Language Science Studies

Language Science Studies

Stylistic Devices in Iranian Sport Newspaper Headlines: A Discourse-Based Approach

Document Type : Research Paper

Author
Linguistics Department, Faculty of Persian Literature and Foreign Languages, Allameh Tabataba’i University, Tehran, Iran
Abstract
Abstract
News headlines do more than summarizing stories, and stylistic devices are highly used to write interesting headlines. However, some stylistic devices function as representations of the discourse strategy of intertextuality, and as a result, can shape or influence the readers’ interpretation of the text. In the light of this, the present study has sought to investigate the stylistic devices used in the Iranian sport newspaper headlines. To do so, the news headlines of 8 sports newspapers published in Tehran were randomly selected over a period of three months in 2018 and, consequently, a total of 185 headlines supposedly containing stylistic devices were selected and were then categorized according to Leigh’s Model which provides a framework to classify figures of speech. According to the findings of the study, allusion and pun together accounted for over half of the total number the stylistic devices, and personification, paradox, repetition, and quotation were found to be the least used ones. The findings also indicated that the discourse strategy of intertextuality has mainly been realized through allusion which required background knowledge on the readers’ part. Furthermore, the study provides implications for Persian language learners.
1. Introduction
Bell (1991) holds that “headlines are a part of news rhetoric whose function is to attract the reader” (p. 189). In other words, headlines both tell and sell (Ludwig & Gilmore, 2005). On the other hand, there are various relations, whether be in form or in meaning, among texts which are called intertextuality. Additionally, intertextuality involves stylistic devices like illusion (Azam, 2001). As a result, news headlines not only can reveal hidden meanings and the stylistic devices used but also can reflect a newspaper’s position. However, decoding and understanding texts involving intertextuality requires background information and pragmatic knowledge on the part of readers (Biber, 2003). Accordingly, using Leigh’s (1994) classification of stylistic devices and following a discourse-based approach, this research aimed to provide a quantitative and qualitative analysis of sports headlines in an Iranian context.
2. Literature Review
The most relevant studies are Bonyadi and Samuel (2013), Toosi Nasr-Abadi and Rowshan (2016), Namvar and Amiri Paryan (2017), Monsefi and Mahadi (2017), Maretha and Kongthai (2017), Afzali and Ahmadi Nasab (2018), and Karimi Firoozjaei and Araghi Yazdanparast (2018). Bonyadi and Samuel (2013) found out that metonymy and allusion were the most used. Based on the theory of conceptual metaphor, Toosi Nasr-Abadi and Rowshan (2016) determined that the metaphor ‘football is war’ was the most frequent. Namvar and Amiri Paryan (2017) used the cognitive semantics framework to learn that existential metaphors were the most dominant. Monsefi and Mahadi (2017) discovered that metonymy was the most common. Maretha and Kongthai (2017) noted that metonymy was the most frequent. Afzali and Ahmadi Nasab (2018) observed that allusion, simile, and contradiction were the most prevalent. Karimi Firoozjaei and Eraghi Yazdanparast (2018) realized that headlines involve sociolinguistic and ideological contents.
3. Methodology
This research adopts Leigh’s (1994) model to describe and analyze various kinds of figures of speech used in the texts. The data consists of headlines from sports newspapers published daily in Iran. They were randomly collected over a three-month period dating back to the years 2018-2019. A total of 185 headlines from 8 sports newspapers supposedly containing figures of speech were gathered through the Website www.varzesh3.com which provides a good archive of the front pages of the sports newspapers. However, the Leigh’s model was adapted to cover more figures of speech because some items which are mainly found in Persian poetry cannot be found in the model. Meanwhile, some figures of speech which cannot find their parallels in Persian language were excluded from the list.
4. Results
Allusion was found to be the most prevalent figure of speech with a frequency of 52 out of 185, amounting to 25 percent of the total number. It was followed by pun with a frequency of 45 or 24.3 percent of the total. Simile came third with a frequency of 16 or 8.6 percent. Metonymy was next with a frequency of 11 or 5.9 percent. The least frequent figures of speech were reiteration (2 cases or 1 percent) and quotation (1 case or 0.5 percent). Generally speaking, the findings of this study agreed with the previous research such as Bonyadi and Samuel (2013), Monsefi and Mahadi (2017), Maretha and Kongthai (2017), and Afzali and Ahmadi Nasab (2018).
5. Conclusion
The reason allusion and pun were found to be the most common figures of speech can be explained by saying that understanding headlines using these stylistic devices will be thought to be much easier. Furthermore, the headline writer simply seeks to add some style and attractiveness to the text through brevity instead of creating riddles, getting readers confused, and making text very difficult so that only a small number of readers can understand it completely. To achieve that, the most common stylistic devices are employed which stress shared knowledge, activating previous knowledge on the reader’s mind. Additionally, the findings of this study emphasize an important aspect of learning any language: language and culture are inextricably linked. This implies that the close relationship between language and culture is realized through representations of intertextuality like allusion and quotation.

