، 42
|
46- |
40- |
20 |
733511/2 |
006266/0 |
|
|
17 |
لوب پیشانی مثلثی چپ |
9 |
50- |
16 |
28 |
664537/2 |
007709/0 |
|
|
28 |
لوب گیجگاهی میانی و فوقانی چپ |
- |
48- |
18- |
6- |
697512/2 |
006986/0 |
|
|
16 |
مخچۀ 6 و کروس 1 و شکنج دوکیشکل چپ |
37
|
40- |
56- |
24- |
659291/2
|
007831/0 |
|
|
33 |
شکنج دوکیشکل، لوب گیجگاهی تحتانی و مخچۀ 6 راست |
20، 36، 37 |
50 |
42- |
24- |
632252/2 |
008482/0 |
|
|
19 |
لوب پیشانی تحتانی (اپراتور) و مثلثی راست |
- |
46 |
12 |
18 |
617121/2 |
008867/0 |
|
|
18 |
لوب گیجگاهی میانی و فوقانی راست |
21، 22 |
68 |
24- |
2- |
602064/2 |
009266/0 |
4ـ1. یافتههای fMRI
در ادامه، شاخص توصیفی آماری بلوکها، نتایج تحلیل سطح ـ اول (FLA) و نتایج تحلیل سطح ـ دوم (SLA) بهترتیب ارائه میشود.
4ـ1ـ1. شاخص توصیفی آماری بلوکها
نمودار 1 مقدار بیشینۀ فعالسازی در هر بلوک را نشان میدهد. میانگین، انحراف معیار و واریانس حاصل به تفکیک گروهها به شرح زیر است: بسیط (3520/4، 11542/0، 51619/0)؛ بسیط + وند (8005/4، 12846/0، 57450/0)؛ مشتق (5810/5، 59944/0، 359/0)؛ مشتق + وند (1125/6، 13838/0، 61885/0)، مرکب (8900/4، 42549/0، 181/0) و مرکب + وند (1520/5، 43949/0، 181/0) و مرکب + وند (1520/5، 43949/0، 193/0). با توجه به نتیجۀ آزمون شاپیرو ـ ویلک[63]، توزیع دادهها نرمال نبود. بنابراین، سطح معنیداری کل با آزمون کروسکال ـ والیس[64] محاسبه شد. طبق نتایج حاصل، تفاوتها بین بلوکها (آمارۀ 905/44 و مقدار احتمال 0001/0) معنیدار است.
بلوک اسم مشتق + وند و اسم مشتق بیشترین میانه (حدود 6/0) و وسیعترین دامنۀ توزیع (در بازۀ تقریبی 5 تا 7) را داراست (نمودار 1). از اینرو به نظر میرسد شدت فعالسازی در این دو بلوک در مقایسه با سایر بلوکها بیشتر بوده است. مقدار میانه در سایر بلوکها کمتر است و در بازۀ 4 تا 5/5 قرار میگیرد. در بلوک اسم بسیط + وند، برخی دادهها خارج از روند معمول است و پراکندگی بیشتری وجود دارد. کمترین میزان پراکندگی و میانه متعلق به بلوک مرکب است.
