Document Type : Research Paper

Authors

1 PhD student in Linguistics, Khomein Branch, Islamic Azad University, Khomein, Iran

2 Assistante Professor, Linguistics Dept., Khomein Branch, Islamic Azad University, Khomein, Iran

Abstract

The present article examines epistemological markers in socio-political forums on Iranian TV channels from the critical discourse analysis point of view based on Hyland (2005) and Fairclough (2001).  In this study, 20 selected socio-political panels of 1,2, 3 & 4 channels have been selected, which are samples have been analyzed in qualitatively and quantitatively way in the form of all of them using targeted sampling. The variables studied in this study to be determined by this factors, the gender of the experts, using the live or recorded programs, the number of experts in each program, whether the experts are academic or non-academic. The distribution of epistemological elements in live and recorded programs and the presence of male and female critics and the presence of academic and non-academic factors is different?  Also the distribution of elements in the recorded political and social panels is different with the presence of one or more critics? How the differences between the distributions of elements justified are based on Fairclough discourse analysis model? The results showed that the distribution of hedges, boosters, Attitude markers in the programs of socio-political panels in the Islamic Republic of Iran Broadcasting based on the gender of experts, alive or recorded programs, academic or non-academic experts or the presence of one or more experts in each programs are different. Also, based on discourse analysis patterns, can be justified type of using of epistemological tools in the discourse of experts. 

Keywords

  1. مقدمه

انسان، به‌طور طبیعی، تمایل دارد مفاهیم و رویدادهای فردی و اجتماعی را ارزیابی و نظر خود را دربارۀ آنها بیان کند. ارزیابی افکار و آثار دیگران قدمتی دوهزارساله دارد، اما تکامل آن، به‌صورتی که امروز از آن با عنوان گونۀ نقد یاد می‌شود، از نیمۀ قرن هفدهم و هم‌زمان با گسترش دانش و انتشار انبوه کتاب‌ها و نشریات آغاز شد (Miranda, 1996: 121). در سدۀ هفدهم بود که انجمن‌های علمی شکل گرفتند؛ دقیقاً در سال 1665، نخستین نشریۀ علمی در رشتۀ فلسفه منتشر شد و همگان آموختند که جدیدترین یافته‌های علمی خود را در نشریات علمی منتشر کنند (Lindholm-Romantschuk, 1998: 5). ارزیابی آراء و آثار فکری در تفکر اسلامی نیز جایگاه ویژه‌ای داشته و سنت سخت‌کوشانۀ محدثان در جمع‌آوری، تدوین و نقادی احادیث نبوی به عرصه‌های فلسفه، کلام، شعر، ادب و هنر نیز راه‌ یافته است (خرمشاهی، 1386: 14).

برای بررسی وضعیت نقد مسائل سیاسی‌ـ‌‌اجتماعی در ایران، می‌توان به مجموعه‌مقالات یا کتاب‌هایی مراجعه کرد، ولی امروزه، برنامه‌های نقاد تلویزیونی جای بیشتر آنها را گرفته‌اند که از مهم‌ترین دلایل آن، می‌توان به تعاملی‌بودن و نیز سهولت دسترسی برای مخاطب اشاره کرد. از سوی دیگر، در سال‌های اخیر، دیدگاه محققان نسبت به نقد تغییر کرده است. امروزه، برخلاف گذشته، نقد دیگر پدیده‌ای خنثی، عینی و ایستا انگاشته نمی‌شود، بلکه همگان کم‌وبیش بر این باورند که نقد، اعم از علمی و غیرعلمی، ضمن هدایت دیدگاه خواننده، بازتاب‌دهندۀ دنیای ذهنی شامل افکار، تصورات، نگرش‌ها، تعصبات و بسیاری از ویژگی‌های فردی و اجتماعی نویسندۀ متن نیز هست. از این منظر، برای مثال، متن نقد مسائل سیاسی‌ـ‌‌اجتماعی، تنها نقد و بررسی آن مسئله نیست، بلکه آینه‌ای است که نگرش منتقد را در خصوص مسئله و مخاطبانش منعکس می‌سازد.

تحلیل فراگفتمان[1] با بهره‌گیری از نشانگرهای فراگفتمانی انجام می‌شود. نشانگرهای فراگفتمان، درواقع، صورت‌های زبانی‌ای هستند که از ابزارهای مهم بلاغی ایجاد می‌شوند و تضمین‌کنندۀ تعامل در متون به حساب می‌آیند (طارمی و همکاران، 1397: ۳۴). الگوهای مختلفی برای تحلیل فراگفتمان ارائه ‌شده است که یکی از جامع‌ترین و مشهورترین این الگوها، الگوی هایلند[2] (2005الف: ۳۲۱) است. برای نخستین‌بار، هایلند تمام جنبه‌های مربوط به تعامل میان نویسندۀ متن و خود متن و همچنین نویسندۀ متن و خوانندۀ متن را، به یاری اصطلاح فراگفتمان، تعریف و طبقه‌بندی کرده و مدعی است محقق در چهارچوب مطالعۀ مبتنی بر فراگفتمان، می‌تواند از دایرۀ متن و گفتمان فراتر برود و متن را به‌مثابۀ کنشی اجتماعی تحلیل کند. در حوزۀ فراگفتمان، نویسنده می‌کوشد گفتمان و دیدگاه خود دربارۀ محتوا و مخاطب را نظام‌مند سازد. فراگفتمان، درواقع، آن دسته از ابزارهای زبان‌شناسی را در اختیار نویسنده قرار می‌دهد که او را در شکل‌دادن استدلال‌هایش، متناسب با نیازها و انتظارات مخاطبین احتمالی، یاری می‌کنند؛ بنابراین، می‌توان گفت که نویسندگان هنگام نگارش در دو سطح مختلف کار می‌کنند: سطح اول، شامل گروه اصلی با همان متن اصلی و نگارشی نویسندگان است که گفتمان نامیده می‌شود؛ سطح دوم فراگفتمان است که وسیع‌تر از سطح متن است، زیرا علاوه‌بر نویسنده، نقش خواننده را نیز برجسته می‌سازد و گزارۀ اصلی را با راهبردها و مقوله‌های بلاغی راهنمایی و تعاملی، تسهیل می‌کند (Kopple,1985: 88). به‌بیان‌دیگر، فراگفتمان به‌مثابۀ مفهومی در تحلیل گفتمان کاربرد دارد و در تعامل بین نویسندگان و متن یا بین نویسندگان و خوانندگان متن استفاده می‌شود (Hyland, 2005a: 219). علوی‌زاده و عبدالله‌زاده (1382) فراگفتمان را به‌عنوان ابزار زبانی نوشتاری یا گفتاری می‌دانند که چیزی به محتوای گزارۀ اصلی نمی‌افزاید، اما به خواننده کمک می‌کنند تا اطلاعات داده‌شده را سازماندهی و ارزیابی کند. علاوه‌براین، به نظر هایلند و تسه[3] (2004) فراگفتمان حلقۀ ارتباط بین متن، نویسنده و خواننده است.

