بررسی‌ ساخت‌آغازگری درمتون‌فارسی‌میانه ازمنظر‌فرانقش متنی رویکرد نقش‌گرای‌هلیدی

نوع مقاله: علمی تخصصی

نویسنده

داننشگاه علامه طباطبایی

چکیده

این پژوهش می‌کوشد تا به بررسی برخی ویژگی‌های متنی در متون دوره میانه زبان فارسی بپردازد. این خود می‌تواند زمینه‌ای را برای مقایسه متون دوره‌های پیشین زبان فارسی با فارسی امروز فراهم آورد. براساس چنین اطلاعاتی می‌توان بررسی کرد که در سطح بازنمایی ساخت آغازگری و نحو چینش پیام چه تغییرات احتمالی در روند تغییرات زبان فارسی صورت گرفته است.بنا بر نظر هلیدی - متیسون (2014) آغازگر نقطه عزیمت پیام است و جایگاه بند را در درون متن تعیین می‌کند. برای انجام این پژوهش، متن روایی کارنامه اردشیر بابکان (1)و متن اندرزی دینکرد ششم(2)انتخاب شدند. نتایج نشان می‎دهند بیشترین بسامد وقوع آغازگر در هر دو متن، متعلق به آغازگرهای مرکب و بی‌نشان است( در هر متن تقریبا 65% است) و در این میان الگوی «آغازگر متنی (ساختاری) + آغازگر مبتدایی» بالاترین درصد وقوع را دارد. با توجه به این امر می‌توان ادعا کرد که در این دوره برای آغاز پیام غالبا از این الگو استفاده می‌شده است. درصد وقوع آغازگرهای بینافردی (وجه) در کارنامه اردشیر بابکان بسیار پایین است، بااین وجود درصد وقوع این آغازگر در دینکرد ششم قابل توجه است. نکته قابل توجه دیگر در متن دینکرد ششم وجود آغازگرهای گسسته است، یعنی بخشی از آغازگر در ابتدای جمله می‌آید سپس اجزای دیگر جمله قرار می‌گیرند، و ادامۀ آغازگر بعد از اجزای دیگر می‌آید.همچنین بررسی ویژگی نشانداری و بی‌نشانی در فارسی میانه و مقایسه آن با فارسی امروز نشان دهنده تغییر در گروههای نشانداری و بی‌نشانی در زبان فارسی است.این امر می‌تواند زمینه را برای مطالعات شناختی بازکند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

To Study the thematic structure in Middle Persian Texts based on textual meta function of Halliday's approacha

نویسنده [English]

  • zahra Ramezani
Allame Tabataba'i University
چکیده [English]

This study investigates the thematic structure in Middle Persian Texts based on Halliday’s approach. Accordingly, it could be investigated that what changes have happened in the thematic structure during the process of Language development. Halliday and Mathiessen (2014) claim that the theme is the point of departure. In order to do this study, tow texts of kārnāmag i ardešir bābakān (Text 1) and dinkar šašom (Text 2) were chosen. The results suggest that the highest occurrence of themes belongs to the unmarked multiple theme (almost 65% in both texts) with the pattern of “Textual theme + Topical theme” (70.27% in Text1 and 60.83% in Text2). Based on this fact it could be claimed that in that rea this pattern was used to transfer the message. The occurrence of interpersonal themes is low in kārnāmag i ardešir bābakān (16.21%) but high in dinkar šašom (39.16%). Another significant point in dinkar šašom is the occurrence of discrete themes, that is, some part of the theme sits at the first part of the sentence, then other part of the sentence, and other part of the theme at the end. In addition, the investigation of marked and unmarked features in Middle Persian Texts and comparing theme with Modern Persian indicate changes in the groups sitting in unmarked and marked position in a sentence. It could open a way for cognitive studies.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Halliday's approach
  • Simple Theme
  • Multiple Theme
  • Marked
  • Unmarked