Document Type : Research Paper
Authors
1 PhD Student in Linguistics, Tarbiart Modares University, Tehran, Iran
2 Professor of Linguistics, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
3 Associate Professor, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
در دورههای اخیر، آموزش زبان فارسی بهعنوان یکی از شاخههای زبانشناسی کاربردی، بهصورت تخصصی موردتوجه زبانشناسان و مدرسان این زبان بوده است. امروزه آموزش زبان فارسی بهسبب مطرحشدن آن بهعنوان زبان علم، خصوصاً در حوزة معارف اسلامی، در سطح منطقهای و فرامنطقهای گسترش روزافزونی یافته است و این مسأله بهتدریج موجب شده است که این زبان، جایگاه برجستهای در میان کشورهای منطقه کسب کند. از طرفی، ارتقای جایگاه زبان فارسی در حوزة بینالمللی یکی از هشت هدف کلان در نقشة جامع علمی کشور در نظر گرفته شده است (سند نقشه جامع علمی کشور، ص 7، بند 6). این مسأله نشاندهندة ضرورت پیشبینی راهبردها و انجام اقدامات ملّی همچون توسعة زبان فارسی بهعنوان یکی از زبانهای علمی در سطح جهان و توسعة روشهای آسان و سریع زبانآموزی و ... در این زمینه است. با وجود تلاشها و اقدامات پرباری که در این زمینه انجام شدهاست، هنوز راه زیادی تا رسیدن به اهداف علمی در حوزة آموزش زبان فارسی در سطح بینالمللی در پیش داریم و کمبود برخی پژوهشهای زیربنایی در این زمینه مشهود است. یکی از این موارد، گزینش محتوای واژگانی متناسب با سطوح زبانآموزی در کتابها و برنامههای درسی آموزش زبان فارسی است.
پژوهشهای حوزة آموزش زبان، از جمله میرا[1] (1980) و نیشن[2] (1990) نشان میدهند که بسیاری از مشکلات زبانآموزان در تولید و دریافت زبان ناشی از دانش واژگانی کم آنهاست (1995: 43 Kang, به نقل از مرصوص، 1389: 32). اصولاً، بدون واژه یادگیری زبان غیرممکن است (Rivers, 1981: 242). باتوجهبه آنچه گفته شد، اهمیت و نقش کلیدی واژه در آموزش زبان دوم یا خارجی، بهطور عام، و در برنامههای درسی، روشهای تدریس و شیوههای آزمونسازی، بهطور خاص، مشخص و بارز است. گزینش محتوای آموزشی متناسب با سطح و اهداف زبانآموزان نقش بسزایی در یادگیری و تحقق اهداف آموزش دارد. به عقیدة صحرائی و همکاران (1391)، برای تعیین محتوای موردنیاز برای طراحی برنامة درسی، باید فرایندی شامل چهار گام طی شود که دومین گام آن گزینش است؛ یعنی پس از محدودکردن محتوای درس به مهارت/ مهارتهای موردنیاز، گام دوم، گزینش اجزای زبانی، مثل واژه، الگوهای دستوری و نقشهای زبان است. گردآوری واژگان پایه[3] (یا آنچه امروز برنامة درسی واژگانی شناخته میشود) حاصل همین بحث گزینش و درجهبندی واژگان است (صحرائی، 1391: 102ـ103).
