Document Type : Research Paper
1. مقدمه
نظام مطابقه[1] سازوکاری بسیار بنیادی در نحو زبانهای ایرانی محسوب میشود که چنان با تاروپود ساختمان دستوری زبانهای ایرانی به هم تنیده است که پرداختن به آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. مطابقه رابطهای دوسویه بین فعل و فاعل یا فعل و مفعول است که مشخصات آنها را از نظر شخص، شمار یا جنس دستوری نشان میدهد. مطابقه در کنار ترتیب واژه[2] و حالتنمایی[3] از ابزارهای مهم بازنمایی نقشهای دستوری در زبانهای دنیا محسوب میشود و هر زبان با توجه به ویژگیهای خود از آنها استفاده میکند. این نظام، تنوعات جالبتوجهی را در زبانهای رایج در ایران نمایان میسازد. هرچه توصیف دقیق نظام مطابقه در گونههای مختلف جامعتر باشد، تصویر درستتری از این الگو پیش روی محققان قرار خواهد گرفت. از این رو، در این مقاله کوشش میشود تا الگوهای نظام مطابقه در زبان خانیکی معرفی گردد و جایگاه این زبان بهلحاظ مطابقه در مقایسه با دیگر زبانهای ایرانی مشخص گردد.
روستای خانیک که گویشوران آن را «خونک» /xunek/ تلفظ میکنند، در 25 کیلومتری گناباد و واقع در مرز استانهای خراسان رضوی و خراسان جنوبی، یکی از خانیکهای متعدد جنوب خراسان یا منطقۀ قهستان قدیم است که در ناحیهای کوهستانی، میان درهای پرآب و سرسبز واقع شده است. این دره، رشتهکوه سیاه (سیاهکوه)، حدفاصل گناباد و فردوس را قطع کرده و بستر یکی از راههای فرعی به کاخک و قاین بوده است. به این دره، درههای کوچک متعددی منتهی شده و در هریک از آنها یک تا پنج قنات حفر شده است و در مجموع 38 رشته قنات از نوع قناتهای کوهستانی در خانیک وجود داشته است (لباف خانیکی و لباف خانیکی، 1394). شواهد تاریخی و باستانشناختی نشان میدهد که این منطقه از دیرباز ترددگاهی برای اقوام گوناگون بوده است و به هیچ عنوان منطقهای دورافتاده و منزوی محسوب نمیشود. واژۀ «خانیک» /xɑnik/، واژهای مصطلح در زبان پهلوی ساسانی و مانوی، تغییر شکل یافتۀ واژۀ «خانیگ» /xɑnig/ و «خانی» /xɑni/ به معنی «چشمهسار» است (ابن خلف تبریزی، 1344: 416؛ بختیاری، 1349: 46؛ تابنده، 1348: 154؛ دهخدا، 1377: 9467).
این مطالعه از لحاظ چارچوب، بررسیای نقشگرایانه ـ ردهشناختی[4] محسوب میشود (Brown, 2010; Comrie, 1989 ؛ دبیرمقدم، 1392). این مقاله بر آن است تا برپایۀ الگوهای پنجگانۀ معرفی شده در مقالۀ کامری[5] (1978)، الگوهای نظام مطابقه و همچنین، کارکرد واژهبستهای مطابقۀ موجود در این زبان را بررسی نماید. بررسی و تحلیل دادههای زبانی این مطالعه مبتنی بر دادههای صوتی جمعآوریشده از گفتار طبیعی دو فرد کهنسال و بیسواد این روستا است. یک گویشور مرد 92 ساله و یک گویشور زن 90 ساله. برای گردآوری دادهها از روش میدانی همچون مشاهده و مصاحبۀ حضوری استفاده شده است. حجم این دادهها بیش از 60 دقیقه است و بالغ بر 500 پاره گفتار از این دادههای صوتی، توسط نگارنده آوانگاری شده و تقطیع صرفی، نحوی، و معنایی تمام جملات ثبت شده است. در نهایت، توصیف و تحلیل دادهها در چارچوب نظری برگزیده انجام یافته است. در این امر، نهایت تلاش صورت گرفته است که دادهها دقیق و قابلاستناد باشند. فایل صوتی تمام مثالها برای پژوهشهای آتی در زمینۀ مطالعات آواشناختی و تحلیلهای دقیقتر واجی موجود است.
لازم است در ابتدا تصویری کلی از نشانههای مطابقۀ وندی[6] و واژهبستی[7] در این زبان معرفی گردد. در مطالعاتی که در این حوزه انجام میشود، نماد S از حرف اول اصطلاح انگلیسی Subject برای اشاره به فاعل فعل لازم، نماد A از حرف اول واژۀ Agent برای فاعل فعل متعدی و نماد P از حرف آغازین کلمۀ Patient برای مفعول فعل متعدی به کار گرفته میشوند. در برخی متون نماد O از حرف آغازین Object به جای P به کارگرفته میشود.
حال به زبان خانیکی باز میگردیم. این گونۀ زبانی متعلق به شاخۀ غربی جنوبی[8] زبانهای ایرانی است و نظام مطابقه در آن دوگانه[9] است: فاعل فعلهای لازم (S) و نیز فاعل فعلهای متعدی [+ حال] (A) بهصورت پسوند مطابقۀ فاعلی در فعل ثبت میشوند، اما فاعل فعلهای متعدی و لازم [+گذشته]، نمود کامل[10]، سوم شخص مفرد و افعال روانشناختی[11] از طریق نظام واژهبستی صورتبندی میشوند. شواهد زبانی حاکی از آن است که در خانیکی، تمایزی بین رفتار فعل لازم و متعدی بهلحاظ مطابقه وجود ندارد و نظام مطابقۀ این زبان حساس به نمود[12] و زمان[13] است. بنابراین، همواره رفتار مشابهی را بین فعلهای لازم و متعدی شاهد هستیم؛ چرا که بهلحاظ سازوکار مطابقه بهصورت یکسان دستوری شدهاند[14]. واژهبستهای خانیکی همواره پیبست[15] هستند و از قانون واکرناگل[16] پیروی نمیکنند، زیرا در خانیکی، فاعل (یا همان نهاد) که خارج از گروه فعلی (یا همان گزاره) قرار دارد هیچگاه نمیتواند میزبان واژهبست مطابقۀ فاعلی باشد. این واژهبستها که برای صورتبندی فاعل به کار میروند را در بعضی متون واژهبست کُنائی[17]خواندهاند. اصطلاحات واژهبستهای عاملی[18] و یا واژهبستهای فاعلی[19] نیز برای این واژهبستهای مطابقه به کار رفته است. این گروه واژهبستهای مطابقه در خانیکی هم برای نشان دادن فاعل فعل متعدی (A) و هم برای فاعل فعل لازم (S) به کار میروند و هم نشاندهندۀ مفعول صریح (O) هستند. در این مقاله، این گروه واژهبستهای مطابقه را واژهبستهای مطابقۀ غیرفاعلی[20] میخوانیم و محل اتصال آنها با میزبان[21]شان بهطور یکدست با نشانۀ مساوی (=) مشخص شده است. این واژهبستها، کارکرد تکواژ ملکی را هم در خانیکی به عهده دارند.
