Document Type : Research Paper

Author

PhD. in Linguistics, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran

Abstract

There are differences between males and females during language processing, but how the brain functions to support this difference is still controversial. It has been hypothesized that language functions are more strongly left-lateralized in males, whereas they are represented more bilaterally in females. However, insufficient evidence exists to prove it. The present study aimed to investigate the effect of gender on syntactic processing using the analysis of electroencephalography signals. This approach provides the opportunity to identify the difference between males and females in event-related potential (ERP) components associated with syntactic processing. Hence, 22 highly proficient monolingual Persian speakers (11 females) participated in this experiment. Using auditory syntactic violation paradigm, event-related potentials were extracted from the final syllable of Persian sentences in MATLAB software. Then, the mean amplitudes were analyzed using a repeated measures ANOVA in SPSS-26 software. The current electroencephalographic findings revealed that although females exhibited a larger signal amplitude and in ungrammatical stimuli as compared to grammatical stimuli in the 500-700-ms interval, but the difference was not statistically significant (P > 0.05). In addition, the amplitude of P600 was widely detected to be left hemisphere dominant, however, no gender-related differences were found. In general, based on these findings, it can be concluded that syntactic processing in highly proficient males and females is independent of the gender variable.

Keywords

Main Subjects

  1. مقدمه

امروزه با پیشرفت تکنولوژی بسیاری از ابهامات موجود پیرامون نقش جنسیت در پردازش زبان مرتفع شده است. اخیراً، ساتو[1] (2020) در یک مقالة مروری نظام­مند به تجزیه و تحلیل مطالعاتی پرداخت که با روش­های تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی[2]، توموگرافی گسیل پوزیترون[3] و الکتروانسفالوگرافی[4] عامل جنسیت را بررسی کرده بودند. وی با شناسائی 59 مقاله (40 مقاله با روش fMRI، 15 مقاله با روش EEG، 3 مقاله با روش PET و 1 مقاله با روش مگنتوانسفالوگرافی[5]) که عملکرد زنان و مردان سالم را در حین اجرای تکالیف[6] زبانی مختلف آزموده بودند، به نتایج قابل‌توجهی دست یافت. در مطالعات fMRI/PET هیچ اتفاق­نظری در تفاوت‌های گزارش­شده دربارة فعالیت نورونی بین مردان و زنان در حین پردازش زبان حاصل نشد (برای جزئیات بیشتر به مقالة اصلی رجوع شود). در مقابل، مطالعات EEG همواره تأخیر پتانسیل­های مبتنی بر تکالیف شنیداری را در بازة 400 هزارم‌ثانیه (N1, P2, MMN, P400) بعد از اعمال محرک برای زنان در مقایسه با مردان گزارش کردند، اما هیچ اختلاف جنسیتی در دامنة[7] سیگنال[8] در مطالعات EEG مشاهده نشد. به‌طور کلی، مطالعة مروری ساتو (2020) تأییدی بود بر این فرضیه که در طول پردازش زبان شباهت­های عصب­زیست‌شناختی[9] بین مردان و زنان بسیار بیشتر از تفاوت­هاست. اینک، مطالعة حاضر با به­کارگیری روش EEG و اندازه­گیری دامنة سیگنال بر نقش جنسیت در پردازش نحوی متمرکز می­شود.

پتانسیل­های وابسته به رویداد[10] اطلاعاتی را در ارتباط با پردازش برخط[11] زبان با دقت زمانی[12] بسیار بالا فراهم می­کنند. امروزه، دو شاخص[13] پردازش نحوی[14] شناسائی شده است: یک، مؤلفة[15] LAN که معمولاً 300 هزارم­ثانیه بعد از اعمال تحریک شروع می­شود و در نقطة 400 هزارم­ثانیه به اوج می­رسد (Friederici et al., 1993)؛ دو، مؤلفة P600 که یک انحراف مثبت پسین[16] است که معمولاً 500 هزارم­ثانیه بعد از اعمال تحریک شروع شده و در نقطة زمانی 600 هزارم­ثانیه و یا دیرتر به اوج می­رسد (Leckey & Federmeier, 2020). این دو مؤلفه به‌ترتیب با تشخیص خطاهای[17] صرفی ـ نحوی و پردازش بازتحلیل[18] نحوی پیوند خورده­اند (Friederici, 2002). مؤلفه­های LAN و P600 در چندین زبان با ترتیب واژة فاعل ـ فعل ـ مفعول[19] (از جمله انگلیسی، هلندی[20]، اسپانیایی[21] یا حتی زبان آلمانی[22]) مشاهده شده­اند. اگرچه ­که، بدون توجه به وجهیت[23]، برخی از آنها مؤلفة LAN قبل از P600 را گزارش کرده­اند، اما اغلب آنها اذعان داشته­اند که نقض­های[24] مطابقة فعل ـ فاعل[25]، علیرغم وجود دامنه­، تأخیر زمانی[26] و توزیع جمجمه­ای[27] متفاوت، همواره با مؤلفة P600 همراه بوده است. این مشاهدات گویای این مسئله هستند که صرف­نظر از وقوع مولفة LAN، مؤلفة P600 پیوندی تنگاتنگ با پردازش نحوی دارد. 