به عقیده نیشن (2003)، بسامد واژگانی و کاربردیبودن واژهها دو اصل در آموزش واژههای زبان دوم/خارجی قلمداد میشوند. شهبازی (1387) شش معیار اصلی و ریزمعیارهایی را برای گزینش واژگان ارائه میکند که یکی از آنها بسامد است. ویلکینز[4] (1972: 118) معتقد است که یکی از مهمترین معیارها بسامد است و معمولاً، نه لزوماً، مفیدترین واژهها پرکاربردترین آنها هستند. اکنون پرسشی که مطرح میشود این است که واژههای آموزشی کتابهای آموزش زبان فارسی از نظر بسامد چه تناسبی با پیکرههای واژگانی زبان فارسی منتخب در این پژوهش یعنی، فهرست واژههای پژوهش صحرائی و همکاران (1398)، نعمتزاده و همکاران (1390) و عاصی (1398) دارند. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی واژهگزینی و مقایسة بسامد واژههای آموزشی در دو مجموعة شیراز (صحرائی و همکاران، 1399) و پرفا (میردهقان و همکاران، 1397) انجام گرفته است. معیار انتخاب این دو مجموعه دو اصل بهروز و پرکاربردبودن آنهاست. باتوجهبه آنچه گفته شد، پرسشهای پژوهش به قرار زیر هستند:
فرضیۀ متناظری برای این پرسشها وجود ندارد و پاسخ آن از طریق بررسی و تحلیل آماری به دست خواهدآمد.
پرداختن به پژوهش حاضر مستلزم ارائۀ توضیحی مختصر در مورد این دو مجموعه است. مجموعة آموزش زبان فارسی شیراز در چهار جلد تألیف شده است که تاکنون تنها یک جلد آن به چاپ رسیده و بقیة جلدها در مرحلة چاپ هستند. این مجموعه ویژه فارسیآموزان سطح مقدماتی است و برای دانشآموزان پایة هفتم به بعد مدارس لبنان تألیف شده است. این کتاب 6 بخش و هر بخش 3 درس دارد که هرکدام شامل صفحة واژه، گفتگو، دستور و تلفظ هستند. این کتاب֯ چهارمهارتی و دارای فعالیتهای ارتباطی است. همچنین، کتاب مذکور دارای کتاب مدرس است که آن نیز در مرحلة چاپ است. این مجموعه کتاب توسط انتشارات بینالمللی آزفا ثبت شده و به چاپ رسیده است. مجموعه کتابهای پرفا در سه جلد و توسط نشر نگارستان اندیشه به چاپ رسیده است. این کتاب 12 بخش و هر بخش چهار درس دارد. هر بخش شامل محتوای کارکردی، دستوری و واژگانی است و چهار مهارت اصلی را نیز دربردارد. این کتاب دارای کتاب کار و نیز راهنمای مدرس است.
شهبازی (1387) چنین بیان میکند که آموزش صحیح و کامل چهار بخش اساسی دارد: گزینش محتوای آموزش، درجهبندی مواد آموزش، آموزش و ارزشیابی. به عقیدة او، واژه یکی از مؤلفههای اساسی زبان است و آموزش آن از اهمیت بالایی برخوردار است. به گفتة وی، در روشهای سنتی آموزش زبان، گزینش واژگان با تکیه بر شمّ زبانی، تجربه و ذوق و سلیقه افراد انجام میگیرد و ازاینرو، احتمال خطا در آن زیاد است. از نظر وی، مهمترین ایرادی که میتوان بر واژگان مجموعة آموزش زبان فارسی «آزفا» (ثمره، 1372) وارد کرد این است که واژگان بهطور سلیقهای و تجربی گزینش شدهاند. از نظر تعداد واژگان، زبانآموز پس از گذراندن دورة آموزشی مجموعه کتابهای آزفا، بیش از ۵۰۰۰ واژۀ فارسی یاد میگیرد و از نظر وی این تعداد بسیار زیاد است.
پژوهش شاهرخی (1395) با هدف معیارسازی واژگان در آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان و ارائۀ فهرست واژگانی متناسب با سطوح مهارتی مختلف در چارچوب مشترک زبانی اتحادیه اروپا انجام شده است. روش این تحقیق، تحلیل محتوای کیفی و ابزار تحقیق بازبینههای پژوهشگرِ آن و نیز پیمایشِ توافقمحور دلفی[5] (نظرخواهی از خبرگان و متخصصان زبانشناسی) بوده است. بدینترتیب، چارچوبی معیار برای یادگیری، آموزش و ارزشیابی آزوفا (آموزش زبان و فرهنگ فارسی به غیرفارسیزبانان) بههمراه فهرست واژگانی و نقشها و مفاهیم طبقهبندیشدة متناسب با چهار سطح مبتدی یک، مبتدی دو، متوسط یک و متوسط دو به دست آمد.