2. پیشینۀ پژوهش
جامعترین اثر در زمینۀ ردهشناسی زبانهای ایرانی، مجموعۀ دوجلدی ردهشناسی زبانهای ایرانی تألیف دبیرمقدم (1392) است. در این اثر، چند زبان ایرانی بهلحاظ مطابقه و ترتیب واژه مورد بررسی قرار گرفتهاند. نویسندۀ کتاب پس از بررسی و تجزیه و تحلیل دادههای زبانی گردآوریشده تصریح میکند که تعداد کمی از زبانهای ایرانی رایج در ایران نظام مطابقۀ یگانه، یعنی یکدست و یکپارچۀ فاعلی ـ مفعولی[22] دارند، مانند زبان فارسی. زبانهای ایرانیِ دارای نظام مطابقۀ دوگانه رفتار دیگری دارند. حکم کلی در مورد این زبانها این است که در جملههای حاوی فعلهای لازم، فاعل (S) همواره بهصورت پسوند مطابقه، که نشاندهندۀ شخص و شمار فاعل است، در فعل صورتبندی میشود. فاعلِ فعل متعدی [+ حال] یعنی (A) نیز، به کمک همین پسوندهای مطابقه، که منعکسکنندۀ شخص و شمار فاعل هستند، در فعل بازنمائی مییابد. در این زبانها اگر مطابقه با مفعول صریح (O) صورت بگیرد، از سازوکار واژهبستهای ضمیری که غیرفاعلی هستند استفاده میشود. این همان نظام مطابقۀ فاعلی ـ مفعولی است، اما در گروه دیگر زبانها، وقتی فعل جمله متعدی و [+ گذشته] است، سازوکار مطابقه تغییر میکند. در این ساختها، مطابقۀ با فاعل (A) از طریق واژهبستهای ضمیری که ماهیتاً غیرفاعلیاند صورت میگیرد و وضعیتِ مطابقه با مفعول (O) دارای تنوعات زیر میشود:
الف) مفعول بدون مطابقه است.
ب) مفعول از طریق پسوندهای مطابقۀ فاعلی (همان پسوندهای مطابقه با فاعل فعل لازم و فاعل فعل متعدی [+ حال]) صورتبندی میشود.
ج) مفعول از طریق واژهبستهای ضمیری (همان واژهبستهای غیرفاعلی مطابقه با فاعل فعل متعدی [+ گذشته]) صورتبندی میشود (دبیرمقدم، 1392: 1223).
سه وضعیت مذکور، که دربارۀ سازوکار مطابقه با فاعل (A) و مفعول (O) فعلهای متعدی [+ گذشته] است، یک نکتۀ مشترک دارند: همۀ آنها دارای نظام مطابقۀ غیرفاعلی ـ مفعولی[23]اند. تعمیم کلیای که در مورد زبانهای دارای نظام مطابقۀ دوگانه (نظام مطابقۀ فاعلی ـ مفعولی در مقابل نظام مطابقۀ غیرفاعلی ـ مفعولی) وجود دارد این است که:
الف) در جملات [+ حال]، چه افعال لازم و چه افعال متعدی، نظام مطابقه فاعلی ـ مفعولی است.
ب) در جملات [+ گذشته]، فقط نظام مطابقۀ افعال متعدی غیرفاعلی ـ مفعولی است.
جملات حاوی فعل متعدی [+ گذشته] سه رده را در خود دستوری کردهاند. آن سه رده عبارتاند از: کُنائی ـ مطلق[24]، سهبخشی[25] و دوبخشی[26] (دبیرمقدم، 1392: 1224).
یکی دیگر از مشاهدات مهمی که در پیکرۀ زبانهای ایرانی در کتاب ردهشناسی زبانهای ایرانی ارائه شده مربوط است به توزیع واژهبستهای مطابقه که مطابقه با فاعلِ فعلِ متعدی [+ گذشته] (یعنی A) را صورتبندی میکنند. در آن کتاب سه تعمیم کلی دربارۀ توزیع این واژهبستها که ماهیتاً غیرفاعلیاند به دست داده شده است. سه قلمرو نحوی توزیع این واژهبستها عبارتاند از:
الف) کل بند
ب) گروه فعلی
ج) (گروه حرف اضافهای +) فعل
قلمرو (الف) همان است که با عنوان قانون واکرناگل مشهور است. قانون واکرناگل میگوید تمایل جهانی واژهبستها این است که جایگاه دوم را در جمله اشغال کنند (دبیرمقدم، 1392: 1227). به عنوان مثال در زبانهای ایرانی، زبان دوانی از قانون واکرناگل تبعیت میکنند، زیرا اولین سازۀ جمله، هرچه باشد (مانند حرف ربط، یا خود فاعل) میزبان واژهبستهای مطابقه با فاعل واقع میشود (دبیرمقدم، 1392: 358).
قلمرو (ب) در اکثر زبانهای ایرانی دستوری شده است. در این زبانها هرگز فاعل یا حرف ربط میزبان مطابقه با فاعل نیست. به عبارتی اگر نظام دوبخشی نهاد در برابر گزاره و یا گروه فعلی را در نظر بگیریم، نخستین سازۀ موجود باید میزبان واژهبست مطابقه با فاعل باشد. بنابراین، باید گفت نخستین سازۀ گروه فعلی یا گزاره (مانند مفعول صریح و مفعول غیرصریح) میزبان واژهبست مطابقه با فاعل است (دبیرمقدم، 1392: 1228).
در مورد قلمرو (ج) تنها مصداق مشاهدهشدۀ این تعمیم، زبان لارستانی است. (دبیرمقدم، 1392: 1227). در زبان لارستانی (گویش لاری)، مفعول صریح هیچگاه نمیتواند میزبان واژهبست مطابقه با فاعل باشد.
پس از بررسی تمام دادههای جمعآوریشده مشخص شد که قلمرو توزیع این واژهبستها در زبان خانیکی مورد (ب)، یعنی گروه فعلی است. دادهها نشان میدهند که خانیکی از قانون واکرناگل تبعیت نمیکند و همچنین، در پیکرۀ صوتی جمعآوریشده هیچ موردی مشاهده نشد که در آن کل بند قلمرو این واژهبستها باشد. واژهبستهای مطابقه عناصری شناور هستند؛ به این معنی که اگر در قلمرو نحوی گروه فعلی، سازهای در نتیجۀ قلب نحوی[27] پیشایند[28] شود، در آن صورت، در این قلمرو، سازۀ پیشایندشده میزبان واژهبست مطابقه با فاعل است. در خانیکی در این قلمرو نحوی، یعنی گروه فعلی، واژهبست مطابقه به دلایل کلامی[29]، کاربردشناختی[30] و ساخت اطلاعی[31] به سازههای متنوعی پیوند میخورد. در این صورت، سازۀ میزبان واژهبست، بهلحاظ ساخت اطلاعی، کانونی[32] و برجسته خواهد بود. پرسش این پژوهش این است که زبان خانیکی بهلحاظ مطابقه، در مقایسه با سایر زبانهای ایرانی مطالعهشده در چه وضعیتی قرار دارد و آیا از این تعمیمات کلی پیروی میکند و اینکه بررسی این زبان چه نکتۀ جدیدی میتواند برای مطالعات آتی پیش روی محققان قرار دهد.
