Document Type : Research Paper
1. مقدمه
با طرح نظریۀ «استعارۀ مفهومی»[1] در کتاب «استعارههایی که باور داریم» تألیف لیکاف و جانسون[2] (1980)، این نظریه بهسرعت به یکی از مباحث اصلی در زبانشناسی شناختی تبدیل شد. این نظریه با تأکید بر استفاده از مفاهیم ملموس برای درک مفاهیم انتزاعی، نشان میدهد که استعارهها نهتنها ابزارهای زبانی نیستند، بلکه سازوکارهایی بنیادین در شناخت و تفکر انسان به شمار میآیند. در این نظریه، درک حوزههای مفهومی انتزاعی از طریق حوزههای مفهومی ملموستر صورت میگیرد.
کووچش[3] (2005)، در تحلیل این نظریه، استعاره را متشکل از دو حوزۀ مبدأ[4] (ملموستر) و مقصد[5] (انتزاعیتر) میداند. استعارههای مفهومی، نقش مهمی در شکلدهی ادراک ما از پدیدههای انتزاعی ایفا میکنند. یکی از مصادیق برجستۀ این نقش، مفهومسازی بیماریها است؛ بهویژه بیماریهایی که ابعاد زیستی، اجتماعی و فرهنگی پیچیده و چندلایهای دارند. بیماریهایی نظیر اچآیوی/ایدز[6] ازجمله مفاهیمی هستند که علاوهبر جنبۀ زیستی، واجد ابعاد اجتماعی گستردهای نیز هستند. مفهوم بیماری و احساسات و عواطف آمیختۀ آن نیز ازجمله تجارب و مفاهیمی هستند که اغلب از طریق استعاره در مورد آنها سخن میگوییم (Demjén & Semino, 2016).
همانطور که بایبرائر[7] (1996) یادآور شده است، با شیوع اچآیوی/ایدز در اوایل دهۀ 1980 میلادی، مردم و پزشکان برای درک این بیماری جدید و تهدیدآمیز، آن را با تجربیات و مفاهیم آشناتر مقایسه میکردند. این فرایند در حقیقت، همان روند شکلگیری استعارۀ مفهومی در نزد لیکاف و جانسون (1980) است. در روزهای نخست همهگیری[8] ایدز، مفاهیم زبانشناختی بهکاررفته، غالباً بر انحراف تأکید داشتند و معمولاً با بدنام کردن جمعیتهای مبتلا همراه بودند (D'Ostroph, 2019). پس از شیوع اچآیوی/ایدز، مجموعهای از برچسبهای منفی با این پدیدۀ جدید همراه شد که در مفاهیم زبانی مرتبط با بیماران و بیماریها تجلی مییافتند. رسانهها یکی از تأثیرگذارترین ابزارهایی هستند که از طریق بهرهگیری از استعارهها به بازنمایی بیماری میپردازند. این استعارهها میتوانند نگرش عمومی نسبت به اچآیوی/ایدز و مبتلایان به آن را شکل دهند و در مواردی، به انگزنی[9] اجتماعی و حتی تبعیض منجر شوند. از سوی دیگر، استعارههای بهکاررفته در رسانهها قابلیت کاهش این انگها و ارتقای درک عمومی را نیز دارند (2006 Tong,).
پژوهشهای صورتگرفته در زمینۀ مفهومسازی استعاری بیماریها، به دنبال انتشار اثر سانتاگ[10] (1989)، بهطور گستردهای موردتوجه قرارگرفتهاند. این پژوهشها با بررسی استعارههای مفهومی مرتبط با بیماریها، به سه مسألۀ اصلی میپردازند: ماهیت استعارههای غالب، پیامدهای کاربرد آنها و چگونگی مواجهه با این استعارهها.
با توجه به تأثیرات عمیق استعارههای مفهومی در بازنمایی بیماریها، این مقاله به بررسی نقش استعارههای مفهومی در گفتمان رسانههای فارسیزبان در مورد اچآیوی/ایدز میپردازد. پژوهش حاضر بر اساس نظریههای کلیدی درزمینۀ استعارههای مفهومی، مانند نظریۀ استعارۀ مفهومی لیکاف و جانسون (1980)، آرای کووچش (2005) درزمینۀ استعاره در فرهنگ و نظرات انتقادی سانتاگ (1989) درزمینۀ بیماری بهمثابه استعاره انجام خواهد شد. هدف این مقاله، شناسایی و تحلیل استعارههای مفهومی بهکاررفته در فرایند مفهومسازی همهگیری اچآیوی/ایدز در دو روزنامۀ کثیرالانتشار فارسی (همشهری و جام جم) است تا نقش این استعارهها را در شکلدهی نگرش عمومی نسبت به همهگیری اچآیوی/ایدز و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی آن بررسی کند. در این راستا، به شناسایی انواع مختلف این استعارهها بر اساس نقش شناختی آنها؛ یعنی استعارههای ساختی[11]، جهتی[12] و هستیشناختی[13] پرداخته میشود.
پژوهش حاضر سعی دارد تا با تحلیل استعارههای مرتبط با این همهگیری، درک بهتری از نحوۀ بازنمایی اچآیوی/ایدز در رسانههای فارسیزبان به دست دهد و تأثیرات این استعارهها بر نگرش عمومی و فرهنگی نسبت به این بیماری در ایران را بررسی کند. اچآیوی/ایدز همچنان یکی از جدیترین مسائل بهداشت عمومی و اجتماعی در سطح جهانی محسوب میشود، در چنین شرایطی، آگاهیبخشی گسترده و هدفمند برای مقابله با این بیماری و برچسب اجتماعی مرتبط با آن، از اهمیت بالایی برخوردار است. رسانههای جمعی، بهویژه در میان اقشار تأثیرپذیر مانند جوانان، نقشی حیاتی و گسترده در این زمینه ایفا میکنند و میتوانند شرکای اصلی در روند مبارزه با اچآیوی/ایدز از طریق آگاهیبخشی و آموزش باشند (UNAIDS, 2004).
نحوۀ بازنمایی زبانی این بیماری در رسانهها، بهویژه از طریق انتخاب واژهها و ساخت استعارهها، تأثیر قابلتوجهی بر درک عمومی، شکلگیری نگرشها و تداوم یا کاهش انگ اجتماعی دارد. این مسأله، مؤید ضرورت پرداختن عمیقتر به شیوههای ارتباطی و نقش رسانهها در این زمینه است.
نتایج این تحقیق میتواند شناخت عمیقتری از نقش زبان در مفهومسازی اچآیوی/ایدز فراهم کند و بر لزوم بازبینی استعارههای رسانهای با هدف تقویت آگاهی عمومی و کاهش تبعیض و انگ مرتبط با این بیماری تأکید کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی و طبقهبندی استعارههای مفهومی بهکاررفته در جریان مفهومسازی اچآیوی/ایدز در گفتمان رسانهای فارسیزبان (روزنامههای همشهری و جام جم) است. این پژوهش در پی شناسایی پربسامدترین استعارههای مفهومی و کلاناستعارهها (مبین برداشت جامعۀ فارسیزبان معاصر از اچآیوی/ایدز) است و به پرسشهای زیر پاسخ میدهد:
- پربسامدترین استعارههای مفهومی مرتبط با اچآیوی/ایدز کداماند.
- بر اساس طبقهبندی نگاشتهای استعارههای مفهومی ایدز، چه کلاناستعاره یا کلاناستعارههایی را میتوان یافت که مبین برداشت و مواجهۀ جامعۀ فارسیزبان معاصر با مفهوم اچآیوی/ایدز باشد.