 با وجود انجام چند پژوهش درزمینۀ گونۀ نقد مسائل مختلف در برخی زبان‌ها، تاکنون مطالعه‌ای دربارۀ ویژگی‌های گفتمانی و فراگفتمانی گونۀ نقد میزگردهای تلویزیونی در زبان فارسی انجام ‌نشده است. ازاین‌رو، در پژوهش حاضر، می‌کوشیم شماری از نقدهای پخش‌شده در شبکه‌های ایرانی را، براساس الگوی نظری هایلند (۲۰۰۵)، بررسی و صحت یافته‌های مطالعات قبلی را در این حوزه ارزیابی کنیم. به‌علاوه، با الگوی نظری فرکلاف[4] (۲۰۰۱) نیز همراه می‌شویم و سپس، الگوهای تغییرات نشانه‌های معرفت‌شناختی در نقدهای تلویزیونی را در ذیل آن مرور می‌کنیم تا جنبه‌های انتقادی آن نیز روشن شود. در این پژوهش، ۲۰ برنامۀ گزینش‌شده از میزگردهای سیاسی‌ـ‌اجتماعی شبکه‌های 1، 2، ۳ و ۴ به روش کیفی و کمی، به‌صورت تمام‌شماری و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرند. متغیرهای موردبررسی در این پژوهش شامل جنسیت کارشناسان، زنده یا ضبطی بودن برنامه، تعداد کارشناسان موجود در برنامه و دانشگاهی یا غیردانشگاهی بودن آنهاست تا پاسخ به این سؤالات مشخص گردد: آیا توزیع عناصر معرفت‌شناسی در میزگردهای سیاسی‌ـ‌‌اجتماعی زنده و ضبط‌شده متفاوت است؟ آیا توزیع عناصر معرفت‌شناسی در میزگردهای سیاسی‌ـ‌‌اجتماعی ضبط‌شده با حضور منتقدان زن و مرد متفاوت است؟ آیا توزیع عناصر معرفت‌شناسی در میزگردهای سیاسی‌ـ‌‌اجتماعی ضبط‌شده با حضور عوامل دانشگاهی و غیردانشگاهی متفاوت است؟ آیا توزیع عناصر معرفت‌شناسی در میزگردهای سیاسی‌ـ‌‌اجتماعی ضبط‌شده با حضور یک یا چند منتقد متفاوت است؟ تفاوت توزیع عناصر معرفت‌شناسی در میزگردهای سیاسی‌ـ‌‌اجتماعی زنده و ضبط‌شده در حالت‌های فوق، ازنظر تحلیل کلام با الگوی فرکلاف، چگونه توجیه می‌شود؟

۲. مبانی نظری

2ـ1. الگوی هایلند (۲۰۰۵)

منسجم‌ترین مطالعه در زمینۀ تعامل نویسندۀ متن و خواننده را نخستین‌بار هایلند (1998) ذیل مفهوم فراگفتمان انجام داد. انگارۀ نظری هایلند، در طول دو دهه، توسط خود او و چند محقق دیگر مورد بازنگری قرار گرفت و سازوکارهای آن در متون زبانی مختلف بررسی شد. در چهارچوب نظری هایلند (1998، 2002 و ۲۰۰۵)، تعامل نویسنده و خوانندۀ متن حول دو مفهوم موضع‌گیری و مشارکت‌جویی بیان شده است. مفهوم کلی موضع‌گیری از این واقعیت سخن می‌گوید که نویسندۀ هر متن، برای بیان دیدگاه و موضع خود، از انواع کلمات و عبارات، شامل تردیدنماها[5]، یقین‌نماها[6]، نگرش‌نماها[7] و ارجاع به خود استفاده می‌کند. منظور از مفهوم مشارکت‌جویی نیز این است که نویسندۀ متن، برای همراه کردن خواننده با خود و جلب مشارکت او در خوانش متن، به انواع عناصر زبانی، مانند ضمیر خواننده، جملات امری، جملات پرسشی، دانش مشترک و جملات معترضه، متوسل می‌شود. ارزش این انگارۀ نظری در این است که مفهوم کلی و پیچیدۀ تعامل را در قالبی مشخص و قابل‌بررسی صورت‌بندی می‌کند. البته یادآوری می‌شود که این چهارچوب نظری را می‌توان برای مطالعۀ انواع متون به کار برد؛ هرچند اهمیت این انگاره برای تجزیه‌وتحلیل متونی که اصولاً برای متقاعدکردن خواننده تهیه می‌شوند - مانند مقالات نقد کتاب - دوچندان جلوه می‌کند.

هایلند (۲۰۰۵ ب) در الگوی خود، 10 نشانگر فراگفتمانی را ارائه می‌کند که پنج نشانگر مربوط به فراگفتمان تعاملی‌ـ‌‌هدایتی‌اند و پنج نشانگر به فراگفتمان تعاملی‌ـ‌‌‌مشارکتی مرتبط هستند. نشانگرهای فراگفتمانی تعاملی‌ـ‌‌‌هدایتی عبارت‌اند از: گذارها[8]، قالب‌نماها[9]، ارجاعات درون‌متنی[10]، استنادها[11] و ابهام‌زداها[12]. نشانگرهای فراگفتمان تعاملی‌ـ‌‌‌مشارکتی عبارت‌اند از: تردیدنما، یقین‌نما، نگرش‌نما، خوداظهار[13] و دخیل‌ساز[14]. در این پژوهش، براساس نظریۀ فراگفتمانی هایلند، نشانگرهای فراگفتمانی تعاملی مشارکتی تردیدنما، یقین‌نما و نگرش‌نما در گفتمان مورد بررسی قرار می‌گیرد.

جدول 1. طبقه‌بندی نشانه‌های فراگفتمانی تعاملی‌ـ‌مشارکتی هایلند (هایلند، ۲۰۰۵ الف)

نشانه

کاربرد

مثال

تردیدنماها

عبارت‌های احتیاطی هستند که از هرگونه التزام خودداری می‌کنند و گفت‌و‌گو را باز می‌کنند.

might; perhaps; possible; about

یقین‌نماها

عبارت‌های تأکیدی هستند که قطعیت و یقین نویسنده را نسبت به تحقق امری بازتاب می‌دهند و گفت‌و‌گو را می‌بندند.

in fact; definitely;

it is clear that

نگرش‌نماها

دیدگاه و نگرش نویسنده را دربارۀ یک پدیده بیان می‌کنند و نیز بیان‌کنندۀ شگفتی، اجبار، موافقت، اهمیت و غیره‌اند.

unfortunately; I agree; surprisingly

2ـ1ـ۱. تردیدنما و یقین‌نما

تردیدنما، به بیان ساده، کلمه یا عبارتی است که شک و تردید نویسنده/گوینده را نسبت به صحت گزارۀ بیان‌شده اعلام می‌کند. برای مثال، درصورتی‌که نویسنده بخواهد دربارۀ بارش برف در یک‌ زمان مشخص پیش‌بینی کند، با درنظرگرفتن احتمالات، معمولاً از قیدهایی مانند «شاید»، «احتمالاً» یا افعال مرکبی مانند «به‌نظررسیدن» استفاده می‌کند. برعکس، یقین‌نماها صورت‌های زبانی‌ای هستند که قطعیت و یقین نویسنده/گوینده را دربارۀ تحقق امری بازتاب می‌دهند. اگر نویسنده‌ای احساس کند که اطلاعات هواشناسی دقیق و کافی در اختیار دارد، ممکن است از یک یقین‌نما مانند «حتماً» یا «به‌طورقطع» برای نشان‌دادن قطعیت خود استفاده کند. لازم به ذکر است که رضوی (1391) تردیدنماها و یقین‌نماهای فارسی را ذیل اصطلاح حدنمایی مورد بحث قرار داده و خاطرنشان کرده است که حدنماها، شامل تردیدنماها و یقین‌نماها، تشکیل یک پیوستار می‌دهند. او با ارائۀ نمونه‌هایی از زبان فارسی، نشان داده است که واژه‌ها و گروه‌های حدنمای قرارگرفته در میانۀ این پیوستار دارای نقش‌های دوگانۀ معنایی و کاربردی هستند، درحالی‌که در دو قطب پیوستار، تکواژهای حدنما فقط بر محتوای معنایی تأثیر دارند و بندهای حدنما بر محتوای کاربردی آنچه بیان می‌شود تأثیر می‌گذارند (رضوی، 1391: ۳۰۶). همچنین، عبدی (1388) تردیدنماها و یقین‌نماها را، به‌ترتیب، ذیل دو اصطلاح عبارات احتیاطی و نگرش‌نماها مطرح کرده است.