در زمینة مطابقة فعل ـ فاعل، مطالعاتی با استفاده از پتانسیل­های وابسته به رویداد در زبان­های SOV انجام شده است و الگوهای مطلق ـ کُنائی[28] (زبان باسک)[29]، گسسته ـ کُنایی[30] (زبان هندی)[31] و فاعلی ـ مفعولی[32] (زبان فارسی)[33] بررسی شده­اند. اگرچه­ زبان هندی از یک نظام صرف[34] با مطابقة فعلی غنی و ترتیب واژة متعارفِ فعل­پایانی[35] برخوردار است، نِوینس[36] و همکاران (2007) فعل هدف[37] را در درون یک بند قیدی در آغاز جمله قرار دادند تا از جایگاه فعل­پایانی اجتناب کنند. با به­کارگیری «فاعل»هایی با حالت­نمای فاعلی[38]، نقض­های مطابقه منجر به وقوع مؤلفة P600 (در بازة[39] زمانی 600 ـ1000) بدون هیچ اثری از مؤلفة LAN شد. در مقابل، با استفاده از جملاتی با نمود کامل[40] (با حالت­نمای کُنایی) و ناقص[41] (با حالت­نمای فاعلی)، چادری[42] و همکاران (2009) در هر دو جمله به مؤلفة منفی دست پیدا کردند، اما فقط نقض­های مطلق ـ نشان[43]، مؤلفة مثبت­ در ناحیة آهیانه[44] را نشان دادند. در زبان باسک، نقض­های مطابقة فعل ـ فاعل در جملات متعدی، یک مؤلفة P600 با مؤلفة منفی پسین[45] (Zawiszewski & Friederici, 2009؛ Zawiszewski et al., 2016) و یا بدون مؤلفة منفی (Dıaz et al., 2011) را نشان دادند. در پژوهشی دیگر در زبان باسک، مؤلفة P600 در هر دو جملات متعدی و لازم مشاهده شد، اما مؤلفة منفی پسین فقط در جملات لازم استخراج شد (Chow et al., 2018). در مطالعه­ای که میکده[46] و همکاران (2021) بر روی زبان فاعلی ـ مفعولی فارسی انجام دادند، نقض­های مطابقة فعل ـ فاعل در جملات متعدی موجب ایجاد مؤلفة P600 بدون LAN شد. براین‌اساس، به نظر می­رسد که سازوکارهای شناختی ـ عصبی[47] مشابهی در پردازش مطابقه در زبان­هایی با الگوی مطلق ـ کُنائی، گسسته ـ کُنایی و فاعلی ـ مفعولی دخیل است. اینک، پژوهش حاضر درصدد است تا میزان تأثیرپذیری مؤلفة P600 از پارامتر جنسیت[48] را بررسی کند.

بر مبنای دانش نگارندۀ حاضر، مطالعة دورمی[49] و همکاران (2023) تنها اثری است که تا کنون به تأثیر جنسیت بر مؤلفة P600 پرداخته است. این محققین، توانمندی پردازش درک نحوی 60 سخنگوی هلندی‌زبان (30 زن و 30 مرد در بازة سنی 20ـ79 سال و میزان تحصیلات از دیپلم تا تحصیلات دانشگاهی) را به روش ERP در حین اجرای یک تکلیف دیداری نقض ترتیبِ واژه آزمودند. جملات دستوری[50] و نادستوری[51] به‌ترتیب شامل ساختار قید ـ صفت ـ اسم و صفت ـ قید ـ اسم بودند. یافته­های مطالعة آنها حاکی از فعالیت بیشتر زنان در مقایسه با مردان در بازة زمانی 500 ـ 1000 هزارم­ثانیه بود که به پیشنهاد نویسندگان مؤید مولفة P600 بزرگتر در زنان است. البته، اختلافی که دورمی و همکاران گزارش کردند صرفاً در پاسخ به جملات دستوری و نه نادستوری بود. به باور آنها، دامنة سیگنال بیشتر در زنان، کاربرد راهبردهای شناختی مختلف را برای پردازش اطلاعات زبانی در دو گروه زنان و مردان منعکس می­کند و ممکن است نشانة به­کارگیری یک شبکة نورونی گسترده­تر باشد. جالب توجه این است که در آزمایش دورمی و همکاران نتایج تأخیر زمانی و توزیع توپوگرافی[52] هیچ اثری از اختلافات مبتنی بر جنسیت را در پردازش نحوی نشان نداد. نظر به اینکه مطالعة دورمی و همکاران برای نخستین بار اثر جنسیت را بر مؤلفة P600 بررسی کرده­اند، بی­تردید اجرای مطالعات بعدی برای تأیید یا رد یافته­های دورمی و همکاران ضروری می­نماید. نگارندۀ حاضر درصدد است تا در این مجال نقش جنسیت را در مؤلفة نحوی P600 شناسایی­شده در مطالعة میکده و همکاران (2021) بررسی نماید. بنابراین، پرسش اصلی بازتحلیل[53] حاضر این است که آیا میانگین دامنة مؤلفة نحوی P600 در بازة 500 ـ700 هزارم­ثانیه در زنان و مردان تک­زبانة فارسی­زبان که از بسندگی بالایی در زبان مادری خود برخورداند، یکسان است. بدین­ترتیب، مطالعة حاضر با هدف بررسی اثر جنسیت بر پردازش نحوی در سخنگویان فارسی زبان با روش الکتروانسفالوگرافی[54] انجام شد.