3. مبانی نظری
|
S A P |
مقالۀ کامری (1978) به بحث صرفی ـ نحوی[33] ساخت کُنائی میپردازد و پنج نظامِ حالت محتمل را با سه نماد A، S و P معرفی میکند:
الف) خنثی
|
S A P |
ب) فاعلی ـ مفعول
|
S A P |
ج) کُنائی ـ مطلق
|
S |
|
|
A |
P |
د) سهبخشی
|
S |
|
P A |
هـ) دوبخشی
شکل 1. نظامهای حالت (برگرفته از دبیرمقدم، 1392: 61)
نمادهایِ A، P و S بهترتیب نشاندهندۀ فاعل فعل متعدی، مفعول فعل متعدی و فاعل فعل لازم هستند. در ردۀ (الف) حالتنمای هر سه جایگاه نحوی یکسان است و در این مورد رفتار هر سه گروه اسمی مشابه است. در ردۀ (ب)، حالتنمایی فاعل فعل لازم و فعل متعدی یکسان است، اما رفتار مفعول متفاوت است. در ردۀ (ج)، حالتنمای یکسانی برای فاعل فعل لازم و مفعول فعل متعدی به کار میرود، اما فاعل فعل متعدی رفتار متفاوتی دارد. در ردۀ (د) هر جایگاه نحوی دارای حالتنمای متفاوت است. در ردۀ (ه)، فاعل فعل متعدی و مفعول فعل متعدی بهصورت یکسان حالتنمایی میشوند و حالتنمایی فاعل فعل لازم متفاوت است، اما رفتار مشابه یا متفاوت این گروههای اسمی فقط به حالتنمایی محدود نمیشود. بهطور کلی، این رفتار مشابه یا متفاوت را میتوان در دو سطح ارجاع متقابل[34] یا مطابقه[35] و ترتیب واژهها نیز مشاهده کرد. به دیگر سخن، اگر چند گروه اسمی در حالتنمایی، مطابقه، ارجاعمتقابل و ترتیب واژه[36]، یکنواخت عمل کنند میگوییم که آنها رفتارشان مشابه است و اگر تفاوتی در این متغیرها وجود داشت، گفته میشود که رفتار آنها متفاوت است. در شکل (1)، ردۀ (ج) ساخت کُنائی را به تصویر کشیده است. ساخت کُنائی برطبق تعریف به الگویی دستوری اشاره میکند که در آن فاعل بند لازم و مفعول بند متعدی رفتار مشابهی را از خود نشان دهند، اما فاعل بند متعدی رفتار متفاوتی را نسبت به آن دو نشان میدهد (Dixon, 1994). از این پس در این مقاله، به جای نماد (P) از نماد (O) استفاده میشود.
4. یافتهها
در این بخش، تلاش میشود که بخشی از دادههای زبان خانیکی در چارچوب برگزیده بررسی شود و بعد از معرفی سازههای اصلی مشارک در مطابقه و سازوکار مطابقه در آنها، الگوهای این نظام ارائه خواهد شد.
4ـ1. سازوکار مطابقه با فاعل در فعلهای لازم و متعدی ساختهشده با ستاک حال
پیشتر گفته شد که نظام مطابقۀ خانیکی در زمان حال، فاعلی ـ مفعولی است و درست مانند فارسی معیار، فاعلِ فعلهای لازم (S) و فاعلِ فعلهای متعدی (A) [+ حال] از طریق وندهای تصریفی مطابقه یا بهعبارتی دیگر، شناسهها، در فعل صورتبندی میشوند. اینک برای به دست دادن پسوندهای مطابقه، تصریف فعل لازم «رفتن» ساختهشده با ستاک حال را به دست میدهیم.
|
mæ-r-i |
(to) |
2) |
|
2ش[39]م ـ رو ـ نمود ناقص |
تو |
|
|
«تو میروی» |
|
|
|
mæ-r-e |
o |
3) |
|
3شم ـ رو ـ نمود ناقص |
او |
|
|
«او میرود» |
|
|
|
mæ-r-em |
(mɑ) |
4) |
|
1شج[40] ـ رو ـ نمود ناقص |
ما |
|
|
«ما میرویم» |
|
|
|
mæ-r-e |
(ʃomɑ) |
5) |
|
2شج ـ رو ـ نمودناقص |
شما |
|
|
«شما میروید» |
|
|
|
mæ-r-æn |
(unɑ) |
6) |
|
3شج ـ رو ـ نمودناقص |
آنها |
|
|
«آنها میروند» |
|
|
چنانکه مشاهده میشود در همۀ موارد (1) تا (6)، مطابقه با فاعل از طریق نظامِ وندی بهصورتِ پسوند در فعل صورتبندی شده است. در این مثالها، علامت پرانتز به معنیِ اختیاری بودن حضور ضمیر منفصل است. اینک توجه را به مثال (3) معطوف میکنیم که رفتار متفاوتی را بهلحاظ نحوی از خود نشان میدهد. در این مثال مشاهده میشود که برخلاف دیگر موارد، علامت پرانتز به کار نرفته است و به دیگر سخن، ضمیر شخصی منفصل قابلحذف نیست. نکتۀ دیگر این است که پسوندهای مطابقۀ 3شم و 2شج در مثالهای (3) و (5) یکسان هستند. اکنون در اینجا برای ادامۀ بحث شواهد بیشتری از صیغگان فعل متعدی [+حال] «بردن» ارائه میگردد.
|
mæ-bær-om |
unɑ=r |
(mo) |
7) |
|
1شم ـ بر ـ نمود ناقص |
آنها=مفعولجاندار |
من |
|
|
«من آنها را میبرم» |
|
||
|
mæ-bær-i |
mɑ=r |
(to) |
8) |
|
2شم ـ بر ـ نمود ناقص |
ما=مفعولجاندار |
تو |
|
|
«تو آنها را میبری» |
|
||
|
mæ-bær-e |
mo=r |
o |
9) |
|
3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
من=مفعولجاندار |
او |
|
|
«او من را میبرد» |
|
||
|
mæ-bær-em |
to=r |
(mɑ) |
10) |
|
1شج ـ بر ـ نمود ناقص |
تو=مفعولجاندار |
ما |
|
|
«ما تو را میبریم» |
|
||
|
mæ-bær-e |
o=r |
(ʃomɑ) |
11) |
|
2شج ـ بر ـ نمود ناقص |
او=مفعولجاندار |
شما |
|
|
«شما او را میبرید» |
|
||
|
mæ-bær-æn |
ʃomɑ =r |
(unɑ) |
12) |
|
3شج ـ بر ـ نمود ناقص |
شما=مفعولجاندار |
آنها |
|
|
«آنها شما را میبرند» |
|
||
باز هم شاهد هستیم که مطابقه با فاعل از طریق همان پسوندها صورت میگیرد و همچنان در مثال (9) مانند مثال (3) ضمیر منفصل غیرقابلحذف است.
4ـ1ـ1. سازههای اصلی در الگوهای نظام مطابقۀ خانیکی
در این بخش، با توجه به صیغگان یک فعل لازم و یک فعل متعدی در مثالهای (1) تا (12)، فهرستِ ضمایر شخصی منفصل، پسوندها و واژهبستهای مطابقۀ خانیکی بهعنوان سازههای مشارک در نظام مطابقۀ این زبان ارائه میشوند.
· ضمایر شخصی منفصل
ضمایر شخصی منفصل خانیکی، در حالتهای فاعلی و مفعولی شکل یکسانی دارند. گفتنی است که برای اسم و ضمایر منفصل در حالت مفعولی دو نشانه وجود دارد. اگر مفعول جاندار باشد با پساضافۀ غیرفاعلی یا حالتنمای پیبستی /rɑ/ «را» و اگر مفعول غیرجاندار باشد، بدون نشانه یا با نشانۀ صفر علامتگذاری میشود.
جدول 1. ضمایر شخصی منفصل در خانیکی
|
شمار شخص |
مفرد |
جمع |
|
اول |
mo |
mɑ |
|
دوم |
to |
ʃomɑ |
|
سوم |
o |
unɑ |
· پسوندهای مطابقۀ فاعلی
شناسههای فعلی در خانیکی، به فاعل فعل لازم و متعدی دلالت دارند. این شناسهها فقط در زمان حال مشاهده میشوند.