2ـ1ـ۲. نگرش‌نما

منظور از نگرش‌نما واژه یا عبارتی است که به‌نوعی، دیدگاه و نگرش نویسنده را دربارۀ یک پدیده بیان می‌کند. از دیدگاه محقق، گسترۀ نگرش‌نماها در انواع متون بسیار وسیع است؛ برای مثال، نویسندۀ متن می‌تواند از صفتی مانند «ارزنده»، یا قیدی نظیر «متأسفانه» یا اسمی مانند «دستاورد» برای ابراز نظرش دربارۀ ویژگی‌های یک پدیده استفاده کند. البته، نگرش‌نماها صرفاً و همیشه واژه نیستند و نویسنده ممکن است از یک گروه، بند یا حتی جمله برای ابراز نگرش خود استفاده کند. شایان‌ذکر است که در الگوی نظری هایلند، تقسیم‌بندی خاصی برای نگرش‌نماها مطرح نشده است، اما به‌دلیل تمرکز بر گونۀ نقد کتاب و ازآنجاکه در این ‌گونه، اصولاً ارائۀ دیدگاه مثبت یا منفی حائز اهمیت است، محققان نگرش‌نماها را به دو گروه مثبت و منفی تقسیم کرده‌اند.

2ـ2. تحلیل انتقادی فرکلاف (۲۰۰۱)

فرکلاف یکی از شخصیت‌های برجسته درزمینۀ تحلیل گفتمان است که در مقایسه با دیگر تحلیلگران گفتمان انتقادی، منسجم‌ترین، جامع‌ترین و پرطرف‌دارترین نظریه را تدوین کرده است. به نظر او، «تحلیل گفتمان روشی است برای بررسی تغییرات اجتماعی و فرهنگی به‌کارگرفته‌شده و منبعی است که در نزاع علیه استثمار و سلطه مورد استفاده قرار می‌گیرد» (فرکلاف، 70:1993). به اعتقاد وی، کاربرد زبان، نه‌تنها سازندۀ هویت‌های اجتماعی، روابط اجتماعی و نظام دانش و باورهاست، بلکه خود نیز توسط آنها ساخته می‌شود. نکتۀ محوری رویکرد فرکلاف این است که گفتمان را گونۀ مهمی از کارکرد اجتماعی می‌داند که دانش، هویت‌ها و روابط اجتماعی ازجمله مناسبات قدرت را بازتولید می‌کند و تغییر می‌دهد و هم‌زمان، سایر کارکردها و ساختارهای اجتماعی به آن شکل می‌دهند. به‌این‌ترتیب، گفتمان دارای رابطۀ دیالکتیکی با سایر ابعاد اجتماعی است. فرکلاف ساختار اجتماعی را روابط اجتماعی در کل جامعه و نهادهای خاص، و درعین‌حال، متشکل از عناصر گفتمانی و غیرگفتمانی می‌داند (Jorgensen & Phillips, 2002: 65).

فرکلاف مفهوم گفتمان را در سه معنای متفاوت به کار می‌برد: گفتمان، در انتزاعی‌ترین شکل خود، به کاربرد زبان به‌مثابۀ کردار اجتماعی اشاره دارد؛ معنای دوم آن نوعی کاربرد زبان در حوزه‌ای خاص مانند گفتمان سیاسی یا علمی است؛ سومین معنای گفتمان که بیشتر از موارد انضمامی به کار می‌رود، اسمی قابل‌شمارش است که به روش گفتاری اطلاق می‌شود که به تجربیات حاصل از یک منظر خاص، معنا می‌بخشد. براین‌اساس، الگوی سه‌لایه‌ای فرکلاف در تحلیل گفتمان انتقادی را می‌توان به‌صورت زیر نشان داد:

متن (گفتاری، نوشتاری یا ترکیبی از این دو)

کردار گفتمانی که شامل تولید و مصرف متن

کردار اجتماعی

ازاین‌رو، در هر تحلیل، دو بعد از گفتمان از اهمیتی محوری برخوردارند:

  1. رخداد ارتباطی: نمونه‌ای از کاربرد زبان از قبیل مقاله، روزنامه، فیلم سینمایی، ویدئو، مصاحبه یا سخنرانی سیاسی
  2. نظم گفتمانی: ترکیب‌بندی تمامی گونه‌های گفتمانی به‌کارگرفته‌شده در یک نهاد یا بنیاد اجتماعی (Jorgensen & Phillips, 2002: 66-67).

گفته شد که فرکلاف گفتمان را متشکل از سه بعد متن، عمل گفتمانی و عمل اجتماعی می‌دانست؛ بنابراین، در هر رخداد ارتباطی، باید این سه بعد را لحاظ کرد. فرکلاف مدل نظری خود را در کتاب زبان و قدرت به شکل نمودار زیر ترسیم کرده است:

تصویر ۱. مدل سه‌بعدی گفتمان فرکلاف (۱۹۹۶)

 درواقع، این مدل سه‌بعدی، چهارچوبی است تحلیلی برای تحقیق تجربی دربارۀ ارتباطات و جامعه. هر نوع تحلیل گفتمان رخدادهای ارتباطی باید ابعاد سه‌گانۀ فوق را پوشش دهد؛ بنابراین، تحلیل گفتمان باید بر این موارد متمرکز شود:

  1. ویژگی‌های زبانی متن (متن)؛
  2. فرایندهای مرتبط با تولید و مصرف متن (عمل گفتمانی)؛
  3. عمل اجتماعی گسترده‌تری که آن رخداد ارتباطی به آن تعلق دارد (عمل اجتماعی).

این مدل بیانگر این اصل است که متن را نمی‌توان در خلأ، فهم یا تحلیل کرد؛ هر متنی را باید در رابطه با شبکه‌های سایر متون و در رابطه با بستر اجتماعی فهمید. این تصویر حاوی نکات اساسی زیر است:

الف) متن، در درجۀ اول، دارای کلیتی است که خود بدان وابسته است. در داخل متن مجموعه‌ای از عناصر وجود دارند که نه‌تنها به یکدیگر ارتباط دارند، بلکه کلیتی را می‌سازند که به آن، متن یا گفتمان می‌گویند.

ب) متن یا گفتمان به مجموعه‌ای از عوامل بیرونی متکی است. این عوامل هم در فرایند تولید متن مؤثرند و هم در فرایند تفسیر؛ به‌عبارت‌دیگر، دومین مربع داخل تصویر شمارۀ ۱ حاکی از این است که یک متن در چه فرایند گسترده‌ای تولید و درعین‌حال تفسیر می‌شود. فرایند تولید و تفسیر دارای کنش متقابل‌اند و درنتیجه، همدیگر را متأثر می‌سازند.

ج) مربع سوم که بسیار گسترده و وسیع است و همۀ موارد فوق را در بردارد نشانگر آن است که یک متن، علاوه‌بر بافت متن و فرایند و تفسیر متن، شدیداً متأثر از شرایط اجتماعی‌ای است که متن در آن تولید یا تفسیر می‌شود. بافت اجتماعی و فرهنگی تأثیر بسیار بیشتری نسبت به بافت متن و فرایند تولید و تفسیر آن دارد.