Acknowledgments
I would like to thank Dr. Mohammad Dabir-Moghaddam for his guidance and comments, which led to the publication of this research paper.
Keywords
Subjects

1. مقدمه

سرتیترها (= تیترها) نقش مهمی در فروش روزنامه­ یا مجاب کردن و برانگیختن حس کنجکاوی خوانندگان برای پیگیری و مطالعۀ اصل خبر در رسانه‌های برخط دارند. به عقیدۀ بِل[1] (1991: 189) سرتیترها «جزئی از بلاغت خبری هستند که کارکردشان جذب خواننده است». به‌عبارت دیگر، در سرتیتر، هدف، ایجاد تمایل برای خواندن اصل خبر است؛ ازاین‌رو، سرتیترها صرفاً بیان خبر به شکل مختصر نیستند بلکه آنها خبر را می‌فروشند (Ludwig & Gilmore, 2005).از سوی دیگر، روابط گوناگونی، چه به‌لحاظ معنی و چه به‌لحاظ صورت، میان متون وجود دارد که به آن بینامتنیت[2] می‌گویند. براساس این مفهوم، متون بافت‌هایی فراهم می‌کنند که در آنها می‌توان متون دیگری را پدید آورد یا درک کرد. به‌عبارت دیگر، هیچ متنی، جزیره‌ای جدا از دیگر متن‌ها نیست (نامور مطلق، 1390)، بلکه متن‌ها پیوسته براساس متن‌های گذشته بنا می‌شوند (قائمی‌نیا، 1389).

مفهوم بینامتنیت، با آرایه‌های ادبی همچون تضمین و تلمیح همپوشانی دارد (Azam, 2001). براین‌اساس، خود بینامتنیت را نیز می‌توان نوعی آرایۀ ادبی پنداشت که از طریق ارجاع‌ها، لایه‌های معنایی ژرفی به متن می‌افزاید. ازاین‌رو، رمزگشایی و درک متون برآمده از بینامتنیت مستلزم دانش زمینه[3] و کاربردشناختی[4] از جانب خواننده است (Biber, 2003: 180). برای نمونه، تیتر خبری جوانان ایران با فریاد یاحسین (ع) آمادۀ رویارویی با سعودیها شدند[5] دربرگیرندۀ آرایۀ ادبی تلمیح است، زیرا از طریق ارجاع به «امام حسین (ع)» گفتمان خاصی را بازگو و برجسته کرده است. به‌طور دقیق­تر، شعار «یا حسین (ع)» اشاره به باورهای دینی ایرانیان دارد که برمبنای آن امام حسین (ع) یکی از نمادهای این باور (مذهب شیعه) است و تقابل این شعار با سعودی‌ها که وهابیون دانسته می‌شوند، می‌تواند کنایه‌آمیز تلقی شود. به‌عبارت دیگر، امام حسین (ع) بازنمایانندۀ گفتمان آزادگی و آزادی است و ایرانیان، پرچمدار چنین گفتمانی تلقی می‌شوند. طبیعتاً چنین استنباط می‌شود که طرف مقابل در تضاد با چنین گفتمانی است. از سوی دیگر، نامی از عربستان برده نمی‌شود، بلکه سعودی خطاب می‌شوند تا همچنان‌که در ادبیات و گفتمان ایران امروز رایج است، مفهوم نامشروعیت، به‌تلویح رسانده شود.

بنابراین، بررسی سرتیترهای خبری، افزون‌بر افزایش آگاهی از معنای پنهان واژه‌ها و نمایاندن فنون بلاغت، می‌تواند دیدگاه هر روزنامه را آشکار کند. پیرو این علایق، پژوهش کنونی کوشیده است تا بر پایۀ طبقه‌بندی آرایه‌های ادبی لی[6] (1994)، تحلیلی کمّی و کیفی با رویکردی گفتمان‌بنیاد[7] پیرامون سرتیترهای روزنامه‌های ورزشی ایرانی به‌دست دهد.

2. پیشینۀ پژوهش

بررسی آرایه‌های ادبی در تیترهای خبری، اعم از ورزشی و غیرورزشی، موضوع پژوهش بسیاری از پژوهشگران ایرانی و غیرایرانی بوده است. در عین حال، این مطالعات هریک از دیدگاهی خاص و با استفاده از چارچوب نظری متفاوتی به موضوع مربوطه پرداخته‌اند. ازاین‌رو، در اینجا صرفاً به مرتبط‌ترین آثار انتشاریافته در سالیان اخیر پرداخته می‌شود. در این باره می‌توان به آثاری همچون طوسی نصرآبادی و روشن (1395)، نامور و امیری پریان (1396)، افضلی و احمدی‌نسب (1397)، کریمی فیروزجایی و عراقی یزدان‌پرست (1397)، بُنیادی و ساموئل[8] (2013)، منصفی و ماهادی[9] (2017) و مارتا و کونگتای[10] (2017) اشاره کرد.

طوسی نصرآبادی و روشن (1395) در مقالۀ خود با عنوان «استعاره در عناوین خبری روزنامه‌های ورزشی ایران: بررسی موردی استعارۀ فوتبال» به بررسی استعاره در عناوین خبری روزنامه‌های ورزشی ایران پرداختند. آنها بر مبنای نظریۀ استعارۀ مفهومی[11]، تعداد ۱۰۸ عبارت استعاری مستخرج از عناوین خبری دو روزنامۀ خبر ورزشی و پیروزی را به ده قلمروی استعاری دسته‌بندی کردند. طبق یافته‌های آنها، استعارۀ «فوتبال، جنگ است» بالاترین بسامد را در بین عبارات استعاری داشت. همچنین، قلمروی مبدأ، علاوه‌بر جنگ، شامل فوتبال به‌مثابه ماشین و قلمروهایی چون پدیده‌های طبیعی، حیوانات، جادوگری، ورزش‌ها، آزمون، جهت، نمایش و قلعه می‌شد. افزون‌بر این، استعاره‌های ‌بررسی‌شده به دسته‌بندی سه‌گانۀ ساختاری[12]، هستی‌شناختی[13] و جهتی[14] تقسیم شدند که عمدۀ استعاره‌ها به‌ترتیب در دسته‌های ساختاری، هستی‌شناختی و جهتی قرار گرفتند.

