غلت‌سازی در گویش کلهری

نوع مقاله: علمی تخصصی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان شناسی عمومی دانشگاه کردستان

2 کارشناسی ارشد زبان شناسی عمومی دانشگاه کردستان

چکیده

در این مقاله تلاش بر آن است تا با استفاده از نظریۀ بهینگی با رویکردی هم‌زمانی به تحلیل و توصیف فرایند غلت‌سازی در زبان کردی (گویش کلهری) پرداخته شود. در این مقاله نشان داده می‌شود که محدودیت [REL-const] که در بسیاری از زبان‌های دنیا (همانند زبان‌های نیجرـ‌کنگو) از رتبۀ بالایی در چینش محدودیت‌ها برخوردار است، در گویش کلهری رتبۀ پایینی را به خود اختصاص می‌دهد. در این مقاله همچنین، استدلال می‌شود که غلت‌سازی در زبان کردی علاوه بر واکه‌های افراشته، بر واکه‌های غیرافراشته مانند /e/ نیز اعمال می‌شود؛ بنابراین، افراشتگی V1برای غلت‌سازی در گویش کلهری، برخلاف بسیاری از زبان‌های دنیا، شرط اساسی و تعیین‌کننده نیست. همچنین، نشان داده می‌شود که شرط افراشتگی خروجی دستگاه واجی تخطی‌ناپذیر نیست؛ یعنی خروجی دستگاه واجی این گویش در شرایط و جایگاه خاص خود، هم می‌تواند افراشته باشد، مانند /y/ و هم می‌تواند غیرافراشته باشد، همانند /Y/.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Glide Formation in Kalhori Dialect

نویسندگان [English]

  • Ebrahim Badakhshan 1
  • Mohammad Zamani 2
1 Assistant Professor at the Department of General Linguistics, University of Kurdistan
2 Master of Arts in General Linguistics, University of Kurdistan,
چکیده [English]

In this paper, the aim is to analyze and describe the process of glide formation in Kurdish (Kalhori dialect) using optimality theory of concurrency approach. It will be shown in this paper that, contrary to many languages such as the languages of Niger-Congo in which the [REL-const] constraint is high-ranking in the order of constraints, this constraint is of a low rank in the Kalhori dialect. It will be also shown that glide formation in Kurdish can be applied to non-high vowels such as /e/, as well as high vowels. Therefore, the raising of V1 for glide formation in the Kalhori dialect, contrary to many world languages, is not a fundamental and determining condition. It will also be shown that the condition of raising for the output of the phonological device is not rigid, that is the output from the phonological device of this dialect can be, in its own specific condition and position, raised, such as /y/, or non-high, such as /Y/.

کلیدواژه‌ها [English]

  • glide formation
  • omission
  • Optimality Theory
  • hiatus
  • Kalhori Kurdish

زبان کردی یکی از زبان‌های شاخۀ زبان‌های ایرانی و از خانوادۀ زبانی هندواروپایی به شمار می‌رود که خود دارای گویش‌ها و لهجه‌های مختلفی است. یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین گویش‌های این زبان، گویش کلهری است.

«ایل کلهر1از شمال به محدودۀ ایل‌های کرند، گوران و گوران‌بان زرده، از جنوب به حوزۀ حکومتی والی پشتکوه (استان ایلام کنونی)، از طرف مغرب به خاک کشور عراق (مندلی و خانقین)، همچنین به قشلاق ایل سنجابی و قشلاق ایل کرند، از جانب مشرق به ییلاق ایل زنگنه و قسمتی از ییلاق سنجابی (ماهیدشت) و در واقع، جنوب شهر کرمانشاه محدود می‌شود. افراد این ایل در شهرستان‌های گیلان‌غرب، هارون‌آباد (اسلام‌آباد کنونی) و بخش‌هایی از کرند، نفت‌شهر، سومار، گهواره، ایوان، ماهیدشت، و در دهستان قلعه شاهین، سرپل‌ذهاب و نصرآباد، قصر شیرین و تمامی نواحی و حومۀ مکان‌های یادشده ساکن هستند، البته پراکندگی مردمان ایل کلهر از مکان‌های نام‌برده فراتر است؛ به‌طوری که تعداد زیادی از مردم شهر کرمانشاه از کلهرها هستند» (گودرزی،  1380: 28).

زبان کردی نیز همانند سایر زبان‌های دیگر دارای قواعد و محدودیت‌های خاص خود است و در شیوۀ برخورد با فرایندهای واجی و آوایی، گاه به گونه‌ای متفاوت عمل می‌کند. یکی از فرایندهای رایج در این زبان فرایند غلت‌سازی2است. در این گویش به هنگام التقای مصوت‌ها و برای حل این مشکل، گاه از فرایند حذف و گاه از فرایند غلت‌سازی بهره می‌گیرند. در این مقاله تلاش بر آن است که با استفاده از نظریۀ بهینگی3با رویکردی هم‌زمانی به تحلیل و توصیف فرایند غلت‌سازی پرداخته شود.