پژوهش جهانگردی و همکاران (1395) با استفاده از ابزارهای زبانشناسی پیکرهای، به سنجش میزان همپوشانی و انطباق واژههای ارائهشده در کتابهای آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان، با پربسامدترین واژههای زبان فارسی پرداخته است. آنها پژوهشهای پیکرهبنیاد[6] (Sinclair, 1991; 2004) را نقطة شروع بسیاری از رویکردهای پیکرهبنیاد در آموزش زبان میدانند و با ذکر اهمیت پیکرهها، از آنها بهعنوان خوراک کلاسهای آموزش زبان یاد کردهاند. روش این پژوهش کتابخانهای و مقایسهای است. بهاینمنظور، فهرستهای واژگانی هریک از کتابها و نیز پیکرة زبانآموزی با فهرست واژگانی ـ بسامدیِ پیکرة مبنا مقایسه شده است. نتایج نشان داده است که بهلحاظ سطوح واژهآموزی، کتابها گاهی صرفاً 2% از واژههای پُربسامد زبان فارسی را به زبانآموزان معرفی کرده بودند.
صحرائی و همکاران (1396) با اشاره به اهمیت یادگیری واژه و تأیید نظر کارشناسان مبنی بر ترادف یادگیری واژه با یادگیری زبان، اهمیت سطحبندی محتوای واژگانی در منابع درسی را تبیین نمودهاند. به اعتقاد آنها، استفاده از صورت نشاندار واژههای زبان و گنجاندن سلیقهای واژهها در منابع آموزش زبان فارسی، یکی از بزرگترین چالشها بر سر راه یادگیری زبان فارسی است که باید به شکلی اصولی به آن پرداخته شود. به باور نیشن (2006)، وقتی اندوختة واژگانی یک زبانآموز بین 8000 تا 9000 واژه باشد، فرد قادر به درک متون سادهنشدة زبان مقصد خواهد بود. برایناساس، آنها به این موضوع پرداختهاند که یادگیری این تعداد واژه برای یک بومیزبان بسیار ساده است و در اثر مجاورت و برخورد زبانی، حتی در دوران کودکی، این امر میسر خواهد شد.
باوجوداین، از آنجاییکه زبانآموز از چنین شرایطی برخوردار نیست، لازم است در یادگیری زبان مقصد از روشهای خاصی استفاده شود و با در نظر داشتن اولویتهای ویژه و گزینش واژههای کاربردیتر و مفیدتر، به یادگیری زبان بپردازد. یکی از اهداف این پژوهش، مقایسة بین واژههای پربسامد پژوهشهای مختلف است. صحرائی و همکاران (1396) با استخراج و بسامدگیری واژههای موجود در متون مطبوعاتی، فهرستی از واژههای پرکاربرد فارسی ارائه کردهاند. بهاینمنظور، پیکرهای متشکل از بیش از یک میلیون و دویست هزار واژه در زمینههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ورزشی، علمی، اقتصادی و ادبیات داستانی از روزنامههای کثیرالانتشار استخراج و در پایگاه دادهای که جهت انجام این پژوهش تولید شده، گردآوری شده است. در گام بعدی، واژهها برچسبگذاری و بسامدگیری شدهاند و جدول «جمع بسامدها» نیز تهیه شده است. ماحصل کار با پژوهشهای مشابه، از جمله پژوهشهای حسنی (1384)، صحرائی و همکاران (1398) و نعمتزاده و همکاران (1390) مقایسه شده است. اعتبارسنجی یافتههای پژوهش نشان میدهد که بهدلیل یکساننبودن منبع دادهها در پژوهشها، بین پژوهش صحرائی و همکاران (1396) و دیگر پژوهشها 30 درصد اختلاف وجود دارد.