2. پیشینۀ پژوهش
پژوهشهای متعددی در سطح جهانی به بررسی نقش زبان، بهویژه استعارههای مفهومی، در شکلدهی به درک ما از بیماریها و تأثیر این بازنماییهای زبانی بر ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی زیستی بیماریها پرداختهاند. نظریۀ «استعارۀ مفهومی» لیکاف و جانسون (1980) با تأکید بر ماهیت شناختی استعارهها و نقش آنها در مفهومسازی مفاهیم انتزاعی از طریق مفاهیم ملموس، چارچوب نظری بنیادینی را برای این مطالعات فراهم کرده است. پژوهشگران در این حوزه نشان دادهاند که استعارهها نهتنها ابزارهای توصیفی، بلکه سازوکارهایی قدرتمند در درک و تجربۀ پدیدههای پیچیدهای نظیر بیماری هستند (2005 Kövecses,). همانطور که دمین و سمینو[14] (2016) اشاره میکنند، کاربرد استعاره در زمینۀ مراقبت سلامت و بهطور خاص بیماریهای جسمی، از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا بیماری معمولاً تجربهای ناخواسته و همراه با آسیبپذیری است و نحوۀ قاببندی[15] آن از طریق استعاره میتواند تأثیر عمیقی بر درک بیمار، جامعه و حتی روند درمان داشته باشد.
برگزیدن حوزههای مبدأ متفاوت در استعارههای مفهومی، منجر به قاببندیهای گوناگون از بیماری میشود و این بدان معنا است که برخی جنبههای بیماری، برجسته و برخی دیگر، کمرنگتر میشوند. برای مثال، استعارههای رایجی نظیر «بیماری، مبارزه است» (حوزۀ مبدأ نبرد) و «بیماری، سفر است» (حوزۀ مبدأ سفر)، معانی ضمنی متفاوتی را منتقل میکنند؛ اولی بیماری را در قامت هماوردی به تصویر میکشد که بیمار باید با او بجنگد و دومی آن را مسیری میپندارد که باید پیموده شود (Demjén & Semino, 2016). در این میان، نقد پیشگامانۀ سانتاگ (1989) در مورد نقش استعارههای نظامی در بازنمایی بیماریهایی نظیر سرطان و ایدز، نقطۀ عطفی در این حوزه ایجاد کرد. از دید سانتاگ، استعارهها میتوانند تجربۀ بیماری را مبهم کنند و اسطورههایی بیافرینند که به ترس و شرم دامن میزنند.
دمین و سمینو (2016) بر این باورند که پژوهش سانتاگ، سه مسألۀ اصلی را در کانون توجه پژوهشهای بعدی قرار داد و چارچوبی برای درک جهتگیری کلی تحقیقات درزمینۀ استعاره و بیماری فراهم آورد. این سه مسأله عبارتاند از: 1) ماهیت استعارههای غالبی که پیرامون بیماریها در بافتهای مختلف شکل میگیرند؛ 2) پیامدهای کاربرد این استعارهها بر ادراک عمومی جامعه و بهطور خاص بر تجربۀ زیستۀ بیماران و 3) چگونگی مواجهه با این استعارههای غالب و مشکلات ناشی از کاربرد آنها. در پی مرور جامع مطالعات، دمین و سمینو (2016) تحقیقات درزمینۀ کاربرد استعاره در ارتباط با بیماریهای فیزیکی را در چهار دستۀ اصلی طبقهبندی کردهاند:
الف) استعاره و ارتباطات عمومی در مورد بیماری[16]: این دسته از پژوهشها بر چگونگی بازنمایی استعاری بیماریها در فضاهای عمومی، بهویژه رسانهها، تمرکز دارند و هدف آنها تحلیل گفتمانهای عمومی و رسانهای بهمنظور درک نحوۀ مفهومسازی بیماریها در سطح جامعه و تأثیر این مفهومسازی بر نگرش عمومی و رفتارهای اجتماعی است. پژوهشهایی مانند کوتیکو و همکاران[17] (2008) و ریسفیلد و ویلسون[18] (2004) در این طبقه قرار میگیرند. پژوهشهای متعددی نیز در این دسته به بررسی استعارههای بهکاررفته در گفتمان رسانهای مرتبط با بیماریهای واگیردار و همهگیر پرداختهاند؛ مانند پژوهش والیس و نرلیش[19] (2005) در مورد شیوع بیماری سارس و مطالعۀ چیانگ و دوآن[20] (2007) درزمینۀ گفتمان رسانهای سارس. همچنین، پژوهش کوتاری[21] (2016) درزمینۀ استعارههای مفهومی مرتبط با بیماری اچآیوی/ایدز در رسانههای تانزانیا، حاکی از کاربرد گستردۀ استعارههای جنگی و تأثیر آنها بر تقویت انگ اجتماعی بود.
در بافت فارسیزبان، حجم پژوهشها در این زمینه محدودتر است، اما مطالعاتی مانند پژوهش مذهب و شهیدیتبار (۱۳۹۹) و حاتمزاده و کاظمیان (۱۴۰۰) در تحلیل اخبار برخط مرتبط با بیماری کرونا، بهترتیب تأثیر استعارهها بر درک شرایط بحرانی و گسترش ترس و اضطراب و همچنین، پربسامدترین حوزۀ مبدأ جنگ را در مفهومسازی استعاری این بیماری مشخص ساختند.
ب) استعاره و تجربۀ زیستۀ بیماری و سلامت[22]: این دسته از پژوهشها بر چگونگی استفادۀ افراد بیمار، خانوادهها و مراقبان از استعارهها برای درک، بیان و کنار آمدن با تجربۀ شخصی خود از بیماری تمرکز دارند و ابزاری کارآمد برای توصیف و درک احساسی و ذهنی بیماران از بیماری و درمان هستند؛ مانند پژوهش گیبز و فرنکس[23] (2002) در مورد استعارههای مفهومی در گفتار بیماران مبتلا به سرطان.
در متون پزشکی در بستر مطالعات فارسیزبان نیز پژوهشهایی درزمینۀ استعارههای درد و سرطان مانند پژوهش کریمی (۱۳۹۱) و ایزدیفر و وهابیان (۱۳۹۸) انجام شده است.
پ) استعاره در میان گروههای مشارک[24]: این دسته از پژوهشها به بررسی کاربرد استعارهها در تعاملات میان گروههای مختلف درگیر با بیماری و مراقبتهای سلامت مانند بیماران، خانوادههای آنها، پزشکان، پرستاران و سایر متخصصان میپردازند تا به فهم بهتر فرایندهای ارتباطی میان این گروهها کمک کنند. پژوهشهایی نظیر آنچه اسکلتن و همکاران[25] (2002) در مورد تعاملات بیماران و پزشکان عمومی انجام دادند و پژوهش دمن[26] و همکاران (2015) در مورد بیماران، مراقبان خانواده و متخصصان مراقبتهای بهداشتی، نمونههایی از این دسته هستند.
ت) استعاره بهمثابه ابزاری کاربردی در ارتباطات مراقبت و سلامت[27]: این دسته شامل پژوهشهایی است که به کاربرد عملی استعارهها بهعنوان ابزاری برای بهبود ارتباطات در حوزۀ سلامت، ارتقای درک بیمار، یا حتی بهعنوان بخشی از مداخلات درمانی میپردازند. برای مثال، پژوهش تیلر و مکلافلین[28] (2001) درزمینۀ بهبود سلامت و رفاه عمومی و پژوهش نَیک[29] و همکاران (2011) درزمینۀ افزایش درک شخصی و رژیمهای مدیریتی بیماری، در این دسته جای میگیرند.