2. فرایند غلت‌سازی

در مورد التقای مصوت‌ها باید گفت هرگاه دو واکه پشت سر هم بیایند، به‌گونه‌ای که هیچ صامتی بین آنها قرار نگیرد، تولید آن برای گویشور دشوار خواهد شد و زبان‌ها از راهکارهای متفاوتی بهره می‌گیرند تا بر این دشواری غلبه کنند که به اصل پرهیز از التقای مصوت‌ها4معروف است (تراسک5، 1996: 65). زبان‌ها بسته به ساخت هجایی و الگوی واج‌آرایی و آوایی خود، از الگوهای متفاوتی برای غلبه بر التقای مصوت‌ها بهره می‌گیرند که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: واکه‌زدایی6، یعنی حذف یک واکه قبل از واکۀ دیگر (v®Æ ¤¾v)؛ غلت‌افزایی، یعنی افزایش یک همخوان غیرهجایی به میان دو واکه (Æ®c ¤  v¾v)؛ و اصل غلت‌سازی، یعنی تبدیل یک واکه به یک همخوان (v®c ¤¾v) (اودن7، 2005: 188).

از جمله کسانی که در زمینۀ غلت‌سازی در زبان کردی کلهری دست به پژوهش زده‌اند، می‌توان به فتاحی (1393) اشاره کرد. وی در این مقاله به بررسی موردی غلت‌سازی در کردی کلهری پرداخته است. همان‌گونه که خود نویسنده نیز اظهار داشته، این مقاله به بررسی فرایند غلت‌سازی به صورت موردی پرداخته و از تحلیل آن به صورت جامع در گویش مذکور اجتناب کرده است؛ علاوه‌ بر این، در موارد بررسی‌شده در این تحقیق، از تقابل میان فرایند غلت‌سازی و حذف در عناصر تک‌عضوی کمتر سخن به میان رفته است. موردی بودن تحلیل در مقالۀ مذکور گاه به نتیجه‌گیری‌هایی کلی می‌انجامد که تا حدی درست به نظر نمی‌رسند. ما در این مقاله تا آنجا که میسر باشد، از تحلیل موردی دوری می‌کنیم و فرایند غلت‌سازی را به صورت جامع‌تر بررسی خواهیم کرد.

در برخورد با مسئلۀ التقای مصوت‌ها و اعمال فرایند غلت‌سازی، محدودیت‌های زیر مطرح هستند:

‌أ.            محدودیت آغازه [ONSET]: پرهیز از هجای بدون آغازه (پرینس8و اسمولنسکی9، 1993).

‌ب.        محدودیت (GLIDEHOOD)[GH]: یک غلت نباید افتاده [low] باشد و باید پیشین [frnt] یا گرد [rnd] باشد (کاسالی10، 1996).

‌ج.         محدودیت [*INS]: پرهیز از افزایش مشخصه و عنصر (کیرچنر11، 1993).

‌د.          محدودیت [parse(f)-1seg]: حفظ یک مشخصه در تکواژهای تک عضوی (کاسالی، 1996).

‌ه.           محدودیت [PARSE(F)]: پرهیز از مشخصه‌های شناور12(کیرچنر، 1993).

‌و.      محدودیت [REL-const]13: پرهیز از همانند شدن مشخصه‌های انقباضی افراشتگی [hi]، گرد بودن [rnd] و پیشین بودن [frt] غلت و واکۀ بعد آن (کاسالی، 1995).

‌ز.           محدودیت [DIP]14پرهیز از مرکب‌سازی واکه‌ای (روزنتال15، 1994).

در مورد محدودیت «و» باید گفت در توالی واکه‌ها در برخی زبان‌ها از جمله زبان‌های نیجر‌ـ‌‌کنگو16، اگر دو واکۀ متوالی یعنی V1و V2  در مشخصه‌های انقباضی ارتفاع یا پیشین بودن و گرد بودن با واکۀ بعد از خود یکسان باشند، غلت‌سازی مجاز نخواهد بود؛ بنابراین، این محدودیت در فرایند غلت‌سازی باید مدنظر قرار گیرد. این محدودیت در زبان کردی (کلهری) از مرتبۀ بالایی برخوردار نیست. محدودیت وجود آغازه در زبان کردی بالاترین رتبه را در میان محدودیت‌ها دارد، چراکه هیچ هجای بدون آغازه‌ای در این زبان یافت نمی‌شود. در فرایند غلت‌سازی، شرط عدم افتادگی غلت‌ها [GH] نیز پس از محدودیت آغازه، رتبۀ بعدی را به خود اختصاص خواهد داد. محدودیت حفظ مشخصه در تکواژهای تک‌عضوی [PARSE(F)-1seg] نیز اهمیتی بالاتر از حفظ یک مشخصه در تکواژهای طولانی‌تر یا در واژگان [PARSE(F)] دارد؛ بنابراین، در توالی رتبه‌بندی محدودیت‌ها جایگاهی بالاتر خواهد یافت. به‌طور خلاصه، توالی رتبه‌بندی این محدودیت‌ها را در زبان کردی(کلهری) به شکل زیر می‌توان بیان کرد:

  • ONSET>> GH>> *INS>> PARSE(F)-1seg>> PARSE(F)>> REL-const>> *DIP

غلت‌سازی در زبان کردی در جایگاه‌های مختلفی روی می‌دهد و از تنوع نسبتاً بالایی برخوردار است. از جمله توالی‌های واکه‌ای که به فرایند غلت‌سازی منجر می‌شود، می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:

  • c17u-u ⇾cwu
  • cu-a⇾cwa
  • cu-e⇾cwe
  • cu-u ⇾ cy_u
  • cu_-a⇾ cy_a
  • cu_-e⇾cy_e
  • ci-u ⇾cyu
  • ci-a⇾cye
  • ci-e⇾cye
  • ce-u ⇾cyu
  • ce-a ⇾cya

2-1. توالی Cu-u

نتیجۀ این توالی، درنهایت، اعمال فرایند غلت‌سازی خواهد بود. توالی مزبور نقض‌کنندۀ محدودیت «و» یعنی [REL-const] است، چراکه در این توالی، V1 و V2از نظر مشخصه‌های گرد بودن [rnd] و ارتفاع [hi] دقیقاً یکسان هستند، اما از آنجا که محدودیت فوق نسبت به محدودیت PARSE(F) و [PARSE(F)-1seg] رتبۀ پایین‌تری دارد، نقشی تعیین‌کننده در خروجی بهینۀ دستگاه نخواهد داشت. این توالی در زبان کردی به هنگام توالی واژه‌های مختوم به واکۀ گرد و افراشتۀ [u] و واکۀ حرف ربط18[u] رخ می‌دهد. مثال‌های این توالی در زیر می‌آید:

  • du (دوغ) + u(and) ⇾dwu (دوغ و..).
  • c&u (چوب) + u(and) ⇾ c&wu (چوب و...).
  • dZu (جوب) +u(and) ⇾ dZwu ( جوب و...).
  • su (فردا) + u(and) ⇾swu (فردا و...).

در توالی فوق، ارضای محدودیت  GHتوسط V1 نیاز به فرایند حذف و نقض محدودیت [PARSE(F)-1seg] را نیز برطرف می‌کند. آنچه در توالی فوق رخ می‌دهد، در جدول زیر قابل‌نمایش است:

جدول 1) جدول بهینگی توالی Cu-u در زبان کردی کلهری

*DIP

RELconst

PARSE(F)

PARSE(F)-1seg

*INS

GH

ONSET

Cu-u

 

*

 

 

 

 

 

FCwu

 

 

*!

 

 

 

 

Cu

 

 

*

*!

 

 

 

Cu

 

 

 

 

 

 

*!

Cu.u

2-2. توالی 19Cu_-u

در این توالی،  V1و V2 از نظر مشخصه‌های افراشتگی [hi] و گرد بودن [rnd] بسیار به هم نزدیک هستند، پس این بار نیز شاهد نقض محدودیت ششم، یعنی [REL-const]، هستیم و به دلیل اینکه محدودیت مزبور، از محدودیت  [PARSE(F)-1seg]و [PARSE(F)] رتبۀ پایین‌تری دارد، چه در ریشۀ واژگانی، چه در تکواژ تک‌عضوی، فرایند غلت‌سازی بر فرایند حذف ترجیح داده خواهد شد. از جملۀ این موارد می‌توان به مثال‌های زیر اشاره داشت:

  • du_ (دم) + u (and) ⇾ dy_u (دم و ..)
  • s^u_ (شوهر) + u (and) ⇾ s^y_u(شوهر و...)
  • ru_ (رو) + u (and) ⇾ ry_u (رو و ..)
  • tu_ (توت) + u (and) ⇾ ty_u (توت و...)

آنچه را که در این توالی رخ می‌دهد، می‌توان در جدول زیر نشان داد:

جدول 2) جدول بهینگی توالی Cu_-u در زبان کردی کلهری

*DIP

REL-const

PARSE(F)

PARSE(F)-1seg

*INS

GH

ONSET

Cu_-u

 

*

 

 

 

 

 

FCy_u

 

 

*!

 

 

 

 

C<u_>u

 

 

*

*!

 

 

 

Cu_

 

 

 

 

 

 

*!