باتوجهبه آنچه گفته شد، نقد و بررسی کتابهای آموزشی زبان فارسی و بازنگری و اصلاح محتوای آموزشی آنها از اهمیت بالایی برخوردار است و مسبوقبهسابقه نیز است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی میزان بسامد واژگانی واژههای دو مجموعة آموزشی زبان فارسی (شیراز و پرفا) است. مطالعات مشابه در حوزة نقد و بررسی کتابهای آموزش زبان فارسی ـ که با هدف بررسی نقاط قوت و ضعف محتوای آموزشی انجام میپذیرند ـ در جهت اصلاح و رشد کیفیت آموزش زبان فارسی ضروری است. نتایج و یافتههای این پژوهش میتوانند بهمنظور بازنگری و اصلاح محتوای آموزشی به کار روند و در جهت تألیف کتابهای آموزشی برای مؤلفان مفید واقع شوند.
واژههای هر مجموعه به روش کتابخانهای از واژهنامة انتهای کتابها جمعآوری شده است و بعد از یکسانسازی، ویرایش و برچسبگذاری مقولهها، بسامد واژگانی این دو مجموعه با یکدیگر مقایسه شد. سپس، میزان بسامد واژههای این دو مجموعه با فهرست واژههای پژوهش صحرائی و همکاران (1398)، نعمتزاده و همکاران (1390) و عاصی (1398) مقایسه شد. تحلیل دادهها در این پژوهش با نرمافزار مایکروسافت اکسل و روشهای جدولمحوری و فرمولنویسی انجام شده است.
ابتدا واژههای آموزشی هر کتاب از جهت تعداد واژههای هر سطح و تعداد واژههای مشترک در جلدهای یک مجموعه بررسی شدند. جدول (1)، تعداد واژههای هر جلد از مجموعة آموزشی موردنظر و سطح آنها را نشان میدهد. آخرین ردیف هر بخش (واژههای غیرتکراری) شمارش واژههای یکتا را نشان میدهد. این عدد به این دلیل با تعداد کل واژهها متفاوت است که بعضی از واژهها بیش از یک بار در واژهنامۀ یک مجموعه آمدهاند و یا در واژهنامۀ هر دو مجموعه ذکر شدهاند.
جدول 1. تعداد واژههای کتابهای دو مجموعۀ شیراز و پرفا و سطح هر کتاب و مجموعه
|
نام کتاب یا مجموعه |
سطح زبانی |
تعداد واژه |
|
پرفا 1 |
پایه |
1216 |
|
پرفا 2 |
میانی |
1712 |
|
پرفا 3 |
پیشرفته |
759 |
|
پرفا |
پایه ـ پیشرفته |
2687 |
|
پرفا (واژههای غیرتکراری) |
پایه ـ پیشرفته |
2583 |
|
شیراز 1 |
مقدماتی |
430 |
|
شیراز 2 |
پیشمیانی |
666 |
|
شیراز 3 |
میانی |
884 |
|
شیراز 4 |
فوقمیانی |
510 |
|
شیراز |
مقدماتی ـ فوقمیانی |
2490 |
|
شیراز (واژههای غیرتکراری) |
مقدماتی ـ فوقمیانی |
2278 |
|
همۀ کتابها |
مقدماتی ـ فوقمیانی |
5177 |
|
واژههای غیرتکراری |
ـ |
3997 |
شکل (1) تعداد واژههای کتابهای مجموعۀ شیراز را بهتفکیک نشان میدهد. برایناساس، با بالاتررفتن سطح آموزشی تا سطح میانی، تعداد واژۀ تدریسشده در کتاب بیشتر میشود و سپس، دوباره کاهش مییابد. این نمودار زنگولهای توجیهی علمی و منطقی دارد؛ وزن اصلی آموزش در سطوح میانیست، زیرا در سطوح ابتدایی آموزش زبان، بهدلیل محدودیت میزان دادهها و نیز در سطح پیشرفته، بهدلیل تخصصیشدن آموزش و اهداف خاص آموزشی، میزان و محتوای آموزشی خاص و کمتر خواهد بود.