جدول 2. پسوندهای مطابقۀ فاعلی در خانیکی
|
شمار شخص |
مفرد |
جمع |
|
اول |
-om |
-em |
|
دوم |
-i |
-e |
|
سوم |
-e |
-æn |
· پسوند مطابقۀ فاعلی در سوم شخص مفرد
در مثالهای (1) تا (12)، فاعل فعل متعدی (A) و فاعل فعل لازم (S) با نشانۀ مطابقۀ وندی ظاهر شدهاند و مفعول بدون مطابقه است. بنابراین، مطابق با پنج نظام محتمل کامری، خانیکی از این حیث، وضعیت (ب) یا فاعلی ـ مفعولی را دارد. بنابراین، نظام مطابقه در زمان حال مانند سایر زبانهای ایرانی از نوع فاعلی ـ مفعولی است. اکنون به رفتار متفاوت در مثالهای (3) و (9) توجه میکنیم. در صورت حذف ضمیر شخصی در این مثالها، واژهبست غیرفاعلیِ /=e/[41]، مطابقه با فاعلِ سوم شخص مفرد را نشان میدهد. همخوان /d/ نیز که در زیرساخت موجود بوده در جایگاه بین دو واکه پدیدار میگردد. همین رفتار در زمان گذشتۀ خانیکی نیز قابلمشاهده است؛ فقط با این تفاوت که تکواژ ماضیساز/t/ ، بین بن فعلی و واژهبست ظاهر میشود[42]. مثالهای (13) و (14) صورتهای متناظر مثالهای (3) و (9) هستند که در آنها ضمیر منفصل فاعلی حذف شده و همخوان /d/ و واژهبست /=e/ روی فعل ظاهر شدهاند.
|
mæ-r-æd=e |
13) |
|
3شم = 3شم ـ رو ـ نمود ناقص |
|
|
«او میرود.» |
|
|
mæ-bær-æd=e |
mo=r |
14) |
|
3شم = 3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
مفعول جاندار = من |
|
|
«او من را میبرد.» |
|
|
در دو مثال (13) و (14)، نکتۀ جالب توجه این است که واکۀ /=e/ بعد از پدیدار شدن همخوان /d/ در روساخت به واکۀ /æ/ تبدیل میشود. نکتۀ حائز اهمیت دیگر این است که نشانۀ وندی و واژهبستی همزمان بر روی فعل ظاهر شدهاند و هممرجع هستند. معمولاً در زبانهای ایرانی، واژهبست و وند در توزیع تکمیلی[43] قرار دارند اما در این دو مثال، مواجهه و رویاروییِ دو نظام رقیبِ وندی و واژهبستی /-æd=e/ در کنار هم بسیار جالب توجه است. باید توجه داشت که نظام مطابقۀ مثال (14) غیرفاعلی ـ غیرفاعلی است زیرا هم فاعل و هم مفعول در حالت غیرفاعلی هستند، اما لازم به ذکر است که واژهبست /=e/ در نقش فاعل فعل لازم (S) در گفتار گویشورانِ جوانتر (با فاصلۀ سنی تقریبا دو دهه از افراد کهنسال)، حذف شده است. در مثالهای (15) و (16) که گونههای متأخرتر مثالهای (13) و (14) هستند همخوان /d/ در روساخت موجود است.
|
mæ-r-æd |
15) |
|
3شم ـ رو ـ نمود ناقص |
|
|
«او میرود.» |
|
|
mæ-bær-æd |
mo=r |
16) |
|
3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
مفعول جاندار = من |
|
|
«او من را میبرد.» |
|
|
بنابر دادههای زبان خانیکی، اگر ضمیر منفصل سوم شخص در جمله موجود نباشد، وند تصریفی مطابقه بهصورت /æd/ خواهد بود. حضور وند/æd/ در کنار ضمیر منفصل سوم شخص، جمله را نادستوری میکند.
|
mæ-r-æd |
*o |
17) |
|
3شم ـ رو ـ نمود ناقص |
او |
|
|
«او میرود.» |
|
|
|
mæ-bær-æd |
mo=r |
*o |
18) |
|
3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
مفعول جاندار = من |
او |
|
|
«او من را میبرد.» |
|
|
|
اگرچه این مقاله در چارچوب نظری ردهشناسی نگاشته شده است، اما شاید بهترین توضیح برای نادستوری بودن نمونههای (17) و (18) را بتوان در مفهومِ رد[44]یافت. این مفهوم در چارچوب دستور زایشی چامسکیایی[45] مطرح شده است. برای درک بهتر این موضوع، لازم است بدانیم در خانیکی قاعدهای کلی وجود دارد که امکان رخداد ضمیر منفصل و صورت واژهبستیِ آن را در یک بند نمیدهد. به باور نگارنده، حتی بعد از حذف /=e/ در مثالهای (15) و (16)، همچنان ردّی[46] از واژهبست /=e/ در آنجا باقی است که باعث نقض قاعدۀ مذکور و نادستوری شدن جملههای (17) و (18) شده است. میدانیم که تغییرات آوایی بر تمامی زبانهای جهان حاکم هستند و این تغییرات تدریجی در زبانها و در نهایت کاهش آوایی و حذف صوری یک عنصر زبانی همواره در زبانهای جهان مشاهده میشود. با وجود این، بعد از حذف یک صورت زبانی، آثاری از آن همچنان باقی میماند؛ مانند کشش جبرانی[47] و یا تکیه[48].
پس تا به اینجا، بنابر دادههای خانیکی همواره سه امکان برای سوم شخص مفرد حال وجود دارد که بهمنظور روشن بودنِ مطلب، هر سه امکان در کنار هم ارائه شدهاند. در ابتدا به سه امکان 3شم فعل لازم رفتن توجه میکنیم. هر سه جمله به معنی «او میرود» هستند که در مثالهای 19، 20 و 21 آمده است.
|
mæ-r-e |
o |
19) |
|
3شم ـ رو ـ نمود ناقص |
او |
|
|
«او میرود.» |
|
|
|
mæ-r-æd=e |
20) |
|
3شم = 3شم ـ رو ـ نمود ناقص |
|
|
«او میرود.» |
|
|
mæ-r-æd |
*o |
21) |
|
3شم ـ رو ـ نمود ناقص |
او |
|
|
«او میرود.» |
|
|
و حال سه امکان 3شم فعل متعدی ’بردن‘ را در مثالهای 22، 23 و 24 ملاحظه میکنیم. هر سه جمله به معنی «او من را میبرد» است.
|
mæ-bær-e |
mo=r |
o |
22) |
|
3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
مفعول جاندار = من |
او |
|
|
«او من را میبرد.» |
|
|
|
|
mæ-bær- æd=e |
mo=r |
23) |
|
3شم = 3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
مفعول جاندار = من |
|
|
«او من را میبرد.» |
|
|
|
mæ-bær- æd |
mo=r |
24) |
|
3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
مفعول جاندار = من |
|
|
« او من را میبرد.» |
|
|
مثالهای (3)، (9)، (15) و (16) ما را به این نتیجه میرسانند که لازم است دو صورتِ وندی برای 3شم در نظر بگیریم. بنابراین جدول (3) که تکمیلشدۀ جدول (2) است را به دست میدهیم.
