Document Type : Research Paper
قشقاییها از عشایر کوچنشین ایران هستند که در جنوب و جنوبغربی کشور در استانهای فارس، اصفهان، کهگیلویهوبویراحمد، خوزستان، چهارمحالوبختیاری و بوشهر سکونت دارند. امروزه بیشتر قشقاییها کوچنشینی را رها کرده و در شهرها و روستاها ساکن شدهاند. برخی مردمشناسان مانند ابرلینگ[1] (1974: 27) و بک[2] (1986: 22) معتقدند که احتمالاً قشقاییها از طایفههای ترکی بودهاند که در قرن یازدهم میلادی به ایران مهاجرت کردهاند. قشقاییها عمدتاً به ترکی جنوبغربی (اُغوز) صحبت میکنند و زبان خود را ترکی[3] میخوانند (Csató, 2005). ابرهارد[4] و همکاران (2019) در وبگاه اتنولوگ[5] جمعیت قشقاییها را در حدود یکمیلیونونهصدودههزار نفر تخمین زدهاند.
تماس زبانی[6] شدید و طولانیمدت ترکی قشقایی با فارسی در جنوب ایران، منجر به پدیدآمدن تغییراتی عمیق در سطوح مختلف زبانی از واژگان تا نحو در این زبان شده است. تاکنون پژوهشگران متعددی به پدیدۀ تغییر در اثر تماس زبانی در گونههای مختلف ترکی در ایران پرداختهاند. ایرانیشدگی[7] یا فارسیشدگی[8] اصطلاحی است که برخی از پژوهشگران (Bulut, 2006; 2019; Johanson, 1998; Johanson et al., 2020; Soper, 1987: 346) برای اشاره به نتیجۀ کلی تأثیر زبان فارسی بر این گونهها به کار بردهاند. در پژوهش حاضر نیز، در چارچوب مدل کپی رمز[9] (یوهانسون[10]، 1998) به بررسی تغییراتی پرداختهایم که در نتیجۀ تماس با زبان فارسی در ساخت جملات مرکب ترکی قشقایی پدید آمده است. به این منظور، لازم است در ابتدا به بررسی مبانی نظری پژوهش بپردازیم. سپس، به پیشینۀ مطالعاتی که در این زمینه انجام گرفته اشاره میشود.
2. مبانی نظری
تماس دو زبان میتواند تأثیرات مختلف و گستردهای در پی داشته باشد. مدرسی (1393: 109) معتقد است که طبیعیترین و معمولترین پیامد در همۀ تماسهای زبانی، قرضگیری یا ردوبدل شدن عناصر زبانی است. در حوزۀ مطالعات زبانشناسی تماس، زبانشناسان بهجای قرضگیری، از اصطلاحات بسیاری استفاده کردهاند که انتشار[11]، انتقال[12]، تداخل[13] و همتاسازی[14] از آن دسته هستند. یوهانسون (2002: 8) معتقد است که تعدادی از اصطلاحات پایهای که در زبانشناسی تماس سنتی بهکارگرفته میشوند، استعارههایی را القا میکنند که موجب انحراف در تحلیل پدیدههای حاصل از تماس زبانی میشوند. او اصطلاح قرضگیری[15] که معادل borrowing است را از همین موارد میداند. یوهانسون (2002: 8) معتقد است که در تماس زبانی در واقع هیچ عنصری قرض گرفته نمیشود، زیرا از زبان وامدهنده[16] هیچچیز کاسته نمیشود و زبان وامگیرنده[17] نیز چیزی را بهدست نمیآورد که دقیقاً با اصل خود در زبان وامدهنده یکی باشد. یوهانسون (2008) کپیکردن[18] را اصطلاحی میداند که همۀ اصطلاحات پیشین ازجمله قرضگیری، انتشار، انتقال، تداخل و همتاسازی را پوشش میدهد و به این دلیل انتخاب شده است تا تأکید شود که کپیها مطابق با تعریفشان، هیچگاه با الگوهای اصلی خود یکسان نیستند.
در اینجا بهطور خلاصه به معرفی چارچوب نظری پژوهش، یعنی مدل کپی رمز که در پژوهش یوهانسون (1998) معرفی شده میپردازیم. مطابق با این مدل، از دو زبانی که با هم در تماس هستند، زبان B زبانی است که از نظر اجتماعی غالب[19] است و بر دیگری برتری دارد و در مقابل، A زبانی است که بهلحاظ اجتماعی مغلوب[20] در نظر گرفته میشود (Johanson, 2002: 2).
در مدل کپی رمز، اصطلاح رمز به زبان و گونههای زبانی مانند گویش[21]، گویش اجتماعی[22]، گونۀ شخصی[23] و گونۀ کاربردی (سیاق)[24] اشاره دارد (Johanson, 2008). در این مدل، زبان کپیکننده، زبان پایه[25] و زبانی که از آن عناصری (از واحدها[26] یا ساختها[27]) کپی میشود زبان الگو[28] نامیده میشود (Johanson, 2002: 9). فرایند کپی رمز میتواند یکپارچه[29] و/یا گزینشی[30] باشد.
در کپی یکپارچه، الگویی از رمز B بههمراه تمامی مشخصههای ساختیاش (شامل مشخصههای مادی[31]، ترکیبی[32]، معنایی[33] و بسامدی[34]) در بندی از رمز A کپی میشود. (Johanson, 2002: 9) کپی یکپارچه، فرایندی است که غالباً انتقال نامیده میشود؛ یعنی واحدهایی مانند تکواژها یا توالیای از تکواژها از رمز الگو بهصورت یکپارچه و بهعنوان یک کُلِ واحد، شامل صورت مادی و مشخصههای معنایی، ترکیبی و بسامدیشان کپی میشوند (Johanson, 2008). عناصری که در کپی یکپارچه، هدف کپی واقع میشوند میتوانند تکواژهایی ساده یا مرکب، آزاد یا وابسته و یا شامل یک یا چند واژه باشند (Johanson, 2002: 11).
در کپی گزینشی، مشخصه یا مشخصههایی (مادی، ترکیبی، معنایی و بسامدی) از رمز الگو B) انتخاب و در واحدهایی از رمز پایه (A) کپی میشوند؛ در نتیجه، واحدهایی از رمز A مشخصههایی مادی، ترکیبی، معنایی و بسامدی از خود نشان میدهند که نشأتگرفته از الگوهای رمز B هستند (Johanson, 2002: 13). در شکل 1 نمایی کلی از کپیهای یکپارچه و گزینشی در مدل کپی رمز نشان داده شده است.
شکل 1. نمای کلی بازتولیدشده از کپی یکپارچه و گزینشی در مدل کپی رمز (Johanson, 1998: 327)
علاوه بر کپیهای یکپارچه و گزینشی، کپیهایی نیز وجود دارند که یوهانسون (2002: 18) آنها را آمیخته[35] نامیده است. این نوع کپی در واقع آمیختهای از کپی گزینشی ترکیبی و حداقل یک کپی یکپارچه است.