نامور و امیری پریان (1396) نیز در مقاله‌ای با عنوان «کاربرد استعاره‌های مفهومی در تیترهای خبر 20:30 شبکۀ دو سیما: مطالعه‌ای در چارچوب معناشناسی‌شناختی[15]» کوشیدند تا جلوه‌های انواع استعارۀ مفهومی را بر پایۀ نظریۀ استعارۀ لیکاف و جانسون[16] (1980) تعیین کنند. طبق مطالعۀ آنها بر روی 67 تیتر خبری که به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده بودند، از هر سه نوع استعارۀ مفهومی ساختاری، هستی‌شناختی و جهتی، نمونه‌هایی یافت شد که در این میان، استعاره‌های هستی‌شناختی دارای بیشترین فراوانی بودند.

افضلی و احمدی‌نسب (1397) در مطالعه‌ای دیگر با عنوان «بررسی عنوان‌های خبری 20:30 از دیدگاه بلاغی»، به بررسی آرایه‌های ادبی در عنوان‌های بخش خبری 20:30 در چارچوب تقسیم‌بندی فنون بلاغی شمیسا پرداختند. در این بررسی که 218 عنوان خبری را در بر گرفت، معلوم شد که در 158 عنوان خبری (75 درصد) از آرایه‌های ادبی بهره گرفته شده است و تنها 25 درصد آنها بدون آرایه‌های ادبی هستند. در این میان، کنایه، تشبیه و تضاد، از آرایه‌های پرکاربرد، و مبالغه و تلمیح، از کم‌بسامدترین‌ها در عنوان‌های خبری بوده‌اند. علاوه‌بر این، بررسی و تحلیل عنوان‌ها بیانگر آن بود که از آرایه‌های ادبی نه‌تنها در اطلاع‌رسانی رویداد، بلکه در شکل‌دهی به پیام یا جهت دادن به دیدگاه مخاطب نیز استفاده شده است.

کریمی فیروزجایی و عراقی یزدان‌پرست (1397) نیز در مطالعۀ خود با عنوان «بررسی تیترهای خبری شهرآوردهای پرسپولیس و استقلال از دیدگاه تحلیل گفتمان انتقادی[17]» بر آن بودند که تیترهایی از شهرآورد دو تیم پرسپولیس و استقلال، از چند نشریۀ ورزشی را بر مبنای چارچوب نظری ون‌لیوون[18] (2008) بررسی کنند. یافته‌های این تحقیق با بررسی 12 تیتر برگزیده حاکی از آن بود که تیترها به میزان پوشیدگی و ابعاد مخفی‌گونۀ زبان براساس مؤلفه‌های معنایی نظیر طرد[19] و جذب[20] و زیرشاخه‌های آنها، دربردارندۀ خصوصیات جامعه‌شناختی و ایدئولوژیک هستند.

بُنیادی و ساموئل (2013) در پژوهشی با عنوان «بررسی مقابله‌ای عنوان سرمقاله‌های روزنامه‌ها»، راهبردهای متنی و بلاغی دو روزنامۀ انگلیسی‌زبان نیویورک‌تایمز و تهران‌تایمز را بررسی کردند. طبق نتایج این مطالعه، عنوان‌های این دو روزنامه بیانگر نگرش فردی نویسندگان روزنامه نسبت به موضوع بود. افزون‌بر این، تفاوت‌های مشخصی میان این دو مجموعه به‌لحاظ پیش‌انگاشت[21] و برخی آرایه‌های ادبی مشاهده شد. در این میان، آرایه‌های مجاز (در هر دو روزنامه) و تلمیح (در روزنامۀ تهران‌تایمز) بیش از همه به‌کار رفتند.

مُنصفی و ماهادی (2017) نیز در مطالعۀ خود با عنوان «آرایه‌های ادبی تیترهای خبری فارسی: مطالعۀ موردی یورونیوز[22]» در چارچوب نظری لی (1994) به بررسی عنوان‌های خبری یورونیوز فارسی پرداخته‌اند. آنها با بررسی پیکره‌ای شامل 100 تیتر خبری دریافتند که آرایه‌های معنایی به‌ویژه مجاز و سپس تشخیص، پربسامدترین نوع به‌شمار می‌روند و از آرایه‌های ترتیبی مانند حذف، کمتر استفاده شده است. به عقیدۀ آنها استفاده از بازی‌های زبانی[23]، خبر را سرزنده‌تر و برجسته‌تر می‌کند.

مشابه با مطالعۀ پیشین، مارتا و کونگتای (2017) در مقالۀ خود با عنوان «استفاده از آرایه‌های ادبی برای ساخت ایدئولوژی مخاطبان در تیترهای خبری برخط» کوشیدند تا با بررسی 139 تیتر خبری برخط، آرایه‌های ادبی استفاده‌شده را شناسایی و کاربردهای آنها را در شکل دادن به افکار و عقاید مخاطبان آشکار کنند. در این مطالعه، آرایۀ مجاز (با 37 درصد) بیشترین بسامد و آرایۀ کنایه (با 5/1 درصد) کم‌ترین بسامد را داشتند.

اکنون، پس از مرور این آثار می‌توان دریافت که آثار مرتبط اندکی به بررسی آرایه‌های ادبی به‌کاررفته در تیترهای روزنامه‌های ورزشی پرداخته‌اند و آنها صرفاً بر پایۀ نظریۀ استعارۀ لیکاف و جانسون (1989) یا رویکرد ون‌لیوون (2008) بوده­اند. آثار دیگری که بر مبنای چارچوب نظری لی (1994) اقدام به دسته‌بندی آرایه‌های معنایی کرده‌اند، بر پایۀ پیکره‌ای غیرورزشی بوده‌اند. ازاین‌رو، این کمبود، دست‌مایه­ای شد که نگارندگان، این بار پیکره‌ای ورزشی را بر پایۀ انگارۀ یادشده و بر مبنای رویکردی گفتمان‌بنیاد واکاوی کنند.