  1. روش پژوهش

در مطالعة حاضر، داده­های EEG که توسط میکده و همکاران (2021) گزارش شده بود، بازتحلیل شدند. در پژوهش اصلی، مؤلفة نحوی P600 در بازة زمانی 500 ـ700 هزارم­ثانیه شناسایی شد. در مطالعة حاضر، نگارنده درصدد است تا مقادیر میانگین دامنه را برای نواحی خلفی در هر دو گروه زنان و مردان بررسی کند. به منظور بررسی تأثیر عامل جنسیت بر مؤلفة P600 و رعایت تعداد شرکت­کنندگان زن و مرد، داده‌های 6 نفر از شرکت­کنندگان زن از مجموعه داده‌های اصلی حذف شد. در ادامه، به جزئیات جامعة آماری و محرک­های[55] آزمون پرداخته می­شود. روش اجرای آزمون، تحلیل سیگنال و تحلیل داده­های آماری نیز تشریح خواهد شد.

2ـ1. شرکت­کنندگان

جامعة آماری پژوهشِ کاربردی ـ بنیادی حاضر شامل دانشجویان تک­زبانة فارسی مقطع دکتری دانشگاه­های برتر شهر تهران در سال 1399 بود که از بین آنها نمونه­ای متشکل از 22 نفر (11 زن و 11 مرد؛ محدودة سنی 24ـ33 سال؛ میانگین سنی و انحراف معیار 5/4±15/28 و میانگین سال­های تحصیل 19سال) به روش هدفمند انتخاب شد. همة افراد سالم و فاقد سابقة بیماری، اختلالات عصب­شناختی یا شنوایی بودند. بر اساس آزمون دست­برتری ادینبورگ[56] (Oldfield, 1971)، همة افراد راست­دست تشخیص داده شدند. به منظور سنجش ظرفیت حافظة فعال[57]، تکلیف فراخنای خواندن[58] (خدادادی و همکاران، 1393) اجرا شد. کسب امتیاز 50 (از 100) الزامی بود و همة افراد عملکرد قابل‌توجهی داشتند. همچنین، خودارزیابی بسندگی[59] در زبان فارسی در درک و تولید زبان عالی اعلام شد. مصاحبه­ای به زبان فارسی توسط یک مصاحبه­گر زبان­شناس انجام شد که بر اساس آن، عملکرد همة شرکت­کنندگان کاملاً مطلوب تشخیص داده شد (برای جزئیات بیشتر به میکده و همکاران (2021) مراجعه شود). همة افراد با رضایت کتبی در آزمایش شرکت و حق­الزحمة حضور دریافت کردند. پژوهش حاضر در کمیتة اخلاق دانشگاه علوم پزشکی ایران (مطابق با اعلامیة هلسینکی) تصویب شده و دارای کد IR.IUMS.REC.1398.465 است.

2ـ2. مواد آزمون

به‌منظور ارزیابی پردازش نحوی در زنان و مردان فارسی­زبان یک تکلیف قضاوت دستوری‌بودگی شنیداری[60] طراحی شد. مجموعاً 120 جملة فارسی با ساختار فاعل + مفعول + فعل استفاده شد که نیمی از محرک­ها به‌‌لحاظ نحوی درست[61] و سایر محرک­ها دارای نقض مطابقة فعل ـ فاعل بودند. همة محرک­ها به‌لحاظ معنایی درست بودند و محرک­هایِ به‌لحاظ نحوی درست و نادرست[62]، از یکدیگر مشتق نشده بودند. بنابراین، هر محرک، چه درست و چه نادرست فقط یکبار ارائه شد (جدول 1).

جدول 1. مثال­هایی از مواد آزمون در زبان‌های ترکی و فارسی با حرف­نویسی و ترجمة انگلیسی (اقتباس از Meykadeh et al., 2021)

نقض مطابقة دستوری

مطابقة دستوری

* من1.sg بسته­اش را فرستادیم1.pl.

man1.sg baste-ʔ-aš râ ferestâdim1.pl.