مروری بر پژوهشهای انجامشده درزمینۀ استعارههای مفهومی مرتبط با بیماریها نشان میدهد که استعارهها نقش بنیادینی در شکلدهی به درک، تجربه و بازنمایی بیماریها در سطوح فردی، اجتماعی و عمومی ایفا میکنند. چارچوب نظری استعارۀ مفهومی، بهویژه با توجه به دیدگاههای انتقادی مانند سانتاگ (1980) و طبقهبندیهای ساختاریافته مانند سمینو و دمین (2016)، ابزار قدرتمندی برای تحلیل این نقش فراهم میآورد. این پژوهشها، بهویژه در دستۀ «استعاره و ارتباطات عمومی»، بر اهمیت فزایندۀ رسانهها بهعنوان یکی از منابع اصلی مفهومسازی بیماریها برای عموم مردم تأکید دارند و نشان میدهند که نحوۀ بازنمایی استعاری بیماریها در رسانهها میتواند تأثیر قابلتوجهی بر نگرش عمومی، درک خطر و بهویژه میزان انگ و تبعیض اجتماعی مرتبط با بیماریها داشته باشد. همچنین، پژوهشهای صورتگرفته در بستر زبان فارسی، هرچند محدودتر، اهمیت بررسی این پدیدار در بافت فرهنگی و زبانی بومی را برجسته میکنند. باوجود روند روبهرشد پژوهشها در این حوزه، بررسی پیشینۀ موضوع، نشاندهندۀ وجود شکافی مشخص است؛ تحقیقاتی که بهطور جامع و متمرکز به تحلیل استعارههای مفهومی بهکاررفته در مفهومسازی بیماری اچآیوی/ایدز در گفتمان رسانهای خاص فارسیزبان پرداخته باشند، بسیار اندک هستند.
همهگیری اچآیوی/ایدز به دلیل ماهیت پیچیدۀ زیستی، اجتماعی و فرهنگی و ارتباط آن با انگ و تبعیض گسترده، نمونهای حیاتی برای بررسی نقش استعاره در بازنمایی رسانهای و پیامدهای آن است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف پر کردن این شکاف در پیشینۀ علمی، به تحلیل نظاممند استعارههای مفهومی اچآیوی/ایدز در رسانههای منتخب فارسیزبان میپردازد تا درک عمیقتری از نحوۀ مفهومسازی این بیماری در جامعۀ معاصر فارسیزبان ارائه دهد و به راهکارهایی برای بهبود بازنمایی رسانهای و کاهش برچسب اجتماعی مرتبط با آن دست یابد.
3. روش
روش پژوهش حاضر، کیفی و از نوع تحلیل محتوا بود. دادهها با استفاده از آرشیو برخط دو روزنامۀ همشهری و جامجم در بازۀ سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۲ جمعآوری و به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی بررسی شدند. دادهها شامل اخبار، گزارشها، مصاحبهها و تحلیلهای منتشرشده در این دو روزنامه در بازۀ زمانی مذکور با موضوع اچآیوی/ایدز است.
با توجه به بازۀ زمانی هجدهساله و اهمیت روز جهانی ایدز (دهم آذر)، نمونهها برای پوشش مناسب از هر ماه و سال انتخاب شدند؛ ماه آذر و روز دهم آذر به دلیل مناسبت روز جهانی ایدز، اهمیت ویژهای در جمعآوری دادهها داشت؛ بنابراین، از هر سال، علاوهبر تمامی مطالب مرتبط با اچآیوی/ایدز در ماه آذر، یک مطلب بهصورت تصادفی از یازده ماه باقیمانده انتخاب شد. این شیوه، پوشش متوازن دادهها و نمایش روند تغییرات را ممکن میسازد. بهمنظور بررسی استعارههای مفهومی، تمامی جملات و عبارات حاوی کلیدواژههای «ایدز» و «اچآیوی» موردتوجه قرار گرفتند. هدف، دستیابی به ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ جملۀ حاوی استعارههای مفهومی مرتبط بود تا تصویری جامع ارائه شود.
دادهها به روش تعیین کلیدواژهها، جستجو در آرشیو، استخراج جملات حاوی کلیدواژهها و سپس، انتخاب دستی و طبقهبندی جملات حاوی استعارههای مفهومی مرتبط با مفهوم اچآیوی/ایدز گردآوری شدند. پس از مشخص کردن نگاشتها، مهمترین حوزههای مبدأ تعیین شد. حجم نمونۀ نهایی، ۲۷۰۰ عبارت زبانی حاوی استعارههای مفهومی مرتبط است که از آرشیو دو روزنامه استخراج شد. در این پژوهش، از رایانه برای جستجوی پیکرۀ روزنامهها با استفاده از کلیدواژههای تعیینشده استفاده شد. دادهها با استخراج جملات حاوی کلیدواژهها، بررسی دستی آنها و طبقهبندی استعارههای مفهومی مرتبط تجزیهوتحلیل شدند. در این مرحله تلاش شد تا نگاشتهای اصلی و حوزههای مبدأ مرتبط با استعارههای مفهومی شناسایی گردند. این کار با استفاده از نظریۀ استعارۀ مفهومی لیکاف و جانسون (1980)، نظریات کووچش (2005) در خصوص همگانی و فرهنگویژه بودن استعارهها و ابعاد بینافرهنگی و درونفرهنگی و نظرات انتقادی سانتاگ (1989) دربارۀ ابعاد اجتماعی انگ و تبعیض و نقش استعارهها در شکلگیری نگرش عمومی انجام گرفت. مسائل اصلی مطرح در پژوهشهای سانتاگ (ماهیت استعارههای غالب، پیامدهای کاربرد آنها و چگونگی پرداختن به آنها) در این پژوهش نیز از اهمیت شایانی برخوردارند و تقسیمبندی سانتاگ از استعارههای مرتبط با اچآیوی/ایدز (شامل استعارههای جنگی، پزشکی، طاعون و آلودگی) در تحلیلها راهگشا است.
این تقسیمبندی به پژوهشگر امکان میدهد تا علاوهبر شناسایی استعارههای مفهومی، به بررسی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی آنها بر نگرشهای عمومی نسبت به بیماری و بیماران بپردازد. تحلیل دادهها با توجه به تقسیمبندی یادشده، هم در شناسایی استعارههای مفهومی یاریرسان بود و هم تأثیر آنها بر نگرشهای عمومی را پررنگ میسازد.
4. یافتهها
در این بخش، یافتههای پژوهش بر اساس تحلیل دادههای گردآوریشده ارائه میشوند. ابتدا نقشهای استعارههای مفهومی در مفهومسازی اچآیوی/ایدز بررسی میشود؛ سپس پرکاربردترین حوزههای مبدأ، استعارههای تقویتکنندۀ انگ و تبعیض و در نهایت، استعارههای فرهنگیِ شناساییشده تحلیل میشوند.
۴ـ1. نقشهای استعارههای مفهومی
نقشهای استعارههای مفهومی شامل «نقش ساختبندی»[30] (مثال: «ویروس بیماری ایدز ... فرماندهی سیستم ایمنی را به دست میگیرد.»)، «نقش روشنگرانه»[31] (مثال: «سلولهای ایمنی طبیعی بدن مانند سربازانی هستند که با مهاجمان ... مبارزه میکنند.»)، نقش جبرانی (مثال: «مبارزه با ایدز به تلاش عظیم گروه سربازان بدن برای مقابله با دشمن اشاره دارد.») و «نقش دستکاریکننده»[32] (مثال: «استعارۀ جنگی باعث ایجاد امید کاذب و دیوسازی از مبتلایان میشود.) است. استعارههای مفهومی، فراتر از ابزاری صِرف برای توصیف، در نقشهای چندگانه خود به ساختبندی، روشنگری، جبران و دستکاری درک ما از اچآیوی/ایدز میپردازند. نقش ساختبندی به این معناست که استعارهها چارچوبی برای فهم پدیدههای پیچیده فراهم میآورند. برای مثال، وقتی از ویروس بهعنوان «فرماندهی سیستم ایمنی» یاد میشود، مفهوم بیماری بهگونهای سازماندهی میشود که آن را قابل درکتر و شبیه به یک نبرد نظامی جلوه میدهد. این امر به افراد کمک میکند تا پیچیدگیهای بیولوژیکی و پزشکی ایدز را در قالبی آشنا و قابلتصور درک کنند.