 نورمن فرکلاف (2001) تحلیل گفتمان را در اینجا در سه سطح متفاوت به کار گرفته است: سطح اول گفتمان به‌مثابۀ متن؛ سطح دوم، که وسیع‌تر از اولی است، گفتمان به‌مثابۀ تعامل بین فرایند تولید و تفسیر متن؛ و سطح سوم، که سطح کلان است، گفتمان به‌مثابۀ  زمینه است (بهرام‌پور، 1378: ۱۰۶).

2ـ‌۳. جنسیت

یکی از عوامل اجتماعی بسیار مهم که باعث ایجاد تنوع زبانی می‌شود، جنسیت است. «جنسیت» متفاوت با «جنس» است. درواقع، «جنسیت» شامل رفتارها، نقش‌ها، کنش‌ها و اندیشه‌های اجتماعی است که فرهنگ حاکم در هر جامعه، به عهدۀ دو جنس زن و مرد می‌گذارد (نرسیسیانس[15]، 1393: 10). درنتیجه، مقصود از «زبان جنسیتی» زبانی است که باتوجه‌به فرهنگ هر جامعه‌ای، بین زنان و مردان آن جامعه رایج است و باعث ایجاد تنوع استفاده در زمینه‌های مختلف معنایی و واژگانی می‌شود. نظریات مختلفی دربارۀ علت اصلی تفاوت‌های میان زبان مردان و زنان ابراز شده است. گروهی این تفاوت‌ها را نتیجۀ آمیزش زبان‌های مختلف دانسته‌اند که به‌سبب برخوردهای نظامی، فرهنگی و غیره حاصل می‌گردد؛ گروه دیگر معتقدند که دلیل اصلی تفاوت‌های زبانی زنان و مردان موقعیت اجتماعی متفاوتی است که هر یک از دو گروه در جامعه دارند. عموماً، ازآنجاکه رفتار اجتماعی درست‌تری از زنان انتظار می‌رود، گفتار زنان، ازنظر اجتماعی، بهتر از گفتار مردان است.

 بینبریج[16] (۱۹۹۴) عللی را که باعث تفاوت گفتار مردانه و زنانه شده، به شش دسته تقسیم کرده است: تفاوت‌های زیست‌شناختی، شخصیتی، فرهنگی و نقشی، تسلط مرد و فاصلۀ اجتماعی بین گروه زنان و مردان.

برخی معتقدند که هرچه فاصلۀ اجتماعی بین زنان و مردان بیشتر باشد، تفاوت‌های زبانی بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اگر زنان با زنان (هم‌جنسان خود) صحبت کنند و مردان با مردان، فاصلۀ اجتماعی بین آنها منجر به ایجاد فاصلۀ زبانی می‌شود. در این صورت، تغییراتی که در واژگان یا جنبه‌های دیگر زبان یک جنس رخ می­دهد، به‌ندرت زبان جنس دیگر را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهد (آقاگل‌زاده، 1388: ۶۳).

۳. مطالعات پیشین

 یزدانی و همکاران (1395) با هدف بررسی کاربرد فراگفتمان و انواع آن در اخبار مربوط به حادثۀ 11 سپتامبر تحقیقی انجام داد‌ند که در آن، اخبار روزنامه‌های انگلیسی از آرشیوهای خبری موجود در اینترنت و اخبار روزنامه‌های فارسی از روزنامه‌های موجود در آرشیو کتابخانۀ آستان قدس رضوی استخراج شده بودند. براساس نتایج این آزمون، از بین زیرمقوله‌های فراگفتمان تعاملی، گذارها و گواه‌نمایی‌ها بیشترین کاربرد را در هر دو گروه از روزنامه‌ها داشته‌اند و از میان زیرمقوله‌های فراگفتمان تبادلی، عبارات احتیاط‌آمیز، نقش‌نمای نگرشی و تقویت‌کننده‌ها دارای بالاترین میزان بسامد بوده‌اند.

 دوگانی (1391) در بررسی نشانه‌های صوری احتیاط در هفت سورۀ قرآن کریم (در چهارچوب هایلند) عنوان کرده است که کاربرد نشانه‌های احتیاط[17] از جمله عوامل شکل‌دهندۀ گفتمان است. صورت‌ها و ساختارهایی که برای بیان شک و تردید به کار می‌روند، در زبان‌شناسی، نشانه‌های احتیاط نامیده می‌شوند. عباراتی همچون «شاید»، «اگر»، و «ممکن است» از همین موارد هستند که از گزارۀ مطرح‌شده سلب اطمینان می‌کنند. پژوهش آنها به کارکردهای این نشانه‌ها در 600 آیه از قرآن کریم براساس چهارچوب هایلند (۲۰۰۵) پرداخته است. به این منظور هفت سوره از قرآن، مشتمل بر سیصد آیۀ مکی و سیصد آیۀ مدنی، به‌صورت تصادفی انتخاب شدند و نتایج پژوهش نشان داد که وجود این عبارات احتیاط‌آمیز منتسب به خداوند و اصول دین نبوده است، بلکه نسبت به بندگان آورده شده است و بازهم در چنین شرایطی، نوعی تهدید و هشدار بوده و این نشانه‌های احتیاط نوعی معنای تأکیدی و تنذیری پنهان در خود دارند.

 کارگر (1392) در تحلیل مقالات نقد کتاب‌های زبان‌شناسی ایران براساس الگوی فراگفتمان هایلند، بیان داشته است که در چهارچوب نظری فراگفتمان هایلند (۲۰۰۵)، الگویی برای تحلیل تعامل میان نویسندۀ متن و مخاطب آن ارائه ‌شده است. مطابق با این الگو، نویسنده از ابزارهای مختلف فراگفتمانی نظیر نگرش‌نماهای مثبت و منفی (صفاتی نظیر شیوا، ضعیف)، تردیدنماها (کلماتی مانند شاید)، و یقین‌نماها (قیدهایی مانند حتماً) برای بیان ارزش‌های یک پدیده یا میزان تردید یا قطعیت خود دربارۀ یک گزاره، استفاده می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد فراوانیِ نگرش‌نماهای منفی در کل پیکره بیش از سایر متغیرهای کلامی است. همچنین معلوم شد که منتقدان، اغلبِ متغیرهای کلامیِ موردنظر را در بخش پایانیِ مقالات نقد به کار می‌برند. همچنین مشخص شد که در ارزیابیِ کتاب، منتقدان زن بیش از منتقدان مرد به نویسندۀ کتاب توجه می‌کنند و برعکس، منتقدان مرد بیشتر به خودِ کتاب می‌پردازند.

 خانی و چنگیزی (۱۳۹۵) پژوهشی با عنوان «بررسی انواع و تعداد نشانه‌های فراگفتمان به‌کار‌رفته در مقالات علمی‌ـ‌‌‌پژوهشی انگلیسی در مجلات بین‌المللی و داخلی در حوزۀ زبان‌شناسی کاربردی» انجام داده‌اند. بدین منظور، با استفاده از برنامۀ فراوانی (Nation & Heatley, 2007)، انواع و تعداد نشانه‌های فراگفتمان به‌کاررفته در ۵۱۲ مقالۀ علمی را، که در ۱۶ مجلۀ بین‌المللی و داخلی در حوزۀ زبان‌شناسی کاربردی چاپ شده و شامل ۱6۸۰۵۱٫۳ کلمه بود، براساس مدل نشانه‌های فراگفتمان هایلند (۲۰۰5: 4۹)، مورد مطالعه قرار دادند. نتایج این مقایسه گواهی است بر وجود تفاوت‌هایی در کاربرد نشانه‌های فراگفتمان در دو گروه مقالات برگرفته از مجلات بین‌المللی و داخلی. توجه به این تفاوت‌ها در به‌کارگیری نشانه‌های فراگفتمان و درنظرگرفتن آنها در آموزش نگارش دانشگاهی می‌تواند موجب ارتقای کیفیت مقالات چاپ‌شده در مجلات داخلی انگلیسی شود.