Cu_.u

2-3. توالی Cu_/u-a/e

این توالی شامل چهار حالت زیر است:

  • Cu-a
  • Cu-a
  • Cu-e
  • Cu_-e

قاعدۀ حاکم بر چهار توالی فوق در زبان کردی یکسان است. به دلیل متفاوت بودن مشخصه‌های گرد بودن [rnd] و پیشین بودن [frt] و افراشتگی[hi]  در توالی واکه‌ای V1 V2، احتمال نقض محدودیت [REL-const] از میان می‌رود و فرایند غلت‌سازی بدون نقض هیچ محدودیتی، فرایند بهینۀ خروجی دستگاه خواهد بود؛ بنابراین، خروجی توالی‌های فوق در زبان کردی به شکل زیر خواهد بود:

  • Cu-a⇾ Cy_a
  • Cu-e⇾ Cy_E
  • Cu-a⇾ Cwa
  • Cu-e⇾ Cwe

مثال فرایندهای فوق در زیر آمده است:

  • zu_ (زود) + a (است)⇾ zy_a (زود است)
  • nu (نو) + a (است) ⇾ nwa (نو است)
  • bu (بو) + e مالکیت ساز))⇾ bwe (بوی متعلق به..)
  • du_ ((دم+ e (مالکیت ساز) ⇾ dy_e (دم متعلق به...)

 

خلاصه آنکه اگر V1 =u/u_ و V2=Q/E آن‌گاه:

  • CV1#V2⇾ CCV2

*DIP

REL-const

PARSE(F)

PARSE(F)-1seg

*INS

GH

ONSET

CV1-V2

 

 

 

 

 

 

 

FCCV2

 

 

*!

 

 

 

 

C<V1>V2

 

 

*

*!

 

 

 

CV1<V2>

 

 

 

 

 

 

*!

CV1.V2

جدول 3) جدول بهینگی CV1-V2

2-4. غلت‌های پیشین

غلت‌های پیشین در زبان کردی نتیجۀ اعمال محدودیت‌های پایایی و نشان‌داری بر توالی واکه‌ای به شکل زیر است:

  • Ci-a
  • Ci-E
  • Ci-u
  • Ce-a
  • Ce-u

نتیجۀ توالی Ci#V2 و CE#V2 در سطح روساخت واجی زبان کردی کلهری به شکل زیر قابل‌‌‌بیان است:

  • Ci-V2⇾ CyV2
  • Ce-V2⇾CYV2

مشاهده می‌شود که تفاوت خروجی دو مدل فوق در دو واج /Y/ و /y/ خواهد بود. پس، پیش از بررسی توالی‌های فوق و بررسی محدودیت‌های حاکم بر این توالی، لازم است به تفاوت‌های این دو واج بپردازیم. غلت/y/ دارای مشخصۀ افراشته و پیشین [+hi, frt] است و غلت/Y/ فاقد مشخصۀ افراشتگی است؛ یعنی در تولید آن نیازی به افراشتگی کامل زبان وجود ندارد؛ بنابراین، وجه تمایز این دو صوت غلتان، مشخصۀ  [hi] است.

کاسالی (1996) نحوۀ رفتار غلت‌های پیشین/y,Y/ را با دو محدودیت زیر مرتبط می‌داند:

  • hi-y: این محدودیت ترجیح می‌دهد که خروجی بهینۀ دستگاه واجی دارای مشخصۀ افراشتگی[+hi]  باشد.
  • * hi: این محدودیت ترجیح می‌دهد خروجی دستگاه فاقد ویژگی افراشتگی باشد.

محدودیت اول نباید با محدودیتGH(GLIDEHOOD)  اشتباه گرفته شود. در محدودیت GH لازمۀ خروجی دستگاه آن است که افتاده [low] نباشد، ولی محدودیت اول در بالا نیاز دارد که خروجی حتماً افراشته باشد؛ یعنی این دو محدودیت همپوشی کامل ندارند؛ بنابراین، قید محدودیت‌های فوق در جدول تحلیل غلت‌های پیشین ضروری می‌نماید.

2-5. توالی Ci-a

واکۀ/i/ یک واکۀ افراشتۀ پیشین است. دو محدودیت تمایل دارد که خروجی بهینۀ توالی واکه‌ای فوق افراشتگی این واکه را حفظ کند. محدودیت PARSE(F) که با اصل وفاداری مرتبط می‌شود، مانع از تغییر مشخصه‌ها در واکۀ موجود در ریشۀ واژگانی می‌شود. محدودیت hi-y نیز تمایل دارد که واکه در خروجی دستگاه، مشخصۀ افراشتگی خود را حفظ کند. در زیر مثال‌هایی از این توالی در زبان کردی آمده است:

  • dZI (جا) +_aga (پسوند معرفه ساز) ⇾ dZyQ.ga(جا معرفه)
  • gu.ni (گونی) + _aga (پسوند معرفه ساز) ⇾ gu.nya.ga(گونی معرفه)
  • lu.ti (لوتی) + _aga (پسوند معرفه ساز)⇾ lu.tya.ga(لوتی معرفه)
  • pe.s^I (گربه) + _aga (پسوند معرفه ساز)⇾ pe.s^ya.ga(گربه معرفه)

2-6. توالی Ci-e و Ci-u

این دو توالی درست همانند توالی بالا رفتار می‌کند. محدودیت [PARSE(F)] و محدودیت [hi_y] مانع از آن می‌شود که خروجی بهینۀ دستگاه واجی، افراشتگی واکۀ ریشۀ واژگانی را از آن سلب کند. به این ترتیب، V1 در نقطۀ التقای مصوت‌ها به شکل غلتان افراشتۀ /y/ باقی می‌ماند.