3. روش

داده‌های این پژوهش که دربرگیرندۀ تیترهای روزنامه‌های ورزشی چاپ‌شده در ایران هستند، به‌طور تصادفی در گسترۀ زمانی سه‌ماهه‌ از تاریخ 15 آبان 1397 تا 16 بهمن 1397 گردآوری شدند. در این راستا، مجموعاً 185 تیتر از 8 روزنامۀ ورزشی که گمان می‌رفت دربردارندۀ آرایۀ ادبی باشند، از طریق پایگاه varzesh3.com استخراج شدند که بایگانی بسیار سودمندی از صفحات نخست روزنامه‌های ورزشی معتبر در دسترس مخاطبان خود قرار داده است. این روزنامه‌ها به‌ترتیب الفبا عبارت‌اند از: ابرار ورزشی، استقلال، ایران ورزشی، پیروزی، خبر ورزشی، شوت، گُل، هدف.

در پژوهش کنونی، از انگارۀ لی (1994) بهره گرفته شده است. وی در طبقه‌بندی خود، 41 آرایه را از هم تمیز داده است که در دو زیرمقولۀ زیر جای می‌گیرند: الف) آرایه‌های معنایی[24] و ب) آرایه‌های دستوری[25]. با وجود جامعیت و فراگیری این طبقه‌بندی، بر آن ایراداتی نیز وارد است؛ برای مثال، برخی آرایه‌های ادبی فارسی مانند مراعات‌النظیر، تضمین و ارسال‌المثل در آن جای ندارند. از سوی دیگر، برخی مقولات در برخی زبان‌ها صادق هستند و در مورد همۀ زبان‌ها موضوعیت ندارند؛ برای مثال، «تغییر مقولۀ دستوری» در فارسی صدق نمی‌کند. همچنین، برخی تمایزها بسیار ظریف هستند؛ مانند بیان نقیضی، متناقض‌نما و تضاد. ازاین‌رو، برای تسهیل کار، این تمایزات ظریف و پیچیدگی‌ها کنار گذاشته شدند تا شکل ساده‌تری از انگارۀ لی (1994) ارائه شود.

4. نتایج و بحث

نتایج حاصل از بررسی آرایه‌های ادبی به‌کاررفته در تیترهای خبری جدول 1 آمده است.

جدول 1. آرایه‌های ادبی به‌کاررفته در تیترهای خبری، فراوانی و درصد آنها

آرایۀ ادبی

فراوانی

درصد

تلمیح

52

10/28

ایهام

45

32/24

تشبیه و استعاره

16

64/8

مجاز/دگرنامی

11

94/5

کنایه

8

32/4

سجع

6

24/3

آمیزش[26]

6

24/3

جناس

5

70/2

تشخیص

3

62/1

تضاد، متناقض‌نما، بیان نقیضی

3

62/1

تکرار

2

08/1

تضمین

1

54/0

موارد تشخیص داده‌نشده

27

59/14

مجموع

185

100

 

براساس جدول یادشده، دو آرایۀ ادبی تلمیح و ایهام به‌تنهایی بیش از نیمی از مجموع آرایه‌های ادبی به­کاررفته در تیترهای خبری ورزشی را در برگرفته‌اند. آنچه در پی می‌آید فشرده‌ای از کاربرد این آرایه‌ها همراه با نمونه‌­هایی چند از هر مقوله است.

4ـ1. تلمیح

تلمیح بدان معنی است که گوینده در ضمن کلام به داستانی یا مثلی، یا آیه و حدیثی معروف اشاره کند (همایی، 1389). در این مطالعه، تلمیح، هرگونه اشارۀ صریح یا تلویحی به یک رویداد؛ اعم از فیلم، داستان، دیالوگ، شعر و غیره تعریف شده است. در مجموع، 28 درصد از آرایه‌های ادبی را تلمیح تشکیل داده است. نمونه‌هایی از تلمیح بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا آورده شده است:

(1) هوا بس ناجوانمردانه آلوده است!

این تیتر، اقتباسی از مصراع معروف «هوا بس ناجوانمردانه سرد است» از شعر «زمستان» اثر مهدی اخوان ثالث است.

(2) سوت‌ها برای که به صدا درمی‌آید؟

این تیتر اقتباسی از عنوان رمان (و فیلم) «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» نوشتۀ ارنست همینگوی است.

(3) دست‌پخت شفر برای شام آخر یحیی.

در این تیتر، «شام آخر» اشاره به واقعه‌ای دارد که در آن حضرت عیسی (ع) بر سر آخرین سفرۀ غذایی خویش نشست و «عشای ربانی» نیز از اینجا نشأت گرفته است. در اینجا منظور این است که شخص نامبرده برای آخرین‌بار سکان هدایت تیم مربوطه را به‌دست داشته است و به‌زودی برکنار خواهد شد.

(4) گلزن گم‌گشته باز آید

این تیتر اقتباسی از غزل معروف حافظ با نام «یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخور» است.

(5) جام باشگاه‌های کشتی جهان در ایران ماند: اهل کاشانم، روزگارم قهرمانی!

بخش پایانی تیتر، اقتباسی از شعر «اهل کاشانم، روزگارم بد نیست ...» سرودۀ سهراب سپهری است.