3. پیشینۀ پژوهش
کامری[36] (1997) زبانهای ترکی را دارای ساخت نحوی چپانشعابی[37] (هستهپایانی[38]) و ابزارهای غیرزماندار[39] برای ساخت جملات مرکب میداند. در بسیاری از مطالعاتی که در زمینۀ زبانشناسی تماس در گونههای ترکی ایران انجام گرفته، به جابهجایی ترتیب بند پیرو[40] و بند اصلی[41] در جملات مرکب و همچنین، کاربرد صورتهای زماندار فعل در بند پیرو بهجای صورتهای بومی غیرزماندار اشاره شده است. هاشمی زرجآباد (1387) در مورد بند پیرو متممی، عرفانی[42] (2012) در رابطه با بند موصولی[43] و حیدری (1397) در رابطه با بندهای پیرو موصولی، متممی و قیدی در ترکی آذربایجانی به این تغییر اشاره کردهاند. یوهانسون (1998)، کرال[44] (2005)، شاتو[45] (2005) و بولوت[46] (2016; 2019) نیز در مطالعات خود به این تغییر و کاهش بسامد کاربرد صفت فعلی[47] و قید فعلی[48] در ترکیبکردن بندهای ناهمپایه در گونههای ترکی ایران اشاره کردهاند. سوپر[49] (1987) نیز با اشاره به این تغییر، ترتیب معمول اجزای جملات (بندهای) ناهمپایه در ترکی قشقایی را بهصورت «جملۀ اصلی + جملۀ پیرو» و بهاصطلاح راستانشعابی[50] میداند. او همچنین با اشاره به از بینرفتن صورت غیرزمانداری که با پسوند[51] /-Ip/ ساخته میشود، مدعی است که در نتیجۀ این تغییر، دیگر امکان پیاپیسازی افعال[52] در ترکی قشقایی وجود ندارد و این یعنی همپایهسازی فعلی[53] در این زبان با کنار هم قرارگرفتن[54] صورتهای زماندار صورت میگیرد. اوزکان و موسی[55] (2004) نیز معتقدند در حالی که عناصر جملات مرکب در زبانهای ترکی میتوانند بدون حرف ربط به همدیگر متصل شوند، در برخی زبانهای ترکی معاصر تحتتأثیر زبانهای هندیواروپایی[56] کاربرد حروف ربط به این منظور افزایش یافته و کاربرد افعال غیرزماندار با محدودیتهایی روبهرو شده است. منز[57] (2006) با اشاره به این تغییر در ترکیبکردن بندهای موصولی و متممی با بند اصلی در ترکی گاگائوز[58]، معتقد است که چنین تغییری در نتیجۀ تماس این زبان با زبانهای خانوادۀ اسلاوی مانند بلغاری و روسی اتفاق افتاده است. ماتراس و توفان[59] (2007) نیز به تغییر مشابهی که در ترکی گشتیفار[60] در غرب مقدونیه و تحتتأثیر زبانهای مقدونیهای و آلبانیایی اتفاق افتاده، اشاره کردهاند. فالک و باکوس[61] (2013) نیز که در پژوهشی به کاربرد جملات مرکب ناهمپایه در گفتار گویشوران ترکی استانبولی ساکن هلند پرداختهاند، کاربرد بندهای پیرو زماندار در ناهمپایهسازی را نتیجۀ تأثیر آشکار زبان هلندی بر گفتار این مهاجران ترکزبان میدانند. یوهانسون و همکاران (2020) معتقدند که ضعیفشدن یا ازبینرفتن ساختهای غیرزماندار در جملات مرکب، یکی از گرایشهای معمول در تماس زبانهای ترکی با زبانهای هندیواروپایی است.
شاتو و دولتخواه[62] (2014) معتقدند که همۀ قشقاییها دوزبانههای ترکی ـ فارسی هستند. یوهانسون (1998) نیز بر این باور است که در شرایط اجتماعی ـ زبانی ایران، میتوان گفت که دوزبانگی در بین همۀ ترکان ایران (حداقل در بین مردان) پدیدهای معمول است، اما آنها هر چقدر هم که تحصیلکرده باشند، معمولاً به زبان مادریشان نمیخوانند و نمینویسند. او رشد سوادآموزی و ارتباطات را از عوامل گسترش فارسیشدگی در بین گونههای ترکی ایران میداند. کرال (2005) نیز معتقد است که زبانها و گویشهای ترکی در ایران بهشدت تحتتأثیر فارسی قرار گرفتهاند. او چیرگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زبان فارسی، یگانه بودن زبان رسمی و چندزبانگی سنتی ترکها در ایران را از عوامل این تأثیرپذیری میداند. کرال مدعی است که در همۀ سطوح زبانی در گونههای ترکی ایران میتوان پیامدهای تماس زبانی را مشاهده کرد که از کپیکردن ویژگیهای ساختی از فارسی گفتاری ایجاد شدهاند. یوهانسون و همکاران (2020) در رابطه با گونههای ترکی ایران بر این باورند که ایرانیشدگی، برجستهترین ویژگی این گونههاست. به اعتقاد آنها زبانهای ترکی آذربایجانی، اُغوز جنوبی (قشقایی و گونههای مرتبط)، خراسانی و خلجی که با فارسی گفتاری در تماس مستقیم بودهاند و قرنها در رابطهای نامتقارن توسعه یافتهاند، تأثیرات یکطرفۀ عمیقی در همۀ سطوح زبانی پذیرفتهاند. این پژوهشگران همچنین معتقدند که ایرانیشدگی ترکی قشقایی در دهههای اخیر بیشتر بروز کرده است.
4. روش
در این تحقیق در چارچوب مدل کپی رمز به بررسی تغییراتی پرداختهایم که در نتیجۀ تماس با زبان فارسی در ساخت جملات مرکب ترکی قشقایی پدید آمده است.[63] این تغییرات مواردی را شامل میشوند که در همپایهسازی و ناهمپایهسازی بندها در این زبان اتفاق افتاده است.
پیکرۀ زبانی استفادهشده در این پژوهش متشکل از هفت کتاب داستان است که به زبان ترکی قشقایی در سالهای 1387 تا 1397 منتشر شدهاند. این پیکرۀ نوشتاری، تقریباً 380 صفحه است. در بخش یافتهها، برای اشاره به هر منبع از اسمی اختصاری استفاده شده است که در اینجا به آنها اشاره میشود (حروف داخل قلاب، نام اختصاری کتاب است):
الف) دوغرو سؤزلر (شورباخورلو، 1395) [DS]؛
ب) آیی قولو (رحیمی، 1393) [AQ]؛
ج) قشقایی متللری (کاظمی کرانی، 1397) [QM]؛
د) آللینجاق اولدوزو (مرادی قرهقانی، 1387) [AU]؛
ه) یول اوغلو (مرادی قرهقانی، 1391) [YO]؛
و) مهر خاور؛ ماه مغرب (مرادی کشکولی، 1388) [MM]؛
ز) تیلکی متللری آتالار سؤزو (نوروزی چگینی، 1390) [TM].
ما با مطالعه و بررسی این پیکره سعی کردهایم تغییرات صورتگرفته در ساخت جملات مرکب را بههمراه بسامد وقوع و رواج آنها در پیکره، شناسایی و تعیین کنیم. ملاکِ شناسایی ساختهای بومی و تغییریافته، مقایسۀ ساخت نحوی زبانهای خویشاوند (همچون زبانهای ترکی) با زبانی غیرخویشاوند مثل زبان فارسی و همچنین، دستاوردهای پژوهشگران پیشین در زمینۀ تماس زبانهای ترکی بوده است.
این پژوهش در تلاش برای پاسخگویی به دو سؤال زیر است:
الف) تغییرات نحوی حاصل از تماس زبانی با فارسی در ساخت جملات مرکب در ترکی قشقایی شامل چه مواردی میشوند؟
ب) پیشرفت این تغییرات چه میزان است؟ یعنی کدامیک از تغییرات در مرحلۀ تنوع قرار دارند و کدامیک کامل شدهاند؟
در این تحقیق کوشیدهایم تا علاوهبر یافتن پاسخهایی برای سؤالات پژوهش، نتایج تحقیقات پیشین در این زمینه را نیز مجدداً ارزیابی کنیم.
5. یافتهها
در این بخش به معرفی راهکارهای ترکیبکردن بندها در جملات مرکب در ترکی قشقایی و تغییراتی که در این زمینه در نتیجۀ تماس زبانی با فارسی ایجاد شده است، میپردازیم. راهکارهای ترکیبکردن بندها در دو بخش همپایهسازی و ناهمپایهسازی معرفی میشوند.