I parcel-HI-OBJ-CLT.Def send.PAST-1PL

(I sent her parcel.)

من1.sg کتابش را فرستادم1.sg.

man1.sg ketâb-aš râ ferestâdam1.sg.

I book-BBJ-CLT.Def send.PAST-1SG

(I sent her book.)

* = جملات غیردستوری. زیر هجای هدف خط کشیده شده است. اختصارات به شرح زیر هستند:

1 = First person; SG, Singular; PAST, Past; PL, Plural; HI, Hiatus; OBJ-CLT, Objective clitic; Def, Definitive

زمان گذشتة ساده افعال (بدون هیچ فعل کمکی[63]) استفاده شد. در محرک­های درست، فاعل اول و سوم شخص مفرد با افعال اول و سوم شخص مفرد و فاعل اول و سوم شخص جمع با افعال اول و سوم شخص جمع همراه بودند. در مقابل، در شرایط نقض مشخصه­های شخص[64]، فاعل اول شخص مفرد با فعل سوم شخص مفرد و فاعل اول شخص جمع با فاعل سوم شخص جمع (و بالعکس) همراه بود. در شرایط نقض مشخصه­های شمار[65] نیز، فاعل اول و سوم شخص مفرد با افعال اول و سوم شخص جمع (و بالعکس) همراه بود. جملات توسط یک خانم با ریتم طبیعی خوانده و در استودیوی صدابرداری با فرمت WAV ذخیره شد (نرخ نمونه­برداری[66] 16 بیت، 44 کیلوهرتز).

2ـ3. نحوة اجرای آزمون

شرکت­کنندگان به‌صورت جداگانه در اتاقک­های ضدصدا و نویز در مقابل یک صفحة نمایشگر[67] 19 اینچی بر روی صندلی نشستند. پس از اتصال کلاه حاوی الکترودها بر روی سر فرد، محرک­ها از طریق جعبه ابزار سایک­تولباکس[68] در نرم­افزار متلب[69]  و به‌وسیلة هدفون پخش شد. به‌علت ماهیت شنیداری تکلیف شناختی حاضر، یک علامت (+) مشکی در وسط صفحة نمایشگر به نمایش درآمد. افزون‌براین، محرک­های دستوری و نادستوری، به‌طور تصادفی توزیع و به‌طور یکسان برای همة شرکت­کنندگان اجرا شد. شرکت­کنندگان با رعایت فاصلة 70 سانتی­متری از صفحة نمایشگر، حتی­الامکان از پلک­زدن و حرکات چشم اجتناب کردند. قبل از اجرای هر جملة شنیداری، یک بوق هشدار به‌مدت 250 هزارم­ثانیه پخش شد تا افراد را از پخش جملة بعدی آگاه کند. سپس، افراد با استفاده از کلیدهای جهت بر روی صفحه کلید (جهت راست برای وضعیت[70] دستوری و جهت چپ برای وضعیت نادستوری) پاسخ خود را ثبت کردند. در صورت ثبت پاسخ تا 2 ثانیه بعد از اتمام محرک، آزمایة[71] بعدی شروع می­شد و در صورت ثبت‌نشدن پاسخ طی 10 ثانیه بعد از اتمام محرک، آزمایة بعدی پخش می­شد. اجرای آزمون الکتروانسفالوگرافی به انضمام مرحلة آماده­سازی، تقریباً 70 دقیقه به ازای هر فرد به طول انجامید. داده­های این آزمایش در آزمایشگاه ملی نقشه­برداری مغز ایران استخراج شد.