(6) کریمی: مدیران بحران! دقیقاً کجایید؟

در این تیتر، «دقیقاً کجایید» اقتباسی از ترانه‌ای با اجرای محسن چاووشی (در سریال شهرزاد) دارد که در آن گزارۀ «دقیقاً کجایی» در بخشی از شعر به‌کار رفته است.

4ـ2. ایهام

ایهام یعنی لفظی که دارای دو معنی نزدیک و دور باشد (همایی، 1389) در واقع، ایهام در فارسی معادل با «همنامی»[27] در انگلیسی است، یعنی یک صورت با دو معنای کاملاً متفاوت، یا چند صورت مشابه با معانی مختلف. ایهام در تیترهای برگزیده، در مجموع، 3/24 درصد از آرایه‌های ادبی را تشکیل داده است. نمونه‌هایی از این آرایه بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا بیان شده است:

(7) شفر، گل‌هاتو با خودت ببر!

در این تیتر، «گل‌ها» یک صورت با دو معنی کاملاً متفاوت است: از یک‌سو، به معنی «گل گیاهی» است و از سوی دیگر، به معنی «گل ورزشی» است. البته در اینجا معنی دوم مدنظر نگارنده بوده است و به این نکته اشاره دارد که در بازی‌های آتی نیز شاهد به‌ثمر رسیدن گل‌های بیش‌تری از جانب تیم تحت هدایت شفر باشیم.

(8) برد «شایان» توجه!

در این تیتر، «شایان» یک صورت با دو معنی است: یک معنی آن، «درخور» است و معنی دیگر آن، اشاره به بازیکنی با نام «شایان مصلح» دارد.

(9) استقلال تیر خورد

در اینجا، «تیر خوردن» دارای دو معنی است: معنی نخست، «گلوله خوردن» است و معنی دوم، اصابت توپ به «تیر دروازه». در اینجا معنی دوم مدنظر نویسنده است.

(10) بدرقۀ قربانی!

در اینجا، «قربانی» علاوه‌بر معنی لفظی، اشاره به نام بازیکن دارد.

(11) بای بای طارمی از پشت پنجره‌های بسته

در اینجا، «پنجره» علاوه‌بر منفذ، به معنی پنجرۀ نقل و انتقالات در فوتبال است.

4ـ3. تشبیه و استعاره

تشبیه عبارت است از مانند کردن چیزی به چیزی در صفتی (همایی، 1389). استعاره عبارت است از آنکه یکی از دو طرف تشبیه را ذکر و طرف دیگر را اراده کرده باشند (همایی، 1389). وجه تمایز تشبیه و استعاره در این است که برخلاف تشبیه که مشبه، مشبه‌به، ادات و وجه‌شبه حضور دارند، در استعاره تنها مشبه یا مشبه‌به حضور دارد. ازآنجا که تیترهای روزنامه‌ها از حداقل واژگان استفاده می‌کنند، طبیعی است که آنچه ارکان تشبیه نامیده می‌شود به این منظور حذف ‌شود. ازاین‌رو، در اینجا این دو آرایۀ ادبی با هم درنظر گرفته شده‌اند و تمایزی میان آن دو نیست. در مجموع، 6/8 درصد از آرایه‌های ادبی را تشبیه/استعاره تشکیل داده است. نمونه‌هایی از این آرایه بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا آورده شده است:

(12) عصای دست شفر دست به عصا شد

در این تیتر، جایگاه مهم و کلیدی یکی از بازیکنان در تیم مربوطه باعث شده است که او را «عصا»ی دست مربی بدانند؛ در عین حال، این یک عبارت کنایه‌ای نیز است. به‌عبارت دیگر، بازیکن مذکور به «عصا» تشبیه شده است.

(13) جادوگر در آزمون مبارزه با فساد

در این تیتر، «جادوگر» لقبی است که به‌دلیل بازی تکنیکی و مهارت علی کریمی به این ستارۀ سابق تیم ملی فوتبال ایران داده شده است.

(14) مهرۀ کمر استقلال زیر دندان برانکو

در اینجا یکی از بازیکنان که نقش محوری در تیم ایفا می‌کند به «مهرۀ کمر» تشبیه شده است.

(15) زلزلۀ 3 ریشتری در اهواز

در اینجا بُرد به «زلزله» و گُل به مقیاس «ریشتر» تشبیه شده‌ است.

4ـ4. مجاز یا دگرنامی

مجاز یا دگرنامی، کاربرد لفظ است در غیر معنی اصل و موضوع له حقیقی به مناسبتی، و آن مناسبت را در اصطلاح فن بدیع علاقه می‌نامند (همایی، 1389) به دیگر سخن، مجاز به این معنی است که به‌جای اشارۀ مستقیم به یک چیز، از چیزی که یادآور آن است، نام ببریم. در مجموع، 9/5 درصد از آرایه‌های ادبی را مجاز/دگرنامی تشکیل داده است. نمونه‌هایی از این آرایه بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا آورده شده است:

(16) مانور قدرت آبی‌ها در نصف جهان

در این تیتر، «آبی‌ها» یادآور تیم استقلال (لفظ جزء در معنی کل یا علاقۀ جزئیه) و «نصف جهان» (لفظ کل در معنی جزء یا علاقۀ کلیه) نام دیگر شهر اصفهان است.

(17) سرخ‌ها کوه انگیزه برای جبران دو بازی اخیر

در اینجا، «سرخ‌ها» نام دیگر تیم پرسپولیس است. در واقع، از رنگ پیراهن (لفظ جزء) برای اشاره به تیم پرسپولیس (معنی کل) استفاده شده است.

(18) کانگوروها به روسیه رسیدند.