نقش روشنگرانه به توانایی استعارهها در شفافسازی و توضیح مفاهیم اشاره دارد؛ مانند تشبیه سلولهای ایمنی به «سربازانی که با مهاجمان مبارزه میکنند» و عملکرد سیستم ایمنی را بهطور بصری روشن میسازد. نقش جبرانی بیانگر آن است که استعارهها میتوانند کمبودها یا کاستیها در دانش مستقیم و تجربه را جبران کنند و با پر کردن خلأهای مفهومی، معنای بیشتری به پدیده ببخشند. در نهایت، نقش دستکاریکننده، نشاندهندۀ قدرت استعارهها در شکلدهی به نگرشها و احساسات عمومی است؛ برای مثال، استعارههای جنگی میتوانند ضمن ایجاد امید کاذب، به «دیوسازی از مبتلایان» نیز منجر شوند که پیامدهای اجتماعی عمیقی در پی دارد.
4ـ2. پرکاربردترین حوزههای مبدأ در مفهومسازی استعاری اچآیوی/ایدز
در تحلیل دادهها، ۳۳ نامنگاشت[33] اصلی و حوزههای مبدأ آنها شناساییشد که در سه دستۀ کلی رایجترین حوزههای مبدأ در مسیر مفهومسازی استعاری اچآیوی/ایدز، استعارههای تقویتکنندۀ انگ و تبعیض در این زمینه و استعارههای فرهنگی مرتبط با این همهگیری طبقهبندی شدند. استعارههای مفهومی شناساییشده، اچآیوی/ایدز را از طریق حوزههای مبدأ گوناگونی بازنمایی میکنند.
برخی از نامنگاشتهای کلیدی و پرتکرار شامل این موارد هستند: [رویارویی با اچآیوی/ایدز جنگ است] که ویروس را در قالب دشمنی بیرونی نشان میدهد. این نامنگاشت یکی از قدرتمندترین و رایجترین استعارهها در گفتمان اچآیوی/ایدز است که به دلیل پیچیدگیهای بیماری، با ایجاد چارچوبی ملموس از «نبرد» و «مبارزه»، به فهم بهتر بیماری کمک میکند. اچآیوی/ایدز در این چارچوب، بهمثابه دشمنی تصویر میشود که بیرحمانه به بدن حمله میکند و آن را تحلیل میبرد. این دشمنی موجب میشود تا بیماران و جامعه، در برابر این بیماری، نیاز به مبارزه و ایستادگی را احساس کنند. همانگونه که در نمونههای متنی مشاهده میشود، ویروس اچآیوی بهمنزلۀ یک مهاجم عمل میکند که «فرماندهی سیستم ایمنی» را به دست میگیرد و «سیستم ایمنی» بهمنزلۀ «نگهبان بدن» توصیف میشود. کاربرد واژههایی نظیر «فرماندهی»، «مقابله»، «نگهبان»، «سیستم ایمنی» و «محاصره» بهوضوح فضای یک جنگ تمامعیار را به تصویر میکشد.
مثال (1)، جامجم آنلاین کد خبر: ۴۴۳۹۵۷ تاریخ: ۱۰ آذر ۱۳۹۰ عنوان: ایدز؛ مهمترین تهدید جامعۀ امروز. «مطمئناً شما هم کموبیش با اچآیوی و ایدز آشنا هستید. این بیماری ازجمله بیماریهایی است که با آنکه خیلی از عمر آن نمیگذرد، ولی متأسفانه تاکنون تلفات جبرانناپذیر بسیاری به جامعۀ بشری وارد کرده است. این بیماری سیستم ایمنی بدن را محاصره میکند. سیستم ایمنی بهمنزلۀ نگهبان بدن بوده و بدون وجود آن، بدن انسان هیچ سدی در مقابل بیماریها ندارد و بهسرعت از بین میرود. ویروس بیماری ایدز جزو خطرناکترین عواملی است که به بدن انسان وارد میشود و فرماندهی سیستم ایمنی را به دست میگیرد و از این طریق، کل بدن فرد مبتلا را از هم میپاشاند؛ بنابراین بهترین شیوۀ مقابله با این بیماری، مبتلا نشدن به آن است». در ادامه، این استعارۀ پزشکان و متخصصان بهداشت نیز بهعنوان «فرماندهان نیروی دفاعی» بازنمایی میشوند که با دانش و تجربۀ خود، «نقشۀ عمل» (برنامۀ درمانی) را برای مقابله با دشمن (بیماری) طرحریزی میکنند.
مثال (2)، جامجم آنلاین کد خبر:519191 تاریخ: ۱۱ آذر ۱۳۹۱ عنوان: عضو کمیتۀ کشوری اچآیوی: ایدز درد بیدرمان نیست. «پس وضع فعلی و به احتمال زیاد آیندۀ ایدز در ایران بر مدار روابط جنسی ناسالم خواهد چرخید؟ دکتر مردانی: بله و به همین جهت است که پزشکان متخصص و مسئولان وزارت بهداشت به این فکر افتادهاند به افراد در معرض خطر که بیشتر جوانان هستند، آگاهی بدهند تا در برخورد با جنس مخالف تا حد امکان خویشتنداری کنند و در غیر این صورت از روشهای حفاظتی ازجمله استفاده از کاندوم بهره بگیرند تا از ابتلا به این بیماری، انتقال آن به دیگران و گسترش بیماری در کشور جلوگیری کنند».
در این مثال، دکتر مردانی، نقش فرماندهای را بر عهده میگیرد که جوانان را به استفاده از «روشهای حفاظتی» و «خویشتنداری» دعوت میکند که خود بهعنوان «سلاح» در برابر این بیماری تعبیر میشوند. از سوی دیگر، «بیمار» در این استعاره اغلب بهعنوان «قربانی» جنگ بازنمایی میشود. این تشبیه، هرچند طبیعی به نظر میرسد، اما بار معنایی منفی از «عجز، ناتوانی و نداشتن اختیار» را به همراه دارد که بسیاری از افراد مبتلا به اچآیوی آن را نمیپذیرند. آنها ترجیح میدهند خود را «افرادی که با اچآیوی زندگی میکنند» یا «افراد اچآیوی مثبت» بنامند؛ زیرا این عبارات بر عاملیت و توانایی آنها در ادامۀ زندگی تأکید دارند.