2ـ4. ثبت و پیش­پردازش سیگنال

ثبت سیگنال به‌وسیلة دستگاه g.HIamp 64 کاناله شرکت G.Tech با به­کارگیری الکترودهای فعال[72] و نرخ نمونه­برداری 512 هرتز مطابق با سیستم بین­المللی 10ـ10[73] انجام شد. لالة گوش راست[74] به‌عنوان الکترود مرجع[75] (A2) و کانال Fpz به‌عنوان الکترود زمین[76] در نظر گرفته شد. حرکات افقی چشم با الکترودهایی که در بخش بیرونی کانتوس[77] هر چشم قرار گرفته بود ثبت گردید. حرکات عمودی چشم نیز با الکترودی در زیر چشم راست و الکترود Fp2 شناسایی شد. پیش­پردازش و تحلیل سیگنال به‌وسیلة جعبه ابزار EEGLAB در نرم­افزار MATLAB® نسخة R2021b انجام شد. در ابتدا، سیگنال­های الکتروانسفالوگرام با فیلتر میان­گذر[78] در بازة فرکانسی 1/0 تا 40 هرتز به صورت آفلاین[79] فیلتر شد. پس از حذف کانال­های نویزی به روش حذف آرتیفکت خودکار[80] و بازبینی چشمی[81]، کانال­های EEG نسبت به مرجع متوسط[82] مجدداً محاسبه شدند. آرتیفکت­های چشمی از طریق جعبه ابزار حذف آرتیفکت خودکار اصلاح شدند و در ادامه، با استفاده از الگوریتم تحلیل مؤلفه­های مستقل[83]، مؤلفه­های مستقل غیرمغزی و آرتیفکت­های چشمی شناسایی و حذف گردیدند. کانا­ل­های نویزی با روش درون­یابیِ میانگین­های وزنیِ کانال‌های مجاورِ همان فرد از طریق درون­یابی اسپلاین کروی[84] بازسازی شدند. سیگنال پیوسته به اپوک­های[85] 1600 هزارم­ثانیه­ای با نقطة شروع 100 هزارم­ثانیه قبل از آغاز هجای هدف (محرک)، تقسیم شدند. به‌طور میانگین، طول هجای هدف (آخرین هجای هر جمله) 474 (±97) هزارم­ثانیه بود. در هر کانال، اپوک­هایی با محدودة ولتاژ 100± میکروولت حذف شدند. فقط آزمایه­هایی که شرکت­کنندگان در هر وضعیت به آنها پاسخ درست داده بودند، میانگین­گیری و سپس، پتانسیل­های وابسته به رویداد (ERPs) به‌طور جداگانه برای هر نوع محرک و مکان الکترود محاسبه شد (برای جزئیات بیشتر ر.ک Meykadeh et al., 2021).

2ـ5. تحلیل آماری

بررسی چشمی شکل­موج­ها[86] و توپوپلات­ها[87] (نواحی مغزی)، در هر دو گروه زنان و مردان مؤلفه­هایی شبیه P600 را نشان داد. باتوجه‌به اینکه هجای هدف[88] تابع الگوی CVC(C) بود و میانگین طول اولین همخوان بین وضعیت­های دستوری و نادستوری هماهنگ شده بود (33~ هزارم­ثانیه)، آغاز واکه به‌عنوان خط مبدأ[89] و نقطة هم­گاه[90] انتخاب شد. به‌طور دقیق­تر، خط مبدأ 100 هزارم­ثانیه­ای از 65- تا 35+ هزارم­ثانیه در نظر گرفته شد. سپس، میانگین دامنه[91] برای نواحی موردنظر[92] در مناطق قدامی[93] با الکترودهای 12341FC، 2FC، 3FC، 4FC، Fz و FCz و در مناطق خلفی[94] با الکترودهای 1234563PO، 4PO، 12O، Pz، POz و Oz محاسبه شد. در هر ناحیة موردنظر، دامنۀ­ سیگنال برای الکترودهای نیمکرة راست، چپ و خط میانی مغز میانگین­گیری شد. به‌منظور بررسی مؤلفة LAN و  P600، به‌ترتیب بازه­های زمانی 300 ـ500 و 500 ـ700 هزارم­ثانیه در نظر گرفته شدند. تغییرات دامنة سیگنال به روش استنباطیِ تحلیل واریانس با اندازه­گیری­های مکرر[95] 2 × 2 × 3 (زنان، مردان) × دستوری­بودگی (دستوری، نادستوری) × نیمکره[96] (چپ، راست، خط میانی مغز)) تجزیه و تحلیل شد.

  1. یافته‌ها

در ذیل این بخش، نتایج آزمون تحلیل واریانس آمیخته برای دو مؤلفة LAN و P600 ارائه می­شود. در ادامه، رابطة بین دو متغیر نمرات حافظة فعال و میانگین دامنه در همة وضعیت­ها در بازة 500 ـ 700 هزارم­ثانیه گزارش خواهد شد. جهت شفاف­سازی و درک بهتر نتایج، شکل­موج­ها، توپوپلات­ها، جداول و نمودار پراکنش ضمیمة یافته­های آماری گردید.

3ـ1. مؤلفة LAN

در بازة زمانی LAN (300 ـ500 هزارم­ثانیه) هیچ اثر معناداری مشاهده نشد (1 > Fs).

3ـ2. مؤلفة P600

شکل‌های (1 الف) و (1 ب) به‌ترتیب ERPها و نمای توپوگرافی مؤلفة P600 را نشان می­دهند. آزمون تحلیل واریانس[97] 3 × 2 × 2 در بازة زمانی P600 (500 ـ700 هزارم­ثانیه)، معناداری عامل اصلی دستوری­بودگی (79/0 = ، 001/0> = p، 79/38 = (1،10)F) را در نواحی خلفی نشان داد که دامنة بیشتری برای محرک­های نادستوری (916/0) در مقایسه با محرک­های دستوری (093/0-) داشت. همچنین، عامل اصلی جانبی­شدگی[98] به سطح معناداری رسید (جدول 2). مشخصاً، دامنة سیگنال در نیمکرة چپ (499/0) در مقایسه با نیمکرة راست (273/0) بزرگتر بود (027/0 = p، 581/2 = (10) t)، اما بین الکترودهای چپ (499/0) و میانی (463/0) هیچ اختلافی وجود نداشت (565/0 = p، 579/0- = (10) t). اختلاف دامنة سیگنال در الکترودهای میانی (463/0) در مقایسه با راست (273/0) نیز معنادار نبود (089/0 = p، 881/1 = (10) t).