شکل 1: نمودار تعداد واژههای هر کتاب از مجموعۀ شیراز
شکل (2) تعداد واژههای کتابهای مجموعۀ پرفا را بهتفکیک نشان میدهد. برایناساس، تعداد واژههای کتابهای این مجموعه نیز، مانند مجموعۀ شیراز شکلی زنگولهای دارد. یعنی با بالارفتن سطح کتاب از 1 به 2، تعداد واژهها افزایش مییابد، اما از کتاب 2 به 3 تعداد واژهها کاهش مییابد.
شکل2: نمودار تعداد واژههای هر کتاب از مجموعۀ پرفا
در مجموع، 864 واژه در هر دو مجموعه ذکر شدهاند. در شکلهای (3) و (4)، درصد واژههای مشترک دو مجموعه نسبت به کل واژههای هر مجموعه نشان داده شده است. مشخص است که بیش از 30 درصد از واژههای هر دو مجموعه با مجموعۀ دیگر مشترک است. ازآنجاییکه مرکز چاپ و گروه تألیف این دو مجموعه متفاوت است، این اشتراک واژهگزینی کاربردیبودن و اهمیت واژههای مشترک را نمایان میسازد.
شکل 3: نمودار دایرهای واژههای مشترک مجموعۀ شیراز با مجموعۀ پرف
ا
شکل 4: نمودار دایرهای واژههای مشترک مجموعۀ پرفا با مجموعۀ شیراز
بعضی از واژههای جمعآوریشده، در بیش از یک جلد از مجموعة خود ذکر شده بودند که به نظر میرسد ضرورتی در انتخاب این واژهها بهعنوان واژة جدید و آموزشی در جلدهای بعدی نبوده است. این واژهها عبارتاند از «مناسب» (2 بار در مجموعة پرفا و 3 بار در مجموعة شیراز)، «استخر»، «پرسیدن»، «تاریخ»، «چیدن»، «خندهدار» و «ریختن» که در هر مجموعه دو بار تکرار شدهاند.
در مرحلۀ بعد، واژههای این دو مجموعه از جهت بسامد واژگانی با فهرست واژههای پژوهش صحرائی و همکاران (1398)، نعمتزاده و همکاران (1390) و عاصی (1398) مقایسه شدند. در جدول (2)، خلاصهای از سه پژوهش مذکور قید شده است:
جدول 2: توصیف فهرستهای مورد بررسی
|
نام پژوهش |
تعداد واژههای پیکره |
تعداد واژههای فهرست |
هدف از پژوهش |
|
نعمتزاده و همکاران (1390) |
نامشخص |
497 |
واژههای پایۀ کودکان دبستانی ایران |
|
صحرائی و همکاران (1398) |
1200000 |
1000 |
واژههای پایۀ متون مطبوعاتی |
|
عاصی (1398) |
50000000 |
2791 |
تهیۀ فرهنگ زبانآموز |
|
واژههای یکتای هر سه فهرست |
3261 |
||
در مجموع، 53 واژه هم در هر دو مجموعۀ پرفا و شیراز و هم در هر سه فهرست موردبررسی (نعمتزاده و همکاران (1390)، صحرائی و همکاران (1398)، عاصی (1398)) ذکر شده بودند. این واژهها عبارتاند از:
آخر، آمدن، بالا، بد، بردن، بزرگ، بسته، بیمارستان، پا، پایین، پدر، پزشک، تلویزیون، جشن، جوان، چشم، خانه، خواستن، خواندن، خوردن، دختر، درس، دست، دفتر، دندان، دیدن، رفتن، رنگ، روز، ساختمان، ساعت، سر، شب، شهر، صبح، صورت، عکس، غذا، فیلم، کتاب، کمک کردن، کوتاه، کوچک، کودک، گل، لباس، مادر، ماه، مدرسه، مردم، نزدیک، نوشتن، هواپیما.