نمودار 1. مقدار بیشینۀ فعالسازی در هر بلوک (بسیط = S، بسیط + وند = SA، مشتق = D، مشتق + وند = DA ، مرکب = C، مرکب + وند = CA)
4ـ2. نتایج تحلیل سطح ـ اول
تحلیل سطح ـ اول (FLA) با رویکرد کل ـ مغز[65] انجام شد. به این صورت که مختصات مکانی مقدار فعالسازی بیشینه در هر بلوک (در مقایسه با وضعیت استراحت) برای هر شرکتکننده بهدست آمد. برای نمونه، جدول 2 این مقدار را در مغز یکی از شرکتکنندگان نشان میدهد. مختصات براساس MNI ارائه شده و هر عدد یک موقعیت مکانی را نشان میدهد. مقدار مثبت محورهای x، y و z بهترتیب نواحی راست، قدامی و فوقانی مغز را نشان میدهد. ویژگی مختصات فعال در هر بلوک عبارت است از: فعالیت ناحیۀ مرکزی و فوقانی راست (بسیط)؛ فعالسازی گسترده در نواحی فوقانی و احتمالاً قشر پیشپیشانی (بسیط + وند)؛ بخش جلو و میانی راست (مشتق)؛ ناحیهای بالاتر و قدامیتر از بلوک قبلی (مشتق + وند)؛ ناحیۀ بالاتر و جلوتر در سمت راست نسبت به بلوکهای مشتق (مرکب)؛ و ناحیهای کاملاً قدامی در سمت راست (مرکب + وند).
برای این فرد، کمترین میزان فعالسازی برابر با 285083/4 و در پردازش اسمهای بسیط و بیشترین میزان برابر با 413447/5 و مربوط به پردازش اسممشتق + وند جمع بوده است (جدول 2). شکل 1 نواحی فعال در مغز همان فرد را هنگام پردازش شش بلوک تکلیف نشان میدهد. در تصویر پائین همان شکل از نقشۀ فعالسازی نیز استفاده شده است.
شکل 1. نواحی فعالشده در بلوکهای یک شرکتکننده با گستردگی 10 وکسل (بالا) و نواحی فعالشدۀ بیشینه در بلوکهای در همان فرد با گستردگی 10 وکسل (پائین)؛ توضیحات تصویر اول: قرمز (بسیط)، سبز (مرکب)، آبی تیره (مشتق)، صورتی (بسیط + وند)، آبی روشن (مشتق + وند)، زرد (مرکب + وند)
3ـ4. تحلیل سطح ـ دوم
نواحی فعال هر بلوک در جدول 3 خلاصه شده است. نتایج ارائهشده در آستانۀ FDR (تصحیحشده) با p < 0.05 و آستانۀ گستردگی 10 وکسل[66] معنیدار است که در ادامه شرح داده میشود. در بخش گزارش نواحی فعال، عمدتاً بخشهای مرتبط با زبان ارائه شده است. اعداد داخل پرانتز نیز همان نواحی را در برودمن نشان میدهند.
شکل 2. نواحی فعالشده در تحلیل گروهی که بهترتیب از بالا به پائین بلوکهای بسیط (قرمز)، بسیط + وند (آبی کمرنگ)، مشتق (آبی پررنگ)، مشتق + وند (سبزآبی)، مرکب (نارنجی) و مرکب + وند (آبی آسمانی) را در مقایسه با وضعیت استراحت نشان میدهد. تصویر آخر نواحی فعال در همۀ بلوکهاست. هر رنگ، طبق تقسیمبندی گفتهشده، نشاندهندۀ یکی از بلوکهاست.
5. بحث و نتیجهگیری
مسئلۀ اصلی این پژوهش یافتن نواحی فعال مغز هنگام پردازش شنیداری اسمهای بسیط، مشتق و مرکب مفرد و جمع زبان فارسی (ـها/ـان) بود. در این راستا، یک تکلیف بیستوچهاربلوکی برای استفاده در fMRI طراحی شد و هر بلوک آن به یکی از انواع اسم اختصاص پیدا کرد. با لحاظ کردن وند تصریفی جمع، مجموعاً شش بلوک برای پاسخ به پرسشهای طرحشده در این مقاله انتخاب شد تا سه هدف برآورده شود: مقایسۀ مقدار بیشینۀ فعالسازی بلوکها؛ دستیابی به مختصات مکانی مقدار فعالسازی بیشینه در هر بلوک (نسبت به وضعیت استراحت) یک بار برای هر شرکتکننده (تحلیل سطح ـ اول) و بار دیگر برای تمام شرکتکنندگان (تحلیل سطح ـ دوم)؛ و درنهایت تعیین نواحی فعال در هر بلوک.