 

شکل 1- اثر P600 منتج از تکلیف دستوری­بودگی در مردان و زنان (الف) گرنداوریج[99] ERPs (22 = N) در الکترود P3 برای زنان و مردان در دو وضعیت دستوری و نادستوری؛ (ب) توپوگرافی اختلاف گرنداوریج محرک­های نادستوری و دستوری در زنان و مردان برای مؤلفة P600. پنجرة زمانی P600 به شکل مستطیل طوسی­رنگ مشخص شده است.

باوجوداین، همانگونه که در جدول (2) قابل مشاهده است، هیچ اختلاف معناداری در عامل اصلی[100] جنسیت، تعامل[101] دستوری­بودگی × جانبی­شدگی، دستوری­بودگی × جنسیت، جانبی‌شدگی × جنسیت و دستوری­بودگی × جانبی­شدگی × جنسیت دیده نشد.

جدول 2. نتایج آزمون تحلیل واریانس آمیخته برای مؤلفة P600 در بازة 500-700 هزارم­ثانیه

مجذور اتا

معناداری

درجۀ آزادی

مقدار F

منبع تغییرات

795/0

001/0>

1

789/38

دستوری­بودگی

285/0

035/0

1

994/3

جانبی­شدگی

036/0

557/0

1

370/0

جنسیت

075/0

457/0

1

815/0

دستوری­بودگی × جانبی­شدگی

041/0

528/0

1

427/0

دستوری­بودگی × جنسیت

073/0

471/0

1

782/0

جانبی­شدگی × جنسیت

018/0

835/0

1

182/0

دستوری­بودگی × جانبی­شدگی × جنسیت

با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون[102]، رابطة بین متغیرهای نمرات حافظة فعال و میانگین دامنه در جملات دستوری و نادستوری زنان ومردان در بازة 500 ـ 700 هزارم­ثانیه بررسی و نتایج آن به همراه نمودار پراکنش در جدول (3) و شکل (2)  نشان داده شد. هیچ ارتباط معناداری بین نمرات حافظة فعال و درصد تغییرات سیگنال در سخنگویان فارسی­زبان مشاهده نشد.

جدول 3- ضریب همبستگی بین نمرات آزمون حافظة فعال و میانگین دامنة هر وضعیت در زنان و مردان.

 

 

گروه مردان

گروه زنان

 

آماره­ها

 

متغیر

وضعیت نادستوری

وضعیت دستوری

وضعیت نادستوری

وضعیت دستوری

191/0-

042/0

099/0

234/0-

ضریب همبستگی (r)

نمرات حافظة فعال

575/0

903/0

771/0

489/0

سطح معناداری (sig)

22

22

22

22

تعداد افراد (N)

 

 

شکل 2- نمودار پراکنش رابطة بین متغیرهای نمرات حافظة فعال و میانگین دامنه در بازة 500 ـ 700 هزارم­ثانیه برای زنان (ردیف بالا) و مردان (ردیف پایین) به ازای هر وضعیت نشان می­دهد.