مثال (3) همشهری آنلاین کد خبر:466232 تاریخ: 7 آذر 1398 عنوان: زنان و جوانان در موج سوم ایدز آسیبپذیرتر هستند. «نویدی ادامه داد: در موج اول ایدز، بیشتر قربانیان این بیماری از طریق فراوردههای خونی آلوده مبتلا شده بودند و قربانیان موج دوم نیز اغلب معتادان تزریقی با سرنگ مشترک بودند، اما این الگو در استان مرکزی تغییر ماهیتی داده و قربانیان ایدز بیشتر زنان و جوانانی هستند که از طریق رابطۀ جنسی آلوده شدهاند و با توجه به اینکه زنان دو برابر مردان میتوانند اشاعهدهندۀ بیماری باشند و از سویی خطر انتقال مادر به جنین را نیز دارند، این موضوع بهشدت حساس است و باید با جدیت و برنامۀ مراقبتی هوشیارانه، در مهار آن عمل کرد». این استعاره، با تأکید بر جنبههای تهاجمی بیماری، لزوم مبارزه و بسیج همگانی را برجسته میسازد. واژههای نظامی مانند «جنگ»، «مقابله»، «مبارزه»، «نبرد»، «پیروزی» و «حمله» بهوضوح این مفهوم را در رسانهها منعکس میکنند.
سایر نامنگاشتهای پرکاربرد در میان دادههای مستخرج پژوهش حاضر بهقرار زیرند: [عملکرد اچآیوی/ایدز قتل است] که بر مرگبار بودن آن تأکید دارد و اچآیوی/ایدز را بهمثابه فردی قاتل به تصویر میکشد. [اچآیوی/ایدز، حیوان سرکش است] و [اچآیوی/ایدز، شکارچی است] که بیماری را موجودی خطرناک و غیرقابلکنترل یا در کمین تصویر میکنند. [اچآیوی/ایدز، گیاه هرز است] که بر لزوم ریشهکن کردن آن دلالت دارد. [اچآیوی/ایدز آلودگی است] و [اچآیوی/ایدز، طاعون است] که بیماری را تهدیدی جدی، ناپاک و نشانهای از قضاوت اجتماعی بازنمایی میکنند. [اچآیوی/ایدز، نیروی شر است] که بر مبنای نگاشت با حوزۀ مبدأ نیروی شر شکل گرفته است و بیماری را نیرویی مخرب و شیطانی نشان میدهد. [اچآیوی/ایدز، مادۀ منفجره است] که ماهیت خطرناک و ناگهانی ویروس را بازتاب میدهد. [انتقال اچآیوی/ایدز، مایع جاری است] که به انتقال از طریق مایعات اشاره دارد و شامل زیرمجموعههایی چون موج، سونامی و مادۀ مذاب/گداخته است که بر گسترش و نفوذ بیماری تأکید میکنند. [اچآیوی/ایدز، آتش است] که بیماری را در قالب پدیدهای ویرانگر تصویر میکند. [اچآیوی/ایدز، زمینلرزه است] که بازتابی از پدیدهای مخرب و تکاندهنده است. [اچآیوی/ایدز، معما است] که بر پیچیدگی و ناشناخته بودن بیماری دلالت دارد. [اچآیوی/ایدز، کابوس مرگ است] و [اچآیوی/ایدز، حکم مرگ است] که تصویر مرگ و تهدید را به همراه دارند. استعارههایی نظیر [اچآیوی/ایدز، کوه یخ است] (اشاره به پنهان بودن مبتلایان) و [اچآیوی/ایدز، جهانشمولترین بیماری است] (تأکید بر گستردگی جهانی) نیز مشاهده شدند.
3ـ4. استعارههای تقویتکنندۀ انگ و تبعیض و دیگرانگی
تحلیل استعارهها حاکی از آن بود که مفاهیم انگ، تبعیض[34] و دیگرانگی[35] در گفتمان مرتبط با اچآیوی/ایدز بهدفعات بازنمایی شدهاند و استعارههای خاصی به این مفاهیم دامن میزنند. استعارههایی مانند [اچآیوی/ایدز، قاصد/ پیامآور است] (ایجاد احساس بیگانگی)، [اچآیوی/ایدز، چیزی برای دیگران است] و [اچآیوی/ایدز، شیء خارجی/ کالای خارجی است] (القا حس دیگرانگی و غیرایرانی بودن)، [اچآیوی/ایدز، بیماری لاعلاج است] (تقویت ترس و ناتوانی)، [اچآیوی/ایدز، انسان غریبه است] (القای حس بیگانگی) و [اچآیوی/ایدز، دشمن است] (که میتواند مبارزه با بیماری را مبارزه با فرد مبتلا تعبیر کند)، در این زمینه نقش دارند. استعارههای تقویتکنندۀ انگ شامل [اچآیوی/ایدز، آلودگی است] (تشبیه همهگیری به آلودگی تهدیدکنندۀ جامعه)، [اچآیوی/ایدز سوغات زندان است] (تقویت انگ علیه زندانیان)، [اچآیوی/ایدز، بلای قرن است] (افزایش هراس عمومی) و [اچآیوی/ایدز، پدیدۀ شوم است] (تقویت نگاههای منفی) هستند.
کاربرد استعارههای «آلودگی» و «گیاه هرز» در متون، میتواند پیامدهای اجتماعی و روانشناختی قابلتوجهی داشته باشد؛ زیرا امکان تفسیر ضمنی ریشهکن کردن بیماران یا «پاکسازی آلودگی» (که به معنای حذف افراد است) را نیز فراهم میکند. این رویکرد، افراد مبتلا را به جایگاه «مقصر» یا «تهدید» تقلیل میدهد. همانطور که سانتاگ (1989) در کتاب بیماری بهمثابه استعاره و ایدز و استعارههایش اشاره میکند، داغ ننگ ناشی از استعارههای مرتبط با بیماری مانند «شکارچی»، «آلودگی» یا «طاعون» میتواند حس ترس، خطر و داغ اجتماعی بیماری را تقویت کند و افراد مبتلا را بهدلیل «گرفتاری» در این دام یا «آلوده» بودن، بیشتر در معرض قضاوت و طرد اجتماعی قرار دهد. چنین استعارههایی بهجای کمک به درک و همدلی، ممکن است به ایجاد فاصلۀ اجتماعی و تشدید انگ اجتماعی منجر شوند. همچنین، تعابیری مانند «قربانیان بیگناه» که اغلب برای کودکان مبتلا یا افرادی که در فرایند درمان به اچآیوی دچار شدهاند، به کار میرود، بهصورت تلویحی سایر مبتلایان را که از روشهای دیگر آلوده شدهاند، گناهکار یا مستحق سرزنش جلوه میدهد. این نوع بازنمایی، نادرست و ناعادلانه است و میتواند موجب تشدید انگ اجتماعی نسبت به افراد مبتلا شود. ازاینرو، بهجای این عبارات، استفاده از صورتهایی مانند «افراد اچآیوی مثبت»، «کودکان مبتلا به اچآیوی» یا «افرادی که با اچآیوی و ایدز زندگی میکنند»، نهتنها دقیقتر است، بلکه به احترام و حفظ کرامت انسانی افراد مبتلا نیز کمک میکند. تأکید بر این نکته نیز ضروری است که افراد مبتلا به اچآیوی در بسیاری موارد نقش «بیمار» ندارند و مانند دیگر افراد در جامعه زندگی میکنند؛ بنابراین، استفاده از عبارات دقیقتر و کمتر برچسبزننده اهمیت خاصی دارد.