جدول (3) تعداد واژههای مشترک و مجموعههای دارای آنها را نشان میدهد. علامت * به معنی قیدشدن واژههای مشترک در آن کتاب یا فهرست است. برای مثال، ردیف اول تعداد واژههایی را نشان میدهد که در هر دو مجموعه و هر سه فهرست آمدهاند.
جدول 3: تعداد واژههای مشترک بین مجموعهها و فهرستها
|
ردیف |
پرفا |
شیراز |
نعمتزاده |
صحرائی |
عاصی |
تعداد واژه |
|
1 |
* |
* |
* |
* |
* |
53 |
|
2 |
* |
* |
* |
* |
|
2 |
|
3 |
* |
* |
* |
|
* |
128 |
|
4 |
* |
* |
|
* |
* |
139 |
|
5 |
* |
* |
* |
|
|
17 |
|
6 |
* |
* |
|
* |
|
36 |
|
7 |
* |
* |
|
|
* |
235 |
|
8 |
* |
|
* |
* |
* |
6 |
|
9 |
* |
|
* |
* |
|
0 |
|
10 |
* |
|
* |
|
* |
23 |
|
11 |
* |
|
|
* |
* |
0 |
|
12 |
* |
|
* |
|
|
17 |
|
13 |
* |
|
|
* |
|
49 |
|
14 |
* |
|
|
|
* |
211 |
|
15 |
|
* |
* |
* |
* |
25 |
|
16 |
|
* |
* |
* |
|
1 |
ادامه جدول 3:
|
ردیف |
پرفا |
شیراز |
نعمتزاده |
صحرائی |
عاصی |
تعداد واژه |
|
17 |
|
* |
* |
|
* |
53 |
|
18 |
|
* |
|
* |
* |
118 |
|
19 |
|
* |
* |
|
|
16 |
|
20 |
|
* |
|
* |
|
28 |
|
21 |
|
* |
|
|
* |
223 |
برای بهدستآوردن درصد واژههای مشترک هر مجموعه با پیکرههای منتخب و نیز، تحلیل کارآمد و جزئیتر دادهها، جدول (4) آورده شده است:
جدول 4: تعداد واژههای مشترک بین مجموعهها و فهرستها
|
ردیف |
موضوع |
تعداد واژه |
درصد از کل واژههای مجموعه |
|
1 |
تعداد واژههایی که در هر دو مجموعه و هر 3 فهرست آمدهاند |
53 |
13/6 |
|
2 |
تعداد واژههایی که در هر دو مجموعه و حداقل 2 فهرست آمدهاند |
322 |
27/37 |
|
3 |
تعداد واژههایی که در هر دو مجموعه و حداقل 1 فهرست آمدهاند |
610 |
60/70 |
|
4 |
تعداد واژههایی که در هر دو مجموعه آمدهاند و در هیچ کدام از فهرستها نیستند |
254 |
40/29 |
|
5 |
تعداد واژههایی که در مجموعۀ شیراز و هر سه فهرست آمدهاند |
78 |
42/3 |
|
6 |
تعداد واژههایی که در مجموعۀ شیراز و حداقل 2 فهرست آمدهاند |
519 |
78/22 |
|
7 |
تعداد واژههایی که در مجموعۀ شیراز و حداقل 1 فهرست آمدهاند |
1074 |
15/47 |
|
8 |
تعداد واژههایی که در مجموعۀ شیراز آمدهاند و در هیچ کدام از فهرستها نیستند |
1204 |
85/52 |
|
9 |
تعداد واژههایی که در مجموعۀ پرفا و هر سه فهرست آمدهاند |
58 |
25/2 |
|
10 |
تعداد واژههایی که در مجموعۀ پرفا و حداقل 2 فهرست آمدهاند |
436 |
88/16 |
|
11 |
تعداد واژههایی که در مجموعۀ پرفا و حداقل 1 فهرست آمدهاند |
1001 |
75/38 |
|
12 |
تعداد واژههایی که در مجموعۀ پرفا آمدهاند و در هیچ کدام از فهرستها نیستند |
1582 |
25/61 |
نتایج جدول (4) در شکلهای (5)،(6)،(7) و (8) قابلمشاهده هستند. شکل (5) باتوجهبه یافتههای جدول (4)، تعداد واژههای مشترک هرکدام از مجموعهها و نیز اشتراک هر دوی آنها با پیکرهها و یا عدماشتراک آنها را نشان میدهد. شکلهای (6)، (7) و (8) نیز درصد این موارد را نشان میدهند.