 طارمی و همکاران (1397) در بررسی جنسیت در مقالات علمی فارسی‌زبان، با مطالعۀ پیکره‌بنیاد نشانگرهای فراگفتمان تعاملی براساس انگارۀ هایلند (۲۰۰۵)، بیان کرده‌اند که «فراگفتمان» اصطلاحی برای نامیدن امکانات فرازبانی برای برقراری تعامل در گفتمان است. هدف پژوهش آنها دستیابی به پاسخ این سؤال بوده است که آیا تفاوت معناداری، ازنظر جنسیت، در کاربرد کلی نشانگرهای فراگفتمان تعاملی و نیز میان توزیع انواع نشانگرهای فراگفتمان تعاملی موجود در مقالات علمی‌ـ‌پژوهشی وجود دارد یا خیر. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نشان داد که باتوجه‌به متغیر جنسیت، تفاوت معناداری در میزان فراوانی نشانگرهای فراگفتمان تعاملی به‌صورت کلی وجود دارد. در بازبینی تفکیکی انواع نشانگرهای فراگفتمان تعاملی در ارتباط با متغیر جنسیت نیز مشخص شد دربارۀ تردیدنماها، نگرش‌نماها و خوداظهارها تفاوت معنادار وجود دارد و فقط دربارۀ یقین‌نماها و دخیل‌سازها تفاوت معناداری مشاهده نمی‌شود؛ ازاین‌رو، این پژوهش تأییدی است بر ادعای وجود رویکرد جنسیت‌گرا دربارۀ تمایز میان زنان و مردان در استفاده از صورت‌های زبانی.

 تاجر و همکاران (1398) مقاله‌ای با هدف تحلیل کاربرد الگوی فراگفتمان هایلند در خلاصه‌سازی خودکار استنادمدار متون علمی نوشته‌اند و یک طرح حاشیه‌نویسی فراگفتمان‌مدار برای بافتارهای استنادی به‌منظور به‌کارگیری در خلاصه‌سازی استنادمدار پیشنهاد کرده‌اند. یافته‌های پژوهش آنها نشان می‌دهد که فراگفتمان تعاملی هایلند برای نشان‌دادن چشم‌انداز نویسنده نسبت به اطلاعات گزاره‌ای و خواننده به کار می‌رود، از ابزارهای زبانی مناسب ژانر نقد بهره می‌برد و برای تحلیل بافتارهای استنادی مناسب است؛ بنابراین، طرح حاشیه‌نویسی فراگفتمان‌مدار بافتارهای استنادی، براساس تردیدنما، یقین‌نما، نگرش‌نما، خوداظهارها و دخیل‌سازها، که از مؤلفه‌های اصلی فراگفتمان تعاملی‌ـ‌‌مشارکتی هایلند هستند، پیشنهاد شده است. این طرح شامل ۷۰ طبقه است. نتایج بیانگر آن است که از فراگفتمان تعاملی هایلند می‌توان برای ساخت پیکرۀ مناسب جهت خلاصه‌سازی خودکار استنادمدار بهره گرفت و مراحل ایجاد رده‌بندهای موردنیاز فرایند خلاصه‌سازی، پالایش بافتارهای استنادی و انتخاب جملات برای درج در خلاصۀ نهایی را براساس آن انجام داد.

 

۴. روش

به‌منظور بررسی داده‌های پژوهش، تعداد ۲۰ برنامۀ تلویزیونی شامل میزگردهای سیاسی‌ـ‌‌اجتماعی از شبکه‌های 1، 2، ۳ و ۴ انتخاب شدند؛ از این میان، حدود ۱۰ برنامه به‌صورت ضبط‌شده و ۱۰ برنامه به‌صورت پخش زنده بودند و در این برنامه‌ها، کارشناسان زن و مرد، دانشگاهی و غیردانشگاهی، حضور داشتند. برخی از این برنامه‌ها با حضور یک کارشناس و برخی با حضور چند کارشناس تشکیل شده بودند. بررسی گفتار کارشناسان در این برنامه‌ها پیکرۀ زبانی تحقیق را تشکیل داده است.

۵. یافته‌ها

نتایج زیر حاصل آمده است:

5ـ۱. بررسی نشانه‌های فراگفتمانی تعاملی‌ـ‌مشارکتی براساس دیدگاه هایلند

5ـ1ـ۱. بررسی داده‌های به‌دست‌آمده از برنامه‌های زنده و ضبط‌شده

الف- برنامۀ زنده

۱. فکر می‌کنم بازارچۀ خیریه پارسال بود. (تردیدنما)

۲. حتماً باید یه اتفاقی بیفته. (یقین‌نما)

ب- برنامۀ ضبط‌شده

۱. شما فکر کنید من مخالفم. (تردیدنما)

۲. یکی از راهکارهای گریز از تحریم‌ها خوشبختانه جلوی ماست. (نگرش‌نما)

جدول ۲. بررسی داده‌های به‌دست‌آمده از برنامه‌های زنده و ضبط‌شده، براساس فراوانی و درصد

 

نگرش‌نما

تردیدنما

یقین‌نما

مجموع فراوانی

فراوانی در برنامۀ زنده

۲۳۹

۲۷۸

۲۴۵

۷۶۲

درصد فراوانی

31.3%

36.48%

32.15%

100%

فراوانی در برنامه‌های ضبط‌شده

۲۸۱

۲۳۵

۳۰۴

۸۲۰

درصد فراوانی

34.26%

28.65%

37.07%

100%

براساس داده‌های تحقیق، مشخص شد که در برنامه‌های ضبط‌شده، میزان کاربرد یقین‌نماها، با ۳۰۴ مورد فراوانی، بیشتر از برنامه‌های زنده است. همچنین، میزان کاربرد تردیدنماها در برنامه‌های زنده با ۲۷۸ مورد، بیشتر از برنامه‌های ضبط‌شده با ۲۳۵ مورد فراوانی کاربرد است. کاربرد بیشتر ابزارهای یقین‌نما در برنامه‌های ضبط‌شده به این علت است که برنامه به‌صورت ضبط‌شده پخش می‌شود و امکان اصلاح و ضبط مجدد کلام در برنامه برای کارشناس وجود دارد؛ در نتیجه، اگر بخشی از گفتمان دچار مشکل باشد، برنامه قطع می‌شود و با تصحیح مکالمه، گفتمان مجدد از سر گرفته می‌شود؛ بنابراین،  کاربرد ابزارهای یقین‌نما در گفتار ضبط‌شده بیشتر از برنامه‌های زنده است، زیرا در برنامه‌های زنده، به‌دلیل پخش مستقیم برنامه، کارشناس امکان اصلاح گفتار خود را ندارد و به همین دلیل، با احتیاط بیشتری واژگان و گفتار را به زبان می‌آورد. میزان کاربرد ابزارهای فراگفتمان، در برنامه‌های زنده، به‌صورت تردیدنما، یقین‌نما و نگرش‌نماست؛ اما در برنامه‌های ضبط‌شده، به‌صورت یقین‌نما، نگرش‌نما و تردیدنماست.