4ـ4. استعارههای فرهنگی
استعارههای فرهنگی بهکاررفته در جریان مفهومسازی اچآیوی/ایدز در ایران، نقش فرهنگ در درک این بیماری را بازتاب میدهند. این استعارهها بازتابدهندۀ تنوع در بافتهای اجتماعی ـ فرهنگی هستند. برخی از این نامنگاشتها عبارتند از: [اچآیوی/ایدز، دیو/غول است] (تشبیه به موجود افسانهای مهیب)، [اچآیوی/ایدز، دشمن است] (ریشه در باورهای فرهنگی ایران)، [اچآیوی/ایدز، دشمن مسلمانان است] (استفاده از واژۀ جهاد بهعنوان واژهای با چارچوب مذهبی برای مبارزه با اچآیوی/ایدز، نشاندهندۀ تلاشی برای بسیج افکار عمومی در قالبی مذهبی است، اما در عین حال میتواند به دیگرانگی و خارجی جلوه دادن عامل بیماری و مقصر دانستن گروههای خاص منجر شود)، نامنگاشتهای [اچآیوی/ایدز، کیفر یا مجازات است] (تصویر بهعنوان مجازات رفتارهای غیراخلاقی)، [اچآیوی/ایدز، نتیجۀ بیاخلاقی و پایبند نبودن به مسائل دینی است] (معرفی بهعنوان نتیجۀ رفتارهای غیراخلاقی و دینی) عمیقاً ریشه در باورهای مذهبی و اخلاقی جامعۀ ایرانی دارند. در این چارچوب، بیماری نهتنها یک معضل فیزیکی، بلکه پیامد رفتارهای غیراخلاقی و انحراف از هنجارهای دینی تلقی میشود. این نوع مفهومسازی، بهجای تمرکز بر جنبههای پزشکی و پیشگیری، به قضاوت اخلاقی در مورد افراد مبتلا میانجامد و میتواند به انگ اجتماعی شدید و پنهانکاری بیماری منجر شود. این نگاه اخلاقی به بیماری، بهویژه در مورد بیماریهای مقاربتی، در فرهنگهای گوناگون، ریشههای تاریخی دارد و ایدز نیز از این قاعده مستثنی نیست. نامنگاشت [اچآیوی/ایدز، مهمان ناخوانده است] نیز یک استعارۀ فرهنگی جالب توجه است که بیماری را پدیدهای موقت و قابلمدیریت (بهجای تهدیدی دائمی و کشنده) معرفی میکند. این استعاره میتواند به کاهش ترس و ایجاد حس کنترل کمک کند، اما از سوی دیگر ممکن است خطر بیماری را دستکم بگیرد و به بیتوجهی در پیشگیری منجر شود.
5. بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف تحلیل استعارههای مفهومی مرتبط با اچآیوی/ایدز در گفتمان رسانهای فارسیزبان، دادههای منتشرشده در دو روزنامۀ همشهری آنلاین و جامجم آنلاین (۱۳۸۵ـ۱۴۰۲) را بررسی کرد. از ۲۷۰۰ نمونۀ زبانی شناساییشده، ۳۳ نامنگاشت اصلی استخراج و در سه دستۀ کلی طبقهبندی شد: رایجترین حوزههای مبدأ، استعارههای تقویتکنندۀ انگ و تبعیض و استعارههای فرهنگی. تحلیل فراوانی حوزههای مبدأ نشان داد مفهومسازی استعاری عمدتاً از طریق حوزههای مبدأ خاصی صورت پذیرفته است (نمودار 1 و جدول 1).
نمودار 1. توزیع فراوانی حوزههای مبدأ استعارههای مرتبط با اچآیوی/ایدز در زبان فارسی
جدول 1. فراوانی حوزههای مبدأ در جریان مفهومسازی استعاری اچآیوی ایدز
|
درصد فراوانی |
فراوانی |
حوزۀ مبدأ |
ردیف |
درصد فراوانی |
فراوانی |
حوزۀ مبدأ |
ردیف |
درصد فراوانی |
فراوانی |
حوزۀ مبدأ |
ردیف |
|
22/1 |
33 |
طاعون |
23 |
26/0 |
7 |
بلای قرن |
12 |
07/0 |
2 |
سوغات زندان |
1 |
|
48/1 |
40 |
گیاه هرز |
24 |
30/0 |
8 |
آتش |
13 |
11/0 |
3 |
قاصد/ پیامآور |
2 |
|
56/1 |
42 |
مادۀ مذاب/گداخته |
25 |
30/0 |
8 |
کوه یخ |
14 |
15/0 |
4 |
کابوس مرگ |
3 |
|
26/2 |
61 |
سونامی |
26 |
33/0 |
9 |
بیماری لاعلاج |
15 |
15/0 |
4 |
زمینلرزه |
4 |
|
41/2 |
65 |
حیوان سرکش |
26 |
48/0 |
13 |
حکم مرگ |
16 |
15/0 |
4 |
مهمان ناخوانده |
5 |
|
15/4 |
112 |
قاتل |
28 |
63/0 |
17 |
شیء/کالای خارجی |
17 |
15/0 |
4 |
انسان غریبه |
6 |
|
30/7 |
197 |
موج |
29 |
67/0 |
18 |
چیزی برای دیگران |
18 |
19/0 |
5 |
پدیدۀ شوم |
7 |
|
74/8 |
236 |
مایع جاری |
30 |
74/0 |
20 |
کیفر و مجازات |
19 |
19/0 |
5 |
معما |
8 |
|
26/19 |
520 |
آلودگی |
31 |
93/0 |
25 |
بیاخلاقی و پایبند نبودن به مسائل دینی |
20 |
19/0 |
5 |
مادۀ قابلاشتعال |
9 |
|
20 |
540 |
دشمن |
32 |
1 |
27 |
مادۀ منفجره |
21 |
22/0 |
6 |
دیو/غول |
10 |
|
07/23 |
623 |
نیروی شر |
33 |
1/11 |
30 |
شکارچی |
22 |
26/0 |
7 |
جهانشمولترین بیماری |
11 |
پاسخ به پرسش نخست پژوهش، مبنی بر شناسایی پربسامدترین استعارهها، نشان داد که استعارههای هستیشناختی با فراوانی ۱۹۸۷ مورد (۷۴ درصد) بیشترین کاربرد را داشتهاند (نمودار 2). این امر نشاندهندۀ تمایل به عینیتبخشی به اچآیوی/ایدز در گفتمان رسانهای فارسی است. حوزههای مبدأ «نیروی شر» (۶۲۳ مورد)، «دشمن» (۵۴۰ مورد) و «آلودگی» (۵۲۰ مورد) پرتکرارترین در این دسته بودند که بیماری را نیرویی تهدیدکننده، خصمانه و آلاینده بازنمایی میکنند و با یافتههای پیشین همسو هستند. دیگر استعارههای هستیشناختی نیز ابعادی از درک بیماری را منعکس میکنند (جزئیات در جدول ۲ آمده است). اچآیوی/ایدز استعارههای ساختی (۷۱۳ مورد) و جهتی (۵۴۰ مورد) در مراتب بعدی اهمیت قرار داشتند.