شکل 5: نمودار میلهای تعداد واژههای مشترک بین مجموعهها و فهرستها
شکل 6: مقایسۀ اشتراک واژههای دومجموعۀ پرفا و شیراز و فهرستها
شکل 7: مقایسۀ اشتراک واژههای شیراز و فهرستها
شکل 8: مقایسۀ اشتراک واژههای پرفا و فهرستها
جدول (5) مقایسۀ جلدبهجلد کتابهای دو مجموعه را بر اساس سطح زبانیشان نشان میدهد. ازآنجاییکه دو کتاب از جهت سطحبندی و تعداد جلد یکسان نبودند، سطح کتابها برای مقایسة جلدها ملاک قرار گرفتند. برای نمونه، در جلد اول کتاب پرفا (سطح مقدماتی) در مجموع، 1216 واژه و در جلدهای 1 و 2 از مجموعۀ شیراز (سطوح مقدماتی و پیشمیانی) 1017 واژه آموزش داده شده است. تعداد کل واژههای این دو جلد از مجموعۀ شیراز بعد از حذف موارد تکراری بین دو جلد ذکر شدهاند. از این میان، تعداد 508 واژه مشترک بودهاند. این بدین معناست که 77/41 درصد از واژههای جلد 1 مجموعۀ پرفا با واژههای جلدهای 1 و 2 مجموعۀ شیراز مشترک بودهاند. این عدد برای واژههای مجموعۀ شیراز 95/49 درصد است. در مجموع، از کل واژههای غیرتکراری جلد اول مجموعة پرفا و جلدهای اول و دوم مجموعة شیراز، 94/28 درصد از واژهها (1755 مورد) مشترک بودهاند.