جدول 3 . پسوندهای مطابقۀ فاعلی در خانیکی
|
شمار شخص |
مفرد |
جمع |
|
اول |
-om |
-em |
|
دوم |
-i |
-e |
|
سوم |
-e/-æd |
-æn |
· واژهبستهای مطابقۀ مفعولی
برای دستیابی به فهرست کامل واژهبستهای مطابقۀ مفعولی در خانیکی، صورتهای متناظر مثالهای (7ـ12) که مفعول در آنها حذف شده را به دست میدهیم. در صورت حذف مفعول صریح، واژهبستهای غیرفاعلی وظیفۀ مطابقه با مفعول را به عهده میگیرند. مثالهای (25ـ30) معادلهای دارای مفعول محذوف هستند.
|
mæ- bær-om=ʃe |
25) |
|
3شج = 1شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«من آنها را میبرم / میبرمشان» |
|
|
*mæ- bær-i=me |
26) |
|
1شج = 2شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«تو ما را میبری/ میبریمان» |
|
|
mæ-bær-æd=om |
27) |
|
1شم = 3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«او من را میبرد / میبَرَدم» |
|
|
mæ-bær- em=et |
28) |
|
2شم = 1شج ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«ما تو را میبریم / میبریمت» |
|
|
mæ-bær-e-y=eʃ |
29) |
|
3شم = میانجی ـ 2شج ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«شما او را میبرید / میبریدش» |
|
|
mæ-bær-æn=te |
30) |
|
2شج = 3شج ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«آنها شما را میبرند / میبرندتان» |
|
در مثالهای بالا، مطابقۀ فاعلی (وندی) پیش از مطابقۀ مفعولی (واژهبستی) در فعل صورتبندی میشود. باید توجه داشت که باز هم شاهد رفتار متفاوت 3شم هستیم. علت نادستوری بودن مثال (26) وجودِ رد واژهبستِ /=e/ در زیرساخت این جمله است که در قسمت قبل به این موضوع اشاره شد. حال به یک مثال با مفعول غیرجاندار توجه میکنیم. در این مثال، مفعول بینشان و بدون مطابقه است.
|
mæ-bær-om |
ʧow-hɑ |
(mo) |
31) |
|
1شج ـ بر ـ نمود ناقص |
ها = چوب |
من |
|
|
«من چوبها را میبرم.» |
|
||
اگر در مثال (31) مفعول صریح غیرجاندار حذف شود، همان واژهبست 3شم /=e/ (که برای فاعل فعل لازم (مثال 13) و فاعل فعل متعدی (مثال 14) به کار میرفت) ظاهر میشود و مفعول (O) غیرجاندار را صورتبندی میکند.
|
mæ-bær-om=e |
32) |
|
غیرجاندار.3شم = 1شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«من آنها را میبرم.» |
|
باید توجه داشت که واژهبست مفعولی /=e/ برای مفعول مفرد و جمع دارای یک صورت است؛ یعنی اگر بهجای «چوبها» مفعول مفرد میبود، باز هم با واژهبست مطابقۀ /=e/ بیان میشد. اکنون میتوانیم فهرست کامل واژهبستهای مفعولیِ خانیکی را در جدول (4) به دست دهیم.
جدول 4. واژهبستهای مطابقۀ مفعولی در خانیکی
|
شمار شخص |
مفرد |
جمع |
|
اول |
=om |
=me |
|
دوم |
=et |
=te |
|
سوم |
=eʃ |
=ʃe |
|
سوم غج[49] |
=e |
=e |
· واژهبست حاشیهای /=e/ در نقش A
مثالهای (14) و (16) را که در بالا از نظر گذراندیم گونۀ دیگری (مثال 33) نیز دارند که در آن، مفعول صریح حذف میشود و واژهبستهای مطابقه در جدول (4)، مفعول را صورتبندی میکنند. در این ساختار، مطابقۀ فاعلی پس از مطابقۀ مفعولی ظاهر میشود؛ بدین صورت که واژهبست /=e/ ، فاعل فعل متعدی (A) و واژهبست /=om/ مفعول فعل متعدی یا (O) را نشان میدهند. از این رو، اصطلاح واژهبست حاشیهای[50] برای این واژهبست پیشنهاد میشود.
|
mæ-bær-æd=om=e |
33) |
|
جاندار.3شم = 1شم =3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«او من را میبرد.» |
|
برای درک بهتر این موضوع، دیگر صیغگان این ساختار را در مثالهای 34ـ38 به دست دادهایم.
|
mæ-bær-æd=et=e |
34) |
|
جاندار.3شم = 2شم =3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«تو را میبرد.» |
|
|
mæ-bær-æd=et=e |
35) |
|
جاندار.3شم = 3شم =3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«او را میبرد.» |
|
|
mæ-bær-æd=me-(n)=e |
36) |
|
جاندار.3شم = میانجی ـ 1شج = 3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«ما را میبرد.» |
|
|
mæ-bær-æd=te-(n)=e |
37) |
|
جاندار.3شم = میانجی ـ 2شج = 3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«شما را میبرد.» |
|
|
mæ-bær-æd=te-(n)=e |
38) |
|
جاندار.3شم = میانجی ـ 3شج = 3شم ـ بر ـ نمود ناقص |
|
|
«آنها را میبرد.» |
|
در تمام مثالهای بالا شاهد نظام مطابقۀ غیرفاعلی ـ غیرفاعلی هستیم، زیرا هم فاعل فعل متعدی و هم مفعول فعل متعدی از طریق واژهبستهای غیرفاعلی نشانهگذاری شدهاند. در مثالهای (36ـ38) شاهد حضور همخوان خیشومیِ /n/ بهعنوان آوای میانجی هستیم. باید خاطر نشان شود که وجود این همخوان میانجی اختیاری است و هردو گونۀ با آوای میانجی و بدون آوای میانجی /n/ در دادههای گویشوران زبان خانیکی شنیده میشود.
· واژهبستهای مطابقه با فاعل در افعال روانشناختی
منظور از افعال روانشناختی، مجموعۀ بستهای از افعال است مانند «خواستن»، «ترسیدن»، «خوش آمدن»، «بد آمدن»، «شدن» و «بودن» که بهلحاظ معناشناختی فاعل کنشگر ندارند، بلکه دارای فاعل تجربهگر هستند. بهعبارت دیگر، این افعال دارای فاعل غیرفاعلی[51] یا فاعل غیربنیادی[52] هستند و روی فعل، وندهای مطابقه وجود ندارد و مطابقه با فاعل از طریق نظام واژهبستی انجام میگیرد؛ درست مانند افعال زمان گذشته. برای نشان دادن این موضوع به فعل «خواستن» در مثال (33) در زیر که دارای فعل روانشناختی است توجه میکنیم. این جمله به سه شکل دستوری شده است[53]. در شق اول، فاعل و مفعول بدون مطابقه و دارای حالت خنثی هستند.
|
mæ |
u |
to |
39) |
|
خواست |
آن |
تو |
|
|
«تو آن را میخواهی» |
|
||
شق دوم زمانی است که در جملۀ (39) بالا، مفعول محذوف باشد و از طریق واژهبست غیرفاعلی /=e/ روی فعل ظاهر شود. در این صورت، حالتنمای غیرفاعلی /rɑ/ «را» روی فاعل ظاهر میشود. پس مطابقه با فاعل و مفعول (O) از طریق نظام واژهبستی غیرفاعلی صورت گرفته است. بنابراین، مثال (40) مطابقۀ غیرفاعلی ـ غیرفاعلی را نشان میدهد.