  1. بحث و نتیجه‌گیری

در مطالعة حاضر، تأثیر جنسیت بر پردازش نحوی به محرک­های شنیداری در یک زبان SOV با الگوی فاعلی ـ مفعولی به روش ERP بررسی شد که به‌ندرت در مطالعات عصب‌شناختی­زبان مورد توجه قرار گرفته بود. یافته­ها نشان داد که اثر دستوری­بودگی در هر دو گروه زنان و مردان معنادار بود. به‌عبارتی‌دقیق­تر، محرک­های نادستوری در هر دو گروه زنان و مردان موجب ایجاد یک مؤلفة P600 در بازة زمانی 500 ـ 700 شد. همانطور که شکل طول موج­ها و توپوپلات­ها (شکل 1) نیز نشان می­دهد، دامنة سیگنال در زنان بزرگتر از مردان بود، اما این اثر به‌لحاظ آماری تأیید نشد که برخلاف نتایج تنها اثر موجود در این زمینه است (Dorme et al., 2023). لازم به ذکر است که در پژوهش دورمی و همکاران (2023)، نه‌تنها هیچ گزارشی از معناداری یا معنادارنبودن اثر دستوری­بودگی ارائه نشد، بلکه مؤلفة P600 صرفاً در پاسخ به جملات دستوری و نه نادستوری مشاهده گردید، در حالیکه شواهد متقنی وجود دارد که نشان می­دهد جملات نادستوری به منابع پردازشی بیشتری نیاز دارند (Friederici et al., 1993; 1995; 2002; Kaan & Swaab, 2003; Kuperberg et al., 2003; Zawiszewski & Friederici, 2009; Kaan et al., 2000; Pakulak & Neville, 2011; Shen et al., 2012). بنابراین، بر مبنای شواهد فوق، باید با احتیاط بیشتری به نتایج مطالعة دورمی و همکاران (2023) استناد شود. عامل دیگری که می­تواند نبود اختلاف در پردازش نحوی بین زنان و مردان را در مطالعة حاضر تببیین کند، بسندگی زبانی شرکت­کنندگان حاضر است. برخلاف مطالعة دورمی و همکاران (2023)، نمونة آماری حاضر از بین دانشجویان زن و مرد مقطع دکتری انتخاب شده بودند و از بسندگی بالایی در زبان فارسی برخوردار بودند. بدین­ترتیب، ممکن است که بسندگی زبانی بالا علت عملکرد نورونی مشابه در سخنگویان مطالعة حاضر باشد.

تعارض منافع

تعارض منافع ندارم.

سپاسگزاری

این مقاله بخشی از یک طرح پژوهشی است که از حمایت مالی ستاد توسعة علوم و فناوری‌های شناختی (کد 7401) و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران جهت تکمیل اهداف پروژه در دانشگاه هومبولت برلین[103] (آلمان) برخوردار بوده است. بدین‌وسیله مراتب تشکر و امتنان خود را از همکاری آن سازمان متبوع اعلام می دارم.

 

[1]. Sato, M.

[2]. functional Magnetic Resonance Imaging (fMRI)

[3]. positron emission tomography (PET)

[4]. electroencephalography (EEG)

[5]. magnetoencephalography (MEG)

[6]. task

[7]. amplitude

[8]. signal

[9]. neurobiological

[10]. event-related potentials

[11]. online processing

[12]. temporal resolution

[13]. signature

[14]. syntactic processing

[15]. component

[16]. posterior Positivity

[17]. errors

[18]. re-analysis

[19]. subject-verb-object (SVO)

[20]. dutch

[21]. español

[22]. ترتیب واژه در زبان آلمانی منعطف (flexible word-order) است.

[23]. وجهیت (modality) به حالت ارائة محرک­ها اشاره دارد (از جمله حالت شنیداری، دیداری و ...).

[24]. violations

[25]. subject-verb agreement

[26]. latency

[27]. scalp distribution

[28]. ergative-absolutive

[29]. Basque language

[30]. split-ergative

[31]. Hindi language

[32]. nominative-accusative

[33]. Persian language

[34]. morphology

[35]. canonical verb final word-order

[36]. Nevins, A.

[37]. target

[38]. nominative case

[39]. interval

[40]. perfective aspect

[41]. imperfective aspect

[42]. Choudhary, K. K.

[43]. absolutive-marked

[44]. parietal

[45]. posterior negativity

[46]. Meykadeh, A.

[47]. neuronal-cognitive mechanism

[48]. gender

[49]. Dorme, A.

[50]. grammatical

[51]. ungrammatical

[52]. topographical distribution

[53]. reanalysis

[54]. electroencephalography

[55]. stimuli

[56]. Edinburgh handedness inventory (EHI)

[57]. working memory

[58]. reading span test

[59]. proficiency

[60]. auditory grammaticality judgment task

[61]. correct

[62]. incorrect

[63]. copula

[64]. person features

[65]. number features

[66]. sampling rate

[67]. monitor

[68]. psychtoolbox

[69]. MATLAB

[70]. condition

[71]. trials

[72]. active

[73]. international 10-10 system

[74]. right mastoid

[75]. reference

[76]. ground

[77]. canthus

[78]. band-pass filter

[79]. offline

[80]. automatic artifact removal (AAR)

[81]. visual inspection

[82]. average reference

[83]. independent component analyses (ICA)

[84]. spherical spline interpolation

[85]. epochs

[86]. wave-forms

[87]. topoplot

[88]. target syllable

[89]. baseline

[90]. synchronization point

[91]. mean amplitude

[92]. regions of interest (ROIs)