طبق نتایج مقایسۀ مقدار بیشینۀ فعالسازی بلوکها، شدت فعالسازی بهترتیب در مشتق + وند و مشتق نسبت به سایر بلوکها است. در نتایج تحلیل سطح ـ اول کمترین میزان فعالسازی در پردازش اسمهای بسیط و بیشترین میزان مربوط به پردازش اسممشتق + وند جمع بوده است. با توجه به توزیع فعال و شدت فعالسازی، تفاوتهای معنیدار پردازشی به این گونه صورتبندی میشود: نواحی فعال در اسم بسیط (+وند) به پردازش زبان یا درک کلمات، در اسم مشتق (+ وند) به پردازش پیچیدگیهای صرفی و در اسم مرکب (+ وند) به پردازش واحدهای معنایی یا نحوی پیچیدهتر مربوطاند. اضافه شدن وند جمع میتواند به جابهجایی مکانی نواحی به سمت بخشهای بالایی و قدامی منجر شود. مقایسۀ همۀ کنتراستها با حالت استراحت در هر دو تحلیل سطح ـ اول و سطح ـ دوم نواحی فعال در تکلیف fMRI را نشان میدهد. فعالیت لوب پیشانی، بهعنوان منطقهای مهم در پردازش زبان، در همۀ بلوکها دیده میشود. فعالیت بیشتر لوب گیجگاهی[74] چپ و راست و نیز شکنج دوکیشکل در بلوکهای مشتق و مرکب میتواند بهدلیل اهمیت این نواحی در پردازش کلمات پیچیده باشد. فعالیت بارز مخچه در بلوکهای مرکب ممکن است حاکی از پردازش شناختی پیچیدۀ این نوع اسم باشد.
خلاصۀ تفاوتهای معنیدار کلمات هدف در تحلیل سطح ـ دوم به این شرح است: نواحی فعال در اسم بسیط به نواحی حرکتی، در اسم مشتق به نواحی پردازش زبانی پیچیده و در اسم مرکب به نواحی پردازشی احساسی و شناختی پیوند میخورد. پردازش دادههای اسمهای مشتق و مرکب در مناطق وسیعی از مغز دیده میشود و نهتنها بخشهای مربوط به زبان که بخش های مربوط به حافظه مانند آمیگدال[75] و هیپوکامپ را دربرمیگیرد. به نظر میرسد زبان در مغز یک شبکۀ انتزاعی گسترده است که بخشهای گوناگون شناخت، حافظه، احساس و حرکت را به یکدیگر و به نواحی فعال در پردازش زبانی متصل میکند.
وجود وند تغییراتی را در نواحی فعالشده نشان میدهد. این تغییرات به شرح زیر است:
· بسیط + وند > استراحت: در نواحی پیشانی میانی، پیشمرکزی و پسمرکزی چپ (3، 4 و 6) یک خوشۀ بزرگ 78 وکسلی دیده میشود که در مقایسه با بسیط > استراحت بسیار برجسته است. بنابراین، به نظر میرسد که وجود وند در کنار این نوع اسمها شدت فعالسازی در نواحی حسی اولیه و حرکتی را افزایش میدهد.
· مشتق + وند > استراحت: میزان فعالیت لوب پیشانی میانی و فوقانی چپ (9 و 10) در این کنتراست (خوشۀ 52) در مقایسه با کنتراست مشتق < استراحت (خوشۀ 39) بیشتر است. در نتیجه، پیچیدگی صرفی و ساختاری مانند وجود وند میتواند شدت فعالسازی را افزایش دهد.
· مرکب + وند > استراحت: افزون بر نواحی فعال در کنتراست مرکب > استراحت، بخشهایی از مخچۀ (کروس 2 و لوبول 7ب) چپ نیز فعال شدهاند. این بخشها در بلوک مرکب غیرفعالاند یا فعالیت کمتری دارند. این تفاوت میتواند نقش مخچه را در پردازشهای پیچیدگیهای صرفی/تصریفی زبان برجسته کند.