  • si (سی) + -em (ام) ⇾ syem (سی‌ام)
  • dZi (جا) +  -em (پسوند ملکی) ⇾ dZyem (جای من)
  • dar.zi (سوزن) + -em (پسوند ملکی)⇾ dar.zyem (سوزن من)
  • Si (سی) + -u(and) ⇾ syu (سی و..)
  • dZI (جا) + -u(and) ⇾ dZyu (جا و...)
  • ruzi (روزی) + -Em (پسوند ملکی) ⇾ ruzizyEm (روزی من)

بنا بر آنچه ملاحظه شد، فرایند واجی حاکم بر توالی‌های واکه‌ای بالا را می‌توان به شکل زیر بازنویسی کرد:

  • اگر V1=i و e یا a یا a: یا V2=، آنگاه:     CV1-V2⇾ CyV2

*hi

Hi_y

REL-const

PARSE(F)

PARSE(F)- 1seg

*INS

GH

ONSET

CV1-V2

*

 

 

 

 

 

 

 

FCyV2

 

*

 

*!

 

 

 

 

CYV2

 

 

 

*!

 

 

 

 

C<V1>V2

 

 

 

*

*!

 

 

 

CV1<V2>

 

 

 

 

 

 

 

*!

CV1.V2

جدول 4) جدول بهینگی CV1-V2

2-7. توالی Ci-a

در بخش توصیف نظام واکه‌ای در ابتدای این بخش، اولین محدودیت توزیعی واکه‌های زبان کردی اعلام داشت که واژه‌های کردی کلهری، مختوم به واکۀ/E/ نمی‌شوند؛ بنابراین، احتمال وقوع مسئلۀ التقای مصوت‌ها با ریشۀ واژگانی برای این واکه بسیار کم است، اما این واکه گاه در نقش ضمیر ملکی سوم شخص مفرد به آخر اسامی متصل می‌شود:

  • mel (گردن) + -e (- ش)⇾ mele (گردنش)

در زبان کردی کلهری واژه «است» نیز در قالب واکۀ /a/ در آخر واژگان خود را نشان می‌دهد:

  • /ya (این) me.le (گردنش)+ -a (است)⇾/ya (این) me.lYa (گردنش است)

آنچه در این مثال مشهود است، التقای دو واکۀ/e,a/ است. در اینجا سیستم بهینگی زبان به دنبال بهترین گزینه برای حل این توالی واکه‌ای است. حذف کردن هرکدام از واکه‌ها باعث نقض محدودیت حفظ مشخصه در تکواژهای تک‌عضوی [PARSE(F)-1seg] و بنابراین، نقض محدودیت حفظ مشخصه [PARSE(F)] خواهد شد. در جستجوی گزینه‌ای بهینه‌تر، فرایند غلت‌سازی خودنمایی می‌کند. هرچند تمایل غالب، ساخت غلتان افراشته است، اما از آنجا که در زبان کردی هردو صوت غلت افراشته/y/ و غیرافراشته/Y/ وجود دارد، محدودیت حفظ مشخصه‌ها و پرهیز از افزایش [*INS] مانع از غلت‌سازی افراشتۀ /y/ از واکۀ/e/ می‌شود. پس آنچه بهینه‌تر می‌نماید، غلت‌سازی غیرافراشته است؛ هرچند این خود باعث تخطی از محدودیت افراشتگی [hi_y] می‌شود، ولی از آنجا که مرتبۀ این محدودیت در مقایسه با محدودیت‌های [PARSE(F)] و [PARSE(F)-1seg] و [*INS] در جایگاه پایین‌تری قرار دارد، غلت‌سازی غیرافراشته گزینۀ بهینۀ دستگاه واجی معرفی می‌شود. در زیر چند نمونۀ دیگر از این فرایند فهرست شده است:

  • das-e (دست‌ـ ‌ش) + -a (است) ⇾ dasYa (دستش است)
  • dus-e (دوست ‌ـ ‌ش) + -a (است) ⇾ dusYa (دوستش است)
  • kwer-e (پسر ـ ‌ش) + -a (است) ⇾ kwe.rYa (پسرش است)
  • bawg-e (پدر ‌ـ ش) + -a (است) ⇾ baw.gYa (پدرش است)

پس جدول بهینگی فرایند فوق را به شکل زیر باید ترسیم کرد:

*hi

Hi-y

REL-const

PARSE(F)

PARSE(F)-1seg

*INS

GH

ONSET

Ce-a

 

*

 

 

 

 

 

 

FCYa

 

 

 

 

 

*!

 

 

Cya

 

 

 

*!

 

 

 

 

Ca

 

 

 

*

*!

 

 

 

Ce

 

 

 

 

 

 

 

*!