جدول 5: مقایسة واژههای مشترک بین مجموعهها بهتفکیک جلد
|
پرفا |
شیراز |
تعداد واژۀ مشترک |
تعداد کل واژه |
درصد اشتراک کل |
||||||
|
شمارۀ جلد |
سطح |
تعداد واژهها |
درصد اشتراک |
شمارۀ جلد |
سطح |
تعداد واژهها |
درصد اشتراک |
|||
|
1 |
مقدماتی |
1216 |
77/41 |
1 و 2 |
مقدماتی و پیشمیانی |
1017 |
95/49 |
508 |
1755 |
94/28 |
|
2 |
میانی |
710 |
69/11 |
3 |
میانی |
879 |
44/9 |
83 |
1506 |
51/5 |
|
3 |
پیشرفته |
759 |
89/2 |
4 |
فوقمیانی |
510 |
31/4 |
22 |
1242 |
77/1 |
تحلیلهای انجامشده نشان میدهد که:
پژوهش حاضر با هدف بررسی واژهگزینی در کتابهای آموزش زبان فارسی، با بررسی موردی دو مجموعة آموزشی شیراز و پرفا انجام گرفت. پرسشهای پژوهش حاضر از این قرار بودند: الف) بسامد واژههای هریک از دو مجموعة آموزشی شیراز و پرفا چه نسبتی با فهرست واژههای سه پیکره یا فهرست واژگانی موردنظر، یعنی فهرست واژههای پژوهش صحرائی و همکاران (1398)، نعمتزاده و همکاران (1390) و عاصی (1398) دارد؟؛ ب) پراکندگی واژههای آموزشی این دو مجموعة آموزشی چگونه است؟ و پ) نسبت بسامد واژههای هر سطح از این دو مجموعة آموزش زبان فارسی چگونه است؟
بهمنظور پاسخ به این پرسشها، واژههای این دو مجموعة آموزشی جمعآوری شدند و با یکدیگر و سپس، با سه پیکره یا فهرست واژگانی شناختهشدة زبان فارسی (فهرست واژههای پژوهش صحرائی و همکاران (1398)، نعمتزاده و همکاران (1390) و عاصی (1398)) مقایسه شدند. پیشفرضی برای این پرسشها ارائه نشد تا با بررسی نتایج و یافتهها و توصیف آنها نتایج مشخص شود.
پاسخ پرسش اول چنین به دست آمد که مجموعة شیراز با اشتراک حدود 50 درصد واژگان آموزشی با حداقل یکی از فهرستهای بسامدیِ انتخابی وضعیت بهتری از جهت بسامد واژگانی نسبت به مجموعة پرفا دارد. باوجوداین، لازم است هر دو مجموعه باتوجهبه ضرورتهای آموزش، از جمله محتوای آموزشی کاربردی، نیاز مخاطبان، سن مخاطبان و نیز اهداف یادگیری و ...، در بازبینی مجموعه واژههای کاربردی و پربسامد، جامعة هدف را بیشازپیش در نظر گیرند. پاسخ پرسش دوم این است که با بالاتررفتن سطح آموزشی تا سطح میانی، تعداد واژۀ تدریسشده در هر دو کتاب افزایش مییابد و سپس، در سطوح بالاتر مجدداً کاهش مییابد. نمودار زنگولهای پراکندگی واژههای هر مجموعه توجیهی علمی و منطقی دارد و نشان میدهد که وزن اصلی آموزش در هر دو مجموعه در سطوح میانی است. نتایج پژوهش در زمینۀ پاسخ پرسش سوم نشان میدهند که بیشترین درصد اشتراک واژه در سطوح مقدماتی و پیشمیانی (یعنی بین جلد اول مجموعة پرفا و جلدهای اول و دوم مجموعة شیراز) و کمترین اشتراک در سطوح فوقمیانی و پیشرفته (یعنی جلد سوم پرفا و جلد چهارم شیراز) است. به نظر میرسد که بخشی از این نتایج بهدلیل نامتقارنبودن و همساننبودن سطحبندی کتابهاست.
در پایان، پیشنهاد میشود که برای یکپارچگی نظام آموزشی زبان فارسی به غیرفارسیزبانان، متولیان این امر بر روی یک معیار مرجع واحد در آموزش زبان فارسی به توافق برسند تا به سندی متقن و ملی برای پیشبرد اهداف آموزش زبان فارسی دست یابند.
سپاسگزاری
جا دارد مراتب سپاسگزاری خود را نسبت به یاری و کمکهای بیدریغ استاد گرانقدر، جناب آقای دکتر رضامراد صحرائی و نیز کمک و دلسوزی همکاران محترم جناب آقای مهندس امیرحسین مجیری، آقای غلامحسین رضاپور و سرکار خانم هدی سلیمی و خانم منیره شهباز ابراز دارم.
[1]. Meara, P.
[2]. Nation, I. S. P.
[3]. core lexicon
[4]. Wilkins, D.A.
[5]. Delphi
[6]. corpus-based