5ـ1ـ۲. بررسی داده‌های به‌دست‌آمده از حضور یک کارشناس در برنامه یا چند کارشناس

الف- حضور یک کارشناس در برنامه

  1. شاید خیلی مسئلۀ پیش‌پاافتاده‌ای باشد. (تردیدنما)
  2. حتماً بخونیدش، بهتون توصیه می‌کنم، حتماً بخونید، خیلی کوتاه. (یقین‌نما)

ب- حضور چند کارشناس در برنامه

  1. پاسخ درخور و مناسبی داده ایشون. (نگرش‌نما)
  2. خب، به نظر من، امیدوار بودن خوبه. (نگرش‌نما)

جدول ۳. بررسی داده‌های به‌دست‌آمده از حضور یک کارشناس در برنامه یا چند کارشناس، براساس فراوانی و درصد

 

نگرش‌نما

تردیدنما

یقین‌نما

مجموع فراوانی

فراوانی در استفاده از یک کارشناس

۲۸۴

۲۰۹

۲۹۲

۷۸۵

درصد فراوانی

17.36%

62.26%

19.37%

100%

فراوانی در استفاده از چند کارشناس

۲۲۶

۳۱۲

۲۵۸

۷۹۶

درصد فراوانی

39.28%

19.39%

41.32%

100%

براساس بررسی انجام‌شده، مشخص شد که میزان کاربرد ابزار فراگفتمانی یقین‌نما، با ۲۹۲ مورد فراوانی براساس دیدگاه هایلند، در برنامه‌هایی که یک کارشناس در آنها حضور دارد بیشتر از برنامه‌هایی است که چند کارشناس در آنها حاضر هستند. در برنامه‌هایی که چند کارشناس در آنها حضور دارند، کاربرد ابزار تردیدنما با ۳۱۲ مورد بیشتر از سایر ابزارهاست. دلیل این امر می‌تواند این باشد که وقتی یک کارشناس در برنامه صحبت می‌کند، می‌تواند به‌راحتی و بدون چالش، اطلاعات و دانش خود را به معرض نمایش بگذارد، اما وقتی چند کارشناس در یک برنامه حاضرند، به دلیل بحث و مجادله‌ای که در گفتمان اتفاق می‌افتد، کارشناسان ممکن است با احتیاط بیشتری به اظهارنظر دربارۀ موضوع برنامه بپردازند تا کمتر به چالش کشیده شوند؛ بنابراین، میزان کاربرد ابزارهای فراگفتمان در برنامه‌هایی با حضور یک کارشناس، به‌صورت یقین‌نما، نگرش‌نما و تردیدنماست، اما در برنامه‌هایی با حضور چند کارشناس به‌صورت تردیدنما، نگرش‌نما و یقین‌نماست. 

5ـ1ـ۳. بررسی داده‌های به‌دست‌آمده از دانشگاهی یا غیردانشگاهی بودن کارشناسان برنامه

الف- کارشناس دانشگاهی

  1. متأسفانه داره کاملاً جناحی برخورد می‌شه با این موضوع. (نگرش‌نما)
  2. شاید یکی از تفاوت‌های اونایی که خلاقانه فکر می‌کنن ... (تردیدنما)

ب- کارشناس غیردانشگاهی

  1. مسلماً، یه جوون یا یه نوجوون دوست داره اونو تجربه کنه. (یقین‌نما)
  2. به نظر من، توی هر شکستی آدم می‌تونه خودشو بشناسه. (تردیدنما)

جدول ۴. بررسی داده‌های به‌دست‌آمده از دانشگاهی یا غیردانشگاهی بودن کارشناسان برنامه براساس فراوانی و درصد

 

نگرش‌نما

تردیدنما

یقین‌نما

مجموع فراوانی

فراوانی در دانشگاهی بودن کارشناس

۲۷۱

۲۶۴

۳۰۲

۸۳۷

درصد فراوانی

37.32%

54.31%

08.36%

100%

فراوانی در غیردانشگاهی بودن کارشناس

۲۳۶

۲۸۳

۲۴۸

۷۶۷

درصد فراوانی

76.30%

89.36%

33.32%

100%

در برنامه‌هایی که کارشناسان برنامه، دانشگاهی بوده‌اند و موضوع برنامه همسو با تخصص آنان بوده است، میزان کاربرد ابزارهای گفتمانی یقین‌نما، با ۳۰۲ مورد، بیشتر از برنامه‌هایی است که کارشناسان آنها غیردانشگاهی بوده‌اند که نشان می‌دهد کارشناسان دانشگاهی بر موضوع تسلط بیشتری داشته‌اند و اظهارنظر آنها بر مبنای نتایج پژوهش‌های علمی در زمینۀ موضوع برنامه بوده است؛ اما در برنامه‌هایی که کارشناسان آنها غیردانشگاهی بوده‌اند، کاربرد ابزارهای تردیدنما، با ۲۸۳ مورد، در گفتار کارشناسان بیشتر بوده است. میزان کاربرد ابزارهای فراگفتمانی، در برنامه‌هایی که کارشناسان دانشگاهی داشته‌اند، به‌صورت یقین‌نما، نگرش‌نما و تردیدنما بوده و در برنامه‌هایی که کارشناسان غیردانشگاهی بوده‌اند، کاربرد ابزارها به‌صورت تردیدنما، نگرش‌نما و یقین‌نما بوده است.

5ـ1ـ۴. بررسی داده‌های به‌دست‌آمده از کارشناسان زن و مرد

الف- کارشناس زن

  1. تقریباً روزهای چهارم و پنجم دی بود که در سایت‌های مختلف اومد که ... (تردیدنما)
  2. مشکل این چیزیه که می‌فرمایید، شاید به گوش مردم زیاد رسیده. (تردیدنما)

ب- کارشناس مرد

بی‌تردید عکس‌العمل همۀ طرفین سیاسی و اقتصادی که ذی‌نفع هستن می‌تونه دیدنی باشه. (یقین‌نما)

قطعاً زمان بازدهی خیلی خوب می‌تونن به اطلاعات دست پیدا کنن. (یقین‌نما)

جدول ۵. بررسی داده‌های به‌دست‌آمده از کارشناسان زن و مرد براساس درصد و فراوانی

 

نگرش‌نما

تردیدنما

یقین‌نما

مجموع فراوانی

فراوانی در زنان

۳۱۲

۲۹۶

۳۴۵

۹۵۳

درصد فراوانی

33.72%

31.05%

36.20%

100%

فراوانی در مردان

۳۰۱

۲۷۳

۳۶۷

۹۴۱

درصد فراوانی

31.98%

29.01%

39%

100%

براساس نتایج به‌دست‌آمده، مشخص شد که میزان کاربرد ابزارهای گفتمانی تردیدنما، با ۲۹۶ مورد، در گفتار زنان در این پژوهش بیشتر از مردان بوده است. گرایش بیشتر زنان به کاربرد تردیدنماها در گفتمان را شاید بتوان به خصوصیت ذاتی زنان در فرهنگ ایرانی نسبت داد که تمایل دارند در گفتار و رفتار خود، محتاطانه و بدون ریسک عمل کنند؛ اما مردان تمایل بیشتری به کاربرد ابزارهای یقین‌نما، با ۳۶۷ مورد، دارند. به‌کارگیری نشانگرهای نگرش‌نما در میان کارشناسان زن، با ۳۱۲ مورد، نسبت به مردان میزان بیشتری را نشان می‌دهد که بیان‌کنندۀ نگرش آنهاست، با احساسات و عواطف آنها مرتبط است و به هویت آنها، به‌عنوان زن، ارتباط می‌یابد.