Ce.a

جدول 5) جدول بهینگی Ce-a

در این جدول، گزینۀ دوم با افزودن مشخصۀ [+hi] به ورودی، سبب نادیده گرفتن اصل پرهیز از افزایش مشخصۀ [*INS] شده است. گزینه‌های سوم و چهارم نیز همان‌گونه که در بالا گفته شد، باعث نقض محدودیت حفظ مشخصه‌ها در عناصر تک‌عضوی  PARSE(F)-1segو بنابراین، PARSE(F) شده‌اند. چینش جدید هجایی در گزینۀ آخر، هجای دوم را بدون آغازه باقی می‌گذارد که یک تخطی مهلک محسوب می‌شود. گزینۀ اول نیز تمایل زبان برای غلت‌سازی افراشته [hi_y] را نادیده گرفته است ولی از آنجا که جریمۀ تخطی فوق از سایر جرائم تخطی از محدودیت‌ها توسط سایر کاندیداها کمتر است، توسط ارزیاب به‌عنوان خروجی بهینۀ دستگاه معرفی می‌شود.

2-8. توالی Ce-u

حال اگر بر واژگان فوق حرف ربط/u/ افزوده شود، دوباره با مسئلۀ التقای مصوت‌ها مواجه خواهیم شد:

  • das-e (دست –ش) + -u(and) ⇾ da.sYu (دستش و..)
  • dus-e (دوست –ش) + -u(and) ⇾ du.sYu (دوستش و...)
  • kwer-e (پسر –ش) + -u(and) ⇾kwerYu (پسرش و...)
  • bawg-e (پدر –ش) + -u(and) ⇾bawgYu (پدرش ...)

در مورد قاعدۀ حاکم بر این فرایند باید گفت که این مورد نیز تا حد بسیار زیادی همانند توالی قبلی عمل می‌کند. محدودیت حفظ مشخصه در عناصر تک‌عضوی PARESE(F)-1seg مانع از اعمال فرایند حذف بر V1و V2 می‌شود. هجابندی جدید نیز باعث بی‌آغازه ماندن هجای دوم خواهد شد. تنها گزینۀ غلت‌سازی  V1باقی خواهد ماند. غلت‌سازی افراشته از واکۀ اول باعث افزودن مشخصۀ افراشتگی به واکۀ اول می‌شود؛ بنابراین، نقض محدودیت [*INS] قطعی خواهد بود. پس تنها گزینۀ باقی‌مانده، غلت‌سازی غیرافراشته است؛ هرچند این بار نیز یک محدودیت، یعنی [hi-y] نقض می‌شود، اما پایین بودن رتبۀ این محدودیت نمی‌تواند مانع از غلت‌افزایی غیرافراشته در زبان کردی شود.

جدول 6) جدول بهینگی Ce-u

*hi

Hi-y

REL-const

PARSE(F)

PARSE(F)-1seg

*INS

GH

ONSET

Ce-u

 

*

 

 

 

 

 

 

FCYu

 

 

 

*

 

*!

 

 

Cyu

 

 

 

*

*!

 

 

 

Cu

 

 

 

*

*!

 

 

 

Ce

 

 

 

 

 

 

 

*!

Ce.u

این توالی از جمله مواردی است که در زبان کردی منجر به غلت‌سازی نمی‌شود. برای درک علت این موضوع، بهتر است ابتدا به چند نمونه از این توالی واکه در گویش کلهری اشاره شود:

  • be.ra (برادر) + -aga (پسوند معرفه‌ساز) ⇾ bera.ga (برادر معرفه)
  • te.l&a (طلا) + -aga (پسوند معرفه ساز) ⇾ te.l&a.ga (طلا معرفه)
  • xa (تخم‌مرغ) + -aga (پسوند معرفه ساز) ⇾ xa.ga (تخم‌مرغ معرفه)
  • qe.l&a (کلاغ) + -aga (پسوند معرفه ساز) ⇾ qe.l&a.ga (کلاغ معرفه

ملاحظه شد که در موارد بالا، فرایند حذف بر غلت‌سازی ترجیح داده شده است. دربارۀ علت انتخاب این فرایند به‌عنوان گزینۀ بهینۀ خروجی دستگاه واجی زبان کردی کلهری، باید گفت انتخاب فرایند غلت‌سازی در توالی فوق، منجر به نقض یک محدودیت با مرتبۀ بالا می‌شود.

محدودیتGH(GLIDEHOOD) ناظر بر این محدودیت بود که غلت ساخته‌شده برای خروجی دستگاه باید افتاده نباشد [*low]؛ بنابراین، تبدیل /a/ به /A/ دچار یک تخطی رتبه بالا شده است. تخطی دیگر این کاندیدا مربوط است به محدودیت [REL-const]، چراکه در این حالت  V1و  V2 در مشخصۀ ارتفاع [hi] همانند هستند. حذف واکۀ اول (V1) محدودیت [PARSE(F)-lex] را نقض می‌کند که نسبت به محدودیت PARSE(F) از مرتبۀ بالاتری برخوردار است. حذف واکۀ دوم (/V2/) ناقض محدودیت [PARSE(F)] است که نسبت به دو محدودیت نقض‌شده توسط کاندیداهای قبلی، محدودیت پایین‌تری دارد. در مورد هجابندی مجدد نیز باید گفت محدودیت الزام وجود آغازه برای هجا [ONSET] با این خطر مواجه می‌شود که نسبت به سایر محدودیت‌ها بالاترین رتبه را دارد و این تخطی مهلک به شمار می‌رود. بنا بر آنچه گذشت، کمترین جریمۀ تخطی از محدودیت‌ها به فرایند حذف واکۀ دوم (V2) تعلق می‌گیرد؛ بنابراین، به‌عنوان بهینه‌ترین کاندیدای خروجی دستگاه واجی زبان کردی در توالی واکه‌ای فوق معرفی می‌شود. جدول بهینگی زیر این مطلب را بهتر نشان می‌دهد:

جدول 7) جدول بهینگی Ca-a

*hi

REL-const

PARSE(F)

PARSE(F)-lex

*INS

GH

ONSET

Ca-a

 

*

 

 

 

*!

 

CAa

 

 

*

*!

 

 

 

Ca

 

 

*

 

 

 

 

FCa

 

 

 

 

 

 

*!

Ca.a

با این حساب، می‌توان نتیجه گرفت غلت‌سازی در زبان کردی علاوه بر واکه‌های افراشته، بر واکه‌های غیرافراشته مانند /E/نیز اعمال می‌شود؛ بنابراین، افراشتگی /V1/ برای غلت‌سازی شرطی اساسی و تعیین‌کننده نخواهد بود. در ضمن، مشاهده شد که محدودیت  [REL.const] که در بسیاری از زبان‌های دنیا، ازجمله زبان‌های نیجر‌ـ‌کنگو (کاسالی، 1996)، از مرتبۀ بالایی برخوردار است، در زبان کردی مرتبۀ پایینی به خود اختصاص می‌دهد. همچنین، مشاهده شد که شرط افراشتگی خروجی دستگاه بهینگی نیز عاملی تعیین‌کننده نیست و خروجی دستگاه در جایگاه و شرایط خاص خود، هم می‌تواند افراشته باشد، مانند /y/ و هم می‌تواند غیرافراشته باشد، همانند /Y/.

3. نتیجه‌گیری

در فرایند غلت‌سازی در گویش کلهری، چند محدودیت بیشتر از سایر محدودیت‌ها پیش روی گویشور قرار می‌گیرد که شیوۀ مرتبه‌بندی این محدودیت‌ها بر اساس اهمیت آنها در این گویش به شرح زیر معرفی شد:

  • ONSET>>GH>> *INS>> PARSE(F)-1SEG>> REL-const>>*DIP

در این رتبه‌بندی، محدودیت پرهیز از تولید هجای بدون آغازه بالاترین جایگاه و محدودیت مرکب‌سازی پایین‌ترین جایگاه را به خود اختصاص داده‌اند. نکتۀ قابل‌توجه آن است که در بسیاری از زبان‌ها، همانند زبان‌های نیجر-کنگو، محدودیت [REL-const] از رتبۀ بالایی در چینش محدودیت‌ها برخوردار است، اما در این تحقیق نشان داده شد که این محدودیت در گویش کلهری رتبۀ پایینی دارد. ضمناً، مشاهده شد که همیشه تمامی توالی‌های واکه‌ای منجر به غلت‌سازی نمی‌شود و تنها برخی از توالی‌ها شرایط غلت‌سازی را دارا هستند. توالی‌هایی که در این گویش منجر به غلت‌سازی می‌شوند، عبارت‌اند از:

  • Cu-u⇾Cwu
  • Cu-a⇾Cwa
  • Cu-e⇾Cwe
  • Cu-u ⇾ Cy_u
  • Cu_-a⇾ Cy_a
  • Cu_-e⇾Cy_e
  • Ci-u⇾Cyu
  • Ci-a⇾Cya
  • Ci-e⇾Cye
  • Ce-u ⇾CYu
  • Ce-a ⇾CYa

هرکدام از توالی‌های واکه‌ای فوق نقض‌کنندۀ یکی از محدودیت‌های مترتب در اصل غلت‌سازی است، اما از آنجا که محدودیت نقض‌شده از رتبۀ بالایی برخوردار نیست، در خروجی دستگاه بهینگی نتوانسته‌اند مانع از اعمال فرایند غلت‌سازی شوند. در این مقاله نشان داده شد که این چینش از محدودیت‌ها از اعمال فرایند غلت‌سازی بر توالی‌های زیر جلوگیری می‌کند:

  • *Ca-V
  • *Ce-V

اما همان‌گونه که در توالی‌های واکۀ افتاده با واکۀ دیگر مشاهده می‌شود، این توالی نمی‌تواند منجر به فرایند غلت‌سازی شود، چراکه هرکدام از موارد فوق ناقض محدودیت رتبه بالای [GH(GLIDEHOOD)] است. از آنجا که این محدودیت مسلط بر سایر محدودیت‌هاست، امکان غلت‌سازی از توالی‌های فوق وجود ندارد و فرایند حذف واکه‌ای گزینه‌ای بهینه خواهد بود. ساختار ریشه و پسوند از لحاظ تک‌عضوی و مرکب بودن، مشخص‌کنندۀ کاندیدای مناسب برای اعمال فرایند حذف خواهد بود. خلاصه آنکه نتیجه گرفته شد که غلت‌سازی در زبان کردی علاوه بر واکه‌های افراشته، بر واکه‌های غیرافراشته مانند /e/ نیز اعمال می‌شود؛ بنابراین، افراشتگی V1برای غلت‌سازی در گویش کلهری برخلاف بسیاری از زبان‌های دنیا، شرط اساسی و تعیین‌کننده نیست. در ضمن، مشاهده شد که محدودیت [REL-const] در این گویش از مرتبۀ بالایی برخوردار نیست و این نیز در نوع خود قابل‌توجه است. از جمله نکات دیگری که در مبحث فرایند غلت‌سازی مشاهده شد، این بود که شرط افراشتگی خروجی دستگاه بهینگی نیز عاملی تخطی‌ناپذیر نیست؛ یعنی خروجی دستگاه واجی گویش کلهری در شرایط و جایگاه خاص خود، هم می‌تواند افراشته باشد، مانند /y/ و هم می‌تواند غیرافراشته باشد، همانند /Y/.

حق‌شناس، علی‌محمد. (1376). آواشناسی (فونتیک). چاپ دهم. تهران: آگه.

زعفرانلو کامبوزیا، عالیه. (1385). واج‌شناسی رویکردهای قاعده بنیاد. تهران: سمت.

زمانی، محمد. (1391). تحلیل و توصیف فرایندهای واجی آوایی زبان کردی (گویش کلهری). پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد زبان‌شناسی همگانی. دانشگاه کردستان.

کریمی‌دوستان، غلام‌حسین. (1381). «ساختمان هجا در زبان کردی». مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد. سال سی و پنجم. شمارۀ اول و دوم. 235-248.

کلباسی، ایران. (1362:4). گویش کردی مهابادی. تهران: موسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

فتاحی، مهدی. (1393). «غلت‌سازی واکه به‌عنوان راهکاری برای رفع التقای واکه‌ها: بررسی نمونه‌ای در کردی کلهری». نشریۀ پژوهش‌های زبان‌شناسی تطبیقی. سال چهارم. شمارۀ هفتم.

گودرزی، علیرضا. (1381). ایل کلهر در دوره مشروطیت. انتشارات کرمانشاه.

Casali, R. F. (1988). Vowel clusters and syllable structure in Nawuri. Papers in Ghanaian linguistics. 7. 40-61.

 ــــــــــــــــ.(1994). “Vowel Elision and Glide Formation in Niger-Congo: A Harmony Theoretic Approach”. Paper presented at the annual meeting of the Linguistic Society of America. Boston.

 ــــــــــــــــ.(1995a). “Patterns of Glide Formation in Niger-Congo: An Optimality Account”. Paper presented at the annual meeting of the Linguistic Society of America. New Orleans

 ـــــــــــــــ.(1996). Resolving Hiatus. Los Angeles: University of California.

Clements, George N. (1986). “Compensatory Lengthening and Consonant Gemination in Luganda”. L. Wetzels and E. Sezer (eds.), Studies in Compensatory Lengthening. Dordrecht: Foris.

Kirchner, R. (1993). “Turkish Vowel Harmony and Disharmony: An Optimality theoretic account”. Paper presented at the Rutgersoptimality workshop 1. Rutgers University.

Odden, D. (2005). Introducing Phonology. Cambridge: Cambridge University Press.

Prince, A. and Smolensky, P. (1993). “Optimality Theory: Constraint Interaction in Generative Grammar”. A. Prince and P. Smolensky (Eds.). Studies in Second Language Acquisition. 28(01). 1-262. Blackwell

Rosenthall, S. (1997). “The distribution of prevocalic vowels”. Natural Language and Linguistic Theory. 15(1). 139-180.

ـــــــــــــــــــ. (1994). Vowel/Glide Alternations in a Theory of Constraint Interaction. Ph.D dissertation, University of Massachusetts, Amherst.

Trask, R. L. (1996). Historical Linguistics. London: Arnold.

پی‌نوشت‌:

1. Kalhur

2. glide formation

3. Optimality Theory

4. hiatus

5. Trask

6. vowel elision

7. Odden

8. Prince

9. Smolensky

10. Casali

11. Kirchner

12. incorporated or floating features

13. relative constriction

14. diphthongization

15. Rosenthall

16. Neiger-Congo

17ـ از c برای اشاره به همخوان استفاده شده است.

18ـ حرف ربط در زبان کردی تنها از یک واکه /u/ تشکیل شده است که به آخر واژۀ قبل از خود می‌پیوندد.

19ـ این واکه در زبان فارسی وجود ندارد و در برخی زبان‌ها مانند زبان فرانسوی معادل تقریبی آن وجود دارد.