در اینجا «کانگوروها» یادآور کشور استرالیا است. به‌واقع، از یک عنصر جزء (کانگورو) برای اشاره به کل یک کشور (استرالیا) استفاده شده است.

4ـ5. کنایه

کنایه سخنی است که دارای دو معنی دور و نزدیک باشد، ولی گوینده جمله را طوری به کار می‌برد که ذهن شنونده از معنای نزدیک به معنای دور منتقل شود (همایی، 1389). در مجموع، 3/4 درصد از آرایه‌های ادبی را کنایه تشکیل داده است. نمونه‌هایی از این آرایه بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا آورده شده است:

(19) منشا: سیاهم کردند.

در این تیتر، «سیاه کردن» دارای دو معنی لفظی و کنایه­ای است و در اینجا معنی دوم مدنظر است: سر کسی شیره مالیدن یا گول زدن.

(20) تدارک برای بین‌المللی شدن با چراغ خاموش

در این تیتر، اصطلاح «چراغ خاموش» در معنای دور آن و با مضمون «بدون هیاهو» و «بدون جلب توجه» به­کار رفته است.

21) چوب لای چرخ استقلال

در اینجا نیز، «چوب لای چرخ» کسی گذاشتن به معنای مانع ایجاد کردن بر سر راه کسی یا چیزی است.

4ـ6. سجع

سجع آن است که واژه‌های پایانی قرینه‌ها، در وزن یا حرفِ ‌روی یا هر دو موافق باشند (همایی، 1389). در مجموع، 2/3 درصد از آرایه‌های ادبی را سجع تشکیل داده است. نمونه‌هایی از این آرایه بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا آورده شده است:

(22) یا شانس و یا اورژانس

در اینجا، دو واژۀ «شانس» و «اورژانس» به‌ لحاظ آوایی در واج‌های پایانی با هم یکسان هستند و از این رو تیتر آهنگین شده است.

(23) اینجا بوران، آنجا آبودان

در این تیتر نیز واژه‌های «بوران» و «آبودان» به‌لحاظ آوایی در واج‌های پایانی یکسان هستند.

(24) آقا فیروزه همین یه روزه

در این تیتر نیز واژه‌های «فیروزه» و «یه روزه» به‌لحاظ آوایی در واج‌های پایانی یکسان هستند. البته این تیتر می‌تواند تلمیح هم داشته باشد، زیرا اقتباسی از شعر یا ترانۀ «حاجی فیروزه، سالی یه روزه» است.

4ـ7. آمیزش

این مقوله در قاموس آرایه‌های ادبی نمی‌گنجد، زیرا نوعی فرایند واژه‌سازی[28] است و نه آرایه‌ای ادبی. با وجود این، این مقوله به‌عنوان یکی از شیوه‌های استفاده‌شده، ولو کمتر متداول، در نوشتن تیترها و بازی با واژه‌ها مطرح است. در مجموع، 2/3 درصد از آرایه‌های ادبی را آمیزش تشکیل داده است. نمونه‌هایی از این آرایه بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا آورده شده است:

(25) کرمانسلطان

تلفیق «کرمانشاه» و «سلطان»، لقب علی پروین، به ترکیب «کرمانسلطان» انجامیده است.

(26) نکوجام 

تلفیق اسم بازیکنی به نام «نکونام» و «جام» ترکیب «نکوجام» را شکل داده است.

(27) چارتار

تلفیق «چهار» به معنی دریافت چهار گل و اسم یک سرمربی به نام «تارتار» به ترکیب «چارتار» انجامیده است.

4ـ8. جناس

جناس آن است که نویسنده در سخن خود واژه‌هایی هم‌جنس بیاورد که در ظاهر به یکدیگر شبیه، و در معنی مختلف باشند (همایی، 1389). به بیان دیگر، جناس، خواه در قالب تام یا ناقص، به معنی دو صورت زبانی مشابه، یا کم‌وبیش مشابه، با دو معنی کاملاً متفاوت تعریف شده است. در جناس تام، دو صورت زبانی هیچ تفاوتی به‌لحاظ شکل یا تلفظ با هم ندارند. در جناس ناقص، دو صورت زبانی دست‌کم در یک آوا یا صورت با هم تفاوت جزئی دارند. در مجموع، 7/2 درصد از آرایه‌های ادبی را جناس تشکیل داده است. نمونه‌هایی از این آرایه بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا آورده شده است:

(28) تیم کیروش با چشمی، چشم می‌خورد.

در این تیتر، «چشمی» و «چشم» دو صورت با دو معنی کاملاً متفاوت هستند. مورد نخست، به بازیکنی با نام «چشمی» اشاره دارد؛ درحالی‌که دومی به «چشم» انسان اشاره دارد.

(29) استقلال، قربانی قربانی!

در این تیتر، «قربانی» نخست به معنی «فدا» است و «قربانی» دوم به معنی بازیکنی به همین نام است.

4ـ9. تشخیص

تشخیص به معنی نسبت دادن ویژگی‌های انسانی به اشیای بی‌جان است. در مجموع، 6/1 درصد از آرایه‌های ادبی را تشخیص تشکیل داده است. نمونه‌هایی از این آرایه بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا آورده شده است:

(30) تراکتور برد و به سایپا خورد: لهجۀ فینال جام شهدا آذری شد.

در این تیتر، «لهجه» که خصوصیتی از زبان انسان است، به یک مقولۀ غیرزبانی و غیرجاندار همچون «مسابقه فوتبال» تعمیم داده شده است.