5ـ۲. بررسی نشانه‌های فراگفتمانی براساس دیدگاه فرکلاف

براساس دیدگاه فرکلاف، در بررسی داده‌های پژوهش، که متشکل است از نشانه‌های فراگفتمانی یقین‌نماها، تردیدنماها و نگرش‌نماها در برنامه‌های زنده و ضبط‌شده با موضوع میزگردهای سیاسی‌ـ‌اجتماعی شبکه‌های 1، 2، ۳ و 4، زمینۀ مشترک بافت بینامتنی دخیل در شکل‌گیری متن و عنصر مشترک آن با گفتمان جاری در گفتار کارشناسان برنامه‌ها مورد تحلیل قرار می‌گیرد که در این گفتمان‌ها، بافت بینامتنی بیشتر شامل کاربرد ابزارهای گفتمانی یقین‌نما در گفتمان مشارکین کلام است. کاربرد ابزارهای یقین‌نما نشان می‌دهد که این ابزارهای فراگفتمان تعاملی، بیشتر به‌صورت قید و برای اطمینان ازآنچه ذکرشده، به کار می‌روند. همچنین، کاربرد یقین‌نماها میان زنان و مردان متفاوت است. در علم، ابزارهای تردیدنما، بیشتر، عنصری برای اقناع هستند که سبب می‌شوند ادعای مطرح‌شده با احتیاط، دقت و فروتنی بیان شود و توقع مخاطب را برای دقت و مذاکره برآورده کند. زنان و مردان هردو از نشانگرهای فراگفتمان تعاملی تردیدنما، در دو گروه گزاره‌محور و گوینده‌محور استفاده می‌کنند. عبارات تردیدنمای «گزاره‌محور»، در گفتمان دانشگاهی، بیان می‌کند پاره‌گفت‌های بیان‌شده بیشتر بر پایۀ استدلال‌های محتمل‌اند تا واقعیت‌های مطمئن. در ابزارهای نگرش‌نما تفاوت میان زنان و مردان وجود دارد.

 بنابراین، به‌طورکلی، در گفتمان دانشگاهی، ابزارهای تردیدنما منعکس‌کنندۀ اهمیت حیاتی تمایز میان واقعیت و عقیده‌ونظر است. این کنش زبانی نباید نوعی عدم قطعیت تلقی شود که به‌طور عمومی و کلیشه‌ای، به شخصیت زنان نسبت داده می‌شود. ابزارهای نگرش‌نما، که در قالب نگرش‌نماهای مثبت و منفی ظاهر می‌شوند، برای بیان ارزشمند بودن یافته‌های پژوهش، با هدف جلب‌توجه مخاطبان و همچنین برای ذکر محدودیت‌های پژوهش، استفاده می‌شوند. زنان در استفاده از ابزارهای فراگفتمانی بیشتر از تردیدنماها استفاده کرده‌اند؛ این امر نوع نگرش زنان را در جامعۀ فرهنگی ایران، حتی در سطح کارشناسان تلویزیونی، نشان می‌دهد که به رعایت جانب احتیاط، پرهیز از رک‌گویی و عدم قطعیت در گفتار تمایل دارند. براساس دیدگاه فرکلاف، در بررسی گفتمان اجتماعی حاکم بر میزگردها، می‌توان بیان داشت که سبک زبان و گفتار حاکم بر میزگردها بیشتر محاوره‌ای نزدیک به زبان معیار است. شخصیت‌های مشارکت‌کننده در گفتمان را اقشار فرهیختۀ دانشگاهی و همچنین غیردانشگاهی تشکیل داده‌اند؛ مخاطب در دریافت پیام، اعتماد و هم‌ذات‌پنداری بهتری با قشر دانشگاهی می‌تواند برقرار کند، زیرا ازنظر مخاطب عام، قشر دانشگاهی می‌تواند دانش و آگاهی بیشتری درخصوص موضوعات موردبحث برنامه‌ها داشته باشد. همچنین، براساس دیدگاه فرکلاف، در بررسی میزگردهای سیاسی‌ـ‌‌اجتماعی که در تحلیل کارشناسان‌شان، کاربرد ابزارهای یقین‌نما بیشتر از سایر ابزارهاست، مشخص شد که کارشناسان در تحلیل‌های خود، با استفادۀ بیشتر از ابزارهای یقین‌نما، سعی دارند به شکل‌دهی ساختارهای اجتماعی در جامعه بپردازند و بینندگان را از صحت‌وسقم گفتار خود مطمئن سازند، که این القای گفتمان، در همسوسازی مخاطبان با جریانات فکری جامعه تأثیر بسزایی دارد.

۶. نتیجه‌گیری

براساس داده‌های تحقیق، مشخص شد که در برنامه‌های ضبط‌شده، میزان کاربرد یقین‌نماها بیشتر از برنامه‌های زنده است. کاربرد بیشتر ابزارهای یقین‌نما در برنامه‌های ضبط‌شده به‌این‌علت است که برنامه به‌صورت ضبط‌شده پخش می‌شود و امکان اصلاح و ضبط مجدد کلام در برنامه برای کارشناس وجود دارد. همچنین، مشخص شد که میزان کاربرد ابزار فراگفتمانی یقین‌نما، براساس دیدگاه هایلند، در برنامه‌هایی که یک کارشناس در آنها حضور دارد بیشتر از برنامه‌هایی است که چند کارشناس در آنها حاضر هستند. این امر می‌تواند به‌ این ‌علت باشد که وقتی یک کارشناس در برنامه صحبت می‌کند، به‌راحتی و بدون چالش می‌تواند اطلاعات و دانش خود را به معرض نمایش بگذارد، اما وقتی چند کارشناس در یک برنامه حاضرند، به‌دلیل بحث و مجادله‌ای که دربارۀ موضوع برنامه در گفتمان اتفاق می‌افتد، کارشناسان ممکن است با احتیاط بیشتری به اظهارنظر بپردازند تا کمتر به چالش کشیده شوند؛ اما در برنامه‌هایی که کارشناسان برنامه دانشگاهی بوده‌اند، میزان کاربرد ابزارهای گفتمانی یقین‌نما بیشتر از برنامه‌هایی است که کارشناسان آنها غیردانشگاهی بوده‌اند؛ این نشانگر تسلط بیشتر کارشناسان دانشگاهی بر موضوع و اظهارنظر آنها بر مبنای نتایج علمی و پژوهش‌هایشان در زمینۀ موضوع برنامه بوده است. میزان کاربرد ابزارهای گفتمانی یقین‌نما در گفتار مردان، در این پژوهش، بیشتر از زنان بوده است. داده‌های پژوهش حاضر همسو با یافته‌های جانسون و روئن[18] (1992) و هربرت[19] (1990) است. زنان در کاربرد تردیدنماها از مردان پیشی گرفتند که این نتیجه با یافته‌های کریزمور و همکاران[20] (1993) و مک‌میلان و همکاران[21] (1977) مغایرت دارد. آنها در پژوهش خود، به تمایل مردان به کاربرد زیاد ابزارهای تردیدنما نسبت به زنان پی بردند و این امر را به ترجیح مردان در به‌کارگیری راهبردهای عدم قطعیت برای تعامل بیشتر با مخاطب نسبت دادند؛ اما نتایج پژوهش حاضر با پژوهش لیکاف[22] (1975) و زارعی فرد و علی‌نژاد (2014) و طارمی و همکاران (1397) دربارۀ تمایل بیشتر زنان به کاربرد تردیدنماها در گفتمان همسوست که این امر را شاید بتوان به خصوصیت ذاتی زنان در فرهنگ ایرانی نسبت داد که تمایل دارند در گفتار و رفتار خود، محتاطانه و بدون ریسک عمل کنند. به‌کارگیری نشانگرهای نگرش‌نما در میان کارشناسان زن نسبت به مردان میزان بیشتری را نشان می‌دهد که این نتایج همسو با پژوهش لیکاف (1975) است. او بر این باور است که استفادۀ بیشتر زنان از صفت‌ها و واژه‌هایی که بیان‌کنندۀ نگرش آنهاست با احساسات و عواطف آنها مرتبط است و این امر به هویت آنها به‌عنوان زن ارتباط می‌یابد. همچنین، نتایج پژوهش حاضر با یافته‌های هایلند و تسه (2008) و طارمی و همکاران (1397) مبتنی بر استفادۀ بیشتر زنان از نگرش‌نماها همسوست.