|
mæd=e |
to=r |
40) |
|
غیرجاندار.3شم = خواست |
حالتنمایغیرفاعلی[54] = تو |
|
|
«تو آن را میخواهی؟» |
|
|
جالب است که در شق سوم، فاعل غیرفاعلی نیز قابلحذف است و میتواند با واژهبست غیرفاعلی صورتبندی شود. در این صورت، جملۀ (41) حاصل میشود.
|
mæd=et=e |
41) |
|
غیرجاندار.3شم = 2شم = خواست |
|
|
«تو آن را میخواهی؟» |
|
مثالهای (40) و (41) ما را به این نتیجهگیری رهنمون میسازند که نظام مطابقه در آنها غیرفاعلی ـ غیرفاعلی است. حال صیغگان فعل «ترسیدن» را به دست میدهیم. در این مثالها یعنی نمونههای 42 تا 47، برخلاف مثال (39)، روی فعل وند تصریفی 3شم ظاهر شده است. در این جمله، برای دیگر شخصهای فعل، همین وند ظاهر میشود.
|
mæ-tærs-e |
koronɑ |
æz |
mo=r |
42) |
|
3شم ـ ترس ـ نمود ناقص |
کرونا |
از |
حالتنمای غیرفاعلی = من |
|
|
«من از کرونا میترسم.» |
|
|||
|
mæ-tærs-e |
koronɑ |
æz |
to=r |
43) |
|
3شم ـ ترس ـ نمود ناقص |
کرونا |
از |
حالتنمای غیرفاعلی = تو |
|
|
«تو از کرونا میترسی؟» |
|
|||
|
mæ-tærs-e |
koronɑ |
æz |
o=r |
44) |
|
3شم ـ ترس ـ نمود ناقص |
کرونا |
از |
حالتنمای غیرفاعلی = او |
|
|
«او از کرونا میترسد.» |
|
|||
|
mæ-tærs-e |
koronɑ |
æz |
mɑ=r |
45) |
|
3شم ـ ترس ـ نمود ناقص |
کرونا |
از |
حالتنمای غیرفاعلی = ما |
|
|
«ما از کرونا میترسیم.» |
|
|||
|
mæ-tærs-e |
koronɑ |
æz |
ʃomɑ=r |
46) |
|
3شم ـ ترس ـ نمود ناقص |
کرونا |
از |
حالتنمای غیرفاعلی = شما |
|
|
«شما از کرونا میترسید؟» |
|
|||
|
mæ-tærs-e |
koronɑ |
æz |
unɑ=r |
47) |
|
3شم ـ ترس ـ نمود ناقص |
کرونا |
از |
حالتنمای غیرفاعلی = شما |
|
|
«آنها از کرونا میترسند.» |
|
|||
در تمام مثالهای مذکور، در صورت حذف ضمیر منفصل در نقش فاعل غیرفاعلی، واژهبست مطابقه برای ارجاع متقابل با فاعل روی گروه حرف اضافهای ظاهر میشود. مثال (48) در زیر صورت متناظر مثال (43) است که در آن فاعل غیرفاعلی حذف شده و جای آن، واژهبست مطابقۀ غیرفاعلی ظاهر شده است.
|
mæ-tærs-e |
koronɑ=t |
æz |
48) |
|
3شم ـ ترس ـ نمود ناقص |
کرونا=2شم |
از |
|
|
«تو از کرونا میترسی؟» |
|
||
شق دیگری از این جمله، یعنی مثال (48) وجود دارد که در آن میتوان گروه حرف اضافهای را نیز از جمله حذف کرد. مثال (49) نتیجۀ این فرایند خواهد بود.
|
mæ-tærs-æd=et |
49) |
|
2شم = 3شم ـ ترس ـ نمود ناقص |
|
|
«میترسی؟» |
|
4ـ2. سازوکار مطابقه با فاعل در فعلهای لازم و متعدی ساختهشده با ستاک گذشته
در زمان گذشته، روی فعل پسوند مطابقه وجود ندارد و A، S و O یا بدون مطابقه هستند و یا بهصورت واژهبستهای غیرفاعلی ظاهر میشوند. تمام این واژهبستها، همان واژهبستهای مطابقه با مفعول (جدول 4) در زمان حال هستند. در وضعیت بدون مطابقه، فاعل بهصورت ضمیر منفصل ظاهر میشود و روی فعل مطابقه وجود ندارد، اما در ادامه به نمونههای بدون ضمیر منفصل میپردازیم. برای به دست دادن این واژهبستهای مطابقۀ غیرفاعلی در نقش (S) در ابتدا به فعلهای لازم یا تکظرفیتی «رفتن»، «بودن»، «فرار کردن»، «افتادن»، «آمدن»، «گفتن»، «خوابیدن»، «شکستن» نگاهی میاندازیم:
|
be-ræft=om |
50) |
|
1شم = رفت ـ نمود کامل |
|
|
«من رفتم.» |
|
|
bo |
serɑ=t |
hæ/dæ |
51) |
|
بود |
2شم= خانه |
در |
|
|
«در خانه بودی؟» |
|
||
|
be-ʤæst=eʃ |
52) |
|
3شم = جست ـ نمود کامل |
|
|
«او فرار کرد.» |
|
|
-eftid=e |
53) |
|
غیرجاندار.3شم = افتاد ـ نمود کامل |
|
|
«آن افتاد.» |
|
|
b-ume=me |
54) |
|
1شج = آمد ـ نمود کامل |
|
|
«ما آمدیم.» |
|
|
vær-gof=t:e[55] |
55) |
|
2شج = گفت ـ بَر |
|
|
«شما گفتید.» |
|
|
ʃu |
xɑw=ʃe |
dæ |
56) |
|
شد |
3شج = خواب |
در |
|
|
«آنها خوابیدند.» |
|
||
|
be-ʃkæst=e |
57) |
|
غیرجاندار.3شم = شکست ـ نمود کامل |
|
|
«آن شکست.» |
|
همانطور که مشاهده میشود در مثالهای (50ـ57) شاهد تجلی نظام واژهبستی هستیم. در مثالهای (51) و (56)، گروه حرف اضافهای نخستین سازۀ گروه فعلی است و از همین رو میزبان واژهبست مطابقۀ فاعلی است. از طرف دیگر، در سایر مثالهای بالا، فعل بهعنوان تنها سازۀ موجود در جمله در ابتدای جمله واقع شده و میزبان واژهبست است. در جملات دارای افعال متعدی نیز، فاعل (A) دقیقاً با همین واژهبستها تجلی مییابد. در زیر، مثال (58) را شاهد هستیم که دارای فعل متعدی «بردن» است.
|
bo-bo |
æli=r=ʃe |
58) |
|
برد ـ نمود کامل |
3شج = مفعول جاندار = علی |
|
|
«تو آن را میخواهی؟» |
|
|
همانطور که مشاهده میشود، در این جمله نظام مطابقه از نوع غیرفاعلی ـ غیرفاعلی است. در مثال (58) امکان حذف مفعول صریح نیز وجود دارد و در این صورت، مفعول با واژهبست /=e/ روی فعل ظاهر میگردد.
|
bo-bord=ʃe-n=e |
59) |
|
3شم = میانجی ـ 3شج ـ برد ـ نمود کامل |
|
|
«آنها او را بردند.» |
|
نکتۀ درخور توجه در اینجا این است که در زمان گذشتۀ خانیکی، موضوعها[56] (یعنی A، S و O) نسبت به زمان حال، دارای نقش وارونه[57] هستند. برای نشان دادن این واقعیت، به مثال (38) یعنی صورتِ متناظر جملۀ (59)، توجه میکنیم. برای سهولت، این مثال در مثال (60) دوباره تکرار شدهاست.
|
mæ-bær-æd=ʃe-n=e |
60) |
|
جاندار.3شم = میانجی ـ 3شج =3شم ـ برد ـ نمود ناقص |
|
|
«او آنها را میبرد.» |
|
در مثال (60) که فعل آن دارای ستاک حال است، واژهبست حاشیهای /=e/ فاعل (A) و واژهبست /=ʃe/ مفعول (O) است و در مثال (59) که فعل آن دارای زمان گذشته است، نقشها کاملاً وارونه هستند. بدین صورت که واژهبست حاشیهای /=e/ مفعول (O) و واژهبست /=ʃe/ فاعل (A) جمله است. موضوع وارونگی در مورد سایر واژهبستهای خانیکی نیز صدق میکند. بدین صورت که تمام واژهبستهای مفعولی موجود در جدول (4)، در جملات زمان گذشته، در نقش فاعل ظاهر میشوند. اکنون میتوانیم فهرست کامل واژهبستهای مطابقه با فاعل در زمان گذشتۀ خانیکی را در جدول (5) به دست دهیم.