در زبانهای ترکی یکی از روشهای ترکیبکردن دو بند همپایه، استفاده از راهکاری است که در آن، فعل در بند نخست به شکل قید فعلی و با پسوند /-Ip/ ظاهر میشود و فعل در بند دوم، صورتی زماندار دارد. گوکسل و کرسلیک[64] (2005: 509) نیز استفاده از پسوندهای /-Ip/ و/ /-ArAk در ترکی استانبولی را، از روشهای همپایهسازی غیرزماندار در این زبان میدانند. سوپر (1987: 396) که از این راهکار با عنوان پیاپیسازی افعال نام میبرد، در دادههای تحقیق خود، نمونهای از این نوع همپایهسازی مشاهده نکرده و چنین نتیجه گرفته که این ساخت در ترکی قشقایی از بین رفته است و همپایهسازی در این زبان تنها با کنار هم قرار گرفتن صورتهای زماندار انجام میشود. بررسی ما از پیکرۀ ترکی قشقایی نشان داد که راهکار اصلی همپایهسازی در این زبان همین همپایهسازی زماندار است. در این راهکار، همپایهسازی با کنار هم قرارگیری بندهای زماندار بدون استفاده از حرف ربط (مثال 1) یا با استفاده از حروف ربطی مثل «و»، «یا»، «اما» و... در بین بندها انجام میشود (مثال 2):
|
ɑnɑ-m |
ɢɯrɑʁ-ɯ-nɑ |
otur-du-m |
|
|
|
next-POSS.3SG-DAT[67] |
sit-PST[68]-1SG |
|
bir |
issi |
t͡ʃøræɟ |
sɑd͡ʒ-dɑn |
ɟøtyr-dy-m. |
|
one |
warm |
bread |
saj-ABL[69] |
take-PST-1SG |
(AU 50)[70]
در کنار مادرم نشستم، یک نان گرم از (روی) ساج برداشتم.
|
2) |
ɢɑrʁɑ |
tilci-ji |
ɑl-dɯ |
dɑl-ɯ-nɑ |
væ |
|
|
crow |
fox-ACC[71] |
take-PST.3SG[72] |
back-POSS.3SG-DAT |
and |
|
ɟøj-æ |
ut͡ʃ-du. |
|
sky-DAT |
fly-PST.3SG |
(TM 28)
کلاغ روباه را به پشت گرفت و به آسمان پرواز کرد.
با این حال در بررسی پیکره مشخص شد که در ترکی قشقایی هنوز هم از صورت غیرزماندار /-Ib/ برای همپایهسازی بندها استفاده میشود (مثالهای 3 و 4). صورت قدیمی /-Ibɑn/ نیز که بیشتر در شعر کاربرد دارد، با بسامد کاربرد بسیار کمتری در پیکره مشاهده شد (مثالهای 5 و 6).
|
3) |
ælvan-ɯ |
jer-dæn |
ɢouzad-ɯb |
ɑpɑr-dɯ-lɑr |
|
Alvan-ACC |
ground-ABL |
lift-CONV[73] |
take-PST-3PL[74] |
|
t͡ʃɑdɯr |
it͡ʃ-i-næ. |
|
tent |
into-POSS.3SG-DAT |
(AQ 37)
الوان را از زمین بلند کردند و به داخل چادر بردند.
|
4) |
kɑʁɑz-ɯ |
bɑʃ-ɯ |
ɑlt-ɯ-nda |
|
|
paper-ACC |
head-POSS.3SG |
under-POSS.3SG-LOC[75] |
|
ɟør-yb |
ɟøtyr-yr |
|
see-CONV |
pick up-AOR[76].3SG |
(DS 40)
کاغذ را زیر سرش میبیند و برمیدارد.
|
5) |
ɟed͡ʒæ |
ɟyndyz |
elæ |
bu |
tæsvir-æ |
bɑχ-ɯbɑn |
|
night |
day |
EMPH[77] |
this |
picture-DAT |
look-CONV |
|
|
ɑʁlɑ-jɯr-mɯʃ. |
||||||
(MM 14)
شب و روز به همین تصویر نگاه و گریه میکرده است.
|
|
6) |
ɢæræ |
ciʃi-niɲ |
ɢærʃi-si-næ |
bɑʁdɑʃ |
|
|
|
|
black |
man-GEN[80] |
front-POSS.3SG-DAT |
cross-legged |
|
||
|
vur-ubɑn |
otur-du. |
||||||
|
hit-CONV |
sit-PST.3SG |
||||||
(YO 47)
روبروی مرد سیاهپوست چهارزانو زد و نشست.
با بررسی پیکرۀ موجود، راهکار جدیدی از همپایهسازی نیز شناسایی شد که با افزودن پسوند /-(y)AndA/ به فعل ساخته میشود (مثال 7). در این روش، گاهی پیش از صورت غیرزماندار، صورت زماندار فعل نیز آورده میشود (مثال 8). شایان ذکر است که اساساً در ترکی قشقایی، از این راهکار برای ساخت بند پیرو قیدی و برای اشاره به زمان وقوع فعل استفاده میشود.
|
7) |
ɢurd |
tilci |
ɢujruʁ-u-nu |
t͡ʃæc-æn-dæ |
ɢɑz-dɯ. |
|
wolf |
fox |
tail-POSS.3SG-ACC |
pull-PART[81]-LOC |
rip off-PST.3SG |
(TM 45)
گرگ دم روباه را کشید و (از جا) کند.
|
8) |
dib-iɲ |
oʁul-lɑr-ɯ |
ɟæl-di |
ɟæl-æn-dæ |
|
demon-GEN |
boy-PL[82]-POSS.3SG |
come-PST.3SG |
come-PART-LOC |
|
nænæ-si-næ |
de-di: ... |
|
mother-POSS.3SG-DAT |
tell-PST.3SG |
(QM 11)
پسران دیو آمدند و به مادرشان گفتند: ...
با بررسی پیکره و شمارش موارد همپایهسازی با راهکارهای بومی (غیرزماندار) 226 مورد از این نوع همپایهسازی شناسایی شد که معادل 25 درصد از کل موارد همپایهسازی (896 مورد) است. در این میان، فراوانی همپایهسازی غیرزماندار با پسوند /-Ib/ با شناسایی 132 مورد از آن، 15 درصد تعیین شد؛ ازاینرو میتوان نتیجه گرفت که این روش هنوز هرچند با کاربرد پایین، در همپایهسازی بهکار میرود و نتیجهگیری سوپر (1987: 396) مبنی بر از بین رفتن این راهکار، محدود به گونۀ موردبررسی او بوده است و قابلتعمیم به کل گونههای ترکی قشقایی نیست. شایان ذکر است که سوپر (1987: 397) نیز به این نکته اشاره کرده و کاربرد راهکار بومی در گونههای دیگر قشقایی را محتمل دانسته است.
ترتیب اساسی واژهها در زبانهای ترکی، فاعل ـ مفعول ـ فعل (SOV) است. این ترتیب که مطابق با ویژگی بارز هستهپایانی در نحو زبانهای ترکی است، علاوهبر جملات ساده، در جملات مرکب نیز غالباً حفظ میشود. ناهمپایهسازی در زبانهای ترکی غالباً بهصورت چپانشعابی (هستهپایانی) و با افعال غیرزماندار انجام میشود؛ یعنی بند پیرو درونهای غیرزماندار، پیش از بند اصلی زماندار ظاهر میشود. در این بخش با بررسی پیکرۀ ترکی قشقایی به انواع راهکارهای ترکیب بندهای پایه و پیرو (موصولی، متممی و قیدی) در جملات مرکب میپردازیم.
در بررسی پیکرۀ ترکی قشقایی، راهکارهای مختلفی برای موصولیسازی مشاهده شد. در اینجا ابتدا ساختهای بومی و سپس ساختهای کپیشده از فارسی معرفی میشوند.