نمودار 2. درصد فراوانی استعارههای هستیشناختی، ساختی و جهتی در مفهومسازی
در مروری دقیقتر بر دادهها، بازطبقهبندی حوزههای مبدأ مانند «موج، سونامی، مادۀ مذاب، زمینلرزه و مایع جاری» از استعارههای جهتی به هستیشناختی بر اساس ماهیت فیزیکی و وجود مستقل آنها انجام شد. این پدیدهها دارای حرکت، جهت و شدت هستند، اما ماهیت فیزیکی و پیامدهای برگشتناپذیر آنها سبب میشود در دستۀ هستیشناختی قرار گیرند. این تغییر طبقهبندی، مجموع فراوانی استعارههای هستیشناختی را از ۱۴۴۷ به ۱۹۸۷ افزایش داد. این استعارهها اچآیوی/ایدز را نیرویی قدرتمند و غیرقابلکنترل بازنمایی میکنند که در شکلگیری نگرش منفی و انگ اجتماعی مؤثرند (جزئیات در جدول 3 آمده است):
نمودار 3. درصد فراوانی استعارههای هستیشناختی و ساختی در مفهومسازی اچآیوی/ایدز
در پاسخ به پرسش دوم پژوهش دربارۀ کلاناستعارههای مبین برداشت جامعۀ فارسیزبان، ۳۳ حوزۀ مبدأ در قالب شش کلاناستعاره اصلی «پدیده»، «انسان»، «موجود افسانهای»، «ویژگی»، «نیرو» و «شیء» دستهبندی شدند (نمودار ۴). کلاناستعارههای «پدیده» (93/45 درصد) و «انسان» (67/25 درصد) بیشترین و «موجود افسانهای» (22/0 درصد) و «شیء» (37/2 درصد) کمترین کاربرد را داشتند. این الگو نشان میدهد رسانهها بیماری را عمدتاً به عنوان «پدیده» و موجودیتی با ویژگیهای «انسان» بازنمایی کردهاند که زمینهساز انگزنی است. استعارههایی نظیر «نیروی شر» و «دشمن» بهعنوان نیروی مخرب و متخاصم تصویر میشوند که موجب ترس، انگ و تبعیض میشوند (فراوانی کلان استعارههای یادشده در نمودار 4 آمده است):
نمودار 4. فراوانی شش کلان استعارۀ اصلی در جریان مفهومسازی استعاری اچآیوی/ایدز
کاربرد استعارههای مفهومی پربسامد، پیامدهای عمیقی بر درک عمومی و تجربۀ افراد مبتلا دارد. استعارههای نامناسب مانند زبان نظامی، به ترس، شرم و انگ دامن میزنند، شکاف بین «برندگان» و «بازندگان» ایجاد و مبارزه با بیماری را بهمثابه مبارزه با فرد بیمار تعبیر میکنند و همین مسأله زمینهساز انزوای اجتماعی و پیشداوری است. این زبان میتواند منجر به سرزنش فرد مبتلا شود. استعارههایی که خصایص اخلاقی را به بیماران نسبت میدهند، انگ و کلیشههای مخرب را تداوم میبخشند و منجر به تبعیض میشوند.
استعارههای نامناسب، بهویژه زبان و اصطلاحات نظامی و مرتبط با جنگ، تأثیر مخربی بر روان بیماران دارند و انتظارات غیرواقعی و فشار روانی ایجاد میکنند. بازنگری در این استعارهها و پذیرش بیماری بهعنوان وضعیت پزشکی نیازمند درمان مبتنی بر شواهد، درک واقعبینانهتری فراهم میکند و بیماران را از انتظارات غیرواقعی رها میسازد. حذف این استعارهها روابط پزشک و بیمار را بهبود میبخشد و گفتگوی صادقانه و مؤثرتر مبتنی بر شواهد علمی و بهدور از انگ را ممکن میسازد که حس اعتماد را تقویت میکند و به درک بهتر بیماری و مشارکت فعال بیمار در مراقبتها کمک میکند.
وقوف به کاربرد استعارههای نامناسب برای به چالش کشیدن افسانهها و باورهای نادرست پیرامون اچآیوی/ایدز پراهمیت است. با پرهیز از این استعارهها و باورهای غلط، جامعهای مهربانتر و فهمیدهتر نسبت به بیماری و بیماران شکل میگیرد. جداسازی الگوهای فیزیکی از معانی نمادین بیماری و شناخت ماهیت چندوجهی بیماریها و تلاش برای دانش روزآمد، به رفع باورهای غلط و به چالش کشیدن عقاید ازپیشتعیینشده کمک میکند.
استعارۀ مفهومی «سفر» میتواند جایگزین مناسبی برای استعارههای نظامی باشد. این استعاره، تعبیری جهانی و صلحآمیز است که بر آینده، فرایندها و روشها تمرکز دارد. گرایش به زبانی صلحآمیز برای بیماران، آسانتر از وضعیت جنگ و مبارزه است. پذیرش، تحمل و همزیستی با بیماری از طریق زبانی واقعبینانه، انتظارات بیشازحد برای درمان را تعدیل میکند. به چالش کشیدن باورهای غلط فرهنگی، تلاش برای دانش روزآمد، همدلی، حمایت و ترویج گفتگو در ایجاد جامعهای دلسوزتر که در آن افراد براساس بیماریهایشان تعریف نمیشوند، مؤثرند.
بر اساس آنچه در پژوهش حاضر بررسی شد، برخی از استعارههای مفهومی بهکاررفته در فرایند مفهومسازی استعاری اچآیوی/ایدز در مطبوعات فارسیزبان، بهرغم توصیههای سانتاگ و سایر پژوهشگرانی که در بخش پیشینۀ پژوهش به آنها اشاره شد، همچنان واجد بار معنایی منفی و آمیخته با انگ و تبعیض هستند. این استعارهها، بهویژه در قالب استعارههای نظامی، اخلاقی و تنبیهی، در بازتولید نگرشهای غالب نسبت به بیماران مبتلا نقش چشمگیری دارند. ازاینرو، تحلیل دادههای پژوهش حاضر، تصویری روشن از چگونگی تداوم یا تغییر در شیوههای استعاری بازنمایی این بیماری در گفتمان رسانهای ایران ارائه میدهد. در ادامه، ضمن اشاره به کاربردهای نامناسب، جایگزینهای مناسبتر با رویکردی شناختی و بهدوراز انگ و تبعیض پیشنهاد میشود.
کاربرد استعارههای مفهومی پربسامد، پیامدهای عمیقی بر درک عمومی و تجربۀ افراد مبتلا دارد. استعارههای نامناسب مانند زبان نظامی، به ترس، شرم و انگ دامن میزنند، شکافی بین «برندگان» و «بازندگان» ایجاد میکنند و مبارزه با بیماری را بهمثابه مبارزه با فرد بیمار تعبیر میکنند و همین مسأله زمینهساز انزوای اجتماعی و پیشداوری است. این زبان میتواند منجر به سرزنش فرد مبتلا شود. استعارههایی که خصایص اخلاقی را به بیماران نسبت میدهند، انگ و کلیشههای مخرب را تداوم میبخشند و منجر به تبعیض میشوند. استعارههای نامناسب، بهویژه زبان و اصطلاحات نظامی و مرتبط با جنگ، تأثیر مخربی بر روان بیماران دارند و انتظارات غیرواقعی و فشار روانی ایجاد میکنند. بازنگری در این استعارهها و پذیرش بیماری بهعنوان وضعیت پزشکی، نیازمند درمان مبتنی بر شواهد، درک واقعبینانهتری فراهم میکند و بیماران را از انتظارات غیرواقعی رها میسازد. حذف این استعارهها روابط پزشک و بیمار را بهبود میبخشند و گفتوگوی صادقانه و مؤثرتر مبتنی بر شواهد علمی و بهدوراز انگ را ممکن میسازد که حس اعتماد را تقویت میکند و به درک بهتر بیماری و مشارکت فعال بیمار در مراقبتها کمک میکند.
در سالهای اخیر، در پژوهشهای مرتبط با درمان اچآیوی/ایدز، تلاشهایی برای بازنگری در زبان و چارچوبهای مفهومی این حوزه صورت گرفته است تا از کاربرد استعارههای منفی و برچسبزننده کاسته شود و گفتمان همدلانهتری جایگزین آن گردد. در این دیدگاه، استعارههای نظامی چون «نبرد با ویروس» یا «جنگ برای درمان» اگرچه در برانگیختن توجه عمومی و تأمین منابع مالی مؤثر بودهاند، اما در سطح شناختی و اجتماعی، نوعی گفتمان تنشزا و ستیزهجویانه را بازتولید میکنند. در مقابل، استعارۀ «سفر» بهعنوان جایگزینی صلحآمیز و فرایندمحور پیشنهاد شده است؛ استعارهای که بر حرکت تدریجی، امید، تجربه و همزیستی تأکید دارد.