· تغییر شدت فعالسازی: مقدار بیشینۀ z در خوشههای متعلق به کنتراستهای دارای وند، بهطور خاص در دو گروه مشتق + وند و مرکب + وند، بیشتر از خوشههای کنتراستهای بدون وند است. برای نمونه، این مقدار در مشتق + وند حدود 26/9 است که بیشتر از 45/7 گروه مشتق است.
یافتههای این پژوهش نتایج مطالعات پیشین را تأیید میکنند. نتایج مقایسۀ مقدار بیشینۀ فعالسازی بلوکها، افزون بر تأیید مراحل یک و دو تحلیل، با مطالعاتی همسویی دارد که بیشترین میزان فعالسازی را در لوب پیشانی، لوب گیجگاهی، مخچه و اینسولا گزارش دادهاند (Feng et al., 2020; Meykadeh & Sommer, 2024; Momenian et al., 2018; Moseley & Pulvermüller, 2014; Ranjan & Singh, 2025; Russo et al., 2021; Ullman, 1998). براساس نتایج مربوط به کنتراستهای اسم مشتق، پیچیدگی ساختواژی کلمات مشتق میتواند شدت فعالسازی را افزایش دهد (Pliatsikas et al., 2014). یافتههای مربوط به کنتراست مرکب + وند > استراحت نتایج مطالعهای را تأیید میکند که بر روی اسم در زبان ایتالیایی انجام شده است (Russo et al., 2021). افزایش مقدار z در کنتراستهای دارای وند با نتایج پژوهشی دربارۀ زبان فنلاندی همسو است (Lehtonen et al., 2006; Pliatsikas et al., 2014) و نشان میدهد که وند بهعنوان واحد پردازشی مستقل بار شناختی بیشتری ایجاد میکند. این یافته با مدل دومسیرۀ ساختواژه[76] (Clahsen, 2006) قابلتوضیح است. در این مدل، واژههای بسیط و ذخیرهشده به پردازش کمتری نیاز دارند، اما واژههای دارای پسوند نیازمند فعالسازی مسیر قاعدمحورند[77] که موجب افزایش شدت و گسترۀ فعالیت نورونی میشود. افزونبر این، وجود وند در کنار اسمهای بسیط، مشتق و مرکب باعث گسترش دامنۀ شبکههای فعال مغزی (از قشر حسی ـ حرکتی تا مخچه و قشر پیشانی) و نیز افزایش شدت فعالسازی میشود. طبق این الگو، پردازش وند در زبان فارسی تنها یک عملیات صرفی ساده نیست، بلکه فرایندی شناختی، ترکیبی و قابلپیشبینی است که به تعامل شبکههای اجرایی، حسی ـ حرکتی و مخچهای نیاز دارد (Kim et al., 2024). چنین نتیجهای با نظریۀ ترکیبپذیری[78]، مدل دومسیره در صرف و مدل بازنمایی صرفی قابلپیشبینی[79] همسویی دارد (Brooks & Cid de Garcia, 2015; Kim et al., 2024).
در مجموع، یافتههای هر سه مرحله در پژوهش حاضر با یکدیگر و با مطالعات پیشین همخوانی دارد. با استناد به نتایج این پژوهش میتوان گفت که وجود وند تصریفی جمع در کنار اسم در فارسی موجب گسترش دامنۀ فعالسازی و افزایش شدت آن میشود. این تغییر در نواحی مربوط به پردازش زبانی و شناختی شدیدتر است.
تعارض منافع
تعارض منافع وجود ندارد.
سپاسگزاری
پژوهشگر صمیمانه قدردان همراهی ارزشمند خانمها شقایق کریمی علویجه و ندا محمدی مبارکه است.