· ساخت غیرزماندار «-An + فعل»
این ساخت بومی که در آن، بند موصولی غیرزماندار با استفاده از صفت فعلی متشکل از فعل و پسوند /-An/ ساخته میشود، اساساً برای موصولیسازی فاعلی کاربرد دارد و بهصورت چپانشعابی یعنی پیش از هستۀ اسمی ظاهر میشود (مثال 9). کاربرد این ساخت محدود به زمان خاصی نیست و برای اشاره به همۀ زمانها در بند موصولی استفاده میشود. در پیکرۀ موردبررسی، از این ساخت برای موصولیسازی غیرفاعلی (مفعول صریح و غیرصریح) نیز استفاده شده است (مثال 10). حذف هسته در صورتی که ابهامی معنایی در جمله ایجاد نکند و امکان بازیابی آن در بافت وجود داشته باشد، امکانپذیر است (مثال 11).
|
9) |
ɢol-u-nɑ |
dæj-æn |
tir |
ɢol-u-nu |
|
arm-POSS.3SG-DAT |
hit-PART |
bullet |
arm-POSS.3SG-ACC |
|
sɯn-dɯr-mɯʃ-ɯ-mɯʃ. |
(DS 55)
تیری که به دستش خورده بوده، دستش را شکسته بوده است.
|
10) |
øz-ym |
je-jæn |
t͡ʃøræɟ-dæn |
on-ɑ |
dɑ |
|
EMPH-1SG |
eat-PART |
bread-ABL |
s/he-DAT |
also |
|
|
ver-ir-di-m. |
|||||
|
give-PROG-PST-1SG |
|||||
(AU 51)
از نانی که خودم میخوردم، به او هم میدادم.
|
11) |
ɢonɑʁlɯʁ-ɑ |
ɟed-æn |
ci |
pɑjlɑ |
pɑtɯl |
ɑpɑr-mɑz. |
|
party-DAT |
go-PART |
EMPH |
bowl |
pot |
take-NEG.AOR[86].3SG |
(AQ 23)
کسی که به مهمانی میرود که کاسه و قابلمه (با خود) نمیبرد.
با بررسی پیکره در مجموع، 55 مورد از این نوع راهکار موصولیسازی شناسایی شد که 15 درصد از تعداد کل بندهای موصولی است.
· ساخت غیرزماندار «پسوند ملکی فاعل + -dIg + فعل»
در این ساخت بومی، بند موصولی غیرزماندار با استفاده از صفت فعلی متشکل از «-dIg + فعل» ساخته میشود. این ساخت نحوی که از آن برای موصولیسازی غیرفاعلی (مفعول صریح و غیرصریح) استفاده میشود، همانند ساخت بومی پیشین، قبل از هستۀ اسمی ظاهر میشود. در صورتی که فاعل بند موصولی در بند حضور داشته باشد، پسوند حالت اضافی[87] میگیرد (مثال 12). بااینحال در پیکرۀ موجود، مواردی از این بند موصولی یافت شد که در آن فاعل بدون پسوند حالت اضافی ظاهر شده باشد (مثال 13). در این راهکار موصولیسازی نیز، حذف هسته در صورتی که ابهامی معنایی ایجاد نکند و قابلبازیابی از بافت باشد، امکانپذیر است (مثال 14).
|
12) |
uʃɑʁ-lɑr |
da |
on-uŋ |
bɑχ-dɪɟ-ɪ |
jer-æ |
|
child-PL |
also |
s/he-GEN |
look-PART-POSS.3SG |
where-DAT |
|
baχ-ɪjr-lɑr-dɯ. |
|
look-PROG-3PL-PST |
(YO 117)
بچهها هم به جایی که او نگاه میکرد، نگاه میکردند.
|
13) |
bowɑ-sɯ |
t͡ʃɑl-dɪɟ-ɪ |
ɟæp-lær |
|
father-POSS.3SG |
say-PART-POSS.3SG |
word-PL |
|
jɑd-ɯ-nɑ |
dyʃ-ær. |
|
memory-POSS.3SG-DAT |
fall-AOR.3SG |
(DS 59)
حرفهایی که پدرش زده بود، به یادش میافتد.
|
de-diɟ-im |
jɑd-ɪɲɪz-dɑn |
|
|
say-PART-POSS.1SG |
memory-POSS.2PL[88]-ABL |
|
|
t͡ʃɯχ-mæ-sɪn. |
||
(AU 63)
(آنچه) گفتهام از یادتان نرود.
با بررسی پیکرۀ موجود، 16 مورد از این نوع راهکار موصولیسازی شناسایی شد که معادل چهار درصد از تعداد کل بندهای موصولی است.
· بند موصولی توصیفی (محدودکننده)
بند موصولی توصیفی[91] نوعی بند موصولی است که با الگوگیری از همین نوع بند در زبان فارسی و از چپ به راست با ساختاری به شکل «ادامۀ بند با فعل زماندار + ki + (-i) + هسته + (O)» ساخته میشود. O در اینجا ضمیر اشاره (آن) و پسوند /-i/ همان مشخصگر[92] فارسی است و ki همان حرف ربط فارسی /ke/ «که» است. در واقع این نوع بند با کپی مشخصههای ترکیبی بند موصولی فارسی در عناصر بومی ترکی بههمراه کپیهای یکپارچهای از حرف ربط «که» و مشخصگر /-i/ ساخته میشود (مثالهای 15 و 16). با بررسی پیکره و شمارش این نوع بند، 40 مورد از این نوع بند موصولی شناسایی شد که 11 درصد از تعداد کل بندهای موصولی محسوب میشود.
|
15) |
ɑrχalɯʁ |
d͡ʒib-i-ndæn |
ɑjnɑ-jnɑn |
dɑrɑʁ-i |
|
Arkhalegh |
pocket-POSS.3SG-ABL |
mirror-CONJ[93] |
comb-SPEC[94] |
|
ci |
tɑnɯr |
ver-miʃ-di |
t͡ʃɯχ-ɑrd-dɯ. |
|
CONJ |
Tanir |
give-PRF-PST.3SG |
go out-CAUS-PST.3SG |
(AQ 28)
از جیب آرخالق آینه و شانهای را که تانیر (به او) داده بود درآورد.
|
16) |
o |
d͡ʒyd͡ʒæ |
ci |
sæn |
ɢɑp-dɪ-ɲ |
mæn-im |
|
that |
chicken |
CONJ |
you (SG) |
catch-PST-2SG[95] |
I-GEN |
|
ʃikɑl-ɯm-ɯ-dɯ. |
|
prey-POSS.1SG-COP-PST.3SG |
(TM 17)
آن جوجهای که تو قاپیدی، شکار من بود.
· بند موصولی توضیحی (غیرمحدودکننده)
بند موصولی توضیحی[96] که زماندار است نیز با کپی ویژگیهای ترکیبی بند موصولی توضیحی در زبان فارسی ساخته میشود. همانند فارسی، نشانگر این نوع بند موصولی، حرف ربط «که» است که در ابتدای بند ظاهر میشود (مثالهای 17 و 18). این نوع بند موصولی نیز که در آن کپی یکپارچهای از حرف ربط «که» بههمراه کپی ویژگیهای ترکیبی بند توضیحی فارسی در عناصر ترکی صورت میگیرد، نوعی کپی آمیخته محسوب میشود.
|
17) |
bɑd͡ʒɯ-sɯ |
ci |
on-u |
ɟøzle-jr-di |
|
sister-POSS.3SG |
CONJ |
s/he-ACC |
watch-PROG-PST.3SG |
|
|
t͡ʃɯʁɯr-dɯ. |
||||
|
scream-PST.3SG |
||||
(AQ 36)
خواهرش که او را میپایید، جیغ زد.
|
18) |
bir |
ɟyn |
bu |
mækkɑr |
tilci |
gøz-y |
dyʃ-dy |
|
one |
day |
this |
cunning |
fox |
eye-POSS.3SG |
fall-PST.3SG |
|
bir |
d͡ʒyd͡ʒæ-jæ |
ci |
ɑnɑ-sɯ-ndɑn |
irɑʁ |
|
one |
chicken-DAT |
CONJ |
mother-POSS.3SG-ABL |
far away |
|
dyʃ-myʃ-dy. |
|
fall-PRF-PST.3SG |
(TM 17)
روزی چشم این روباه مکار به جوجهای افتاد که از مادرش دور افتاده بود.