(31) لباس سرخ بر تن جمعه

در این تیتر، «لباس» که نوعی پوشش برای اشیای مادی و ملموس است، بر تن پدیده‌ای غیرمادی و انتزاعی همچون «ایام هفته» تصویر شده است.

(32) رخت سیاه بر تن لیگ

مشابه مورد (31)، در اینجا نیز «رخت» نوعی پوشش مادی است که در مورد یک مقولۀ غیرمادی و انتزاعی (لیگ) به‌کار رفته است.

4ـ10. تضاد، متناقض‌نما، یا بیان نقیضی

در اینجا این سه مفهوم کم‌وبیش مشابه یکی درنظر گرفته شده‌اند و هر سه به معنی کنار هم گذاشتن عناصر متناقض هستند در مجموع، 6/1 درصد از آرایه‌های ادبی را تضاد یا متناقض‌نما تشکیل داده است. نمونه‌هایی از این آرایه بر پایۀ پژوهش کنونی در اینجا آورده شده است:

(33) ناامید از امید

در اینجا دو واژۀ «ناامید» و «امید» در کنار هم آمده‌اند و معنی متضادی را می‌رسانند.

(34) فریاد بی‌صدای استقلال

در اینجا نیز دو واژۀ «فریاد» و «بی‌صدا» دارای معانی متناقض هستند.

4ـ11. تکرار

تکرار به معنی آوردن دوباره و چندبارۀ یک واژه به‌منظور افزودن بر موسیقی درونی و افزایش تأثیرگذاری سخن است. در مجموع، 1 درصد از آرایه‌های ادبی را تکرار تشکیل داده است. برای مثال، در نمونۀ (35) موردی از کاربرد این آرایه را می بینیم:

(35) دشت طلا از طلایی‌ها

«طلا» و «طلایی» تکرار یک واژه هستند؛ در عین حال، آن را جناس نیز می‌توان تلقی کرد.

4ـ12. تضمین

به زبان ساده، تضمین نوعی نقل قول است؛ بدین معنا که شاعر یا نویسنده، بخشی از شعر یا نوشتۀ یک شاعر یا نویسندۀ دیگر را در متن خود می‌گنجاند. در مجموع، 5/0 درصد از آرایه‌های ادبی را تضمین تشکیل داده است. تنها نمونۀ تضمین بر مبنای مطالعۀ حاضر در مثال (36) آورده شده است:

(36) «حالاحالاها» حال ندارند!

در اینجا عبارت «حالاحالاها» اشاره به شعار یا تکیه­کلام «ما سپاهانیم حالاحالاها قهرمانیم» دارد که طرفداران تیم سپاهان اصفهان برای کُری‌خوانی استفاده می‌کنند.

5. نتیجه‌گیری

مطالعۀ حاضر ضمن بررسی آرایه‌های ادبی در تیترهای خبری روزنامه‌های ورزشی ایرانی، کوشیده است عمده‌ترین نمودهای گفتمانیِ بینامتنیت را آشکار کند. همچنان‌که یافته‌ها نشان دادند، تلمیح پرکاربردترین آرایۀ ادبی و نیز عمده‌ترین نمود گفتمانیِ بینامتنیت است. دیگر نمود گفتمانی بینامتنیت، یعنی تضمین، یکی از کم‌کاربردترین آرایه‌ها در بافت ورزشی شناخته شد.

اینکه چرا تلمیح و ایهام، پرکاربردترین آرایه‌های ادبی شناخته شدند را می‌توان این‌گونه توجیه و تبیین کرد که سرتیترنویس صرفاً در پی آن است که از راه اختصارنویسی، مقداری چاشنی ادبی و جذابیت به متن بیفزاید، نه اینکه معما طرح کند و خواننده را سردرگم نماید و در نهایت، تنها درصد اندکی از مخاطبان معنای آن را کامل درک کنند. به این منظور، لازم است در دسترس­ترین و عمومی‌ترین عناصر ادبی به‌کار گرفته شوند تا بر بیشترین دانش فرهنگی مشترک میان نویسنده و خواننده تأکید کنند و بی‌درنگ آگاهی‌های پیشین در ذهن خواننده را فعال‌ کنند. ازاین‌رو، آرایۀ ادبی تلمیح نسبت به آرایه‌های پیچیده‌تری چون تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه و مانند آن، رخداد به‌مراتب بیشتری دارد و افزون بر این، تحقق اختصار و خوش‌طبعی، به ساده‌ترین شیوه یعنی ایهام نیز امکان‌پذیر است. 

در عین حال، با توجه به اینکه در تلمیح تنها عناصر مشخصی از متن پیشین به امانت گرفته می‌شود و مابقی حذف می‌شود، نباید پنداشت که اقشار مختلف، گروه‌های سنی گوناگون و جنسیت‌های مختلف، به یک میزان معنی تیترها را درک خواهند کرد. برای نمونه، درک تیتری همچون «کریم آقامون هم هست!»[29] شاید برای گسترۀ وسیعی از مخاطبان جوان‌تر قابل‌فهم نباشد. از سوی دیگر، تیتری همچون «کلین فالو!»[30] برای مخاطبان کهنسال‌تری که شاید خود را با فناوری‌های روز سازگار نکرده‌اند، بی‌معنی است. ازاین‌رو، نویسنده هنگام آفریدن تیترهای خود باید مخاطبان خود و دانش زمینۀ آنان را مدنظر قرار دهد.