[93]. anterior regions

[94]. posterior regions

[95]. repeated measures

[96]. hemisphere

[97]. analysis of variance

[98]. lateralization

[99]. grand average

[100]. main effect

[101]. interaction

[102]. pearson correlation coefficient 

[103]. Humboldt-Universität zu Berlin

 
References
 
Choudhary, K. K., Schlesewsky, M., Roehm, D., & Bornkessel-Schlesewsky, I. (2009). The N400 as a correlate of interpretively relevant linguistic rules: evidence from Hindi. Neuropsychologia47(13), 3012-3022.
Chow, W. Y., Nevins, A., & Carreiras, M. (2018). Effects of subject-case marking on agreement processing: ERP evidence from Basque. Cortex99, 319–329.
Dıaz, B., Sebastian-Galles, N., Erdocia, K., Mueller, J., & Laka, I. (2011). On the cross-linguistic validity of electrophysiological correlates of morphosyntactic processing: A study of case and
agreement violations in Basque. Journal of Neurolinguistics, 24(3), 357-373. https://doi.org/10.1016/j.jneuroling.2010.12.003
Dorme, A., Van Oudenhove, B., Criel, Y., Depuydt, E., De Groote, E., Stalpaert, J., Huysman, E., van Mierlo, P., & De Letter, M. (2023). Effect of healthy aging and gender on syntactic input processing: A P600 Event-Related Potential study. Journal of Speech, Language, and Hearing Research66(8), 2701–2732. https://doi.org/10.1044/2023_JSLHR-22-00633
Friederici, A. D., Pfeifer, E., & Hahne, A. (1993). Event-related brain potentials during natural speech processing: Effects of semantic, morphological and syntactic violations. Cognitive Brain Research1(3), 183–192. https://doi.org/10.1016/0926-6410(93)90026-2
Friederici A. D. (1995). The time course of syntactic activation during language processing: a model based on neuropsychological and neurophysiological data. Brain and Language50(3), 259–281. https://doi.org/10.1006/brln.1995.1048
Friederici A. D. (2002). Towards a neural basis of auditory sentence processing. Trends in Cognitive Sciences6(2), 78–84. https://doi.org/10.1016/s1364-6613(00)01839-8
Kaan, E., Harris, A., Gibson, E., & Holcomb, P. (2000). The P600 as an index of syntactic integration difficulty. Language and Cognitive Processes, 15(2), 159-201.
Kaan, E., & Swaab, T. Y. (2003). Electrophysiological evidence for serial sentence processing: a comparison between non-preferred and ungrammatical continuations. Cognitive Brain Research, 17(3), 621–635. https://doi.org/10.1016/s0926-6410(03)00175-7
Khodadadi, M., Asadzadeh, H., Kalantar Ghoreishi, M., & Amani, H. (2014). Working Memory Test. Daneman M. & Carpenter P. A., Software. Tehran: Institute for Behavioral & Cognitive Sciences. [In Persian]
Kuperberg, G. R., Holcomb, P. J., Sitnikova, T., Greve, D., Dale, A. M., & Caplan, D. (2003). Distinct patterns of neural modulation during the processing of conceptual and syntactic anomalies. Journal of Cognitive Neuroscience15(2), 272-293.
Leckey, M., & Federmeier, K. D. (2020). The P3b and P600(s): Positive contributions to language comprehension. Psychophysiology57(7), 1-24. https://doi.org/10.1111/psyp.13351
Meykadeh, S. (2021). An investigation of the effects of language proficiency and age of acquisition on neural organization for morphosyntactic processing using ERPs and fMRI [Unpublished doctoral dissertation, Tarbiat Modares University]. [In Persian]
Meykadeh, S., Golfam, A., Nasrabadi, A. M., Ameri, H., & Sommer, W. (2021). First Event-Related Potentials evidence of auditory morphosyntactic processing in a subject-object-verb nominative-accusative language (Farsi). Frontiers in Psychology16(12), 1-9. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2021.698165
Nevins, A., Dillon, B., Malhotra, S., & Phillips, C. (2007). The role of feature-number and feature-type in processing Hindi verb agreement violations. Brain Research1164, 81–94.
Oldfield, R. C. (1971). The assessment and analysis of handedness: The Edinburgh inventory. Neuropsychologia, 9(1), 97-113.
Pakulak, E., & Neville, H. J. (2011). Maturational constraints on the recruitment of early processes for syntactic processing. Journal of Cognitive Neuroscience23(10), 2752–2765.
Sato, M. (2020). The neurobiology of sex differences during language processing in healthy adults: A systematic review and a meta-analysis. Neuropsychologia, 16(140), 1-8.
Shen, E., Staub, A., & Sanders, L. (2012). Event-related brain potential evidence that local nouns affect subject–verb agreement processing. Language and Cognitive Processes, 28(4), 498-524.
Zawiszewski, A., & Friederici, A.D. (2009). Processing canonical and non-canonical sentences in Basque: the case of object-verb agreement as revealed by event-related brain potentials. Brain Research. 1284, 161-79. https://doi.org/10.1016/j.brainres.2009.05.099
Zawiszewski, A., Santesteban, M., & Laka, I. (2016). Phi-features reloaded: An event-related potential study on person and number agreement processing. Applied Psycholinguistics, 37(3), 601–626. https://doi.org/10.1017/S014271641500017X