بررسی و شمارش دادههای پیکره نشان داد که این ساخت با فراوانی 169 مورد (46 درصد کل بندهای موصولی)، پربسامدترین نوع بند موصولی است.
به اعتقاد بولوت (2006) بند موصولی نامعین[97] که نوعی بند موصولی محدودکننده محسوب میشود، با /(her) kim/ne/ (یعنی همهکس/همهچیز یا هرکس/هرچیز) شروع میشود؛ حرف ربط «که» معمولاً در آن ظاهر نمیشود و فعل در این نوع بند، وجه شرطی دارد. بولوت همچنین مدعی است که در گونههای ترکی ایران همانند ترکی ترکمنی در عراق، فعل در این نوع بند الزاماً شرطی نیست.
سوپر (1987: 368) از این نوع ساخت با عنوان بند wh-ever یاد میکند و معتقد است که مطابق الگوی ساخت بند wh-ever در زبانهای ترکی، فعل در این نوع بند باید شرطی باشد و قبل از آن، یک ضمیر پرسشی بیاید.
با بررسی پیکرۀ ترکی قشقایی، 88 مورد از این نوع بند موصولی شناسایی شد که معادل 24 درصد از تعداد کل بندهای موصولی است. 80 مورد از این نوع بند موصولی دارای فعل غیرشرطی (مثال 19) بود و تنها در 8 مورد، فعل در وجه شرطی (مثال 20) بهکار رفته بود.
|
19) |
hær |
næ |
sæn |
de-jæ-ɲ |
biz |
ɢɑbɯl |
ed-ær-æk. |
|
every |
what |
you (SG) |
say-OPT[98]-2SG |
we |
acceptance |
do-FUT[99]-1PL |
(TM 45)
هرچه تو بگویی ما قبول میکنیم.
|
20) |
hær |
jɑn-ɑ |
æjɑɢ |
ɢoj-sɑ-j-dɯ-m |
|
every |
side-DAT |
foot |
set-COND[100]-COP-PST-1SG |
|
bor |
ɑlɑ |
da |
mæn-im-inæn |
ɟæl-ir-di. |
|
grey |
spotted (lamb) |
also |
I-GEN-COM[101] |
come-PROG-PST.3SG |
(AU 51)
به هر طرف (و هرجا) که قدم میگذاشتم، (برۀ) خالخالی خاکستریرنگ هم با من میآمد.
برخی اوقات افعالی مانند خواستن، گفتن، دیدن، فهمیدن، فراموش کردن و غیره در بند اصلی جملۀ مرکب نیازمند بند متممی هستند تا معنای جملۀ مرکب را کامل کنند. در زبان فارسی پیش از بند متممی معمولاً حرف ربط «که» ظاهر میشود و در فارسی گفتاری بیشتر اوقات این حرف ربط حذف میشود. در زبانهای ترکی، بند متممی معمولاً بندی غیرزماندار (اسم فعلی) است که قبل از بند اصلی ظاهر میشود (مثالهای 21 و 22). بااینحال همانطور که در پیشینۀ پژوهش نیز اشاره شد، این نوع بند پیرو در گونههای ترکی ایران با کپیکردن ویژگیهای ترکیبی نوع فارسی خود، پس از بند اصلی و بهصورت زماندار ساخته میشود. پیش از بند پیرو نیز معمولاً حرف ربط ki (که) میآید که البته قابل حذف است (مثالهای 23 و 24).
|
21) |
elæ |
dæli-niɲ |
dujʁu-su-nɑ |
ɟed-miʃ-di |
|
EMPH |
crazy-GEN |
thought-POSS.3SG-DAT |
go-PRF-PST.3SG |
|
ci |
patɯl-ɯ |
bulɑ-dɪɟ-ɪ |
unud-muʃ-du. |
|
CONJ |
pot-ACC |
stir-VN[102]-ACC |
forget-PRF-PST.3SG |
(YO 47)
چنان در فکر دیوانه (فرو) رفته بود که فراموش کرده بود قابلمه را به هم بزند.
|
22) |
tilci |
øz-y-ny |
vur-du |
o |
jol-ɑ |
væ |
|
fox |
self-POSS.3SG-ACC |
hit-PST.3SG |
that |
road-DAT |
and |
|
kat͡ʃt͡ʃɪ-jɪ |
tez |
jɑlɑ-mɑʁ-ɑ |
bɑʃlɑ-dɯ. |
|
Kachi-ACC |
soon |
lick-VN-DAT |
start-PST.3SG |
(TM 61)
روباه خودش را به آن راه زد و زود شروع به لیسیدن کاچی کرد.
|
23) |
pælvær |
bil-miʃ-di |
ci |
ɑjɪɢulu |
|
Palvar |
know-PRF-PST.3SG |
CONJ |
Ayiqulu |
|
istæ-me-jr |
on-u |
je-jæ. |
|
want-NEG-PRS[103].3SG |
s/he-ACC |
eat-OPT.3SG |
(AQ 19)
پلور فهمیده بود که آییقولو نمیخواهد او را بخورد.
|
24) |
mæn |
bil-m-ir-æm |
næmæ-næ-dæn |
dɑnɯʃ-ɪr-ɑɲ. |
|
I |
know-NEG-PRS-1SG |
what-thing-ABL |
talk-PRS-2SG |
(TM 46)
من نمیدانم (که) از چه حرف میزنی.
با بررسی پیکره و شمارش راهکار بومی، یعنی بندهای متممی غیرزمانداری که پیش از بند اصلی میآیند، 45 مورد از این نوع بند شناسایی شد که تنها معادل شش درصد از تعداد کل بندهای متممی (715 بند) است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که راهکار بومی ساخت بند متممی غیرزماندار در ترکی قشقایی در حال فراموشی و جایگزینی با راهکار کپیشده از فارسی است.
در این بخش به بررسی ساخت چند نوع بند قیدی از جملۀ بند قیدی حالت، بند بیان مقصود، بند مربوط به زمان و بند شرطی میپردازیم.
یکی از راهکارهای بومی در ساخت بند قیدی حالت در ترکی قشقایی، استفاده از تکرار عنصر «فعل + (y)A» است (مثالهای 25 و 26). مشابه این ساخت در زبان فارسی با تکرار صفت فاعلی حال یعنی بن مضارع همراه با پسوند /-ɑn/ ساخته میشود (مانند دواندوان و خندانخندان).
|
25) |
mæn |
dæ |
aʁlɑ-jɑ |
aʁlɑ-jɑ |
t͡ʃɑj-ɑ |
sɑrɯ |
|
I |
also |
cry-CONV |
cry-CONV |
river-DAT |
towards |
|
jol-ɑ |
dyʃ-dy-m. |
|
road-DAT |
fall-PST-1SG |
(AU 20)
من هم گریهکنان به طرف رودخانه به راه افتادم.
|
26) |
tilci |
jɑmɑn |
ɟyn-ynæn |
ɑχsɑ-jɑ |
ɑχsɑ-jɑ |
|
fox |
disagreeable |
day-ADV[104] |
limp-CONV |
limp-CONV |
|
d͡ʒɑn-ɯ-nɯ |
ɟøtyr-dy |
væ |
ɢɑt͡ʃ-dɯ. |
|
life-POSS.3SG-ACC |
take-PST.3SG |
and |
run away-PST.3SG |
(TM 50)
روباه بهسختی و لنگانلنگان جانش را برداشت و فرار کرد.