یافته‌های این مطالعه که الگوهای زبانی و هنجارهای کرداری غالب بر تدوین تیترهای خبری در یک بافت فارسی زبان را آشکار می‌کند، تلویحاً بر جنبۀ مهمی از یادگیری زبان‌ها تأکید می‌کند که همانا جدایی‌ناپذیر بودن زبان و فرهنگ از یکدیگر است. به بیان دیگر، ارتباط تنگاتنگ میان زبان و فرهنگ در اینجا از طریق بینامتنیت و نمودهای آن همچون تلمیح و تضمین تجلی می‌یابد. ازاین‌رو، این امر در آموزش زبان و به‌ویژه برای فارسی‌آموزانی که زبان فارسی را به‌عنوان زبان بیگانه می‌آموزند، بسیار حائز اهمیت است، زیرا قرار دادن فارسی‌آموزان در معرض چنین مطالبِ اصیلی از زبانِِ مورد یادگیری، ضمن افزایش آگاهی‌سازی فرهنگی می‌تواند به ارتقای مهارت‌های خواندن، درک و نوشتن و نیز ایجاد تفکر انتقادی در آنها یاری رساند.

تعارض منافع

تعارض منافع ندارم.

سپاسگزاری

از جناب آقای دکتر محمد دبیرمقدم برای ارائۀ رهنمودها، دیدگاه‌ها و اصلاحاتی که به پذیرش و انتشار این اثر انجامید، بسیار سپاسگزارم.



[1]. Bell, A.

[2]. intertextuality

[3]. background knowledge

[4]. pragmatic knowledge

[5]. خبرگزاری فارس (farsnews.ir). تاریخ خبر: 3/8/1395؛ تاریخ دسترسی: 8/7/1397.

[6]. Leigh, J. H.

[7]. corpus-based

[8]. Bonyadi, A., & Samuel, M.

[9]. Monsefi, R., & Mahadi, TST.

[10]. Maretha, A. L., & Kongthai, A.

[11]. conceptual metaphor

[12]. structural

[13]. ontological

[14]. oriental

[15]. cognitive semantics

[16]. Lakoff, G., & Johnson, M.

[17]. critical discourse analysis

[18]. Van Leeuwen, T.

[19]. exclusion

[20]. inclusion

[21]. presupposition

[22]. Euronews

[23]. wordplays

[24]. tropes

[25]. schemes

[26]. blending

[27]. homonymy

[28]. word formation

[29]. اقتباسی از دیالوگ معروفی از فیلم «قیصر». با وجود این، «کریم» در اینجا اشاره به «کریم انصاری‌فر» مهاجم تیم ملی ایران دارد.

[30]. «حذف دنبالکنندگان» (clean follow) در شبکه­های اجتماعی.

References
Afzali, Z. & Ahmadinasab, F. (2018). A study on the headlines of News Program 20:30 from the rhetorical point of view. Communication Research, 1(93), 129-152. https://doi.org/10.22082/cr.2018.65941.1362 [In Persian]
Azam, M. (2001). Al-Nas al-Qaeb. Etehad al-ketab al-Arab.
Bell, A. (1991). The language of news media. Blackwell.
Biber, D. (2003). Compressed noun-phrase structures in newspaper discourse: The competing demands of popularisation vs. economy. In J. Aitchison & D. Lewis (Eds.), New Media Language. (pp. 169–181). Routledge.
Bonyadi, A., & Samuel, M. (2013). Headlines in newspaper editorials: A contrastive study. Sage Open, 3(2), 1-10. https://doi.org/10.1177/2158244013494863
Homaei, J. (2010). Rhetorical techniques and literary devices. Ahoora. [in Persian]
Karimi Firozjaei, A. & Araghi Yazdanparast, P. (2018). A study of news titles in the Persepolis and Esteghlal derbies based on a CDA approach. Communication Management in Sports Media, 5(19), 27-38. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.23455578.1397.5.3.2.4 [In Persian]
Lakoff, G. & Johnson, M. (1980). Metaphors we live by. University of Chicago Press.
Leigh, J. H. (1994). The use of figures of speech in print ad headlines. Journal of Advertising, 23(2), 17-33. https://doi.org/10.1080/00913367.1994.10673439
Ludwig, M. D., & Gilmore, G. (2005). Modern news editing. (5th ed). Blackwell.
Maretha, A. L., & Kongthai, A. (2017). The use of verbal rhetorical devices to construct readers’ ideology in online news headlines. In ASIAN Academic Society International Conference Proceeding (pp. 103-107). https://www.academia.edu/109418144/The_Use_of_Verbal_Rhetorical_Devices_to_Construct_Readers_Ideology_in_Online_News_Headlines
Monsefi, R., & Mahadi, TST. (2017). The rhetoric of Persian news headlines: A case study of Euronews. International Journal of Applied Linguistics and English Literature, 6(2), 36-45. https://doi.org/10.7575/aiac.ijalel.v.6n.2p.36
Namvar Motlagh, B. (2011). An introduction to intertextuality: Theories and applications. Sokhan. [In Persian]
Namvar, Z., & Amiri Paryan, Kh. (2017). The use of conceptual metaphors in the 20:30 news headlines on Channel Two; A study on the basis of cognitive semantics. Communication Research, 24(89), 149-179. https://doi.org/10.22082/cr.2017.25793  [In Persian]
Qaeminia, A. (2010). Biology of the religious text. Organization of Publications of the Research Institute for Islamic Culture and Thought. [In Persian]
Toosi Nasrabadi, M., & Rowshan, B. (2016). Metaphors in the headlines of Iranian sports news: A case study of the metaphor of football. Researches in Linguistics, 8(2), 37-48. https://doi.org/10.22108/JRL.2017.21688 [In Persian]
Van Leeuwen, T. (2008). Discourse and practice: New tools for critical discourse analysis. Oxford University Press. https://doi.org/10.1093/acprof:oso/9780195323306.001.0001