استعارۀ سفر یکی از فراگیرترین استعارههای مفهومی در زبانهای مختلف، بهویژه در انگلیسی است؛ بهگونهای که انسانها تقریباً هرروز، بیآنکه آگاه باشند، از آن بهره میگیرند (مانند باید پیش بروم؛ به نقطهای برسم؛ زندگیام ناگهان پیچ خورد؛ زندگیام بیهدف است و …). این استعاره نهتنها در گفتار روزمره، بلکه در ادبیات، سینما، شعر و مذهب نیز حضوری پررنگ دارد. جهانشمولی و ماندگاری این استعاره از آنجا نشأت میگیرد که انسان بهطور طبیعی با مفهوم سفر فیزیکی همذاتپنداری میکند؛ سفری که بدن انسان، وسیلۀ پیمودن آن است. افزون بر این، استعارۀ سفر، استعارهای صلحطلب، آیندهنگر، متمرکز بر فرایند و ابزار، گشوده به فرصتهای مثبت نو و عاری از ارجاعات خصمانه است. بر این اساس، تغییر رویکرد از استعارههای جنگی به استعارۀ سفر میتواند در بازسازی گفتمان اچآیوی/ایدز نقشی کلیدی ایفا کند. این دگرگونی نهتنها از شدت انگ و ترس اجتماعی میکاهد، بلکه به پذیرش، مدارا و واقعگرایی علمی بیشتر در مواجهه با بیماری منجر میشود. در نتیجه، زبانی که بر صلح، حرکت تدریجی و امکان زیستن آگاهانه با ویروس تأکید دارد، میتواند جایگزینی کارآمد و انسانمحور برای استعارههای خشونتآمیز پیشین باشد. برای نمونه، در جملۀ «در جریان مبارزه با اچآیوی از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد» که در آن اچآیوی/ایدز در قالب نامنگاشت [اچآیوی/ایدز، دشمن است] بازنمایی شده است، میتوان حوزۀ مبدأ را از «دشمن» به «سفر» تغییر داد. در این صورت، جملۀ «در مسیر این بیماری/در گذر از این بیماری، از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد» بازتابدهندۀ حوزۀ مبدأ «سفر» خواهد بود و برداشت متفاوتی از فرایند مواجهه با بیماری ارائه میدهد که مطلوبتر از جملۀ پیشین است.
در مسیر تحلیل دادهها روشن شد که استعارههای مرتبط با اچآیوی/ایدز در بسیاری از موارد از حوزههای مبدأ خشونت، مرگ، آلودگی و مجازات نگاشت میشوند. این حوزهها از طریق نگاشت به حوزۀ مقصد «بیماری»، تصوری تهدیدآمیز، گناهانگارانه و گاه غیرانسانی از افراد مبتلا ایجاد میکنند. برای نمونه، در استعارۀ [اچآیوی، دشمن است]، حوزۀ مبدأ «جنگ» و حوزۀ مقصد «بیماری» است؛ در نتیجه، بدن فرد مبتلا بهعنوان «میدان نبرد» و درمان بهمثابه «پیروزی نظامی» بازنمایی میشود. این نوع نگاشت، گفتمان خصمانه و حذفگرایانهای را شکل میدهد که بر طرد اجتماعی و انگ بیماری میافزاید. به همین ترتیب، در استعارۀ [اچآیوی، آلودگی است]، حوزۀ مبدأ از تجربههای حسی مرتبط با «ناپاکی» و «کثافت» اخذ میشود و در حوزۀ مقصد به بیماری و فرد مبتلا تعمیم مییابد. این نگاشت سبب میشود افراد جامعه، مبتلایان را بهصورت «منبع تهدید» یا «عناصر آلوده» درک کنند. برای تعدیل این برداشت، میتوان حوزۀ مبدأ را از «آلودگی» به «تعادل زیستی» تغییر داد؛ یعنی بیماری نه بهمثابه «کثیفی»، بلکه همچون اختلالی در نظم طبیعی بدن فهم شود که قابل بازگشت و مدیریتپذیر است. برای مثال در جملهای مانند «افراد آلوده به ایدز همچنان شانس زندگی دارند»، میتوان بهجای حوزۀ مبدأ آلودگی از حوزۀ مبدأ جایگزین «تعادل زیستی» بهره جست و جملهای مانند «افراد با بار ویروسی بالا، همچنان شانس زندگی دارند» را جایگزین آن کرد. همچنین، استعارۀ [اچآیوی/ایدز، کیفر است] که ریشه در حوزۀ مبدأ «اخلاق و مجازات الهی» دارد، موجب بازتولید نگاه اخلاقی و تقصیرمحور به بیماران میشود. در اینگونه نگاشتها، فرد مبتلا نه بیمار بلکه «گناهکار» تلقی میگردد. در چارچوب استعارۀ مفهومی میتوان این مبدأ را با حوزۀ جدیدی چون «درس یا تجربه» جایگزین کرد تا مفهوم بیماری بهعنوان فرصتی برای شناخت، بازنگری و بازسازی زندگی بازنمایی شود. برای مثال، در جملۀ «علی که میخواست متولد شود سه ساعت شکم افسانه را باز گذاشته بودند به گناه ایدز»، میتوان از حوزۀ مبدأ «تجربه» بهره گرفت و از جملهای جایگزین «علی که میخواست متولد شود سه ساعت شکم افسانه را باز گذاشته بودند به دلیل ایدز» استفاده کرد که بر مبنای نامنگاشت [اچآیوی/ ایدز، درس/تجربه است] شکل گرفته است.
از سوی دیگر، استعارههای مفهومیای مانند [اچآیوی، مادۀ مذاب است] یا [اچآیوی، سونامی است] نیز که از حوزههای مبدأ «نیروهای طبیعی و ویرانگر» نشأت میگیرند، احساس اضطراب جمعی و ناتوانی را تقویت میکنند. این استعارهها با تبدیل بیماری به نیروی غیرقابلمهار، ذهنیت شکست و ترس را تثبیت میکنند. در مقابل، اگر این نگاشتها به حوزههایی مانند «پدیدۀ طبیعی قابلکنترل» (مانند «باران» یا «فصل» که میآیند و میروند) منتقل شوند، بیماری در گفتمان عمومی به تجربهای چرخهای، موقت و قابلمهار بدل میشود. بر این اساس، بازنگری در نگاشتهای استعاری و جایگزینی حوزههای مبدأ خشونتبار و ضداخلاقی با حوزههایی برآمده از طبیعت، رشد یا تجربۀ انسانی میتواند راهی مؤثر برای کاهش انگ، ارتقای همدلی و ایجاد نگرشی انسانیتر نسبت به اچآیوی/ایدز باشد. چنین بازتولیدی از استعارهها، علاوهبر جنبۀ زبانی، بازتابی از دگرگونی فرهنگی در درک بیماری و بیماران است.
درمجموع، نتایج این پژوهش نشان میدهد که اصلاح و بازنگری در استعارههای مفهومی نهتنها میتواند به کاهش انگ اجتماعی و برچسبزنی نسبت به مبتلایان بینجامد، بلکه در ارتقای سواد سلامت، تقویت همدلی و شکلگیری گفتمان انسانیتر دربارۀ اچآیوی/ایدز نیز نقشی اساسی ایفا میکند. چنین رویکردی، بهجای تمرکز بر ستیز و سرزنش، بر درک، پذیرش و مسئولیت جمعی در برابر بیماری تأکید دارد.
تعارض منافع
تعارض منافع وجود ندارد.