با بررسی پیکرۀ موجود، راهکاری کپیشده از فارسی نیز برای ساخت بند قیدی مشاهده شد که در آن، بند قیدی و بند اصلی به شکلی ظاهری با حرف ربط «و» همپایه میشوند (مثالهای 27 و 28).
|
27) |
tilci ... |
ɢɑt͡ʃ-ɪjr-di |
jo |
de-jr-di... |
|
fox |
run-PROG-PST.3SG |
and |
say-PROG-PST.3SG |
(TM 30)
روباه میدوید و میگفت ... (در حالی که میدوید میگفت ...)
|
28) |
χoʃhɑllɪɟ-dɑn |
elæ |
jɑʃ |
tøc-yjor-muʃ |
o |
|
|
happiness-ABL |
EMPH |
tear |
pour-PROG-EV.PST.3SG |
and |
||
|
de-jor-muʃ ... |
|
say-PROG-EV.PST.3SG |
(DS 68)
از خوشحالی، مدام اشک میریخته و میگفته ... (در حالی که مدام اشک میریخته، میگفته ...)
در روشی دیگر، با کپی ویژگیهای ترکیبی حروف ربط مرکبی مانند «در حالی که» و «همانطور که» در عناصر ترکی، حروف ربط معادلی مثل «elæ belæ ci» و «elæ o d͡ʒuri ci» ساخته شده و پیش از بند پیرو قیدی ظاهر میشوند (مثالهای 29 و 30).
|
29) |
elæ |
belæ |
ci |
find͡ʒɑn-lɑr-ɑ |
t͡ʃɑhɯ |
|
EMPH |
this way |
CONJ |
cup-PL-DAT |
tea |
|
tøc-yjr-dɪ |
de-di: ... |
|
pour-PROG-PST.3SG |
say-PST.3SG |
(AU 36)
در حالی که در فنجانها چای میریخت، گفت: ...
|
30) |
mehr |
mesr-æ |
pɑdɪʃɑh |
ol-du, |
elæ |
o |
|
Mehr |
Egypt-DAT |
king |
become-PST.3SG |
EMPH |
that |
|
d͡ʒur-i |
ci |
jusuf-ɯ-næbi |
pɑdɪʃɑh |
ol-muʃ-du. |
|
way-SPEC |
CONJ |
Joseph-EZ[105]-prophet |
king |
become-PRF-PST.3SG |
(MM 41)
مهر پادشاه مصر شد، درست همانطور که یوسف نبی پادشاه (مصر) شده بود.
با شمارش راهکار بومی در پیکره، تعداد 33 بند از این نوع شناسایی شد که معادل 72 درصد از تعداد کل بندهای قیدی (46 مورد) حالت است.
بند بیان مقصود، از دیگر بندهای پیرو قیدی است که برای بیان هدف و مقصود بهکار میرود. یکی از نشانگرهای بومی این نوع بند قیدی، پیبست /-it͡ʃin/ (به معنای بهخاطرِ / برایِ) است که به فعل بند پیرو که در حالت مصدری قرار دارد، افزوده میشود (مثال 31). پسوند حالت بهای/برایی نیز میتواند بهجای این پیبست برای ساخت بند بیان مقصود بهکار رود (مثال 32). در هر دو حالت، بند پیرو قیدی بهصورت غیرزماندار (مصدری) و پیش از بند اصلی ظاهر میشود.
|
31) |
durnɑ |
tuluɢ-u-nu |
dol-dur-mɑɟ |
it͡ʃyn |
|
Durna |
waterskin-POSS.3SG-ACC |
fill up-CAUS-VN |
for |
|
bulɑʁ |
ɟøz-y-næ |
t͡ʃɯχ-mɯʃ-ɯ-dɯ. |
|
spring |
eye-POSS.3SG-DAT |
go out-PRF-COP-PST.3SG |
(AU 67)
درنا برای پرکردن مشکش به سرچشمه رفته بود.
|
32) |
timus |
ʃɑh |
øz-y |
dur-du |
|
Timus |
king |
EMPH-POSS.3SG |
stand up-PST.3SG |
|
ønlæ-mæɟ-æ |
ɟet-dɪ. |
|
welcome-VN-DAT |
go-PST.3SG |
(MM 58)
طیموسشاه خودش بلند شد (و) برای استقبال رفت.
همانطور که در پیشینۀ تحقیق نیز اشاره شد، بندهای قیدی بیان مقصود، در برخی گونههای ترکی در ایران با کپی ویژگیهای ترکیبی این نوع بند از فارسی بهصورت زماندار و پس از بند اصلی ظاهر میشوند. در بررسی ما از پیکرۀ ترکی قشقایی نیز بخش عمدۀ بندهای قیدی بیان مقصود (نزدیک به 86 درصد) از الگوی این نوع بند در زبان فارسی پیروی میکردند (مثالهای 33 و 34) که گاه همراه با کپیهایی یکپارچه از حروف ربط فارسی «که» و «تا» بود. با شمارش راهکار بومی در پیکره، تنها 36 مورد از این نوع بند شناسایی شد که معادل 14 درصد از تعداد کل بندهای بیان مقصود (253 مورد) در پیکره میشود.
|
33) |
sorɑ |
jol-ɑ |
dyʃ-dy |
ci |
ɑjrɯ |
ɢonʃu-lɑr-ɑ |
|
then |
road-DAT |
fall-PST.3SG |
CONJ |
other |
neighbor-PL-DAT |
|
dɑ |
bɑʃvur-ɑ. |
|
also |
visit-OPT.3SG |
(AU 38)
سپس به راه افتاد تا به دیگر همسایهها هم سر بزند.
|
34) |
ɟyndæ |
sæhær-lær |
dovɑr-lɑr-ɯ |
|
everyday |
morning-PL |
sheep/goat-PL-ACC |
|
ɑpɑr-ɪjr-dɪ |
otɑr-ɑ. |
|
take-PROG-PST.3SG |
graze-OPT.3SG |
(YO 103)
هر روز صبح بزها و گوسفندان را میبُرد (تا) بچراند.
در ترکی قشقایی برای اشاره به زمان وقوع فعل در بند قیدی مربوط به زمان، راهکاری بومی وجود دارد که در تحقیقات گذشتگان نیز به آن اشاره شده است. در این راهکار بومی، ساخت صفت فعلی متشکل از «/-An/ + فعل» به همراه پسوند حالت دری، بند پیرو غیرزمانداری میسازد که پیش از بند اصلی ظاهر میشود (مثال 35). برای اشاره به زمان پس از وقوع فعل نیز پسوند /-dAn sora/ به همین صفت فعلی اضافه میشود (مثال 36). در ترکی قشقایی، راهکار مشابه دیگری نیز برای اشاره به زمان بعد و قبل از وقوع فعل وجود دارد که با افزوده شدن /-dAn sora/ و /-dAn ilæri/ به اسمهای مصدری فعل ساخته میشود (مثالهای 37 و 38).
|
35) |
ɢurd |
tilci-ji |
ɟør-æn-dæ |
t͡ʃoχ |
ɟyl-dy. |
|
wolf |
fox-ACC |
see-PART-LOC |
a lot |
laugh-PST.3SG |
(TM 31)
گرگ وقتی روباه را دید، خیلی خندید.
|
36) |
sɑnɑz |
ɟøz-y |
jɑʃ-ɯ-nɯ |
ɑrrɯd-ɑn-dan |
|
Sanaz |
eye-POSS.3SG |
tear-POSS.3SG-ACC |
wipe-PART-ABL |
|
sorɑ |
soruʃ-du: ... |
|
after |
ask-PST.3SG |
(YO 99)
ساناز بعد از اینکه اشکهایش را پاک کرد، پرسید: ...
|
37) |
net͡ʃt͡ʃæ |
ɟyn |
jol |
ɟet-diɟ-dæn |
sora |
etiʃ-ir-lær |
|
a few |
day |
road |
go-VN-ABL |
after |
reach-AOR-3PL |
|
bir |
t͡ʃɑj-ɑ. |
|
one |
river-DAT |
(DS 66)
پس از اینکه چند روز راه رفتند (بعد از چند روز راه رفتن)، به یک رودخانه میرسند.
|
38) |
mæn-æ |
ruχsæt |
ver |
ɟet-mæɟ-dæn |
ilæri |
|
I-DAT |
permission |
give.IMP.2SG |
go-VN-ABL |
before |
|
mɑh-iɲ |
d͡ʒæmɑl-ɯ-nɯ |
bir |
ɟør-æ-m. |
|
Mah-GEN |
beauty-POSS.3SG-ACC |
one |
see-OPT-1SG |
(MM 58)
به من اجازه بده تا قبل از اینکه بروم، جمال ماه را یکبار ببینم.