تعارض منافع

تعارض منافع ندارم.

 

سپاسگزاری

از استادان راهنما و مشاور بابت راهنمایی‌های ارزشمندشان جهت انجام این پژوهش صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم.

ORCID

Hadi Arezoumandi

http://orcid.org/0000-0000-0820- 8274

Davood Madani

https://orcid.org/0000-0002-7699-6698

 

[1]. metadiscourse

[2]. Hyland, K.

[3]. Tse, P.

[4]. Fairclough, N.

[5]. hedges

[6]. boosters

[7]. attitude markers

[8]. transitions

[9]. frame markers

[10]. endophoric markers

[11]. evidentials

[12]. code glosses

[13]. self-mentions

[14]. engagement markers

[15]. Narcissians, E.

[16]. Bainbridge, E. O.

[17]. hedge

[18]. Johnson, D., & Roen, D. H.

[19]. Herbert, F.

[20]. Crismore, A. et al.

[21]. McMillan, J. et al.

[22]. Lakoff, R.

استناد به این مقاله: آرزومندی، هادی، مدنی، داود. (1400). نشانگرهای معرفت‌شناسی در میزگردهای سیاسی‌- اجتماعی سیمای ایران از منظر گفتمان انتقادی. علم زبان، ویژه‌نامه کرونا، سال 8، 253-276.  Doi: 10.22054/ls.2021.51975.1329

 Language Science  is licensed under a Creative Commons Attribution-Noncommercial 4.0 International License.

Bainbridge, E. O. (1994). Sex Difference. The Encyclopedia of Language and Linguistics, Asher R. A., & Simpson, J. M. (eds.), Vol. 7, 3864-3868. Oxford: Pergamon Press..
Crismore, A., Markkanen, R., Steffensen, M. S. (1993). Metadiscourse in persuasive writing: A study of texts written by American and Finnish University students. Written Communication, 10(1), 39–7.
Crystal, D. (1987). The Cambridge Encyclopedia of Language, 2nd         edition, Cambridge University Press.
Fairclough, N. (1993). Discourse and Social Change. Cambridge: Polity Press
Fairclough, N. (1996). Language and power, Longman Group UK Limited.
Fairclough, N. (2001). Analysing Discourse. London: Routledge.
Herbert, R. K. (1990). Gender differences in compliment behaviour. Language in Society, 19, 201-224.
Hyland, K. (1998). Hedging in Scientific Research Articles.        Amsterdam: John Benjamins.
Hyland, K. (2002). Activity Analysis and Evaluation: Reporting Practices in Academic Writing. Academic Discourse. Flowerdew, J. (Ed.), 115- 30, London: Longman.
Hyland, K. (2005a). Metadiscourse: Exploring Interaction in Writing.     London: Continuum.
Hyland, K. (2005b). Stance and engagement: A model of interaction in academic discourse. Discourse Studies, 7(2), 173-192
Hyland, K., & Tse, P. (2008). Metadiscourse in academic writing: a reappraisal. Applied Linguistics, 25 (2), 156–177.
Hyland, K., & Tse, P., (2004). Metadiscourse in Academic Writing: A     Reappraisal. Applied Linguistics. XXV. 2. Pp. 156- 177.
Johnson, D., & Roen, D. H. (1992). Complimenting and involvement in peer-reviews: gender variation. Journal of Pragmatics, 40, 1232-1248.
Jorgensen, M. & Phillips, L. (2002). Discourse Analysis as Theory and   Methods, SAGE Publications, Ltd.
Lakoff, R. (1975). Language and Women’s Place. New York: Harper & Row.
Lindholm-Romantschuk, Y. (1998). Scholarly Book Reviewing in the Social Sciences and Humanities: The Flow of Ideas within and among Disciplines. Greenwood Press
McMillan, J., Clifton, R., Mcgrath, D., & Gale, W. S. (1977). Women’s language: uncertainty or interpersonal sensitivity and emotionality? Sex Roles, 3, 545-559.
Miranda, E. O. Y. (1996). On book reviewing. Journal of Educational Thought, XXX, 2, 191-202.
Nation, I. S. P., & Heatley, A. (2007). Frequency [Computer software]. Version 1.40. Wellington: Victoria University of Wellington. http://www.vuw.ac.nz/lals/staff/paul-nation/nation.aspx.
Kopple, V. (1985). Some explanatory discourse on metadiscourse. College Composition and Communication, 36, 82–93
Zarei fard, R., & Alinezhad, B. (2014). A study of interactional metediscourse markers and gender. Journal of educational and social research, 4(1), 231- 238.
Abdi, R. (2009). Applying learning strategies in Persian and English scientific-research articles. Study of genre norms of discourse society in Persian articles, Journal of Language and Linguistics, 5 (9), 163-180. [In Persian].
Aghagolzadeh, F. (2008). Analysis of critical media discourse, opportunities and challenges. Iranian Journal of Social Sciences, 8, 9-15. [In Persian].
Alavi, S., M., & Abdullahzadeh, E. (2003). The use of textual metadiscourse in ELT research articles written by Persian and Anglo-American academic writers, Research in Foreign Languages, 15, 85-96. [In Persian]
Bahrampour, S.,A. (1999). An Introduction to Book Discourse Analysis. Collection of articles on discourse and discourse analysis, Mohammad Reza Tajik (Ed.). Tehran: Farhang-e Gofteman Publications. [In Persian].
Dugani, S. (2012). Examining the formal signs of caution in seven chapters of the Quran (in the framework of Highland). Master Thesis, Ferdowsi University of Mashhad. ]In Persian].
Kargar, M. (2013). Analysis of Iranian Linguistics Textbook Review Articles Based on Hyland Learning Model. Journal of Linguistic Research, 5, 37-52. [In Persian].
Khani, R., & Changizi, M. (2016). Metadiscourse Markers in Applied Linguistics RAs Published in International and Local Journals. ZABANPAZHUHI (Journal of Language Research), 8(18), 77-102. [In Persian]
Khorramshahi, B. (2007). Rite of book criticism. Tehran: Book House Institute. ]In Persian].
Narcissians, E. (2014). Anthropology of Gender. Translated by Bahman Nowruzzadeh Chegini, Tehran: Thoughts and Cultural Heritage Organization. [In Persian].
Razavi, M., R. (2012) .Hadnamai in Persian Language. Proceedings of the 8th Iranian Conference on  Linguistics, Tehran: Allameh Tabatabai University.]In Persian].
Tajer, P., Jokar, A,. R., Fakhr Ahmad, M., & Khormaei, A. (2019). Analysis of the application of Hyland learning model in automated citation-centric automation. Library and Information Science, 22 (3), 91-111. [In Persian].
Taremi, T., Taki, G., & Yousefian, P. (2018). Gender in Persian Scientific Articles ‌Languages. Journal of Linguistic Research, 10 (1), 23-42. [In Persian].
Yazdani, S., Sharifi, Sh., & Elyasi, M. (2017). A Comparative Study of Metadiscourse Markers in English and Persian News Reports about the September 11 Event. Journal of Linguistics & Khorasan Dialects, 51, 15-27. [In Persian].