جدول 5 . واژهبستهای مطابقۀ فاعلی در زمان گذشتۀ خانیکی
|
شمار شخص |
مفرد |
جمع |
|
اول |
=om |
=me |
|
دوم |
=et |
=te |
|
سوم |
=eʃ/=e |
=ʃe |
4ـ3. الگوهای نظام مطابقه در زمان حال
براساس تمام مثالهای مذکور تا به اینجا و با توجه به جدول (2) که پسوندهای مطابقه فاعلی در خانیکی را نشان میدهد و همچنین، جدول (5) که نشانگر واژهبستهای مطابقۀ فاعلی است، میتوان با قطعیت گفت که نظام مطابقه در زبان خانیکی، بین زمان حال و گذشته، دوگانه است. در ساختهای دارای فعلهای لازم و متعدی [+ حال] نیز، شاهد دوگانگی در نظام مطابقه هستیم. در شق اول و بینشان زمان حال، پسوندهای مطابقه وظیفۀ ارجاعدهی به فاعل را انجام میدهند. شکل (2) الگوی نظام مطابقه در شق اول فعلهای [+ حال] را نشان میدهد.
|
فاعل فعل لازم (S) فاعل فعل متعدی (A) |
|
مفعول (O) |
|
فعل فعل |
|
مطابقۀ مستقیم بدون مطابقه/مطابقه غیرفاعلی |
شکل 2. نظام مطابقه در فعلهای ساختهشده با ستاک حال (به غیر از سوم شخص مفرد و افعال روانشناختی)
در این شکل، مطابقۀ مستقیم به پسوندهای مطابقۀ فاعلی اشاره دارد و منظور از آن شرایطی است که مطابقۀ فاعل از طریق وند تصریفی روی فعل صورت میگیرد و فاعل بهواسطۀ حضور شناسهها روی فعل، قابلحذف باشد. مثالهای (1)، (2)، (4) تا (8)، (10) تا (12)، (25)، (26) و (28) تا (32) نظام مطابقۀ فاعلی ـ مفعولی دارند. وضعیتِ مطابقه با مفعول (O) نیز همواره به دو گونه صورت میپذیرد:
الف) مفعول بدون مطابقه است. در این حالت اگر مفعول جاندار باشد، با پساضافۀ غیرفاعلی /rɑ/ «را» و اگر مفعول غیرجاندار باشد، بدون نشانه یا دارای نشانۀ صفر است.
ب) مفعول از طریق واژهبستهای مطابقۀ غیرفاعلی صورتبندی میشود. در این حالت نیز، اگر مفعول جاندار باشد، با واژهبستهای /=om/، /=et/، /=eʃ/، /=me/، /=te/ و /=ʃe/ و اگر مفعول غیر جاندار باشد، با واژهبست حاشیهای /=e/ ظاهر میشود.
در شق دوم و نشاندار در زمان حال، یعنی سوم شخص مفرد افعال و افعال روانشناختی، فاعل یا بدون مطابقه است و یا مانند زمان گذشته از طریق واژهبست تجلی مییابد. شکل (3) الگوی نظام مطابقه در سوم شخص مفرد فعلهای [+ حال] (مثالهای (13، 14 و 33 تا 38) و افعال روانشناختی [+ حال] (مثالهای 39 تا 49)) را نشان میدهد.
فاعل فعل لازم (S) فعل
فاعل فعل متعدی (A) مفعول (O) فعل
بدون مطابقه/مطابقه غیرفاعلی بدون مطابقه/مطابقه غیرفاعلی
شکل 3. نظام مطابقه در فعلهای ساختهشده با ستاک حال سوم شخص مفرد و افعال روانشناختی
در شکل (3) بدون مطابقه به وضعیتی اشاره دارد که مفعول (O) خود در جمله حضور داشته باشد و مطابقۀ غیرفاعلی شرایطی را توصیف میکند که مفعول (O) در جمله حذف شده و واژهبستهای مطابقه وظیفۀ ارجاعدهی به مفعول محذوف را به عهده دارند. بدون مطابقه درمورد فاعل فعل لازم و متعدی نیز به وضعیتی اشاره دارد که فاعل یا بهصورت ضمیر منفصل و یا گروه اسمی در جمله حضور دارد و مطابقۀ غیرفاعلی شرایطی را توصیف میکند که فاعل (A و S) از جمله حذف شده باشد و واژهبستهای مطابقه وظیفۀ ارجاعدهی به فاعل محذوف را به عهده دارند. این وضعیت نشانگر نظام مطابقۀ خنثی یعنی ردۀ (الف) است. به دیگر سخن، هر سه جایگاه نحوی یا بدون مطابقهاند و یا هر سه جایگاه دارای مطابقۀ غیر ـ فاعلی[58] هستند.
4ـ4. الگوی نظام مطابقه در زمان گذشته
در ساختهای دارای فعل [+گذشته]، فاعل (A و S) و مفعول (O) اگر غیرمحذوف باشند، هر سه بدون مطابقه و اگر محذوف باشند، هر سه با پیبستهای غیرفاعلی ارجاعدهی میشوند. شکل (4) الگوی نظام مطابقه در فعلهای [+ گذشته] را نمایش میدهد.
فاعل فعل لازم (S) فعل
فاعل فعل متعدی (A) مفعول (O) فعل
بدون مطابقه/مطابقه غیرفاعلی بدون مطابقه/مطابقه غیرفاعلی
شکل 4. نظام مطابقه در فعلهای لازم و متعدی ساختهشده با ستاک گذشته
همانطور که مشاهده میشود شکلهای (3) و (4) کاملاً مشابه هم هستند، اگرچه که زمان فعل در آنها متفاوت است.