یکی دیگر از راهکارهای بومی برای ساخت بند قیدی زمان در ترکی قشقایی که در تحقیقات گذشتگان به آن اشاره نشده است، راهکار غیرزمانداری است که با افزودهشدن پسوند /-Ant͡ʃA(z)/[106] به صفت فعلی متشکل از «/-An/ + فعل» ساخته میشود و در معنای «تا وقتی که» و برای اشاره به مقصد زمانی وقوع فعل کاربرد دارد (مثال 39).
|
|
39) |
siz |
dæ |
mæn |
ɟæl-æn-ænt͡ʃæz |
dourobær-i |
|
|
you (PL) |
also |
I |
come-PART-until |
around-ACC |
|
|
ɟøzlæ-jiɲ. |
||||||
|
watch-IMP.2PL |
||||||
(TM 58)
شما هم تا وقتی که من برمیگردم، مواظب دور و بر باشید.
حال به بند قیدی مربوط به زمان که با الگویی کپیشده از فارسی ساخته میشود میپردازیم. این نوع راهکار ساخت بند قیدی که با یک حرف ربط قیدی شروع و به فعلی زماندار ختم میشود، کاربرد بسیار گستردهای در ترکی قشقایی پیدا کرده است. حروف ربط استفادهشده همان حروف ربط فارسی مانند «وقتی»، «وقتی که»، «زمانی که»، «موقعی که» و... هستند و یا معادلهایی ترکی آنها مانند o zaman ki و onda ki. حرف ربط onda ki (آن وقت که) از حروف ربط قیدی پرکاربرد در ترکی قشقایی است.
در اینجا لازم است توضیح بیشتری راجع به این حرف ربط ارائه شود. پسوند حالت دری (-da) که پیشتر به نقش آن در ساخت بند قیدی مربوط به زمان اشاره شد، در ساخت حرف ربط قیدی onda ki نیز شرکت دارد. برای ساخت این حرف ربط قیدی، پسوند حالت دری که معنای موقعیت زمانی را نیز با خود حمل میکند، نیاز به میزبانی دارد تا با افزودهشدن به آن، این نقش معنایی را ایفا کند. صفت اشارۀ on (آن) که در فارسی در ساخت حروف ربط قیدی مرکبی مانند «آن زمانی که» شرکت دارد، میزبانی پسوند حالت دری را میپذیرد تا پس از ساختهشدن onda، حرف ربط فارسی «که» هم به آن افزوده شده و onda ki ساخته شود.
الگوی ترکیبی بندی که با یک حرف ربط قیدی آغاز شود و به فعلی زماندار خاتمه یابد، الگویی کپیشده از فارسی است که جایگزین الگوی بومی غیرزماندار و بدون حرف ربط میشود (مثالهای 40 و 41). گاهی در برخی از بندها حرف ربط قیدی آغازین حذف میشود و حرف ربط «که» با معنایی زمانی، در جایگاهی غیرآغازین به کار میرود (مثال 42). این نوع حرف ربط «که» در فارسی گفتاری، کاربرد فراوانی دارد.
|
40) |
o |
zɑmɑn |
ci |
sultɑn |
mehr |
ɟæl-di |
mæʁreb-æ |
|
that |
time |
CONJ |
Sultan |
Mehr |
come-PST.3SG |
Morocco-DAT |
|
zohræ |
nɑmæ-sɪ |
dæ |
tɑzzɑ |
jetɪr-miʃ-dɪ. |
|
Zohra |
letter-POSS.3SG |
also |
just |
arrive-PRF-PST.3SG |
(MM 58)
وقتی سلطان مهر به مغرب آمد، نامه زهره هم تازه رسیده بود.
|
41) |
on-dɑ |
ci |
mæn |
joχ-u-du-m |
|
that-LOC |
CONJ |
I |
nonexistent-COP-PST-1SG |
|
cim |
ɟæl-dɪ? |
|
who |
come-PST.3SG |
(TM 60)
وقتی که من نبودم، چه کسی آمد؟
|
42) |
ɟøz-y |
ci |
jɑrɑ-jɑ |
dyʃ-dy |
|
eye-POSS.3SG |
when |
wound-DAT |
fall-PST.3SG |
|
ud͡ʒɑ |
sæs-ɪnæn |
de-di ... |
|
loud |
voice-ADV |
say-PST.3SG |
(YO 21)
وقتی چشمش به زخم افتاد (چشمش که به زخم افتاد)، با صدای بلند گفت: ...
با بررسی پیکره و شمارش بندهای قیدی مربوط به زمان، 441 بند شناسایی شد که 35 درصد از آنها غیرزماندار و 65 درصد دیگر زماندار هستند.
بند پیرو شرطی نیز که نوعی بند قیدی محسوب میشود، در زبانهای ترکی معمولاً پیش از بند اصلی ظاهر میشود. فعل در این نوع بند با گرفتن پسوند شرطیساز /-sA/ شرطی میشود (مثال 43). در بررسی ما از پیکرۀ ترکی قشقایی، فراوانی ساخت شرطی بومی 25 مورد و معادل 29 درصد از کل بندهای شرطی بود. در مواردی، ساخت شرطی بومی بههمراه حرف ربط فارسی «اگر» نیز مشاهده شد که نوعی کدگذاری دوگانه محسوب میشود (مثال 44). فراوانی این نوع ساخت 13 مورد و معادل 15 درصد از بندهای شرطی بود.
|
43) |
mæn-i |
ɟør-sæ-lær |
øl-dyr-ær-lær. |
|
I-ACC |
see-COND-3PL |
die-CAUS-FUT-3PL |
(AQ 55)
اگر مرا ببینند، میکشند.
|
æɟær |
sæn |
istæ-sæ-ɲ |
biz-æ |
ɟyd͡ʒ |
de-jæ-ɲ |
|
|
If |
you |
want-COND-2SG |
we-DAT |
force |
say-OPT-2SG |
|
ʃer-ɪnæn |
tæræf-æɲ. |
|
lion-with |
side-COP.2SG |
(TM 32)
اگر بخواهی به ما زور بگویی، با شیر طرف میشوی.
بولوت (2019) به تغییری که در برخی گونههای ترکی در ایران در ساخت شرطی ایجاد شده، اشاره کرده و معتقد است که در برخی گونهها، ساخت صرفی «فعل + پسوند شرطی» جای خود را به ساخت تحلیلی «اگر + فعل تمنایی[107]/التزامی[108]» داده است. البته پیش از او بوسنالی[109] (2010) نیز به جایگزینی وجه شرطی فعل با وجه التزامی در ترکی خلجی اشاره کرده بود. در بررسی ما از پیکرۀ ترکی قشقایی مشخص شد که این تغییر در ترکی قشقایی نیز اتفاق افتاده است و وجه تمنایی گاهی نقش وجه شرطی را نیز بیان میکند (مثال 45). همچنین مانند فارسی گفتاری، گاه بند پیرو شرطی حتی بدون حرف ربط «اگر» ظاهر میشود که تغییر جدید و توسعهیافتهتری محسوب میشود (مثال 46).
|
45) |
æɟæ |
mæn |
o |
sæn |
kɑkɑ |
badʒɯlɯʁ |
ɑnd-ɯ-nɯ |
|
If |
I |
and |
you |
brother |
sisterhood |
oath-POSS.3SG-ACC |
|
it͡ʃ-æ-c |
væ |
birbir-æ |
jɑlɑn |
de-mæ-jæ-c |
|
drink-OPT-1PL |
and |
each other-DAT |
lie |
say-NEG-OPT-1PL |
|
kɑkɑ |
badʒɯ |
ol-ɑr-ɑc. |
|
brother |
sister |
become-FUT-1PL |
(TM 22)
اگر من و تو قسم خواهر و برادری بخوریم و به همدیگر دروغ نگوییم، (با هم) برادر و خواهر میشویم.
|
46) |
jol-um |
uzɑʁ-dɯr, |
ɑtlɯ |
ol-ɑ-m |
|
road-POSS.1SG |
far-COP.3SG |
mounted |
COP-OPT-1SG |
|
jej-dɪr. |
|
better-COP.3SG |
(DS 42)
راهم دور است، (اگر) سواره باشم، بهتر است.