5. نتیجهگیری
در این مقاله مشاهده کردیم که در زبان خانیکی نظام مطابقۀ دوگانه دستوری شده است. طبق دادههای این زبان، تعمیم کلی در مورد نظام مطابقۀ دوگانه در خانیکی به قرار زیر است: الف) در جملات دارای افعال [+ حال]، چه لازم و چه متعدی، نظام مطابقه فاعلی ـ مفعولی است. ب) در جملات دارای افعال [+ گذشته]، [+کامل]، [+سوم شخص مفرد] و [+روانشناختی]، چه لازم و چه متعدی، نظام مطابقه غیرفاعلی ـ مفعولی است. بنابراین، نظام مطابقه در زبان خانیکی، حساس به مؤلفههای زمان، نمود، شخص و ویژگی معنایی فاعل است. سازوکار مطابقه در زمان [+ حال] یعنی نظام مطابقه فاعلی ـ مفعولی، از طریق نظام وندی صورتبندی میشود. از طرف دیگر، نظام مطابقۀ غیرفاعلی ـ مفعولی در نگاهی خردتر، از نوع ردۀ خنثی (بدون مطابقه یا دارای مطابقۀ سهگانۀ غیرفاعلی) است و از طریق واژهبستهای مطابقۀ غیرفاعلی صورتبندی میشود. هیچ یک از سه ردۀ کُنائی ـ مطلق، سهبخشی و دوبخشی در زبان خانیکی مشاهده نشدند و از این حیث زبان خانیکی رفتار متفاوتی از سایر زبانهای ایرانی مطالعهشده نشان میدهد. وضعیت مطابقه با مفعول هم در زمان حال و هم در زمان گذشته به دو صورت انجام میشود: الف) مفعول بدون مطابقه است. در این حالت اگر مفعول جاندار باشد، با پساضافۀ غیرفاعلی /rɑ/ «را» و اگر مفعول غیرجاندار باشد، بدون نشانه یا دارای نشانۀ صفر است. ب) مفعول دارای مطابقه است و از طریق واژهبستهای مطابقۀ غیرفاعلی صورتبندی میشود. در خانیکی، هیچگاه مفعول از طریق پسوندهای مطابقۀ فاعلی (همان پسوندهای مطابقه با فاعل فعل لازم و فاعل فعل متعدی [+ حال]) صورتبندی نمیشود. شاید مهمترین و بارزترین تفاوت زبان خانیکی نسبت به سایر زبانهای ایرانی، وجود واژهبست /=e/ در دادههای این زبان باشد. این واژهبست، بسامد رخداد بسیار بالایی دارد و مطابقه با A، S و O را صورتبندی میکند و همواره در منتهیالیه سمت راست افعال ظاهر میشود؛ از این رو، آن را واژهبست حاشیهای خواندیم. مولفۀ معنایی جانداری در این واژهبست، در زمان گذشته و حال، رفتاری متفاوت و دوگانه را نشان میدهد. به این صورت که در زمان حال، این واژهبست در نقشهایِ A [± جاندار]، S [± جاندار]، O [−جاندار] و در زمان گذشته در نقشهای S[- جاندار]، O [± جاندار] مشاهده شد که البته تمام این موارد در مثالهای این مقاله ذکر نشدهاند. این مشاهده میتواند موضوع مطالعات آتی باشد.
تعارض منافع
تعارض منافع ندارم.
سپاسگزاری
نگارندۀ این مقاله بر خود لازم میداند از همه گویشوران و بزرگوارانی که با شکیبایی، مهربانی و سخاوت، دانش و آگاهی ارزشمند خود را در فرایند گردآوری دادههای زبانی بیدریغ در اختیار وی نهادند، صمیمانه سپاسگزاری کند. بیتردید، این پژوهش بدون همراهی و همکاری ارزشمند آنان به سرانجام نمیرسید.
همچنین، بر خود لازم میدانم از جناب آقای دکتر لباف خانیکی، باستانشناسی که با رهنمودهای عالمانه، نکتهسنجی و دانش ژرف خویش، در روشنتر شدن پیشینۀ تاریخی و جغرافیایی این منطقه راهگشا بودند و به حق، غبار از سیمای تاریخ این منطقه زدودند، صمیمانه قدردانی و مراتب سپاس خود را ابراز دارم.
و در پایان، از ژرفای دل و بن وجود، مراتب سپاس و ارادت خویش را به استاد ارجمند، آقای دکتر محمد دبیرمقدم، سرکار خانم دکتر گلناز مدرسی قوامی و زنده یاد دکتر کوروش صفوی و سایر اساتیدم تقدیم میکنم؛ چرا که ایشان با منزلت والای معلمی خویش، شوق اندیشیدن و یک عمر آموختن را معنا بخشیدند. نگارنده همواره خود را وامدار دانش، منش و آموزههای ارزشمند ایشان میداند.
[41]. در مورد تکواژ /=e/ باید خاطر نشان شود که این تکواژ در دیگر زبانهای ایرانی مانند لکی، خُنجی، وفسی، و کردی سلیمانیه در هیئت وند 3شم مشاهده شده است. در مورد گویش لکی، دبیرمقدم (1392) بر این باور است که این تکواژ در زمان گذشته، واژهبست 3شم است و در زمان حال وند تصریفی 3شم محسوب میشود. با این وجود، در زبان خانیکی، این تکواژ در زمان گذشته و حال رفتاری مشابه رفتار واژهبست دارد. البته نباید این واژهبست را با وند تصریفی 3شم که با این واژهبست همآوا است خلط کرد.
[42]. به صورت گذشتۀ مثال (3) در متن توجه میکنیم.
|
a) |
o |
be-ræf |
|
|
او |
رفت ـ نمودکامل |
|
|
«او رفت.» |
|
در صورت حذف ضمیر منفصل، گونۀ زیر حاصل میشود که معادل مثال (13) در متن است.
|
b) |
be-ræft=eʃ |
|
|
رفت ـ نمودکامل=3شم |
|
|
«او رفت.» |
همخوان /t/ که پسوند گذشتهساز است، در زیرساخت حضور دارد و در اثر قاعدۀ افزوده شدن واژهبست به بن فعلی پدیدار میشود، درست مانند همخوان /d/ در زمان حال. در ضمن، امکان حضور ضمیر منفصل و صورت واژهبستی آن، یعنی /eʃ/ در کنار هم جمله را نادستوری میکند.
|
c) |
*o |
be-ræf-t=eʃ |
|
|
او |
نمودکامل ـ رفت =3شم |
|
|
«او رفت.» |
|
این رفتار، یعنی نادستوری بودن حضور ضمیر منفصل و صورت واژهبستی آن در زمان حال نیز صادق است. در زبان خانیکی، ضمایر منفصل (جدول 1) و ضمایر واژهبستی (جدول 5) همواره در توزیع تکمیلی هستند.
|
d) |
*o |
mæ-r-ed=e |
|
|
او |
3شم ـ روـ نمود ناقص =3شم |
|
|
«او میرود.» |
|
[49]. غیرجاندار
[53]. نکتهای که در زبان خانیکی جالب توجه است گوناگونی و انتخابهای زیاد برای بیان یک گزاره است. بهعنوان مثال، جملات زیر همه یک مفهوم گزارهای را القا میکنند: «من او را بردم»
|
e) |
mo |
o=r |
bo-bo |
|
|
من |
او=مفعولجاندار |
برد ـ نمودکامل |
|
|
«من او را بردم.» |
||
|
f) |
o=r=em |
bo-bo |
|
|
او=اشج = مفعولجاندار |
برد ـ نمودکامل |
|
|
«من او را بردم.» |
|
|
g) |
mo=ʃ |
bo-bo |
|
|
3شم = من |
برد ـ نمودکامل |
|
|
«من او را بردم.» |
|
|
h) |
bo-bo |
|
|
3شم = 1شم = برد ـ نمودکامل |
|
|
«من او را بردم.» |
به نظر میرسد که علت این گوناگونیها را باید از طریق بررسیهای کاربرد شناختی و کلامی، در ساخت اطلاع زبان خانیکی جست.
1 . آوای /t/ مشدد شده است به این دلیل که تکواژ گذشتهساز /t/ و واژهبست 2شج /=te/ در کنار هم قرار گرفتهاند.
[58]. tri-oblique