با بررسی پیکره مشخص شد که حرف ربط «اگر» در ترکی قشقایی با وجه اخباری فعل نیز ظاهر میشود (مثال 47). حتی در این حالت نیز گاهی وجه اخباری بهجای وجه شرطی و حتی بدون حرف ربط «اگر» بهکار رفته است (مثال 48).
|
47) |
æjæ |
sæn |
mæn-ɪ |
ɟør-yr-æɲ, |
mæn-ɪm |
it͡ʃyn |
|
If |
you |
I-ACC |
see-PRS-2SG |
I-GEN |
for |
|
tɑːrɯ-dɑn |
bir |
dut͡ʃærχæ |
ɑl. |
|
god-ABL |
one |
bicycle |
buy.IMP.2SG |
(AU 84)
اگر تو مرا میبینی، برایم از خدا یک دوچرخه بخر.
|
48) |
je-jr-æɲ |
tæ |
ɟed-æ-m |
ɟætɪr-æ-m |
|
eat-PRS-2SG |
CONJ |
go-OPT-1SG |
bring-OPT-1SG |
|
belæ-ɲ-æ. |
|
BELÆ-POSS.2SG-DAT |
(DS 48)
اگر میخوری، بروم و برایت بیاورم (میخوری تا برم بیارم برات).
سوپر (1987: 374) به کاربرد فعلی با زمان گذشته در بند شرطی برای اشاره به زمان آینده در ترکی قشقایی اشاره کرده است. چنین الگویی که با کپی ویژگیهای ترکیبی ساخت شرطی در فارسی توسعه یافته است، در بررسی ما از پیکره نیز یافت شد (مثال 49). در این ساخت نیز گاه بند شرطی بدون حضور حرف ربط «اگر» ظاهر شده بود (مثال 50).
|
49) |
næzr |
et-dɪ-m |
cɪ |
æɟær |
χælɑs |
ol-du-m, |
|
vow |
do-PST-1SG |
CONJ |
if |
release |
become-PST-1SG |
|
ɟed-æ-m |
cæːbæ |
zijɑræt-ɪ-næ. |
|
go-OPT-1SG |
Kaaba |
Ziyarat-POSS.3SG-DAT |
(MM 36)
نذر کردم که اگر خلاص شدم، به زیارت کعبه بروم.
|
50) |
χæbær |
ɑl-dɯ-lɑr, |
næ |
de-jæ-m? |
|
news |
get-PST-3PL |
what |
say-OPT-1SG |
(DS 95)
(اگر) پرسیدند، چه بگویم؟
در بررسی ما از پیکره و شمارش بندهای پیرو شرطی مشخص شد که بهطورکلی بندهای شرطی ساختهشده با راهکارهای کپیشده از فارسی 49 بند و معادل 56 درصد از تعداد کل بندهای شرطی بود. از این تعداد 33 بند با حرف ربط «اگر» و 16 بند بدون حرف ربط «اگر» ساخته شده بود.
6. بحث و نتیجهگیری
زبانهای ترکی و ایرانی ساختهای نحوی بسیار متفاوتی نسبت به هم دارند. لذا، شناسایی تأثیرات زبانی متقابل آنها بر یکدیگر، میتواند در توصیف دقیقتر این زبانها بسیار مفید باشد. مطالعات مربوط به تماس دو زبان از دو ردۀ مختلف زبانی نتایج ارزشمندی در پی دارد: شناسایی انواع مختلف تغییرات نحوی پدیدآمده بر اثر تماس؛ آگاهی از تقدم و تأخر رخداد تغییر در ساختهای نحوی مختلف؛ بهدستآوردن اطلاعاتی از روند شروع و گسترش تغییرات حاصل از تماس در این زبانها و کاربست اطلاعات بهدستآمده در مطالعات زبانشناسی تاریخی و ردهشناسی زبان. شناسایی تغییرات نحوی حاصل از تماس زبانی میتواند نقش بسزایی در تعیین گرایش کلی این نوع تغییرات داشته باشد و موجب میشود زبانشناسان و پژوهشگران بتوانند نظریههای جامعتر و دقیقتری در زمینۀ زبانشناسی تماس ارائه کنند. همچنین مشخصشدن سازوکارهای تغییرات زبانی در این گونه تحقیقات، میتواند باعث افزایش دانش و آگاهی ما از آن دسته تغییرات تاریخی ناشناختۀ زبانها شود که توضیح آنها با درنظرگرفتن عوامل درونزبانی ممکن نیست. علاوهبر این، با استفاده از نتایج چنین تحقیقاتی میتوان در یک جغرافیای مشخص میزان در معرض خطر بودن یک گونۀ زبانی تحتتأثیر تماس زبانی را تعیین کرد که این مسأله از اهمیت بالایی برخوردار است.
ما در این پژوهش کوشیدیم تا به بررسی انواع تغییراتی بپردازیم که در اثر تماس زبانی با فارسی در ساخت جملات مرکب در ترکی قشقایی پدید آمده است. در نتیجۀ این پژوهش مشخص شد که ترکی قشقایی هم در همپایهسازی و هم در ناهمپایهسازی بندها در جملات مرکب، تأثیر عمیقی از فارسی پذیرفته است. این زبان در اثر تماس شدید و طولانیمدت با زبان فارسی، با کپیکردن ساختهای نحوی فارسی، الگوهایی را پذیرفته است که با نحو بومی خود در تقابلی آشکار قرار میگیرد. بررسیهای آماری ما نشان داد که بیشتر تغییرات در مرحلۀ تنوع قرار دارند و ساختهای بومی و تغییریافته، در کنار هم و بهجای یکدیگر بهکار میروند. بااینحال میتوان گفت که موصولیسازی پیشهستهای با فعل غیرزماندار در ترکی قشقایی بهطور گسترده جای خود را به ساخت پسهستهای با فعل زماندار داده است. اگرچه تغییری که در ساخت بند متممی اتفاق افتاده، هنوز کامل نشده است، اما از نتایج کمّی حاصل از بررسی پیکره میتوان نتیجه گرفت که این تغییر در حال کامل شدن است و شاید در آیندهای نزدیک، دیگر اثری از ساخت بومی در این نوع بند باقی نماند. در ساخت بند قیدی نیز میتوان آشکارا جایگزینی ساختهای بومی غیرزماندار با ساختهای کپیشدۀ زماندار را مشاهده کرد. در همپایهسازی بندها نمیتوان نتیجۀ تحقیق سوپر (1987: 396) مبنی بر از بین رفتن ساخت غیرزماندار /-Ib/ را تأیید کرد، اما از فراوانی نسبتاً کم این راهکار بومی در همپایهسازی بندها میتوان نتیجه گرفت که این راهکار نیز در حال فراموشی و جایگزینی با راهکار کنار هم قرارگیری بندهای زماندار است.
تعارض منافع
تعارض منافع ندارم.
تشکر و قدردانی
از استاد گرانقدر، جناب آقای دکتر محمد دبیرمقدم که راهنمایی بنده را در پایاننامۀ دوره کارشناسی ارشد بر عهده داشتند، نهایت تشکر و سپاس را دارم. از ایشان همچنین بهخاطر نقطه نظرات ارزشمندشان در طول نگارش این مقاله، صمیمانه قدردانی میکنم.